تبلیغات
بــــــرگ مـــعــرفـــــت - مطالب ابر منبر کوتاه
 
بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر

پیامبر اکرم(ص) فرمود:
 «یَا عَلِیُّ! تَمَنَّی جَبْرئِیلُ اَنْ یَکُونَ مِنْ بَنِی آدَمَ بِسَبْعِ خِصَالٍ
 وَ هِیَ الصَّلَوه فِی الْجَمَاعَه وَ مُجَالَسَتُهُ الْعُلَمَاءَ وَالصُّلْحُ بَیْنَ الاِثْنَیْنِ
 وَ اِکْرَامُ الْیَتِیمِ وَ عِیَادَه الْمَرِیضِ وَ تَشْیِیعُ الْجَنَازه وَ سَْقیُ الْمَاءِ فِی الْحَجِّ
فَاحْرُصْ عَلَی ذَلِکَ

 ای علی! جبرئیل به سبب هفت خصلت، آرزو داشت که از فرزندان آدم باشد. آن خصلتها [عبارت است از:] نماز را به جماعت خواندن، همنشینی او با دانشمندان، آشتی دادن بین دو نفر، احترام نهادن [و خدمت به] یتیم، عیادت بیمار، و تشییع جنازه کردن و آب دادن در حج. پس [علی جان!] بر [حفظ] این خصلتها حریص باش.
مواعظ العددیه، علی مشکینی، نشر الهادی، قم، ص195.


نوع مطلب : روایات، ره توشه مبلغین، 
برچسب ها : منبر، سخنرانی کوتاه، حدیث منبر، سخنرانی آماده، منبر آماده، منبر کوتاه، یتیم نوازی، نماز جماعت، آشتی دادن، اصلاح، حل اختلاف، عیادت بیمار، تشییع جنازه، بهترین اعمال،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

خداوند بلند مرتبه به موسی بن عمران7 چنین وحی کرد: «ای موسی! شش چیز را در شش محل پنهان کرده ام؛ ولی مردم در جای دیگر دنبال آن می گردند؛ ولی هرگز [آنها را در آنجا] نخواهند یافت:

«إنّی وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِی الْجَنَّةِ وَ هُمْ یَطْلُبُونَهَا فِی الدُّنْیَا،

اِنّی وَضَعْتُ الْعِلْمَ فِی الْجُوعِ وَ الْجَهْدِ وَ هُمْ یَطْلُبُونَهُ فِی الشِّبَع،

إنّی وَضَعْتُ الْعِزَّه فِی قِیَامِ اللَّیْلِ وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی اَبْوَابِ السَّلَاطِینَ،

إِنّی وَضَعْتُ الرَّفْعَه وَالدَّرَجَه فِی التَّوَاضُعِ وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی التَّکَبُّرِ،

إنّی وَضَعْتُ اِجَابَه الدُّعَاءِ فِی لُقْمَه الْحَلَالِ وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی الْقِیلِ وَ الْقَالِ،

إنّی وَضَعْتُ الْغِنَی فِی الْقَنَاعَه وَالنَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی کَثْرَه الْمَعْرُوضِ وَلَمْ یَجِدُوهُ اَبَداً

1. به راستی راحتی را در بهشت قرار دادم؛ ولی مردم در دنیا دنبال آن می گردند؛

2. به راستی من دانش را در گرسنگی و تلاش قرار دادم؛ ولی مردم در سیر بودن دنبال آن می گردند؛

3. به راستی من ع‍زَت (و شرف) را در شب بیداری قرار دادم؛ ولی مردم عزت را در خانة شاهان می جویند؛

4. به راستی من بلندمرتبگی و مقام را در فروتنی قرار دادم؛ ولی مردم در تکبّر و خودبرتر بینی، دنبال آن می گردند؛

5. به راستی، اجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم؛ ولی مردم در قیل و قال [و داد و فریاد]، دنبال اجابت دعا می گردند؛

6. به راستی من بی نیازی را در قناعت قرار دادم؛ ولی مردم آن را در زیادی مال و ثروت جستجو می کنند، و هرگز آن را نخواهند یافت (و موفق به آنچه می خواهند نخواهند شد).»

مستدرک الوسائل، ج12، ص 173، باب 101


نوع مطلب : روایات، ره توشه مبلغین، 
برچسب ها : حدیث زیبا، روایت ناب، سخن ناب، منبر کوتاه، حدیث ناب،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسیاری از مردم گرفتاریهایی دارند که سخت حیران اند که چرا بر طَرَف نمی شود. بارها می پرسند که چرا مال ما بی برکت است و نیز چرا دعای ما مستجاب نمی شود؟ برای چه آثار اجر و پاداش اعمال خود را مشاهده نمی کنیم؟ چرا حتی از بزرگان و مقربان درگاه الهی درخواست دعا کردیم؛ ولی مفید واقع نشد؟ و ... . باید توجه داشت که گره کور اکثر این گرفتاریها با مهم شمردن نماز باز می شود.

فاطمه زهرا(س) از پیامبر اکرم(ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «هر که نماز را سبک شمارد؛ از زن و مرد به پانزده بلا گرفتار می شود.




نوع مطلب : روایات، ره توشه مبلغین، 
برچسب ها : منبر، سخنرانی کوتاه، حدیث منبر، سخنرانی آماده، منبر آماده، منبر کوتاه، نماز، عواقب سبک شمردن نماز، سبک شمردن نماز،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

روز حساب و واپسین، روز دشوار و سختی است. و در چنان روزی، هفت گروه از رحمت خاص و ویژة الهی بهره می برند؛ چنان که در حدیث ذیل می خوانیم.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «سَبْعَةٌ یُظِلُّهُمُ اللَّهُ فِی ظِلِّهِ یَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ إِمَامٌ عَادِلٌ وَ شَابٌّ نَشَأَ فِی عِبَادَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَجُلٌ قَلْبُهُ مُتَعَلِّقٌ بِالْمَسْجِدِ إِذَا خَرَجَ مِنْهُ حَتَّی یَعُودَ إِلَیْهِ وَ رَجُلَانِ تَحَابَّا فِی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاجْتَمَعَا عَلَی ذَلِکَ وَ اِفْترَقَا وَ رَجُلٌ ذَکَرَ اللَّهَ خَالِیاً فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ وَ رَجُلٌ دَعَتْهُ امْرَأَةٌ ذَاتُ حَسَبٍ وَ جَمَالٍ فَقَالَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ وَ رَجُلٌ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَأَخْفَاهَا حَتَّی لَا تَعْلَمَ شِمَالُهُ مَا تُُنْفِقُ یَمینُهُ؛

خداوند در روزی که سایه ای جز سایة او وجود ندارد بر هفت گروه سایه می افکند:

1. پیشوای عادل؛ 2. جوانی که با عبادت خداوند رشد کرده است [و جوانی را با عبادت گذرانده است]؛

3. مرد [و انسانی] که دلبسته به مسجد است؛ [به گونه ای که] وقتی از آن خارج می شود [منتظر می ماند] تا برگردد؛

4. دو مرد [و انسانی] که برای خدا با هم دوستی می کنند، پس بر آن [محبّت الهی] جمع می شوند و [بر همان محور] از هم جدا می شوند؛

5. مردی که در خلوتها خدا را یاد کند، پس [با یاد خدا] از دو چشمش اشک جاری شود؛

6. مردی که زنی دارای مقام و زیبایی او را [به کار خلاف عفّت] دعوت کند، پس [جواب او را یوسف گونه] بگوید: من از خدای پروردگار جهانیان [ که در همه جا حضور دارد] می ترسم؛

7. مردی که صدقه ای داده است پس [آن چنان] آن را مخفی کرده است که [گویا] حتّی دست چپ نفهمیده است آنچه دست راستش انفاق کرده است.»

خصال، صدوق، ص280، روایت 718.

نوع مطلب : روایات، ره توشه مبلغین، 
برچسب ها : منبر، سخنرانی کوتاه، حدیث منبر، سایه خدا، روز قیامت، سخنرانی آماده، منبر آماده، منبر کوتاه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 

مکرّر مردم، خصوصاً جوانان می پرسند که چرا در نماز حال پیدا نمی کنیم؟ و چرا در نماز آن لذّتی را که باید ببریم، نمی بریم؟

حضرت سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی پاسخ این پرسش را در ضمن چند «لعّل» بیان نموده است. حضرت عرضه می دارد:

«اَللَّهُمَّ اِنِّی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ تَهَیَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ وَ قُمْتُ لِلصَّلَاةِ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ نَاجَیْتُ أَلْقَیْتَ عَلَیَّ نُعَاساً إِذَا أَنَا صَلَّیْتُ وَ سَلَبْتَنِی مُنَاجَاتَکَ إِذَا أَنَا نَاجَیْتُ مَا لِی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلُحَتْ سَرِیرَتِی وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِینَ مَجْلِسِی عَرَضَتْ لِی بَلِیَّةٌ أَزَالَتْ قَدَمِی وَ حَالَتْ بَیْنِی وَ بَیْنَ خِدْمَتِکَ؛[3]

خدایا! براستی من هرگاه با [خودم] گفتم که مهیا و آماده شوم [برای یک نماز با حال] و برای نماز در پیشگاه تو و مناجات با تو ایستادم؛ چرت (و بی حالی) بر من عارض نمودی، آن هم در حال نماز، و از من (و دلم) حال مناجات با خودت (و راز و نیاز) را گرفتی؛ در حالی که من با تو مناجات می کردم، چه شده است هر وقت می گویم باطنم اصلاح شده و همنشینی من با توبه کاران نزدیک شده است، گرفتاری برایم رخ می دهد که قدمهایم می لرزد [و حال نماز و نزدیکی به توبه کاران از من گرفته می شود] و بین من و خدمت تو [و حضور قلب و همنشینی با پاکان] حائل ایجاد می شود. [راستی راز این بی حالیها چیست؟]»

آنگاه با استفاده از علوم الهی خود به بیان عوامل این بی حالی می پردازد:





نوع مطلب : ره توشه مبلغین، 
برچسب ها : سخنرانی آماده، منبر آماده، سخنرانی کوتاه، منبر کوتاه، نماز، بی حالی در نماز، نماز بی حال، نماز بی حضور قلب، چه کنیم تا نمازمان با حضور قلب باشد، برای حضور قلب در نماز، سختی نماز، چرا نماز سخت است، علت اینکه نماز ما بدون حضور قلب است،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
قال الله العظیم فی کتابه الکریم: «إنّما التوبة علی الله للذین یعملون السوء بجهالة ثمّ یتوبون من قریب» یعنی همانا توبه پذیر خداوند است از خطاکارانی که از روی نادانی گناه مرتکب شده و زود توبه می‌کنند.
حرّ امام علیه‌السلام را  ملزم کرد و مجبور نمود که روز دوم محرم در سرزمین کربلا پیاده شود. در این واقعه، بیشترین جرم و گناه را حرّ مرتکب گردیده است منتها با بسیاری گناهش، فرصت توبه را به خوبی تشخیص داد و فرصت پیش آمده را مغتنم شمرد و قدر دانست . از روزی که حرّ امام علیه‌السلام را مجبور نمود که در سرزمین کربلا پیاده شود دقیقاً هشت روز گذشت، صبح روز عاشورا شد، حرّ فرمانده پیاده‌نظام است، یک دوستی دارد به نام مهاجربن‌اوس، گفت: "نگاه کردم دیدم حرّ رنگش پریده و چهره‌اش مضطرب و نگران است."  گفتم:"برخلاف انتظار، می‌بینم که رنگت پریده است، بدنت می‌لرزد!" حرّ گفت:"من از جنگ نمی‌ترسم،از کشتن و کشته‌شدن نمی‌هراسم."  گفتم:" اگر این چنین است، چرا رنگ به چهره‌ات نیست؟"  گفت:" به خاطر اینکه خودم را مخیر بین بهشت و جهنم می‌بینم، اما نگاه کن ببین  این طرف سی هزار سرباز  مثل آب دریا موج می‌زند، اما نگاه کن ببین عزیزان خدا، حسین و فرزندان و خواهران و دخترانش، گوش بده ببین صدای العطش به گوش می‌رسد، هنوز هم من می‌توانم خودم را گول بزنم، بگویم، من مسلمانم! من انسانم؟!"
                         تو کز محنت دیگران بی غمی                      نشایدکه نامت نهند آدمی
یک رکاب به اسب زد از لشکر جدا شد، یک مقداری جلو آمد، رسید سر سه‌راهی، چند لحظه فکر کرد و با خود گفت ای حرّ بیا راهی کوی حسین شو و با تمام گنهکاری مایوس از لطف خدا و ولیّش حسین‌بن‌علی علیه‌السلام نباش.
حرّ آمد در خیمه حسین، آقا آیا  توبه مرا خدا و تو قبول می‌کنید؟ سیدالشهدا از جا برخاست، آمد درب خیمه فرمود: «یا شیخ، ارفع رأسک، آقا سرت را بلند کن، چرا سر به زیری؟ مگر نمی‌دانی اینجا در خانه حسین است؟» آری حرّ پس از اظهار ندامت و پذیرش توبه‌اش و اذن جنگیدن به میدان برگشت خطابه خواند و نصیحت کرد سپس جنگ نمایانی نمود با بدن قطعه‌قطعه به خاک پای حسین علیه‌السلام افتاد، چشم انتظار به سوی خیمه نظر داشت. دید به ! به! عزیز فاطمه آمد، نشست کنار جویبار خون تنش، سر حرّ را به دامن گرفت و گفت: همان طور که مادرت نام تو راحرّ گزارده آزاد در دنیا و خوشبخت‌ درآخرتی. یک کار اضافی هم برای حرّ کرد، این کار را برای علی اکبرش، برای ابالفضل هم نکرد، حسین دست برد یک دستمال سفید درآورد و آن را به پیشانی حرّ بست.


 درمصیبت حضرت علی اصغر (علیه السلام)

ای اهل کوفه رحمی این طفل جان ندارد          خواهدکه آب گوید اما زبان ندارد
دیشب به گاهواره تاصبح ناله می‌زد                 امروز روی دستم دیگرتوان ندارد
هنگام گریه کوشد تا اشک خود بنوشد             اشکی که ترکند لب دور دهان ندارد
ای حرمله مکش تیر یک‌سو فکن کمان را          یک برگ گل که تاب تیر وکمان ندارد
شمشیراوست آهش فریاد او تلظّی                جانش به لب رسیده، تاب بیان ندارد
منّت به من گذاریدیک قطره آب آرید                  برکودکی که درتن جز نیمه جان ندارد
با من اگر به جنگید تاکشتنم بجنگید                این شیره خواره برکف تیغ و سنان ندارد
مادر نشسته تنها درخیمه بین زنها                  جزاشک خجلت خود آب روان ندارد
 (میثم) به حشر نبود غیراز فغان وآهش            آن کو از این مصیبت آه وفغان ندارد
نشریه اشراق اندیشه


نوع مطلب : ره توشه مبلغین، 
برچسب ها : سخنرانی آماده، منبر آماده، سخنرانی کوتاه، منبر کوتاه، حر، حربن یزید ریاحی، توبه حر، توبه، استغفار، حر در کربلا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی