بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر
قدرت بیان و نویسندگی انسان
اى مفضّل! بنگر كه چگونه خداوند- تقدّست اسماءه- به آدمى نعمت نطق عطا كرد و او مى ‏تواند با این نیرو آنچه را كه در نهان و قلب دارد باز گوید و اندیشه ‏اش را بیان نماید و از درون مردم آگاه شود؟
اگر این توان نطق در او نبود، هر آینه به یك حیوان چهارپا مى‏ مانست كه نتواند دیگران را از درون و اندیشه‏ هاى خود آگاه سازد و نه از ما فی الضمیر دیگران با خبر شود.
قدرت كتابت و نوشتن نیز این گونه [با اهمیت و] مخصوص انسان است. با نوشتن، اخبار گذشتگان براى حاضران و اخبار حاضران براى آیندگان حفظ و منتقل مى‏ شود.




نوع مطلب : نشانه ها، 
برچسب ها : سخن گفتن، نوشتن، آفرینش، وجود خدا، تفکر، نشانه های خدا در بدن،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
امام  صادق علیه السلام:

[چرا شكم انسان مانند لباس، زیپ و دكمه ندارد؟]
برخى از نادانان كه بدروغ ادعای كلام و فلسفه مى‏ كنند و از سر كم مایگى و كوته ‏اندیشى مى‏ گویند: چه مى‏ شد كه شكم انسان نیز مانند قبا و بالاپوش باشد تا هر گاه كه پزشك اراده كرد، آن را بگشاید و درون آن را بدرستى ببیند، دست در آن كند و به معالجه بپردازد و این گونه بسته و پوشیده از چشم و دست نباشد؟ زیرا پزشك تنها با دلالتها و راهنماییهاى ناقص؛ چون: نظر در بول و معاینه و لمس عرق و دیگر امور اشتباه‏ آمیز و نادرست به درمان مى‏ پردازد و این امور [و عدم درمان صحیح‏] چه بسا به مرگ بیمار منتهى شود.
این جاهلان نمى‏ دانند كه اگر این پندار واقع مى ‏شد، گذشته از آنكه انسان، دیگر هیچ هراس و دلهره‏ اى از مرگ نداشت و غرور بقا و سلامت، او را به ورطه سرمستى و خوشگذرانى مى‏ كشانید، باعث مى‏ گشت كه مایعات شكم ترشح كند و سرازیر شود و خواب و بیدارى او را بر هم زند و فاسد گرداند. نیز این ترشحات، لباس و آراستگى انسان را آلوده مى‏ سازد و در كل، زندگى شخص را خراب مى‏ نماید.
معده و كبد و قلب نیز با یك حرارت مشخّصى كه خداوند در درون انسان قرار داده كار مى‏كنند. اگر شكم شكافى داشت كه چشم درون آن را بنگرد و دست به آن برسد، هر آینه سردى دماى خارج به داخل بدن راه مى‏یافت. با حرارت بدن در مى ‏آمیخت و آن را از حالت تعادل خارج مى‏ نمود؛ در نتیجه كار طبیعى احشا و درون انسان بى‏ ثمر مى‏ شد و شخص هلاك مى‏ گشت. آیا نمى‏ بینى جز آنچه در آفرینش پدید آمده، تمام پندارهاى خیال انسان، ناصواب و خطاست؟
توحید المفضل ؛   ؛ ص73


نوع مطلب : نشانه ها، 
برچسب ها : شکم، شگفتی در آفرینش انسان، جگر، کبد، حرارت شکم، حرارت درون شکم، شکم دکمه دار، شکم زیپی، تفکر در آیات، وجود خدا، نشانه ها، نشانه های وجود خدا، حکمت خدا، حکمت های باور نکردنی، عقل ناقص انسان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

چگونه وجود خدا را برای خود اثبات کنم؟ (1)

نظم و انضباط ، لازمه زندگی


فکر انسان هم گاهی سبک بار است گاهی دارای باری با  وزن متوسط است و گاهی دارای باری است با وزن زیاد؛ وقتی انسان می‌خواهد با فکر خویش خدا را اثبات کند باید راهی را انتخاب کند که مناسب فکر و اندیشه اوست.


مقدمه

ممکن است هنگامی که در خلوت خویش به مسائل مهم می‌اندیشید و یا پس از برخورد با برخی از دوستان، همکاران و اطرافیان خود که عقایدی مخالف عقیده شما دارند؛ بارها از خود بپرسید چگونه می‌توانم وجود خدا را برای خویش اثبات کنم و یا با چه روشی می‌توانم به دیگرانی که خدا را باور ندارند اثبات کنم که این عالم، خداوندی دارد و ممکن نیست به صورت اتفاقی به وجود آمده باشد. بهتر است نگران این مساله نباشید و بدانید دانشمندان دینی برای اثبات وجود خدا راه‌های متعددی بیان کرده‌اند مانند: برهان فطرت، برهان امکان، برهان ضرورت و وجوب و...[1] این نوشته در پی بیان یکی از آن راه‌ها است که شما با هر سطح علمی می‌توانید به سادگی از آن استفاده کرده، با دیگران نیز وارد گفت و گو شوید. نام این راه «برهان نظم» است.

 

می‌دانید چرا برای اثبات وجود خدا راه‌های مختلفی را بیان می‌کنند؟

جواب: راه‌های اثبات خدا مانند پل‌های مختلفی است که بر روی یک رودخانه ساخته‌اند؛ حتماً متعجب شدید!

توضیح بیشتر: عده‌ای را تصور کنید که تصمیم گرفته‌اند از رودخانه‌ای خروشان عبور کنند برخی باری سبک در حد یک ساک دستی به همراه دارند و برخی با ماشین سواری خود که دارای وزنی متوسط است، آمده‌اند و برخی دیگر با یک ماشین باربری سنگین آمده‌اند؛ بر روی رودخانه هم پل‌های کوچک و بزرگ و متوسطی وجود دارد، حتماً تصدیق می‌کنید که هر دسته باید از پل مناسب بار خویش استفاده کنند تا موفق به عبور از رودخانه شوند.

فکر انسان هم گاهی سبک بار است گاهی دارای باری با  وزن متوسط است و گاهی دارای باری است با وزن زیاد؛ وقتی انسان می‌خواهد با فکر خویش خدا را اثبات کند باید راهی را انتخاب کند که مناسب فکر و اندیشه اوست.

شاید بپرسید چه چیزی باعث سنگینی یا سبک‌باری فکر می‌شود؟

در پاسخ می‌گوییم: هر چقدر فکر انسان با شبهه‌های بیشتری مواجه شود، سنگین‌تر خواهد شد و انسان برای رسیدن به حقیقت باید راه دشوارتری را بپیماید.[2] 

نظم در عالم هم، یعنی همه چیز از قبل مرتب و هماهنگ شده است تا انسان‌ها و سایر موجودات بتوانند مأموریت خویش را انجام دهند و بازگردند! به بیان دیگر یعنی پیش‌بینی‌های لازم برای هدفی که موجودات برای آن خلق شده‌اند؛ در عالم وجود دارد. 

الله خدا
 

ساده‌ترین راه اثبات وجود خدا

ساده‌ترین راه اثبات وجود خداوند، استفاده از راه دلیل (برهان) نظم است؛ این دلیل می‌گوید: عالم دارای نظمی بسیار عمیق و گسترده است و هر چیزی که دارای چنین نظمی باشد نیاز به ناظمی دانا دارد. پس عالم هم نیاز به یک نظم‌دهنده دانا دارد و نمی‌تواند تصادفی به وجود آمده باشد. روشن است هرچه این نظم پیچیده‌تر و بیشتر باشد ناظم آن هم دارای علم و قدرت بیشتری خواهد بود.

قبل از توضیح بیشتر بهتر است ببینیم "نظم" یعنی چه؟

دقت کنید: منظور از نظم، وجود هماهنگی یک مجموعه، برای رسیدن به هدف دلخواهشان است.

مثال: تصور کنید  شما از طرف سازمانی به کشوری اعزام می‌شوید؛ صبح زود خودرویی برای بردن شما به فرودگاه می‌آید، راننده برای شما بلیطی به همراه دارد هواپیما آماده پرواز است و شما به راحتی به مقصد می‌رسید و ... اگر از شما بپرسند اوضاع چگونه بود می‌گویید همه چیز منظم بود و من توانستم به خوبی مأموریتم را انجام بدهم و باز گردم.

نظم در عالم هم، یعنی همه چیز از قبل مرتب و هماهنگ شده است تا انسان‌ها و سایر موجودات بتوانند مأموریت خویش را انجام دهند و بازگردند! به بیان دیگر یعنی پیش‌بینی‌های لازم برای هدفی که موجودات برای آن خلق شده‌اند؛ در عالم وجود دارد. 

 

پی نوشت ها:

1- خرازی، سید محسن؛ به دایه المعارف الالهیه، ترجمه مرتضی متقی نژاد؛ بی جا، انتشارات عصمت کبری، 1385، چ چهارم؛ ج1، ص 28-47.

2- برگرفته از: مصباح یزدی، محمد تقی؛ آموزش عقاید؛ سازمان تبلیغات اسلامی، چ هفدهم، بهار 1377، قم؛ ج1و2، ص66و67.

 

محسن مروتی

بخش اعتقادات تبیان



نوع مطلب :
برچسب ها : وجود خدا، اثبات وجود خدا، حقیقت، ساده‌ترین راه، برهان نظم، نظم،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

لوله کشی دقیق در بدن

چگونه وجود خدا را برای خود ثابت کنم؟(2)


نمونه هایی از نظم شگفت انگیز عالم

 آیا می دانید یکی از بهترین  راههای خداشناسی تفکر درباره خودتان است؟

پس بهتر است تا فرصت داریم؛ در وجود خود سیری نماییم و از شگفتی های وجود خودمان درس خداشناسی بگیریم.

 


 اکنون نمونه ای از این شگفتی ها را مطالعه نمایید:

رگ های خونی
کوچولوهای باهوش

اگر در حالی که مات و مبهوت ظاهر زیبا و عظمت برجی بلند هستید، کسی بگوید این ساختمان به صورت اتفاقی در این جا ساخته شد، باد آجرها را از این طرف و آن طرف به این جا آورد؛ آجرها به صورت تصادفی روی هم قرار گرفتند؛ وسایل خنک کننده را هم باد و باران در سر جایشان نصب کرد سیم کشی ها، شیشه ها، تزیینات داخلی، درها، آسانسور و میلیون ها قطعه دیگر کاملا اتفاقی در یک جا جمع شدند و یک دفعه این بنا بدون آن که مهندس و معمار و کارگری در کار باشد، ساخته شد!!! حتما باور نخواهید کرد.

اکنون بیایید نگاهی هم به ساختمان وجودمان بیندازیم:

بدن ما از (ده كاتر میلیون 10.000,000,000,000,000) سلول تشکیل شده است یعنی تعداد قطعات آن، 500 میلیون برابر بیشتر از یک برج 60 متری است!

شگفت آور آن که همه این سلول ها زنده اند، غذا می خورند، نفس می کشند و تولید مثل می کنند و عجیب تر آن که مانند کارگران یک کارخانه عظیم هر کسی وظیفه خود را به خوبی انجام داده، در کار دیگری دخالت نمی نماید. مثلا سلول های پلک تا حد معینی رشد می کنند تا مانع دید سلول های چشمی نشوند، حالت جمع شوندگی دارند تا در موقع لزوم باز شوند و در هنگام خطر روی چشم قرار گیرند.

واقعا چه کسی این توده عظیم از سلول ها را در یک نقطه جمع کرده است؟ چه کسی به آنها یاد می دهد که چگونه تغذیه کنند؟ چگونه تکثیر شوند؟ تا چه اندازه بزرگ شوند؟[1]

شگفت آور آن که همه این سلول ها زنده اند، غذا می خورند، نفس می کشند و تولید مثل می کنند و عجیب تر آن که مانند کارگران یک کارخانه عظیم هر کسی وظیفه خود را به خوبی انجام داده، در کار دیگری دخالت نمی نماید. مثلا سلول های پلک تا حد معینی رشد می کنند تا مانع دید سلول های چشمی نشوند، حالت جمع شوندگی دارند تا در موقع لزوم باز شوند و در هنگام خطر روی چشم قرار گیرند

نشانه ای دیگر

امام صادق(علیه السلام) در پاسخ پرسش یکی از شاگردانش درباره رشد جنین این گونه فرمودند:

در آغاز، جنین، در رحم - جایى كه چشمى آن را نمى‏بیند و دستى بدان نمى‏رسد - شكل و صورت داده مى‏شود. این تدبیر همچنان ادامه دارد تا اینكه انسانى كامل و استوار با تمام نیازهاى او بیرون مى‏آید. بدن این انسان، كامل و استوار است و همه چیز در آن نهفته شده است، از احشا و جوارح و دیگر عوامل بدن گرفته تا استخوان و گوشت و پیه و مغز و عصب و رگها و غضروفها. وقتى كه به جهان پاى نهاد چنان كه مى‏بینى تمام اعضاى او همه با هم و هماهنگ چنان رشد مى‏كنند كه شكل و هیأت و اعضاى او ثابت مى‏ماند، نه افزایش مى‏یابد و نه كاستى مى‏پذیرد. این سیر همچنان ادامه دارد تا شخص اگر تقدیر باشد به سن بلوغ و كمالش برسد. آیا این ها جز به خاطر لطف پروردگاری حکیم است؟[2]

لوله کشی بدن

لوله كشى یك شهر را در نظر بگیرید كه به تمام خانه ها، كارخانه ها و مؤسّسات مختلف شهر كشیده شده است. آیا هرگز فكر مى كنید به صورت اتفاقی و بدون این که هدفى در كار باشد، چنین لوله کشی ای در آن شهر به وجود آمده باشد؟!

دستگاه گردش خون نیز، لوله كشى بسیار منظّمى است که حتی در ظریف ترین لایه های چشم هم كشیده شده است.

این دستگاه، در هر دقیقه دو بار مواد غذایی تمام سلول های بدن (ده کاتر میلیون سلول) را به آنها می رساند، آنها را شست و شو داده و مواد زاید آنها را با خود می برد.

 لوله كشى یك شهر كجا و لوله كشى دستگاه حیرت آور گردش خون كجا؟ مسلما نمی توان پذیرفت که چنین دستگاه حیرت آوری نیاز به خالقی توانا نداشته باشد. [3]

و شگفت‏آور آن كه طاووس هر چند گاهى از پوشش پرهاى زیبا بیرون مى‏آید، و تن عریان مى‏كند، پرهاى او پیاپى فرو مى‏ریزد و از نو مى‏رویند، پرهاى طاووس چونان برگ خزان رسیده مى‏ریزند و دوباره رشد مى‏كنند و به هم مى‏پیوندند، تا دیگر بار شكل و رنگ زیباى گذشته خود را باز مى‏یابد، بى آن كه میان پرهاى نو و ریخته شده تفاوتى وجود داشته باشد یا رنگى جابجا بروید

نظم در خلقت طبیعت

طبیعت اطراف ما نیز  پر است از نظمی شگفت آور؛ برای نمونه به بخشی از ظرافت های طاووس که از زبان حضرت علی (علیه السلام) بیان شده است توجه نمایید: 

...از شگفت انگیزترین پرندگان در آفرینش، طاووس است، كه خدا آن را در استوارترین شكل موزون بیافرید، ... گویا دایره های شگفت انگیز آفتاب گونه كه روی پرهاى اوست از زر ناب و پاره‏هاى زبرجد بافته شده است. اگر رنگ‏هاى پرهاى طاووس را به روییدنى‏هاى زمین تشبیه كنى، خواهى گفت: دسته گلى است كه از شكوفه‏هاى رنگارنگ گل هاى بهارى فراهم آمده است، و اگر آن را با پارچه‏هاى پوشیدنى همانند سازى، پس چون پارچه‏هاى زیباى پر نقش و نگار یا پرده‏هاى رنگارنگ یمن است.

و شگفت‏آور آن كه طاووس هر چند گاهى از پوشش پرهاى زیبا بیرون مى‏آید، و تن عریان مى‏كند، پرهاى او پیاپى فرو مى‏ریزد و از نو مى‏رویند، پرهاى طاووس چونان برگ خزان رسیده مى‏ریزند و دوباره رشد مى‏كنند و به هم مى‏پیوندند، تا دیگر بار شكل و رنگ زیباى گذشته خود را باز مى‏یابد، بى آن كه میان پرهاى نو و ریخته شده تفاوتى وجود داشته باشد یا رنگى جابجا بروید.

راستى، هوشهاى ژرف اندیش و عقل‏هاى پر تلاش چگونه این همه از حقائق موجود در پدیده‏ها را مى‏توانند درك كنند؟ و چگونه گفتار توصیف گران، به نظم كشیدن این همه زیبایى را بیان توانند كرد؟ پس ستایش خداوندى را سزاست كه عقل‏ها را از توصیف پدیده‏اى كه برابر دیدگان جلوه‏گرند ناتوان ساخت... [4]

نسخه امام صادق(ع) برای یک بی خدا

طاووس

شخصی به نام "دیصانی" که به وجود خداوند اعتقادی نداشت نزد امام صادق (ع) آمده و از امام خواست تا با دلیل قانع کننده ای وجود خدا را برای او اثبات کند. امام تخم مرغی را به دیصانی نشان دادند و فرمودند: اى دیصانى این تخم سنگریست پوشیده كه پوست كلفتى دارد و زیر پوست كلفت پوست نازكى است و زیر پوست نازك طلائى است روان و نقره‏ایست آب شده كه نه طلاى روان به نقره آب شده آمیزد و نه نقره آب شده با طلاى روان در هم شود، نه سازنده ای از آن خارج شده تا بگوید من آن را ساخته ام و نه فاسد کننده ای درونش رفته تا بگوید من آن را فاسد كردم ناگاه می شكافد و مانند طاووس رنگارنگی از آن بیرون می آید آیا تو براى این تخم مرغ تدبیر کننده ای در نظر می گیری؟ دیصانى مدتى سر بزیر افكند و سپس گفت: گواهى دهم كه معبودى جز خداى یگانه بى‏شریك نیست و اینكه محمد بنده و فرستاده اوست و تو امام و حجت خدائى بر مردم و من از حالت پیشین توبه‏ گزارم.[5]

نتیجه

بی شک پس از مطالعه مطالب بالا که تنها قطره ای کوچک از اقیانوس عظیم نظم در عالم است شما نیز در برابر این همه نظم و سازماندهی که در پدیده های عالم وجود دارد متعجب شده اید و حتما خود به این مطلب گواهی می دهید که این هماهنگی و نظم عظیم در خلقت، هرگز نمی تواند زاییده یک اتفاق باشد و خداوندی با عظمت کارگردان این صحنه عظیم عالم است.

 

نکته پایانی

برهان نظم دلیل بسیار محکمی برای اثبات پروردگار است

 

پی نوشت ها:

[1] . برگرفته از: مکارم شیرازی، ناصر؛ آفریدگار جهان، کانون انتشارات محمدی، چ سوم، 1344ش، تهران؛ ص 142-154.

[2] . برگرفته از: میرزایی، نجف علی؛ شگفتیهاى آفرینش، ترجمه توحید مفضل، هجرت، پنجم، 1377ش، قم،  ‏ صص54و55، نرم افزار گنجینه روایات نور.

[3] .برگرفته از:  آفریدگار جهان، صص154تا 179، پیشین

[4] . برگرفته از: دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، مشهور، چ اول، 1379ش، قم؛  ص313 تا 315.

[5] . برگرفته از: کلینی رازی، اصول کافی، ترجمه سید جواد مصطفوی،علمیه اسلامیه، تهران، بی تا، اول، ص103.

محسن مروتی

بخش اعتقادات تبیان



نوع مطلب :
برچسب ها : وجود خدا، بهترین راه خداشناسی، نظم شگفت، اتفاقی، سلول، بدن ما، توده عظیم، چه کسی، سلول های پلک، سلول های چشم، جنین، استخوان، طاووس، نظم، برهان نظم،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات