بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر

« سوگند به خورشید و پرتو آن ــ و به ماه وقتیکه آنرا بازتاب می دهد ــ و به روز وقتیکه آنرا متجلی می کند ــ و به شب وقتیکه آنرا می پوشاند»

نکته آیات: روز پرتو خورشید را متجلی می کند و شب آنرا می پوشاند:

تصویری که می بینیم تصویر کره زمین است که از فضا گرفته شده است. چنانکه می بینیم فضا در اصل سیاه و تاریک است، هر چند نور و پرتو خورشید در فضا وجود دارد اما متجلی نیست، ولی آن بخشی از زمین که روبروی خورشید قرار دارد و روز نامیده می شود آن را متجلی می کند. که ارتفاع آن حدوداً 100 کیلومتر از جـو است. و با چرخش زمین و رفتن روز بجای شب، شب آن بخش متجلی پرتو خورشید را می پوشاند.

 

 

 

منبع:  قرآن شناسی



نوع مطلب : شگفتی های قرآن، 
برچسب ها : زمین، روز، شب،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 

أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِینَ ﴿١٦﴾ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِینَ ﴿١٧﴾كَذَٰلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ ﴿١٨﴾

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِینَ ﴿١٩﴾أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاءٍ مَّهِینٍ ﴿٢٠﴾فَجَعَلْنَاهُ فِی قَرَارٍ مَّكِینٍ ﴿٢١﴾

إِلَىٰ قَدَرٍ مَّعْلُومٍ ﴿٢٢﴾فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ ﴿٢٣﴾وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِینَ ﴿٢٤﴾

أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفَاتًا ﴿٢٥﴾أَحْیَاءً وَأَمْوَاتًا ﴿٢٦﴾

وَجَعَلْنَا فِیهَا رَوَاسِیَ شَامِخَاتٍ وَأَسْقَیْنَاكُم مَّاءً فُرَاتًا ﴿٢٧﴾

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِینَ ﴿٢٨﴾انطَلِقُوا إِلَىٰ مَا كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ ﴿٢٩﴾

انطَلِقُوا إِلَىٰ ظِلٍّ ذِی ثَلَاثِ شُعَبٍ ﴿٣٠﴾

لَّا ظَلِیلٍ وَلَا یُغْنِی مِنَ اللَّـهَبِ ﴿٣١﴾إِنَّهَا تَرْمِی بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ ﴿٣٢﴾كَأَنَّهُ جِمَالَتٌ صُفْرٌ ﴿٣٣﴾

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِینَ ﴿٣٤﴾هَـٰذَا یَوْمُ لَا یَنطِقُونَ ﴿٣٥﴾وَلَا یُؤْذَنُ لَهُمْ فَیَعْتَذِرُونَ ﴿٣٦﴾

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِینَ ﴿٣٧﴾هَـٰذَا یَوْمُ الْفَصْلِ ۖ جَمَعْنَاكُمْ وَالْأَوَّلِینَ ﴿٣٨﴾

فَإِن كَانَ لَكُمْ كَیْدٌ فَكِیدُونِ ﴿٣٩﴾

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِینَ ﴿٤٠﴾إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی ظِلَالٍ وَعُیُونٍ ﴿٤١﴾

وَفَوَاكِهَ مِمَّا یَشْتَهُونَ ﴿٤٢﴾

كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِیئًا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٤٣﴾إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ﴿٤٤﴾

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِینَ ﴿٤٥﴾

كُلُوا وَتَمَتَّعُوا قَلِیلًا إِنَّكُم مُّجْرِمُونَ ﴿٤٦﴾وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِینَ ﴿٤٧﴾

وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لَا یَرْكَعُونَ ﴿٤٨﴾

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِینَ ﴿٤٩﴾فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ ﴿٥٠﴾

ترجمه آیات
آیا ما پیشینیان را ( به كیفر كفر ) هلاك نكردیم ؟ ( 16 ) .
از پى آنان هم قومى دیگر را ( كه منكران قرآن باشند ) نیز هلاك مى‏كنیم ( 17 ) .
ما بدكاران عالم را همین گونه هلاك مى‏سازیم ( 18 ) .
واى در آن روز به حال آنان كه آیات خدا را تكذیب كردند ! ( 19 ) .
آیا ما شما آدمیان را از آبى پست و ناچیز بدین زیبایى نیافریدیم ؟ ( 20 ) .
سپس آن را ( از صلب پدر ) به قرارگاه رحم منتقل ساختیم ( 21 ) .
تا مدتى معین و معلوم ( در رحم بماند ) ( 22 ) .
و ماتقدیر مدت رحم ( و تعیین سرنوشت او تا ابد ) را كردیم ، كه نیكو مقدر حكیمى هستیم ( 23 ) .
واى در آن روز به حال آنانكه آیات خدا را تكذیب كردند ( 24 ) .
آیا ما زمین را محل اجتماع بشر قرار ندادیم ؟ ( 25 ) .
تا زندگان روى زمین تعیش كنند و مردگان درونش پنهان شوند ( 26 ) .
و در زمین كوههاى بلند برافراشتیم و از ابر و باران به شما آب زلال گوارا نوشاندیم ( 27 ) .
واى در آن روز به حال آنانكه آیات خدا را تكذیب كردند ( 28 ) .
خطاب رسد اى منكران ! شما امروز به سوى آن دوزخى كه تكذیب كردید بروید ( 29 ) .
بروید زیر سایه دودهاى آتش دوزخ كه داراى سه شعبه است ( 30 ) .
نه آنجا سایه‏اى خواهد بود و نه از شرار آتش هیچ نجاتى دارند ( 31 ) .
آن آتش هر شرارى بیفكند مانند قصرى است ( 32 ) .
گویى آن شراره ( در سرعت و كثرت ) همچون شتران زرد موى است ( 33 ) .
واى در آن روز به حال آنان كه آیات خدا را تكذیب كردند ( 34 ) .
این روزى است كه كافران ( براى نجات خود ) سخنى نتوانند گفت ( 35 ) .
و به آنها رخصت عذرخواهى نیز نخواهند داد ( 36 ) .
واى در آن روز به حال آنان كه آیات خدا را تكذیب كردند ( 37 ) .
این روز فصل ( حكم و جدایى نیك و بد ) است كه شما را با همه در گذشتگان پیشین به عرصه محشر جمع گردانیم ( 38 ) .
پس اگر چاره‏اى بر نجات خود مى‏توانید انجام دهید كنید ( 39 ) .
 
ترجمة المیزان ج : 20  ص :  245
واى در آن روز به حال آنانكه آیات خدا را تكذیب كردند ( 40 ) .
آن روز سخت بندگان با تقوا در سایه درختان بهشت و كنار نهرهاى جارى متنعمند ( 41 ) .
و از هر نوع میوه كه مایل باشند فراهم است ( 42 ) .
به آنها خطاب شود كه از هر طعام و شراب بخواهید بخورید و بیاشامید كه شما را گوارا باد پاداش اعمال نیكى كه در دنیا بجا آوردید ( 43 ) .
ما البته نیكوكاران عالم را چنین پاداش مى‏دهیم ( 44 ) .
واى در آن روز به حال آنانكه آیات خدا را تكذیب كردند ( 45 ) .
اى كافران شما هم بخورید و تمتع برید به عمر كوتاه دنیا كه شما بسیار بدكارید ( 46 ) .
واى در آن روز به حال آنانكه آیات خدا را تكذیب كردند ( 47 ) .
و هر گاه به آنها گفته شد كه نماز و طاعت خدا را به جاى آرید اطاعت نكردند ( 48 ) .
واى در آن روز به حال آنانكه آیات خدا را تكذیب كردند ( 49 ) .
شما پس از آیات خدا ( كه آن را تكذیب كردید ) باز به كدامین حدیث ایمان مى‏آورید ؟ ! ( 50 ) .

بیان آیات


این آیات حجت‏هایى است كه بر یگانگى خداى تعالى در ربوبیت دلالت مى‏كند ، أدله‏اى است كه به حكم آن باید یوم الفصلى باشد ، و در آن مكذبین به جزاى خود برسند ، و نیز به كیفرهایى كه براى آنان تهیه شده ، و به نعمت و كرامتى كه براى مردم با تقوى آماده شده اشاره مى‏كند ، و سوره را با توبیخ و مذمت منكرین كه از عبادت خدا و ایمان به گفتار او استكبار مى‏ورزند ، ختم نموده است .
ا لم نهلك الاولین ثم نتبعهم الاخرین كذلك نفعل بالمجرمین استفهام در این آیه انكارى است ، و منظور از اولین امثال قوم نوح و عاد و ثمود است ، كه از امت‏هاى قدیم العهدند ، و منظور از آخرین امت‏هایى است كه بعدا به ایشان پیوستند ، و كلمه اتباع به معناى آن است كه چیزى را دنبال چیزى دیگر قرار دهند .
در جمله ثم نتبعهم كلمه نتبع را به رفع مى‏خوانیم ، بنا بر اینكه استینافى و از نو باشد ، چون عطف به كلمه نهلك نیست ، و گر نه آن نیز مجزوم مى‏شد .
و معناى آیه این است كه : ما تكذیب‏گران را كه در امتهاى اولین بودند هلاك كردیم ، و سپس ما امتهاى دیگر را به دنبال آنان هلاك مى‏كنیم .
 
ترجمة المیزان ج : 20  ص :  246
و جمله كذلك نفعل بالمجرمین به منزله تعلیل براى مطالب قبل است ، و لذا بدون فصل ( واو ) آمده و عطف به ما قبل نشده ، گویا گوینده‏اى پرسیده : آخر چرا هلاك شدند ؟ در پاسخ فرموده : براى این كه سنت ما با مجرمین همین است ، و این آیات - به طورى كه ملاحظه مى‏كنید - انذار است ، و مى‏خواهد لحن بیان را به همان اصلى كه محور آیات این سوره است یعنى جمله ویل یومئذ للمكذبین برگرداند ، و در عین حال حجتى است بر یگانگى خدا در ربوبیت ، چون هلاك كردن انسانهاى مجرم ، خود تصرفى در عالم انسانى و تدبیرى براى آن است ، و چون غیر از خدا هلاك كننده‏اى نیست ، و خود مشركین هم به این اعتراف دارند ، پس رب هم تنها او است و غیر او رب و معبودى نیست .
علاوه بر اشارات یاد شده بر وجود یوم الفصل هم دلالت دارد ، چون اهلاك قومى به خاطر جرائمى كه داشته‏اند وقتى تصور دارد كه قبلا تكلیف كرده باشد ، و تكلیف هم وقتى مى‏تواند متوجه قومى بشود كه مجازاتى هم در كار باشد ، اطاعت‏كاران را پاداش و گنهكاران را كیفر دهند ، پس معلوم مى‏شود كه در این میان یوم الفصلى هست ، و در آن افراد مطیع پاداش ، و عاصیان كیفر داده مى‏شوند ، و پاداش و كیفر آن روز از جنس پاداش و كیفر دنیا نیست ، چون پاداش و كیفر دنیوى نمى‏تواند همه اولین و آخرین را شامل شود ، پس در این میان روزى هست كه هر انسانى در برابر هر كارى كه كرده جزا داده مى‏شود ، و این همان روز فصل و روز مجموع له الناس است .
ا لم نخلقكم من ماء مهین ... فنعم القادرون استفهام در این آیه انكارى است ، و كلمه ماء مهین به معناى آبى خوار و پست است ، كه خودش نمى‏تواند خود را نگه دارد ، و مراد از آن نطفه است ، و مراد از قرار مكین محفظه رحم است ، و منظور از قدر معلوم مدت حمل است .
و فعل فقدرنا از باب قدر به معناى اندازه‏گیرى است ، و حرف فاء براى تفریع قدر بر خلق است ، و معنایش این است كه : ما شما را خلق كردیم و حوادثى كه بعدها بر سرتان مى‏آید و اوصاف و احوالى كه در آینده به خود مى‏گیرید همه را معین و تقدیر كردیم .
خلاصه هم خلقتان كردیم ، و هم حوادثى كه در طول زندگى برایتان پیش مى‏آید معین كردیم ، یكى عمرش طولانى و دیگرى كوتاه شد ، یكى قیافه‏اش زیبا و دیگرى زشت شد ، یكى سالم و دیگرى مریض شد ، و همچنین از نظر رزق و چیزهاى دیگر .
بعضى احتمال داده‏اند كه : جمله قدرنا از قدرت در مقابل عجز گرفته شده باشد ، 
ترجمة المیزان ج : 20  ص :  247
و مراد این باشد كه ما بر همه اینها تواناییم .
ولى وجه قبلى وجیه‏تر است .
و معناى آیه این است كه : ما شما را از آبى پست و ناچیز كه همان نطفه باشد آفریده‏ایم ، و آن آب را در قرارگاهى محفوظ كه همان رحم مادران باشد جاى دادیم ، و تا مدتى معلوم كه همان مدت حمل باشد در آنجا نگه داشتیم ، پس ما همه این حوادث و صفات و احوال را كه با هستى شما ارتباط دارند تقدیر كردیم ، و چه خوب مقدرى هستیم ما .
در این آیات و اینكه مضمونش حجتى بر وحدانیت خداى تعالى در ربوبیت است ، نظیر آن بیانى كه در آیات سابق داشتیم جریان دارد .
و همچنین در اینكه این حجت ، حجت بر تحقق یوم الفصل نیز هست ، چون ربوبیت اقتضاى آن دارد كه مربوبین در برابر ساحتش خضوع كنند ، و این خضوع همان گرویدن به دینى است كه مربوب را مكلف به تكالیفى مى‏كند ، و تكلیف هم جز بر دائر كردن جزا در برابر اطاعت و عصیان تمام نمى‏شود ، و روزى كه مكلفین در آن روز به جزاى اعمال خود مى‏رسند ، همان یوم الفصل است .
ا لم نجعل الأرض كفاتا احیاء و امواتا ... فراتا كلمه كفات و همچنین كلمه كفت به معناى جمع كردن و ضمیمه كردن است ، مى‏فرماید : مگر ما نبودیم كه زمین را كفات كردیم ، یعنى چنان كردیم كه همه بندگان را در خود جمع مى‏كند ، چه مرده‏ها را و چه زنده‏ها را .
بعضى گفته‏اند : كفات جمع كفت به معناى ظرف است .
و معناى آیه این است كه : مگر ما زمین را ظرفهایى براى جمع احیا و اموات نكردیم .
و جعلنا فیها رواسى شامخات - كلمه رواسى جمع راسیه است ، كه به معناى كوه پا بر جا و استوار است ، و شامخات به معناى كوههاى بلند است ، و گویا آوردن كلمه رواسى زمینه‏چینى است براى آیه و أسقیناكم ماء فراتا ، چون نهرها و چشمه‏هاى طبیعى همه از كوهها منفجر مى‏شود ، و به طرف دشت‏ها سرازیر مى‏گردد ، و كلمه فرات به معناى آب گوارا است ، در دلیل بودن این آیات هم همان بیان كه در آیات قبل داشتیم مى‏آید .
انطلقوا الى ما كنتم به تكذبون این آیه حكایت فرمانى است كه در یوم الفصل به ایشان داده مى‏شود ، صاحب كلام خداى تعالى است ، به قرینه اینكه در آخر آیات مى‏فرماید : اگر نیرنگى دارید به كار ببرید ، 
ترجمة المیزان ج : 20  ص :  248
و مراد از جمله آنچه همواره تكذیبش مى‏كردند جهنم است ، و كلمه انطلاق به معناى روانه شدن و منتقل گشتن از جایى به جاى دیگر و بدون مكث است .
و معناى آیه این است كه : به ایشان گفته مى‏شود از محشر بدون هیچ درنگى به سوى آتش روانه شوید ، همان آتشى كه همواره تكذیبش مى‏كردید .
انطلقوا الى ظل ذى ثلث شعب مفسرین گفته‏اند : مراد از این ظل سایه دودى است كه از آتش جهنم بالا مى‏رود ، همچنان كه در جاى دیگر فرموده : و ظل من یحموم .
و نیز در مورد انشعاب آن به سه شعبه گفته‏اند : این اشاره است به عظمت دود جهنم ، چون دود وقتى خیلى متراكم و عظیم باشد شاخه شاخه مى‏شود .
لا ظلیل و لا یغنى من اللهب ظل ظلیل به معناى سایه خنك است ، سایه‏اى كه از رسیدن حرارت به انسان جلوگیرى كند ، و براى آدمى ساترى از آزار حرارت باشد ، و اینكه مى‏فرماید سایه شعبه‏دار ظلیل نیست ، منظور این است كه از هرم آتش و شعله‏هاى آن جلوگیرى نمى‏كند .
انها ترمى بشرر كالقصر كانه جمالت صفر ضمیر انها به نار - آتش بر مى‏گردد هر چند در كلام نامى از نار برده نشده بود ، و لیكن از سیاق معلوم است .
و كلمه شرر به معناى زبانه‏هایى است كه از آتش بر مى‏خیزد .
و معناى قصر معلوم است و كلمه جمالة جمع جمل است ، كه به معناى شتر نر است ، و معناى آیه روشن است .
هذا یوم لا ینطقون و لا یؤذن لهم فیعتذرون كلمه هذا اشاره است به یوم الفصل و مراد از یؤذن اذن در سخن گفتن و یا عذرخواهى كردن است .
و جمله فیعتذرون عطف است بر جمله یؤذن و هر دو در سلك نفى قرار دارند ، مى‏فرماید امروز روزى است كه اهل محشر - از انسانها - سخن نمى‏گویند و اذن سخن گفتن به ایشان داده نمى‏شود ، و یا اذن عذرخواهى كردن به ایشان داده نمى‏شود ، پس اعتذارى نخواهند كرد .
و نفى نطق در این آیه با اثبات آن در آیات دیگر منافات ندارد ، چون روز قیامت مواقف بسیار و مختلف دارد ، در یك موقف از ایشان سؤال مى‏شود جواب هم مى‏دهند ، و در 
ترجمة المیزان ج : 20  ص :  249
موقفى دیگر بر دهان آنان مهر مى‏زنند و نمى‏توانند سخن بگویند ، و ما در تفسیر آیه شریفه یوم یات لا تكلم نفس الا باذنه ، بیانى در این باره داشتیم ، بدانجا مراجعه شود .
هذا یوم الفصل جمعناكم و الاولین فان كان لكم كید فكیدون روز قیامت را از این جهت یوم الفصل خوانده كه خداى تعالى در آن روز جدا سازى مى‏كند ، و میان اهل حق و اهل باطل با داورى خود جدایى مى‏اندازد ، همچنان كه فرمود : ان ربك هو یفصل بینهم یوم القیمة فیما كانوا فیه یختلفون ، و نیز فرموده : ان ربك یقضى بینهم یوم القیمة فیما كانوا فیه یختلفون كه در یكى تعبیر به فصل ، و در دیگرى تعبیر به قضا كرده است .
و خطاب كم - شما را در جمله جمعناكم و الاولین به تكذیب‏گران این امت است ، بدان جهت كه جزء آخرین هستند ، و به همین جهت در مقابل اولین قرارشان داد ، و در جاى دیگر به نحو جامع فرموده : امروز روزى است كه همه مردم در آن جمع مى‏شوند ، ذلك یوم مجموع له الناس و در جاى دیگر فرموده : و حشرناهم فلم نغادر منهم أحدا .
و معناى اینكه فرمود : فان كان لكم كید فكیدون این است كه اگر شما حیله‏اى علیه من دارید تا با آن حیله عذاب مرا از خود دفع كنید ، آن حیله را بكار ببرید ، و این خطاب را اصطلاحا تعجیزى مى‏گویند ، و معنایش این است كه شما چنین نیرویى ندارید ، در آن روز به طور كلى همه نیروها از شما گرفته مى‏شود ، و با ظهور این حقیقت كه لا قوة الا لله خود ستمكاران با دیدن عذاب یقین مى‏كنند ، و بلكه مى‏بینند كه قوت همه‏اش از آن خدا است ، و اینكه خدا شدید العذاب است ، و این زمانى است كه پیشوایان از پیروان خود بیزارى مى‏جویند ، و عذاب را مى‏بینند ، و همه اسبابها از كار مى‏افتد .
و این آیه یعنى آیه ان كان لكم كید فكیدون مدلولى وسیع‏تر از آیه شریفه زیر 
ترجمة المیزان ج : 20  ص :  250
دارد كه مى‏فرماید : یا معشر الجن و الانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السموات و الأرض فانفذوا لا تنفذون الا بسلطان ، چون این آیه تنها قدرت بر فرار را نفى مى‏كند ، به خلاف آیه مورد بحث كه همه انحاى حیله را نفى مى‏كند .
در جمله فكیدون التفاتى از تكلم مع الغیر ( ما ) به تكلم وحده ( من ) به كار رفته ، چون در جملات قبل خداوند تعبیر به ما مى‏كرد و مى‏فرمود : ما شما را جمع مى‏كنیم ، و در اینجا تعبیر به من كرده ، و نكته در آن این است كه امر كیدون تعجیزى است ، و متعلق آن كید با كسى است كه همه قوت‏ها و قدرت‏ها از اوست ، و او تنها خداى تعالى است ، و اگر مى‏فرمود : فكیدونا اشاره به توحید از بین مى‏رفت .
ان المتقین فى ظلال و عیون و فواكه مما یشتهون ... المحسنین مراد از كلمه ظلال سایه‏هاى بهشت ، و مراد از كلمه عیون چشمه‏هاى آن است ، كه اهل بهشت از آن سایه‏ها استفاده نموده ، و از آن چشمه‏ها مى‏نوشند ، و كلمه فواكه جمع فاكهه است كه به معناى میوه است .
كلوا و اشربوا هنیئا بما كنتم تعملون - مفاد این آیه اذن و اباحه است ، تو گویى خوردن و نوشیدن كنایه است از مطلق تنعم به نعمتهاى بهشتى و تصرف در آن ، هر چند كه از مقوله خوردن و نوشیدن نباشد .
و استعمال این كنایه شایع است ، همچنان كه خوردن مال را كنایه مى‏گیرند از مطلق تصرف ، مثلا مى‏گویند مال مردم را مخور ، یعنى در آن تصرف مكن .
انا كذلك نجزى المحسنین - در این جمله سعادت اهل بهشت را مسجل مى‏سازد .
كلوا و تمتعوا قلیلا انكم مجرمون خطاب در این آیه از قبیل خطابهاى تهدیدآمیزى است كه ما به دشمن خود مى‏كنیم و مى‏گوییم هر چه دلت مى‏خواهد بكن ، و یا هر چه از دستت بر مى‏آید كوتاهى مكن ، كه معنایش این است كه هر كارى بكنى سودى به حالت ندارد ، و این نوع خطابها مخاطب را از اینكه از حیله‏هاى خود سود ببرد و در نتیجه به هدف خود برسد مایوس مى‏كند ، و نظیر آن در چند جاى قرآن آمده ، مى‏فرماید : فاقض ما أنت قاض انما تقضى هذه الحیوة الدنیا .
 
ترجمة المیزان ج : 20  ص :  251
و نیز مى‏فرماید : اعملوا ما شئتم انه بما تعملون بصیر .
پس اینكه فرمود : كلوا و تمتعوا قلیلا : بخورید ، و در اندك زمانى تمتع ببرید ، و یا تمتعى اندك ببرید ، در حقیقت مى‏خواهد ایشان را مایوس كند از اینكه با خوردن و تمتع بردن بتوانند عذاب را از خود دفع كنند ، وقتى نمى‏توانند جلو عذاب را بگیرند ، هر چه دلشان مى‏خواهد از متاع قلیل دنیا بخورند .
و اگر در این زمینه خصوص خوردن و تمتع را یادآور شد ، براى این بود كه منكرین معاد براى سعادت معنایى جز سعادت دنیا قائل نیستند ، و براى سعادت دنیا هم معنایى جز خوردن و شهوترانى كردن نمى‏فهمند ، عینا مانند یك حیوان بى‏زبان ، كه قرآن كریم ایشان را به آن تشبیه نموده مى‏فرماید : و الذین كفروا یتمتعون و یاكلون كما تاكل الأنعام و النار مثوى لهم .
و جمله انكم مجرمون ، علت مطالب ما قبل را بیان مى‏كند ، كه در آن امر مى‏كرد به اینكه بخورید و تمتع ببرید كه از آن سودى نخواهید برد ، براى اینكه شما با تكذیب یوم الفصل ، و تكذیب كیفر تكذیب‏گران ، مجرم شدید ، و جزاى مجرم خواه ناخواه آتش است .
و اذا قیل لهم اركعوا لا یركعون مراد از ركوع - به طورى كه دیگران هم گفته‏اند - نماز خواندن است ، و شاید به اعتبار آن باشد كه نماز مشتمل بر ركوع است .
بعضى هم گفته‏اند : مراد از ركوعى كه در این آیه به آن امر فرموده ، مطلق خشوع و خضوع و تواضع براى خداى تعالى است ، به اینكه دعوتش را بپذیرند ، و كلامش را قبول نموده ، دینش را پیروى نمایند ، و خلاصه بندگیش كنند .
بعضى دیگر گفته‏اند : مراد از این ركوع همان سجده‏اى است كه در قیامت مامور بدان مى‏شوند ، ولى نمى‏توانند انجام دهند ، كه قرآن در باره‏اش فرموده : و یدعون الى السجود فلا یستطیعون ، لیكن این دو وجه خالى از بعد نیست .
 
ترجمة المیزان ج : 20  ص :  252
و اما اینكه وجه اتصال این آیه به ما قبلش چیست ؟ به نظر ما وجهش این است كه زمینه گفتار در سابق زمینه تهدید تكذیب‏گران روز فصل بود ، و در این مقام بود كه آثار سوء این تكذیبشان را بیان كند ، در آیه مورد بحث هم همین مطلب را تمام نموده ، مى‏فرماید اینان خدا را وقتى كه ایشان را به عبادت خود مى‏خواند عبادت نمى‏كنند ، چون منكر روز جزایند ، و با انكار روز جزا عبادت معنا ندارد ، پس آیه مورد بحث به این بیان متصل به ما قبل است ، و در عین حال زمینه‏اى است براى آیه بعد كه مى‏فرماید : فباى حدیث بعده یؤمنون .
بعضى به زمخشرى نسبت داده‏اند كه گفته است : این آیه متصل به كلمه للمكذبین است ، كه در آیه قبل بود ، گویا فرموده : ویل براى كسانى كه تكذیب كردند ، و كسانى كه وقتى به ایشان گفته مى‏شود ركوع كنید ركوع نمى‏كنند .
در این آیه التفاتى به كار رفته ، قبلا منكرین معاد مورد خطاب بودند ، به ایشان مى‏فرمود : بخورید ... و در اینجا غایب به حساب آمده‏اند ، مى‏فرماید : وقتى به ایشان گفته مى‏شود ... و وجه این التفات روگردانى از ایشان است ، چون بعد از آنكه در جمله كلوا و تمتعوا ایشان را به خودشان واگذاشت ، كه هر چه مى‏خواهند بكنند ، دیگر معنا ندارد باز خطاب را متوجهشان كند .
فباى حدیث بعده یؤمنون یعنى وقتى به قرآن كه معجزه و آیتى است الهى ایمان نمى‏آورند ، و وقتى این قرآن با كمال روشنى و با برهان قاطع برایشان بیان مى‏كند كه معبودى جز خدا ندارند ، و خدا شریكى ندارد ، و در پیش رویشان یوم الفصلى چنین و چنان دارند ، توجهى بدان نمى‏كنند ، دیگر بعد از این قرآن به چه سخنى ایمان مى‏آورند .
این جمله رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) را مایوس مى‏كند از اینكه به خدا و رسولش ایمان بیاورند ، و به منزله هشدارى است به اینكه دیگر ایشان را به ایمان دعوت مكن ، و اینكه گفتیم بخورند و تمتع ببرند سخن به جایى بود ، دیگر ایمان‏آور نیستند ، و هیچ فایده‏اى در دعوت كردن آنان نیست ، جز همین مقدار كه حجت بر آنان تمام شود .

بحث روایتى


در تفسیر قمى در ذیل آیه أ لم نخلقكم من ماء مهین آمده یعنى آبى گندیده و  فجعلناه فى قرار مكین ، یعنى در رحم و الى قدر معلوم یعنى تا منتهاى اجل .
مؤلف : و در اصول كافى در روایتى از ابى الحسن ماضى (علیه‏السلام) آمده كه آیه أ لم نهلك الاولین را بر تكذیب‏گرانى تطبیق فرموده كه در خصوص اطاعت از اوصیاى پیغمبر او را تكذیب كردند و جمله ثم نتبعهم الاخرین را بر كسانى تطبیق فرموده كه نسبت به آل محمد جفا كردند .
و این حدیث علاوه بر اضطرابى كه در متن آن هست صرف تطبیق مصداق بر آیه است ، نه تفسیر آن .
و نیز در آن كتاب آمده كه در معناى آیه أ لم نجعل الأرض كفاتا أحیاء و أمواتا فرموده كفات به معناى مساكن است .
آنگاه اضافه كرده كه امیر المؤمنین (علیه‏السلام) در مراجعتش از صفین به قبرها نظر انداخت ، و آنگاه فرمود : اینجا كفات اموات است ، یعنى منزلگاه ایشان است و سپس نظر انداخت به خانه‏هاى كوفه و فرمود : اینها كفات زندگان است ، آنگاه این آیه را تلاوت كرد : أ لم نجعل الأرض كفاتا أحیاء و أمواتا .
مؤلف : و در كتاب معانى الاخبار به سند خود از حماد از امام صادق (علیه‏السلام) روایت كرده كه آن جناب نظرى به مقابر انداخت ، و سخنانى كه در حدیث قبل آمده بود به زبان آورد .
و در همان كتاب در تفسیر جمله و جعلنا فیها رواسى شامخات آمده كه منظور كوههاى مرتفع است .
و نیز در همان كتاب در معناى جمله ذى ثلث شعب آمده كه : در آن ، سه شعبه از آتش است ، و در معناى انها ترمى بشرر كالقصر فرموده شراره‏هایى از آتش كه به بزرگى قصرها و كوهها است .
و نیز در همان كتاب در تفسیر ان المتقین فى ظلال و عیون آمده كه فرمود : در سایه‏هایى از نور كه روشن‏تر از نور خورشید است .
و در مجمع البیان در ذیل آیه و اذا قیل لهم اركعوا لا یركعون مى‏گوید : مقاتل گفته  این آیه در باره قبیله ثقیف نازل شد ، كه رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) به ایشان دستور داد نماز بخوانند ، و آنها گفتند لا ننحنى یعنى ما هرگز قامت خم نمى‏كنیم .
البته در روایت به جاى كلمه لا ننحنى لا نحنى آمده .
آنگاه گفتند قامت خم كردن ننگى است بر ما ، پس رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) فرمود : دینى هم كه ركوع و سجود نداشته باشد چیزى ندارد .
مؤلف : در انطباق این قصه - كه حتما باید بعد از هجرت و وجوب نماز واقع شده باشد - با آیه مورد بحث خفائى هست ، و آنطور كه باید روشن نیست .
و در تفسیر قمى در باره آیه قبلى آمده كه وقتى به ایشان گفته مى‏شود : امام را دوست بدارید و ولایتش را بپذیرید ، نمى‏پذیرند .
مؤلف : این روایت هم از باب تطبیق كلى بر مصداق است ، نه از باب تفسیر .



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : توحید روبوبیت، توحید در ربوبیت، زمین، جنین، خلقت انسان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391

بیان آیات

در این سوره سخن از قیامت و زنده شدن مردم براى حساب ، و اشاره به بعضى از علامتهایش رفته ، كه یكى زلزله زمین ، و یكى دیگر سخن گفتن آن از حوادثى است كه در آن رخ داده .
و این سوره هم مى‏تواند مكى باشد و هم مدنى .
اذا زلزلت الارض زلزالها كلمه زلزال مانند كلمه زلزلة مصدر و به معناى نوسان و تكان خوردن پى در پى است ، و اینكه



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : قیامت، زمین، زلزله، شهادت، اعمال، عمل، حسابرسی، حبط عمل، از بین رفتن عمل، توبه، توبه کننده، ریا، ریا کار، گناه، گناهان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391

آن روز كه انسان تمام اعمالش را مى‏بیند !


همانگونه كه در بیان محتواى سوره اشاره شد آغاز این سوره همراه است با بیان بعضى از حوادث هول‏انگیز و وحشتناك پایان این جهان و شروع رستاخیز .
نخست مى‏فرماید : هنگامى كه زمین شدیدا به لرزه در آید ( اذا زلزلت الارض زلزالها ) .
 
تفسیر نمونه ج : 27  ص :  222



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : قیامت، زلزله، آخر دنیا، زمین، اخبار زمین، اعمال، عمل، کردار، بهترین اعمال، نماز، مادر، محشر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391

بحث روایتى


در الدر المنثور است كه ابن مردویه و بیهقى - در كتاب شعب الایمان - از انس بن 
ترجمة المیزان ج : 20  ص :  585
مالك روایت كرده‏اند كه رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) فرمود : زمین در روز قیامت به تمامى اعمالى كه در پشتش انجام شده خبر مى‏دهد ، آنگاه این آیه را تلاوت كرد : اذا زلزلت الأرض زلزالها تا رسید به آیه یومئذ تحدث اخبارها



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : زمین، اخبار زمین، دنیا، حب دنیا، آخرت، اهل آخرت، مادر، اهل دنیا، عمل، اعمال، کردار،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 25 فروردین 1391
  • سوره مبارکه روم
  • آیه شریفه 8
  • أَوَلَمْ یَتَفَكَّرُوا فِی أَنفُسِهِمْ

  • معنای آیه:

    آیا آنان با خود نیندیشیدند که خداوند، آسمان ها و زمین و آن چه را میان آن دو است جز به حق و برای زمان معینی نیافریده است ؟ ( آری) اما بسیاری از مردم لقای پروردگارشان را منکرند.

  • پیام آیه:

    قرآن از یک سو ما به اندیشیدن دعوت می کند و از سوی دیگر به خاطر نیندیشیدن ما را سرزنش می کند. تفکر در آفرینش انسان و نیازهای او، تفکر در هماهنگی آسمان ها و زمین و توجه به این که همه چیز براساس نظم و قانون خاص خود حرکت می کند، راهی است به سوی کمال و معرفت.



  • نوع مطلب :
    برچسب ها : تفکر، آیات الهی، آسمان، زمین،
    لینک های مرتبط :
    نظرات ()





    آمار وبلاگ
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
    امکانات جانبی
     
     
     
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات