بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391

در قیامت گنهکاران ده گونه محشور می‌شوند!


در قیامت مردم ده گونه محشور می‌شوند:

1 - شایعه‌سازان، به صورت میمون. 2 - حرام خواران، به صورت خوک.

3- رباخواران، واژگونه. 4- قاضی ناحقّ، کور.

5- خودخواهان مغرور، کر و لال. 6- عالم بی‌عمل، در حال جویدن زبان خود.

7- همسایه آزار، دست و پا بریده. 8- خبرچین، آویخته به شاخه‌های آتش.

9- عیّاشان، بد بوتر از مردار. 10- مستکبران، در پوششی از آتش.

(تفسیر مجمع‌البیان و نور الثقلین و صافی، ذیل آیه 18 سوره نبأ)


بوزینه

از دانستنی‌های تاریخ، عبرت بگیرید!!

وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِینَ اعْتَدَوْا مِنْکُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَةً خاسِئِینَ (بقره 65)

قطعاً شما از (سرنوشت) کسانی از خودتان که در روز شنبه، نافرمانی کردند (و به جای تعطیل کردن کار در این روز، دنبال کار رفتند) آگاهید، ما (به خاطر این نافرمانی) به آنان گفتیم: به شکل بوزینه‌های مطرود در آیید.

این آیه نیز به روح عصیانگری و نافرمانی حاکم بر یهود و علاقه شدید آن‌ها به امور مادی اشاره می‌کند.

یکی از احکام تورات، وجوب تعطیل کردن شنبه بود که حرص و آز، گروهی از بنی اسرائیل را به کار واداشت و با حیله، روزهای شنبه، کار می‌کردند؛ لذا خداوند، افراد حیله‌گر را به صورت بوزینه در آورد تا درس عبرتی برای دیگران باشد.

این ماجرا علاوه بر این آیه در سوره اعراف، 163 166(نیز آمده است؛ و اصولًا مسخ چهره، یکی از عذاب‌های الهی و تحقّق قهر خداوندی است.)

گروهی از نصاری نیز بعد از نزول مائده آسمانی، کفر ورزیدند که به شکل بوزینه و خوک در آمدند : «وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازِیرَ» مائده، 60(کلمه‌ی «سبت» به معنای قطع و دست کشیدن از کار است. چنان که در آیه‌ای دیگر، درباره‌ی نقش خواب فرموده است: «وَ جَعَلْنا نَوْمَکُمْ سُباتاً» ) نبأ ، 9(و لذا شنبه، روز تعطیلی یهود، «یوم السبت» نامیده شده است)

«خاسِئِینَ» از ماده «خسأ به معنی «طرد نمودن» است. این واژه ابتدا برای طرد سگ بکار رفته، ولی سپس به طور عام استعمال شده است.

در آیه به جای «قردة خاسئة»، «خاسِئِینَ» فرموده که صفت برای جمع مذکّر عاقل است، شاید این استعمال برای آن است که جسم آنان تبدیل به بوزینه شده، نه روح و عقل انسانی آنان ؛ زیرا در این صورت، عذابِ بیشتری می‌کشند. هر چند که برخی، همانند مراغی در تفسیر خود، مراد از بوزینه شدن را یک تشبیه دانسته و گفته‌اند: این آیه نیز نظیر آیه‌ی «کَمَثَلِ الْحِمارِ» و یا «کَالْأَنْعامِ» است. یعنی مسخ معنوی آنان منظور است، نه مسخ صوری و ظاهری ولی در تفسیر أطیب البیان روایتی از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله نقل شده است که فرمودند:

خداوند هفتصد امّت را در تاریخ به خاطر کفرشان، تغییر چهره داده و به سیزده نوع حیوان، تبدیل شده‌اند. (بحار، ج 14، ص 787)

امام صادق علیه‌السلام فرمود: مراد از «لِما بَیْنَ یدی‌ها»، مردم زمان نزول بلا هستند و مراد از «ما خلف‌ها»، امّت‌های بعد از نزولند که شامل ما مسلمانان نیز می‌شود یعنی این درس عبرت مخصوص بنی اسرائیل نبود، و همه انسان‌ها را شامل می‌شود

همان‌گونه که در روایات می‌خوانیم دامنه مسخ در قیامت با توجّه به خصوصیّات روحی افراد، گسترده‌تر خواهد بود. در قیامت مردم ده گونه محشور می‌شوند:

1 شایعه‌سازان، به صورت میمون. 2 حرام خواران، به صورت خوک.

3 رباخواران، واژگونه. 4 قاضی ناحقّ، کور. 5 خودخواهان مغرور، کر و لال.

6 عالم بی‌عمل، در حال جویدن زبان خود. 7 همسایه آزار، دست و پا بریده.

8 خبرچین، آویخته به شاخه‌های آتش. 9 عیّاشان، بد بوتر از مردار.

10 مستکبران، در پوششی از آتش.( تفسیر مجمع‌البیان و نور الثقلین و صافی، ذیل آیه 18 سوره نبأ )

آیا این بوزینه و خوک‌هائی که موجودند از نسل همان گروه می‌باشند یا نه؟

خدای قهار آنان را به علت اینکه معصیت نمودند مسخ نمود .خدا ایشان را به این وسیله نابود کرد که بادی آمد و آنان را به دریا ریخت. خدا هیچ امتی را مسخ نکرد مگر اینکه آنان را هلاک نمود. این بوزینه و خوک‌ها از نسل آنان نیستند، بلکه آن گروه به شکل بوزینه و خوک در آمدند.

پیام‌های آیه:

1- از دانستنی‌های تاریخ، عبرت بگیرید. «وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ»

2ـ کسی که حکم خدا را نسخ کند، خود را مسخ کرده است. تغییر و تحریف چهره دین، تغییر چهره انسانیّت را به دنبال دارد. «اعْتَدَوْا» ، «کُونُوا قِرَدَةً»

3ـ استراحت و عبادت، باید جزء برنامه‌های رسمی باشد و هر کس زمان تعطیل و تفریح و عبادت را به کار مشغول شود، متجاوز است. «اعْتَدَوْا مِنْکُمْ فِی السَّبْتِ»

یکی از احکام تورات، وجوب تعطیل کردن شنبه بود که حرص و آز، گروهی از بنی اسرائیل را به کار واداشت و با حیله، روزهای شنبه، کار می‌کردند؛ لذا خداوند، افراد حیله‌گر را به صورت بوزینه در آورد تا درس عبرتی برای دیگران باشد. این ماجرا و اصولًا مسخ چهره، یکی از عذاب‌های الهی و تحقّق قهر خداوندی است

4ـ هر کس راه خدا را کنار بگذارد، بوزینه صفت، مقلّد دیگران خواهد شد.«کُونُوا قِرَدَةً خاسِئِینَ»

5ـ در جهان طبیعت، تبدیل موجودی به موجود دیگر ممکن است. «کُونُوا قِرَدَةً»

6ـ حیوانات، از رحمتِ خداوند دور نیستند، ولی حیوان شدن انسان، نشانه‌ی قهر و طرد الهی است. «کُونُوا قِرَدَةً خاسِئِینَ»

و در دنباله بحث در آیه بعد می‌فرماید:

فَجَعَلْناها نَکالاً لِما بَیْنَ یدی‌ها وَ ما خلف‌ها وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ (بقره 66)

ما این عقوبت را عبرتی برای حاضران معاصر و نسل‌های بعدشان و پندی برای پرهیزکاران قرار دادیم.

«نَکالَ» عذابی است که اثر آن باقی و ظاهر باشد تا دیگران ببینند و عبرت بگیرند.

امام صادق علیه‌السلام فرمود: مراد از «لِما بَیْنَ یدی‌ها»، مردم زمان نزول بلا هستند و مراد از «ما خلف‌ها»، امّت‌های بعد از نزولند که شامل ما مسلمانان نیز می‌شود یعنی این درس عبرت مخصوص بنی اسرائیل نبود، و همه انسان‌ها را شامل می‌شود.(تفسیر مجمع‌البیان ذیل آیه مورد بحث)

پیام‌های این آیه :

1ـ شکست‌ها و پیروزی‌ها باید برای آیندگان درس باشد. «نَکالًا» ، «ما خلف‌ها»

2ـ عبرت گرفتن و پندپذیری، نیازمند داشتن روحیّه‌ی تقواست. «مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ»

آمنه اسفندیاری

بخش قرآن تبیان


منابع:

1- تفسیر نور ج 1

2- تفسیر نمونه ج 1

3- تفسیر آسان ج 1

4- تفسیر مجمع‌البیان و نور الثقلین و صافی، ذیل آیه 18 سوره نبأ

5- بحارالانوار، ج 14، ص 787



نوع مطلب :
برچسب ها : گناه، گنهکار، گناه کار، قیامت، رباخوار، مغرور، خود خواه، عالم بی عمل، همسایه آزار، خبرچین، نمام، خوش گذران، بوزینه، عبرت، چهره واقعی، چهره واقعی گنهکار،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391


نكته‏ها :

1 - كبر و غرور ، سرچشمه گناهان بزرگ است .
خود برتربینى بلاى عظیمى است كه خمیر مایه بسیارى از معاصى محسوب مى‏شود ، غفلت از خدا ، كفران نعمتها ، غرق شدن در عیاشى و هوسبازى ، تحقیر دیگران ، و استهزاى مؤمنان ، همه از آثار شوم این صفت رذیله است ،



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : کبر، تکبر، متکبر، غرور، مغرور، خود خواه، خود برتر بین، خود برتربینى، سرچشمه گناهان، غفلت، کفر نعمت، عیاشی، خوشگذرانی، تحقیر، تمسخر، مسخره کردن، عیبجویی، عیبجویان، مسخره کنندگان، استهزاء، استهزاء کنندگان، حرص، مال اندوزی، مال، خوبی مال، بدی مال، آیا ثروت خوب است یا بد، ثروت، مستی، انواع مستی، بیشترین حسرت، بالا ترین حسرت، نور چشمان ابلیس،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391

 


 بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

أَ رَءَیْت الَّذِى یُكَذِّب بِالدِّینِ(1)

فَذَلِك الَّذِى یَدُعُّ الْیَتِیمَ(2)

وَ لا یحُضُّ عَلى طعَامِ الْمِسكِینِ(3)

 فَوَیْلٌ لِّلْمُصلِّینَ(4)

الَّذِینَ هُمْ عَن صلاتِهِمْ ساهُونَ(5)

الَّذِینَ هُمْ یُرَاءُونَ(6)

وَ یَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ(7)


ترجمه :
بنام خداوند بخشنده مهربان
1 - آیا كسى كه روز جزا را پیوسته انكار مى‏كند مشاهده كردى ؟
2 - او همان كسى است كه یتیم را با خشونت مى‏راند .
3 - و دیگران را به اطعام مسكین تشویق نمى‏كند .
4 - پس واى بر نمازگزارانى كه ...
5 - نماز خود را به دست فراموشى مى‏سپارند . 
6 - آنها كه ریا مى‏كنند .
7 - و دیگران را از ضروریات زندگى منع مى‏نمایند .

بیان آیات


این سوره تهدید كسانى است كه خود را مسلمان معرفى كرده‏اند ولى متخلق به اخلاق منافقینند ، از قبیل سهو از نماز ، و ریا كردن در اعمال ، و منع ماعون ، كه هیچ یك از اینها با ایمان به روز جزا سازگارى ندارد .
و این سوره هم احتمال دارد مكى باشد و هم مدنى .

ا رایت الذى یكذب بالدین كلمه رؤیت هم مى‏تواند به معناى دیدن با چشم باشد ، و هم به معناى معرفت .
و خطاب در این آیه شریفه به رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) است ، بدان جهت كه فردى شنونده است ، نه بدان جهت كه پیامبر است ، در نتیجه خطاب به عموم شنوندگان دنیا خواهد بود .
و مراد از دین ، جزاى یوم الجزاء است ، پس كسى كه دین را تكذیب كند منكر معاد است .
ولى بعضى گفته‏اند : مراد از دین ، همان معناى معروفش یعنى كیش و ملت است .
فذلك الذى یدع الیتیم كلمه دع به معناى رد كردن به زور و به جفا است ، و حرف فاء در كلمه فذلك براى توهم معناى شرط است ، و تقدیر كلام أ رأیت الذى یكذب بالجزاء فعرفته بصفاته ، فان لم تعرفه فذلك الذى ... است ، یعنى آیا آن كس را كه روز جزا را تكذیب مى‏كند ، از راه صفاتى كه لازمه تكذیب است شناختى ؟ اگر نشناختى پس بدان كه او كسى است كه یتیم را به زور از در خانه خود مى‏راند ، و او را جفا مى‏كند ، و از عاقبت عمل زشتش نمى‏ترسد ، و اگر روز جزا را انكار نمى‏داشت چنین جرأتى را به خود نمى‏داد ، و از عاقبت عمل خود مى‏ترسید ، و اگر مى‏ترسید به یتیم ترحم مى‏نمود .
و لا یحض على طعام المسكین كلمه حض به معناى تحریك و تشویق است ، و در كلام مضافى حذف شده ، تقدیرش و لا یحض على اطعام طعام المسكین است ، یعنى مردم را به اطعام طعام مسكین تشویق نمى‏كند .
بعضى از مفسرین گفته‏اند : اگر تعبیر به طعام كرد ، نه به اطعام ، براى این بود كه اشاره كرده باشد به اینكه مسكین گویا مالك زكات و صدقه است و احتیاج ندارد به اینكه كسى به او اطعام كند ، وقتى طعام را كه حق خود او است به او بدهند او خودش مى‏خورد ، همچنان كه در جاى دیگر فرموده : و فى اموالهم حق للسائل و المحروم .
بعضى دیگر گفته‏اند : طعام در آیه به معناى اطعام است .
و اگر تعبیر به تشویق به طعام كرد ، و نه به خود عمل ( اطعام ) براى این بود كه حض هم شامل تشویق عملى یعنى خود عمل اطعام مى‏شود ، و هم شامل تشویق زبانى .
فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون یعنى آنهایى كه از نمازشان غافلند اهتمامى به امر نماز ندارند ، و از فوت شدنش باكى ندارند چه اینكه به كلى فوت شود و چه اینكه بعضى از اوقات فوت گردد ، و چه اینكه وقت فضیلتش از دست برود و چه اینكه اركان و شرایطش و احكام و مسائلش را ندانسته نمازى باطل بخوانند .
در آیه شریفه تكذیب‏گر روز جزا به چنین نمازگزارانى تطبیق شده ، چون حرف فاء كه بر سر جمله آمده مى‏فهماند جمله مزبور نتیجه تكذیب روز جزا است و مى‏رساند چنین نمازگزارانى خالى از نفاق نیستند ، چون تكذیب روز جزا تنها به این نیست كه به كلى آن را منكر شود ، كسى هم كه تظاهر به ایمان مى‏كند و نماز مسلمانان را مى‏خواند ، اما طورى مى‏خواند كه عملا نشان مى‏دهد باكى از روز جزا ندارد ، او نیز روز جزا را تكذیب كرده .
الذین هم یراؤن كسانى كه عبادت را در انظار مردم انجام مى‏دهند ، ( و یا در انظار بهتر و غلیظتر انجام مى‏دهند ) ، اینگونه افراد شكارچیانى هستند كه با زبان شكار حرف مى‏زنند ، تا شكار بدامشان بیفتد ، ( در بین مسلمانان خود را مسلمان‏تر از آنان جلوه مى‏دهند ، و معلوم است اگر در بین اهل ملتى دیگر قرار بگیرند چهره آن مردم را به خود مى‏گیرند ) .
و یمنعون الماعون كلمه ماعون به معناى هر عملى و هر چیزى است كه به شخصى محتاج داده شود ، و حاجتى از حوائج زندگى او را بر آورد ، مانند قرض و هدیه و عاریه و امثال آن .
تفسیرهاى متفرق دیگرى هم كه براى این كلمه كرده‏اند به همین معنایى كه ما كردیم بر مى‏گردد .


بحث روایتى

در تفسیر قمى در ذیل آیه شریفه ا رایت الذى یكذب بالدین آمده كه این آیه در باره ابو جهل و كفار قریش نازل شد ، و در ذیل آیه شریفه الذین هم عن صلاتهم ساهون آمده كه منظور از این جمله كسانى هستند كه به كلى نماز را ترك كنند ، زیرا اگر صرف سهو آدمى را مستوجب ویل سازد ، باید همه مستوجب باشند ، چون هر انسانى و مسلمانى در نمازش سهو مى‏كند ، امام صادق (علیه‏السلام) در ذیل این آیه فرموده : منظور تاخیر نماز از اول وقت و بدون عذر است .
و در كتاب خصال از على (علیه‏السلام) آمده كه در ضمن حدیث چهارصدبندى فرمود : هیچ عملى نزد خدا محبوب‏تر از نماز نیست ، پس مبادا هیچ كارى از كارهاى دنیا شما را از نماز در اول وقتش باز بدارد ، براى اینكه خداى عز و جل اقوامى را به همین جرم مذمت نموده و فرموده : الذین هم عن صلاتهم ساهون یعنى كسانى كه از در غفلت نسبت به امر نماز و اوقات آن سهل‏انگارى مى‏كنند .
و در كافى به سند خود از محمد بن فضیل روایت كرده كه گفت : از عبد صالح ( موسى بن جعفر (علیه‏السلام) از مفاد كلام خداى عز و جل پرسیدم كه مى‏فرماید : الذین هم عن صلاتهم ساهون ، فرمود : كسى است كه حق نماز را ضایع كند .
مؤلف : و این مضامین در روایاتى دیگر نیز آمده .
و در الدر المنثور است كه ابن جریر و ابن ابى حاتم و بیهقى در كتاب سنن خود ، از على بن ابیطالب روایت كرده‏اند كه در تفسیر الذین هم یراؤن فرمود : یعنى با نماز خود ریا مى‏كنند .
و نیز در همان كتاب آمده كه ابو نعیم و دیلمى و ابن عساكر از ابو هریره نقل كرده‏اند كه گفت : رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) در تفسیر آیه و یمنعون الماعون فرمود : ماعون همه آن چیزهایى است كه مردم به عنوان كمك در بین خود عاریه مى‏دهند و مى‏گیرند ، از تبر گرفته تا دیگ و دلو و نظایر آن .
و در كافى به سند خود از ابو بصیر از امام صادق (علیه‏السلام) روایت آورده كه در ضمن حدیثى فرمود : منظور از ماعون در جمله و یمنعون الماعون قرضى است كه بدهى و احسانى است كه بكنى ، و اثاث خانه‏اى است كه به عاریه بدهى ، زكات هم یكى از مصادیق ماعون است .
مؤلف : در این روایت ماعون به زكات هم تفسیر شده ، و این تفسیر از طرق اهل سنت نیز از على (علیه‏السلام) روایت شده ، نظیر روایتى كه در الدر المنثور به این عبارت آمده : ماعون زكات واجب است كه از آن مضایقه مى‏كنند ، و به نماز خویش خودنمایى و ریا مى‏كنند ، و مانع زكات خود مى‏شوند .
و در الدر المنثور است كه ابن قانع از على بن ابى طالب روایت كرده كه گفت : از رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) شنیدم مى‏فرمود : مسلمان برادر مسلمان است ، وقتى با او بر خورد مى‏كند ، سلامش مى‏گوید ، و او سلام را به وجهى بهتر به وى بر مى‏گرداند ، یعنى او باید سلام كند و این باید علیك بگوید و باید كه ماعون را از او دریغ ندارد .
پرسیدم یا رسول الله ماعون چیست ؟ فرمود : از سنگ گرفته تا آهن و از آب گرفته تا هر چیز دیگر .
مؤلف : رسول خدا در روایتى دیگر آهن را به دیگ‏هاى مسین و تبر آهنین ، و سنگ را به دیگ‏هاى سنگى تفسیر فرموده .



ترجمة المیزان ج : 20 ص : 637

 

،

نكته‏ها :

1 - جمع‏بندى بحثهاى سوره ماعون
در این سوره كوتاه ، مجموعه‏اى از صفات رذیله كه در هر كس باشد نشانه بى ایمانى و پستى و حقارت او است آمده ، و قابل توجه اینكه همه آنها را فرع بر تكذیب دین ، یعنى جزا یا روز جزا قرار داده است ، تحقیر یتیمان ، ترك اطعام گرسنگان ، غفلت از نماز ، ریاكارى ، و عدم همكارى با مردم حتى در دادن وسائل كوچك زندگى این مجموعه را تشكیل

مى‏دهد ، و به این ترتیب افراد بخیل و خودخواه ، و متظاهرى را منعكس مى‏كند كه نه پیوندى با خلق دارند ، و نه رابطه‏اى با خالق افرادى كه نور ایمان و احساس مسؤولیت در وجودشان نیست نه به پاداش الهى مى‏اندیشند و نه از عذاب او بیمناكند .

2 - تظاهر و ریا یك بلاى بزرگ اجتماعى
ارزش هر عمل بستگى به انگیزه آن دارد ، و یا به تعبیر دیگر از دیدگاه اسلام ، اساس هر عمل را ، نیت تشكیل مى‏دهد ، آن هم نیت خالص .
اسلام قبل از هر چیز پرونده نیت را مورد بررسى قرار مى‏دهد ، و لذا در حدیث معروفى از پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) آمده است كه : انما الاعمال بالنیات ، و لكل امرء ما نوى : هر عملى بستگى به نیت او دارد ، و بهره هر كس مطابق نیتى است كه در عمل دارد .
و در ذیل این حدیث آمده است : آن كس كه براى خدا جهاد كند اجرش بر خداوند بزرگ است ، و كسى كه براى متاع دنیا پیكار كند ، یا حتى نیت به دست آوردن عقال ( طناب كوچكى كه پاى شتر را با آن مى‏بندند ) كرده باشد بهره‏اش فقط همان است .
اینها همه به خاطر آن است كه نیت همیشه به عمل شكل مى‏دهد ، آن كس كه براى خدا كارى انجام مى‏دهد ، شالوده آن را محكم مى‏كند ، و تمام تلاش او این است كه مردم از آن بهره بیشتر گیرند ، ولى كسى كه براى تظاهر و ریاكارى عملى انجام مى‏دهد ، تنها به ظاهر و زرق و برق آن مى‏پردازد ، بى آنكه به عمق و باطن و شالوده و بهره‏گیرى نیازمندان اهمیت دهد .
جامعه‏اى كه به ریاكارى عادت كند ، نه فقط از خدا و اخلاق حسنه و ملكات فاضله دور مى‏شود ، بلكه تمام برنامه‏هاى اجتماعى او از محتوا تهى مى‏گردد ، و در یك مشت ظواهر فاقد معنى خلاصه مى‏شود ، و چه دردناك است سرنوشت چنین انسان ، و چنین جامعه‏اى ؟ ! روایات در مذمت ریا بسیار زیاد است ، تا آنجا كه آن را نوعى شرك نامیده‏اند ، و ما در اینجا به ذكر سه روایت تكان دهنده قناعت مى‏كنیم :
1 - در حدیث از پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) آمده است : سیاتى على الناس زمان تخبث فیه سرائرهم ، و تحس فیه علانیتهم ، طمعا فى الدنیا لا یریدون به ما عند ربهم ، یكون دینهم ریاء ، لا یخالطهم خوف ، یعمهم الله بعقاب فیدعونه دعاء الغریق فلا یستجیب لهم ! : زمانى بر مردم فرا مى‏رسد كه باطنهاى آنها زشت و آلوده مى‏شود ، و ظاهرشان زیبا ، به خاطر طمع در دنیا این در حالى كه علاقه‏اى به پاداشهاى پروردگارشان ندارند ، دین آنها ریا مى‏شود ، و خوف خدا ، در دل آنها وجود ندارد ، خداوند همه آنها را به عذاب سختى گرفتار مى‏كند ، و هر قدر خدا را مانند شخص غریق بخوانند هرگز دعایشان مستجاب نمى‏شود .
2 - در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه‏السلام) مى‏خوانیم كه به یكى از یارانش به نام زراره فرمود .
من عمل للناس كان ثوابه على الناس یا زراره ! كل ریاء شرك ! : كسى كه براى مردم عمل كند ثوابش بر مردم است ، اى زراره ! هر ریائى شرك است ! .
3 - در حدیث دیگرى از پیامبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) آمده است : ان المرائى یدعى یوم القیامة باربعة اسماء : یا كافر ! یا فاجر ! یا غادر ! یا خاسر ! حبط عملك ، و بطل اجرك ، فلا خلاص لك الیوم ، فالتمس اجرك ممن كنت تعمل له ! : شخص ریاكار در روز قیامت با چهار نام صدا زده مى‏شود : اى كافر ! اى فاجر ! اى حیله‏گر ! واى زیانكار ! عملت نابود شد ، و اجرت باطل گشت ، امروز هیچ راه نجاتى ندارى ، پاداش خود را از كسى بخواه كه از براى او عمل كردى ! .
خداوندا ! خلوص نیت ، سخت مشكل است ، خودت ما را در این راه یارى فرما .
پروردگارا ! آنچنان ایمانى به ما مرحمت كن كه جز به ثواب و عقاب تو نیندیشیم و رضا و خشنودى و غضب خلق در راه تو براى ما یكسان باشد .
بارالها ! هر خطائى در این راه تاكنون كرده‏ایم بر ما ببخش .


تفسیر نمونه ج : 27 ص : 367

 

 


نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : ماعون، ترجمه ماعون، منافق، سهو در نماز، نماز، سبک شمردن نماز، یتیم نوازی، یتیم، راه های شناخت منافقین، راه های شناخت کفار، اطعام، کمک به فقیر، کمک به مسکین، قرض دادن، هدیه دادن، رد سائل، رد گدا، رد محتاج، بر آورده کردن حاجت دیگران، نماز اول وقت، تاخیر نماز، ضایع کردن نماز، ریا با نماز، ریا، ترك اطعام، غفلت از نماز، ریاكارى، عدم همكارى با مردم، همکاری نکردن با مردم، بخیل، بخل، خود خواه، متظاهر، بی ایمان، نیت، نقش نیت در اعمال، مستجاب نشدن دعا، عدم استجابت دعا، استجابت دعا، شرط استجابت دعا، عوامل مستجاب نشدن دعا، حبط عمل، خلوص نیت، اخلاص،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات