تبلیغات
بــــــرگ مـــعــرفـــــت - مطالب ابر عقل
 
بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر
فیمن عدم البصر و السمع و العقل و ما فی ذلك من الموعظة
قال الصادق علیه السلام

فَكِّرْ یَا مُفَضَّلُ فِیمَنْ عَدِمَ الْبَصَرَ مِنَ النَّاسِ وَ مَا یَنَالُهُ مِنَ الْخَلَلِ فِی أُمُورِهِ فَإِنَّهُ لَا یَعْرِفُ مَوْضِعَ قَدَمَیْهِ وَ لَا یُبْصِرُ مَا بَیْنَ یَدَیْهِ فَلَا یَفْرُقُ بَیْنَ الْأَلْوَانِ وَ بَیْنَ الْمَنْظَرِ الْحَسَنِ وَ الْقَبِیحِ وَ لَا یَرَى حُفْرَةً إِنْ هَجَمَ عَلَیْهَا وَ لَا عَدُوّاً إِنْ أَهْوَى إِلَیْهِ بِسَیْفٍ وَ لَا یَكُونُ لَهُ سَبِیلٌ إِلَى أَنْ یَعْمَلَ شَیْئاً مِنْ هَذِهِ الصِّنَاعَاتِ مِثْلِ الْكِتَابَةِ وَ التِّجَارَةِ وَ الصِّیَاغَةِ حَتَّى أَنَّهُ لَوْ لَا نَفَاذُ ذِهْنِهِ لَكَانَ بِمَنْزِلَةِ الْحَجَرِ الْمُلْقَى وَ كَذَلِكَ مَنْ عَدِمَ السَّمْعَ‏ یَخْتَلُّ فِی أُمُورٍ كَثِیرَةٍ فَإِنَّهُ یَفْقِدُ رَوْحَ الْمُخَاطَبَةِ وَ الْمُحَاوَرَةِ وَ یَعْدَمُ لَذَّةَ الْأَصْوَاتِ وَ اللُّحُونِ الْمُشْجِیَةِ وَ الْمُطْرِبَةِ وَ تَعْظُمُ الْمَئُونَةُ عَلَى النَّاسِ فِی مُحَاوَرَتِهِ حَتَّى یَتَبَرَّمُوا بِهِ وَ لَا یَسْمَعُ شَیْئاً مِنْ أَخْبَارِ النَّاسِ وَ أَحَادِیثِهِمْ حَتَّى یَكُونَ كَالْغَائِبِ وَ هُوَ شَاهِدٌ أَوْ كَالْمَیِّتِ‏ وَ هُوَ حَیٌّ فَأَمَّا مَنْ عَدِمَ الْعَقْلَ فَإِنَّهُ یُلْحَقُ بِمَنْزِلَةِ الْبَهَائِمِ بَلْ یَجْهَلُ كَثِیراً مِمَّا تَهْتَدِی إِلَیْهِ الْبَهَائِمُ أَ فَلَا تَرَى كَیْفَ صَارَتِ الْجَوَارِحُ وَ الْعَقْلُ وَ سَائِرُ الْخِلَالِ‏ «1» الَّتِی بِهَا صَلَاحُ الْإِنْسَانِ وَ الَّتِی لَوْ فَقَدَ مِنْهَا شَیْئاً لَعَظُمَ مَا یَنَالُهُ فِی ذَلِكَ مِنَ الْخَلَلِ یُوَافِی‏ «2» خَلْقَهُ عَلَى التَّمَامِ حَتَّى لَا یَفْقِدَ شَیْئاً مِنْهَا فَلِمَ كَانَ كَذَلِكَ إِلَّا أَنَّهُ [لِأَنَّهُ‏] خُلِقَ بِعِلْمٍ وَ تَقْدِیرٍ قَالَ الْمُفَضَّلُ فَقُلْتُ‏ فَلِمَ صَارَ بَعْضُ النَّاسِ یَفْقِدُ شَیْئاً مِنْ هَذِهِ الْجَوَارِحِ فَیَنَالُهُ مِنْ ذَلِكَ مِثْلُ مَا وَصَفْتَهُ یَا مَوْلَایَ‏ قَالَ ع ذَلِكَ لِلتَّأْدِیبِ وَ الْمَوْعِظَةِ لِمَنْ یَحِلُّ ذَلِكَ بِهِ وَ لِغَیْرِهِ بِسَبَبِهِ كَمَا یُؤَدِّبُ الْمُلُوكُ النَّاسَ لِلتَّنْكِیلِ وَ الْمَوْعِظَةِ فَلَا یُنْكَرُ ذَلِكَ عَلَیْهِمْ بَلْ یُحْمَدُ مِنْ رَأْیِهِمْ وَ یُتَصَوَّبُ مِنْ تَدْبِیرِهِمْ ثُمَّ إِنَّ لِلَّذِینَ تَنْزِلُ بِهِمْ هَذِهِ الْبَلَایَا مِنَ الثَّوَابِ بَعْدَ الْمَوْتِ إِنْ شَكَرُوا وَ أَنَابُوا مَا یَسْتَصْغِرُونَ مَعَهُ مَا یَنَالُهُمْ مِنْهَا حَتَّى إِنَّهُمْ لَوْ خُیِّرُوا بَعْدَ الْمَوْتِ لَاخْتَارُوا أَنْ یُرَدُّوا إِلَى الْبَلَایَا لِیَزْدَادُوا مِنَ الثَّوَاب‏

توحید المفضل ؛   ؛ ص60
[حكمت محروم بودن عدّه‏اى از چشم و گوش و عقل‏]
اى مفضّل! در حال كسى كه از داشتن دیده محروم است، اندیشه كن. بنگر كه چگونه در كارش نارسایى پدید مى‏ آید. این شخص قدمگاهش را نمى‏ شناسد، مقابلش را نمى‏ بیند، رنگها را از هم باز نمى‏ شناسد، زشت و زیبا را تفاوت نمى ‏دهد. اگر ناگاه بر گودالى مشرف شود آن را نمى‏ بیند، اگر دشمنى به او هجوم برد نمى‏ شناسدش. بدرستى توان كتابت و تجارت و صیاغت (زرگرى، ریخته‏گرى) ندارد. تا جایى كه اگر از ذهن و اندیشه برخوردار نباشد همانند یك سنگ در حال سقوط است.


همچنین كسى كه نمى‏ شنود، نارسایى بسیار در كارش پدید مى‏ آید. روح و لذت مخاطبه (گفت و شنود) و محاوره را از دست مى‏ دهد، از نغمه‏ هاى دلربا و الحان راحت افزا محروم است، براى مردم گفتگو با او بسیار دشوار و ملال‏ آور مى‏ شود. مانند یك غایب و مرده بدرستى از اخبار مردم دیگر آگاه نمى ‏شود در حالى كه همه چیز را مشاهده مى‏ كند و زنده است.
امّا اگر عقل و اندیشه نداشته باشد، به حیوان مى‏ ماند و چه بسا بسیارى از مصالح حیوانات را نداند و نتواند [؛ زیرا حیوانات از سر غریزه كارهاى شگفتى مى‏كنند].
آیا نمى ‏بینى كه چگونه براى انسان اعضا، عقل و دیگر ویژگیها آفریده شد تا با نبود و یا ناقص بودن آنها دشوارى در كارش رخ ندهد و آفرینش او تمام و كامل باشد. چرا چنین شد؟ آیا این جز بیانگر خلقتى حكیمانه و عالمانه است؟
مفضّل مى ‏گوید: عرض كردم: پس از چه روى برخى از مردم شمارى از این اعضا را ندارند و به خاطر آن در دشواریهایى كه فرمودید مى‏ افتند؟
فرمود: این امر گاه براى آن است كه شخص مبتلا، تأدیب شود و نیز دیگران از آن، درس عبرت بگیرند. چنان كه گاه پادشاهان مردم را به خاطر این اهداف تأدیب مى‏كنند. بى‏ شك این اعمال آنان، گاه پسندیده و تدبیرى نیكوست.
همچنین كسانى كه دچار این بلاها مى‏ شوند اگر [بى‏ شكیب نباشند و] خداى را سپاس گویند و به درگاهش انابه كنند، پس از مرگ از پاداش عظیم و بسیار بهره‏مند مى‏ گردند تا جایى كه اگر پس از مرگ اختیار داشته باشند چنین مى‏ خواهند كه بار دیگر در بلاها درافتند و از پاداش و اجر الهى سود ببرند.


نوع مطلب : نشانه ها، 
برچسب ها : اگر چشم نداشتیم، اگر گوش نداشتیم، نابینا، ناشنوا، کور، کر، نابینایان چگونه زندگی می کنند، چرا من ناشنوا هستم، چرا بعضی از انسان ها نابینا هستند، علت معلولیت انسان ها چیست، نعمت هایی که دیده نمی شوند، چشم، گوش، عقل، پاداش معلولین، پاداش نابینایان، پاداش ناشنوایان، گنگ، کر و لال، چرا بعضی کر و لالند، تفکر در نعمت های خدا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 14 تیر 1391

امام على علیه‏السلام:

«اِنَّ بِذَوِى الْعُقولِ مِنَ الْحاجَةِ اِلَى الاَْدَبِ كَما یَظْمَأُ الزَّرْعُ اِلَى الْمَطَرِ»

نیاز عاقلان به ادب، همانند نیاز كشتزار به باران است.

غررالحكم، ح 3475


نوع مطلب : روایات، 
برچسب ها : ادب، عقل،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 30 فروردین 1391

آدم عقل دارد، بعضی راه دنیا را انتخاب می کنند، بعضی هم راه بندگی را، اگر راه بندگی را ادامه دهد، از خارج به او کمک می شود و عقل زیاد می شود.

کسیکه اخلاق خوش در خانه دارد، مانند کسی است که روزها را روزه دارد و شبها را عبادت کند.

کسیکه دارای ایمان در حد بالاست، همه چیز برای او تفریح است. هر که تفریح می خواهد بیاید در این راه...! تازه از نعمتهای خدا بیشتر هم لذّت می برد

از بیانات حضرت آیت الله خوشوقت( حفظ الله)

منبع : جام صبوح



نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها : عقل، خوش اخلاقی، عبادت، روزه، ایمان، تفریح،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

نمی‌بینم پس نیست!

پرسش


تا به حال مواجه شده‌اید که کودکان و یا برخی از افراد می‌گویند: فلان چیز چون دیده نمی‌شود پس نیست! به نظر شما این موضوع صحیح است؟ اهمیت این مطلب در کجا می‌تواند خود را نشان دهد؟ در این نوشتار می‌کوشیم به این سؤالات پاسخی مناسب بدهیم!


یک داستان کوتاه...

کودکی با همه نشاط و بازیگوشی‌هایش یک مشخصه مهم دیگر هم دارد و آن کنجکاوی است! پرس و جو کردن که روحیه جستجوگر کودک را نشان می‌دهد، گامی در راه رشد و تعالی اوست که اگر به طور صحیح هدایت شود می‌تواند نتایج بسیار گران قدری را به دنبال آورد. این شعر زیبا را همه ما در کتاب‌های دوران دبستان خوانده‌ایم. شعری جالب که در آن روحیه پرسشگری کودکی را به نمایش می‌گذارد که چه صادقانه از مهم‌ترین مسئله هستی یعنی وجود خداوند متعال از مادرش می‌پرسد:

به مادرم گفتم آخر این خدا کیست                      که هم در خانه ما هست و هم نیست

تو گفتی مهربان‌تر از خدا نیست                           دمی از بندگان خود جدا نیست

چرا هرگز نمی‌آید به خوابم                               چرا هرگز نمی‌گوید جوابم

نماز صبحگاهت را شنیدم                                  تو را دیدم خدایت را ندیدم!

 

سؤال‌های صادقانه، پاسخ‌های کودکانه!

در این شعر به خوبی روحیه پرسشگری کودک به تصویر کشیده شده است که از وجود خداوند پرسش می‌کند. سؤالی که شاید حتّی در بزرگ‌سالی هم ذهن برخی را درگیر خود نماید که واقعاً آیا خدا هست؟

 

انسان و ابزارهای شناخت و شناسایی

انسان به عنوان موجودی شناسنده دارای ابزارهای شناخت است که نخستین آن‌ها حواس پنج‌گانه هستند. دیدن، شنیدن، لمس کردن، بوییدن و چشیدن ابزارهای انسان برای شناخت بخشی از موجودات عالم به کار می‌آیند. امّا آیا همه عالم و موجودات آن را می‌توان با این ابزارها شناخت؟!

بدون شک شناخت ناکارآمدی حسن و ابزارهای حسی در شناسایی موجودات عالم بر هر انسان اهل تفکّری واضح و آشکار است. بسیاری از چیزها هست که حس به تنهایی قادر به شناخت و درک آن نیست مثلاً اگر دودی از پشت دیوار دیده شود آیا حس به تنهایی می‌تواند بفهمد که آتشی در پشت دیوار روشن بوده است؟!! از سوی دیگر حس در بسیاری از مواقع خطا می‌کند. مثلاً خطای در دید و یا سردی و گرمی که از نظر آدم‌های مختلف در برخی موارد متفاوت است و کسی چیزی را گرم می‌داند ولی دیگری چندان گرمی آن را حس نکرده است! بنابراین حس به تنهایی نمی‌تواند شناخت ما نسبت به موجودات عالم را تحت پوشش قرار دهد.

عقل از روی آثار و قراینی که وجود دارد و در عالم هستی نمایان است به وجود خداوند استدلال می‌کند. همانند استدلال به وجود آتش با توجه به وجود دودی که از پشت دیوار می‌آید. ما گرچه نمی‌توانیم او را ببینیم و یا صدایش را بشنویم و یا او را ببوییم و یا بچشیم! و یا لمس کنیم امّا می‌دانیم با استدلال و برهان عقلی که وجود دارد خدا هست!

خدا

عقل؛ ابزار شناختی انسان

از این رو عقل یکی دیگر از ابزارهای شناخت است که از طریق داده‌هایی که حس و حواس پنج‌گانه در اختیار او می‌گذارد می‌تواند به استدلال و برهان بپردازد. عقل مهم‌ترین ابزار شناسایی انسان است. زیرا در شناخت بسیاری از چیزها که در عالم وجود دارد و حواس از درک آن عاجزند، کارآمدی دارد. ما بسیاری از حس نکردنی‌ها را با عقل خود در می‌یابیم. مثلاً از وجود دود به وجود آتش پی می‌بریم. این فرایند کاری است عقلانی که از طریق داده‌های حسی به برهان عقلی پرداخته‌ایم.

 

خدا را چگونه می‌شناسیم؟

حال به سؤال ابتدای این نوشتار باز می‌گردیم: آیا هر چیز که با حس دریافت نشود، وجود ندارد؟ با توجه به آنچه پیرامون ابزارهای شناخت آدمی توضیح دادیم، ممکن است چیزی به فرهنگ هیچ یک از حواس انسان در نیاید امّا با این حال موجود باشد. بلکه ناتوانی حواس در درک آن است که مانع شناخت آن می‌شود وگرنه از طریق ابزار شناختی عقل می‌توان به وجود آن پی برد. یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که از کودکی در ذهن آدمی پدید می‌آید، پرسش درباره وجود خداوند متعال است.

آیا به راستی چون نمی‌توان خدا را با ابزارهای حسی درک کرد می‌توان گفت او وجود ندارد؟ این نتیجه گیری مانند آن است که با دیدن دود از پشت دیوار بگوییم چون آتشی دیده نمی‌شود پس حتماً آتشی وجود ندارد!! استدلال کودکان این است که چون صدای خدا را نمی‌توان با گوش مادّی شنید و او را نمی‌توان با چشم سر دید پس او وجود ندارد! همانند کودک داستان ما در آن شعر زیبا! خدا هست!

بر اساس آنچه گذشت می‌توان به صراحت گفت اگر حواس ما عاجز از درک خدا هستند نشان از نبودن او نیست بلکه او هست و ابزار شناختی چون عقل را باید که به کار شناخت خدا بپردازد!

عقل از روی آثار و قراینی که وجود دارد و در عالم هستی نمایان است به وجود خداوند استدلال می‌کند. همانند استدلال به وجود آتش با توجه به وجود دودی که از پشت دیوار می‌آید. ما گرچه نمی‌توانیم او را ببینیم و یا صدایش را بشنویم و یا او را ببوییم و یا بچشیم! و یا لمس کنیم امّا می‌دانیم با استدلال و برهان عقلی که وجود دارد خدا هست!

ما در مقالات گذشته به برخی از استدلال‌های عقلی دقیق‌تر بر وجود خدا اشاره نمودیم که دوستان را بدان جا ارجاع می‌دهیم.

 

مقالات مرتبط:

- خدا هست؟!

- راه‌های بی شمار!

 

فهرست منابع و مآخذ

1- اشارات ابن سینا

2- شرح اشارات خواجه‌ی طوسی

3- شرح اشارات (هستی و علل آن) – دکتر احمد بهشتی

4- اصول فلسفه و روش رئالیسم – علامه طباطبایی

5- مقالات فلسفی – شهید مطهری

ن . رادفر

بخش اعتقادات تبیان



نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : دیده نمی‌شود، خدا کیست، ابزارهای شناخت، عقل، خدایت را ندیدم،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 24 فروردین 1391
امام علی علیه السلام
كُلُّ شَىْ‏ءٍ یَحتاجُ اِلَى الْعَقْلِ وَالْعَقْلُ یَحْتاجُ اِلَى الاَدَبِ
هر چیزی به عقل احتیاج دارد و عقل به ادب محتاج است


نوع مطلب : روایات، 
برچسب ها : عقل، ادب، نیاز عقل،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 24 فروردین 1391
  • امام على علیه‏السلام:
  • «أَفضَلُ النّاسِ عَقلاً أَحسَنُهُم تَقدیرا لِمَعاشِهِ وَأَشَدُّهُمُ اهتِماما بِإِصلاحِ مَعادِهِ»

  • عاقل‏ترین مردم كسى است كه

  •  در امور زندگیش بهتر برنامه‏ریزى كند

  • و در اصلاح آخرتش بیشتر همّت نماید.

  • نهج الفصاحه، ح 781


  • نوع مطلب : روایات، 
    برچسب ها : عاقل، عاقل ترین، عقل، برنامه ریزی، امور زندگی، اصلاح آخرت،
    لینک های مرتبط :
    نظرات ()
    پنجشنبه 24 فروردین 1391
  • امام رضا علیه السلام:
  • «صدیقُ کلُّ امرئٍ عَقلُهُ و عَدُوُّهُ جَهلُهُ»

  • دوست هرکسی عقل اوست و دشمن هر کس نادانی اوست.

  • جهاد النفس، ح82


  • نوع مطلب : روایات، 
    برچسب ها : دوست، دشمن، عقل، جهل، نادانی،
    لینک های مرتبط :
    نظرات ()





    آمار وبلاگ
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
    امکانات جانبی