بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر

1

شماره قبلی این بحث (خلقت انسان) به‌ بررسی‌ دیدگاه‌ قرآن ‌درباره‌ ارزش‌ حیات‌ پرداخت. در این‌ گفتار به‌ بررسی‌ دیدگاهی که زندگی را پوچ می شمارد، از منظر قرآن می‌پردازیم‌.

* * * * * * * *

جلوه‌ پوچ‌ حیات‌

جلوه‌ پوچ‌ حیات‌ عبارت‌ از آن‌ است‌ كه‌ آدمی‌ حیات‌ را به‌ بازی‌ گرفته‌ و برای‌ آن‌ ارزشی‌ غیر از خور و خواب‌ و لذت‌ جویی‌ قایل‌ نباشد. اگر انسانی‌حیات‌ خود را در هوا و هوسهای‌ نفسانی‌ غوطه‌ور سازد حیات‌ او پوچ‌ خواهد بود. در آیات‌ بسیاری‌ به‌ این‌ بعد حیات‌ توجه‌ شده‌ است‌.

«و ماالحَیوة‌ُ الدُّنیا اِلا مَتاع‌ُ الغُرور»

زندگی‌ دنیا چیزی‌ جز كالای‌ فریبنده‌ نیست‌. ( آل‌ عمران‌/185)

«اِعلموا اِنَّما الحَیوة‌ِ الدُّنیا لَعِب و لَهو وَ تَفاخُر بَینَكم و تَكاثر فی الاموال‌ِ و الاولاد»

بدانید كه‌ كه‌ همانا زندگی‌ دنیا جز برای‌، سرگرمی‌، زیور و خودستایی‌ میان‌ یكدیگر و فزونی‌ در اموال‌ و اولاد، چیزی‌ بیش‌نیست‌.(حدید/20)

آیه‌ فوِق ابعاد مختلف‌ حیات‌ دنیوی‌ را به‌ روشنی‌ آشكار می‌سازد.

* * * * * * * *

1. لعب‌:

قرآن‌ زندگی‌ دنیوی‌ را چیزی‌ جز بازی‌ (لعب‌) نمی‌داند. بازی‌ به‌ كاری‌ گفته‌ می‌شود كه‌ فایده‌ و نتیجه‌ای‌ عقلانی‌ در بر ندارد. مانند عموم‌ كارهای‌ كودكان‌. كسانی‌ هم‌ كه‌ فقط‌ به‌ جلوه‌ پوچ‌ حیات‌ توجه‌ دارند، در واقع‌ كاری‌ جز بازی‌ از آنها سر نمی‌زند. مولوی‌ زندگی‌ این‌ گونه‌ افراد را این‌چنین‌ توصیف‌ می‌كند:

كودكان‌ سازند در بازی‌ دكان                  ‌                سود نبود جز كه‌ تعطیل‌ زمان‌

شب‌ شود در خانه‌ آید گرسنه               ‌                     كودكان‌ رفته‌ بماند یك‌ تنه‌

این‌ جهان‌ بازیگه‌ است‌ و مرگ‌ شب                         ‌باز گردی‌ كیسه‌ خالی‌ پر تعب‌

سوی‌ خانه گور تنها مانده‌ای                       ‌           با فغان‌ واحسرتا برخوانده‌ای‌

شد برهنه‌ وقت‌ بازی‌ طفل‌ خرد                               دزد ناگاهش‌ كلاه‌ وكفش‌ برد

شب‌ شد و بازی‌ او شد بی‌مدد                                 رو ندارد كه‌ سوی‌ خانه‌ رود

نی‌شنیدی‌ انماالدنیا لعب                                  ‌باد دادی‌ رخت‌ و كشتی‌ مُرتَعِب‌ْ

پیش‌ از آنكه‌ شب‌ شود جامه‌ بجو                               روز را ضایع‌ مكن‌ در گفتگو

2. لهو:

بعد دیگر حیات‌ دنیوی‌، سرگرمی‌ است‌. یعنی‌ كاری‌ كه‌ اشتغال‌ به ‌آن‌، انسان‌ را از كارهای‌ مهم‌ دیگر باز می‌دارد. در فرِق میان‌ لهو و لعب ‌گفته‌اند كه‌ لعب‌ نتیجه‌اش‌ تنها فوت‌ وقت‌ است‌، اما لهو علاوه‌ بر اتلاف‌، مستلزم‌ بازماندن‌ از كار مهم‌ نیز هست‌.

3. زینت‌:

بعد دیگر زندگی‌ دنیوی‌ را قرآن‌ آرایش‌ یا وسیله آرایش‌می‌داند، یعنی‌ زندگی‌ دنیوی‌ برای‌ آنكه‌ آدمی‌ را به‌ خود جلب‌ كند، احتیاج ‌به‌ آرایش‌ و زینت‌ آرایی‌ دارد. در واقع‌ عموم‌ كسانی‌ هم‌ كه‌ به‌ این‌ بعد از حیات‌ می‌نگرند همواره‌ جویای‌ آن‌ هستند تا به‌ آرایش‌ مظاهر آن‌ بپردازند. اینان‌ در جستجوی‌ بناهای‌ زیبا بر می‌آیند تا در مدت‌ محدود عمر خود از زندگی‌ دنیوی‌ حداكثر استفاده‌ را بكنند. این‌ افراد به‌ آرایش‌ ظاهر خود می‌پردازند تا شاید كمبودهای‌ خود را جبران‌ كنند.

4. تفاخر:

بُعد دیگر حیات‌ دنیوی‌، فخر كردن‌ بر یكدیگر است‌. آنها كه ‌فقط‌ به‌ جلوه‌ پوچ‌ حیات‌ می‌نگرند، همواره‌ در جستجوی‌ كسب‌ افتخار و شهرت‌جویی‌ و جاه‌طلبی‌ هستند تا به‌ وسیله‌ آن‌ بر دیگران‌ فخر فروشی‌ كنند. برای‌ این‌ افراد مواهب‌ زندگی‌ دنیا كه‌ می‌تواند وسیله‌ای‌ برای‌ سیر به‌ سوی‌الله‌ باشد، وسیله‌ای‌ تلقی‌ می‌شود در خدمت‌ نفس‌ اماره‌. اینان‌ به‌ جای‌ آنكه‌ از موفقیتهایی‌ كه‌ در حیات‌ دنیوی‌ نصیبشان‌ می‌شود در جهت‌ تكامل‌ خود و دیگران‌ استفاده‌ كنند، با عشق‌ ورزیدن‌ به‌ آن‌ موفقیتها و هدف‌ تلقی‌ كردن ‌آنها، نیروها و استعدادهای‌ وجودی‌ خود را به‌ نابودی‌ می‌كشانند.

5. تكاثر:

بُعد دیگر حیات‌ دنیوی‌، افزودن‌ مال‌ و اولاد است‌. انسانهایی‌ كه‌ تنها به‌ بُعد منفی‌ حیات‌ می‌نگرند، هدفی‌ جز تكاثر نخواهند داشت‌. آنجا كه‌ هدف‌ اعلای‌ حیات‌ فراموش‌ می‌شود و جلوه‌ مثبت‌ حیات‌ نیز نادیده‌ گرفته ‌می‌شود، چیزی‌ جز افزودن‌ مال‌ یا فرزند هدف‌ تلقی‌ نخواهد شد. در حقیقت‌ آیه‌ فوِق با بیان‌ مراحل‌ زندگانی‌ به‌ این‌ مطلب‌ اشاره‌ دارد كه‌ حاصل‌ تمامی‌دلبستگیهای‌ آدمی‌ به‌ زندگی‌ دنیوی‌ چیزی‌ جز خود آرایی‌ و خودستایی‌ و تكثیر مال‌ و فرزند نیست‌ كه‌ سرانجام‌ هر یك‌ از آنها نیز فنا و نابودی‌ است‌، زیرا دوران‌ بازی‌ و سرگرمیهای‌ كودكی‌ و نوجوانی‌ سپری‌ می‌شود و پس‌ از آن‌ خود آراییها و فخرفروشیهای‌ آدمی‌ نیز با شكستهای‌ پی‌ در پی‌ از میان ‌خواهند رفت‌. شكی‌ نیست‌ كه‌ مال‌ و فرزند نیز از دستبرد حوادث‌ و اتفاقات‌ ناگوار مصون‌ نخواهند بود.

* * * * * * * *

«اِن الذین لایَرجون‌َ لِقائنا و رَضوا بالحَیوة‌ الدنیا و اطماَنّوا بها والذین هم‌ عن آیاتنا غافِلون اولئك‌ مأویهم النّار بما كانوا یَكسبون»

آنهایی‌ كه‌ امیدی‌ به‌ ملاقات‌ ما ندارند و به‌ زندگی‌ دنیا خشنود شدندو به‌ آن‌ تكیه‌ كردند و كسانی‌ كه‌ از آیات‌ ما غافل‌ هستند، به‌ سبب‌آنچه‌ كه‌ انجام‌ داده‌اند جایگاهشان‌ آتش‌ است‌. (یونس/‌ 9و8)

این‌ آیه‌ نیز جلوه‌ منفی‌ حیات‌ را دارای‌ ویژگیهای‌ زیر می‌داند:

1. بی‌اعتقادی‌ به‌ رستاخیز

2. دلبستگی‌ به‌ دنیا و تكیه‌ برآن‌

3. غفلت‌ از آیات‌ الهی‌

* * * * * * * *

                                                                                                                                     ادامه دارد ...

منبع: سایت تبیان به نقل از

نصری، عبدالله، کتاب فلسفه خلقت انسان، با اندکی تصرف




نوع مطلب : گوناگون، 
برچسب ها : بازی زندگی، زندگی، خلقت انسان، دنیا، لهو، لعب، زینت، تفاخر، تکاثر، به بازی گرفتن زندگی، بازی، سرگرمی، حیات،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


1

 

«در بند آن‌ باش‌ كه‌ من‌ كیم‌ و چه‌ جوهرم‌؟ و به‌ چه‌ آمدم‌ و به‌ كجا می‌روم‌؟ و اصل‌ من‌ از كجاست‌؟ و این‌ ساعت‌ در چه‌ام‌؟ و روی‌ به‌چه‌ دارم‌؟» سلسله مباحث (فلسفه خلقت انسان) درصدد پاسخ به این سوالات مهم است.

طبق‌ آیه‌ 19 سوره اسراء برای‌ رسیدن‌ به‌ حیات‌ اخروی‌ سه‌ شرط‌ لازم‌ است‌
  • جلوه‌ حقیقی‌ حیات‌

جلوه‌ حقیقی‌ حیات‌ این‌ است‌ كه‌ آدمی‌ به‌ هدف‌ واقعی‌ خویش‌ بیندیشد و به‌ حیات‌ از افقی‌ بالاتر از لذت‌جویی‌ و بی‌ بندوباری‌ بنگرد، خدا را تنها هدف‌ حیات‌ خود قرار‌داده‌ و بكوشد تا گام‌ به‌ سوی‌ او بردارد؛ جز او كسی ‌را قابل‌ پرستش‌ نداند؛ در راه‌ خدا و برای‌ خدا كار كند؛ حركت‌ او برای‌ خدا و به‌ سوی‌ او باشد؛ زندگی‌ را در رابطه‌ با خدا تفسیر و تبیین‌ كند. كسی‌ كه‌ به ‌جلوه حقیقی‌ حیات‌ می‌اندیشد، دیگر زندگی‌ را در رابطه‌ با نفس‌ اماره‌ توجیه ‌نمی‌كند. زندگی‌ دنیا برای‌ او وسیله‌ای‌ جهت‌ تكامل‌ نفس‌ تلقی‌ می‌شود و زندگی‌ آخرت‌ فدای‌ زندگی‌ دنیا نمی‌شود. وی‌ این‌ دو نوع‌ حیات‌ را در رابطه‌ با یكدیگر دانسته‌ و حیات‌ اخروی‌ را مقصد واقعی‌ خود تلقی‌ می‌كند. در آیات‌ بسیاری‌ زندگی‌ اخروی‌، زندگی‌ حقیقی‌ شمرده‌ شده‌ و در مقایسه‌ با آن‌، زندگی‌ دنیوی‌ ناچیز و بی‌مقدار به‌ حساب‌ آمده‌ است‌.

 

«وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَیْرٌ لِّلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ»

«و زندگی دنیا چیزی جز بازیچه و لهو نیست و پرهیزگاران را سرای آخرت بهتر است آیا به عقل نمی یابید» (انعام‌ 32)

«أَرَضِیتُم بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا فِی الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِیلٌ»

«آیا به جای زندگی اخروی به زندگی دنیا راضی شده اید ? متاع این دنیا در برابر متاع آن دنیا جز اندکی هیچ نیست» (توبه‌ 38)

«بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةُ خَیْرٌ وَأَبْقَى»

«آری ، شما زندگی این جهان را بر می گزینید ،حال آنکه آخرت بهتر و، پاینده تر است» (اعلی‌ 17ـ16)

بنابر آیات‌ فوِق حیات‌ آخرت‌، باطن‌ حیات‌ دنیاست‌ و آن‌ حیات‌، حیات‌ برتر و بالاتر است‌. آن‌ حیات‌، حیات‌ حقیقی‌ است‌، چرا كه‌ در آنجا اثری‌ از شر و فساد، رنج‌ و بیماری‌، تزاحم‌ و تضاد وجود ندارد، برخلاف‌ حیات‌ دنیا كه‌ آمیخته‌ با همه‌ این‌ امور است‌.

برای‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ حیات‌ باید در همین‌ دنیا به‌ تلاش‌ و كوشش‌ پرداخت‌، چرا كه‌ حیات‌ اخروی‌ نتیجه‌ حیات‌ دنیوی‌ است‌.

به‌ گفته‌ پیامبر صلی الله علیه و آله:

«الدنیا مزرعة‌ الاخرة‌»

«دنیا كشتزار آخرت‌ است‌»

«در بند آن‌ باش‌ كه‌ من‌ كیم‌ و چه‌ جوهرم‌؟ و به‌ چه‌ آمدم‌ و به‌ كجا می‌روم‌؟ و اصل‌ من‌ از كجاست‌؟ و این‌ ساعت‌ در چه‌ام‌؟ و روی‌ به‌چه‌ دارم‌؟»

بنابراین‌ چون‌ حیات‌ دنیوی‌ مقدمه‌ حیات‌ اخروی‌ است‌، قرآن‌ حیات‌دنیوی‌ را نفی‌ نمی‌كند. آنجا حیات‌ دنیوی‌ را بی‌ارزش‌ تلقی‌ می‌كند كه‌ دنیا بدون‌ رابطه‌ با حیات‌ اخروی‌ مطرح‌ شود. یعنی‌ انسان‌ بدون‌ آنكه‌ در فكر و اندیشه‌ حیات‌ اخروی‌ باشد، بر طبق‌ خواسته‌های‌ منفی‌ و هوا و هوسهای‌ زودگذر خود زندگی‌ كند و لحظات‌ گرانبهای‌ عمر را به‌ تباهی‌ بكشاند.

برای‌ نیل‌ به‌ حیات‌ ابدی‌ شرایطی‌ لازم‌ است‌ كه‌ در آیه‌ زیر به‌ آنها اشاره ‌شده‌ است‌:

«وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْیَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْیُهُم مَّشْكُورًا»

«و هر که خواهان آخرت باشد و در طلب آن سعی کند و مؤمن باشد ، جزای سعیش داده خواهد شد» (اسرأ 19)

طبق‌ آیه‌ فوِق برای‌ رسیدن‌ به‌ حیات‌ اخروی‌ سه‌ شرط‌ لازم‌ است‌.

1. اراده‌ انسان‌ به‌ حیات‌ ابدی‌ تعلق‌ پیدا كند. یعنی‌ انسان‌ خواهان‌ حیات ‌اخروی‌ باشد، نه‌ آنكه‌ فقط‌ به‌ زندگی‌ دنیوی‌ توجه‌ داشته‌ باشد.

2. سعی‌ و تلاش‌ آدمی‌ در جهت‌ رسیدن‌ به‌ حیات‌ اخروی‌

3. ایمان‌ به‌ خدا انگیزه‌ اعمال‌ انسان‌ باشد.

ادامه دارد


منبع: سایت تبیان به نقل از:

نصری، عبدالله، کتاب فلسفه خلقت انسان، با اندکی تصرف




نوع مطلب : گوناگون، 
برچسب ها : هدف، هدف از زندگی، هدف از خلقت، حیات واقعی، حیات، مزرعه، دنیا، مزرعه آخرت، انما الدنیا، لهو و لعب، زندگی، زندگی واقعی، هدف از این زندگی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

امام على علیه السلام:

«اَربَعَةُ اَشیاءَ لا یَعرِفُ قَدرَها اِلاّ اَربَعَةٌ اَلشَّبابُ لا یَعرِفُ قَدرَهُ اِلاَّ الشُّیوخُ وَالعافیَةُ لا یَعرِفُ قَدرَها اِلاّ اَهلُ البَلاءِ وَ الصِّحَةُ لا یَعرِفُ قَدرَها اِلاَّ المَرضى وَ الحَیاةُ لا یَعرِفُ قَدرَها اِلاَّ المَوتى»

ارزش چهار چیز را جز چهار گروه نمى شناسند

جوانى را جز پیران، آسایش را جز گرفتاران، سلامتى را جز بیماران و زندگى را جز مردگان.

مواعظ العددیّه، ص 275


نوع مطلب : روایات، 
برچسب ها : سلامتی، جوانی، آسایش، امنیت، زندگی، پیر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic