بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر
چهارشنبه 30 فروردین 1391
  • امام باقر علیه السلام:
  • «فى قَولِهِ « قُولُوا لِلنّاسِ حُسنا» قال: قُولوا لِلنّاسِ أحسَنَ مَا تُحبّونَ أن یُقالَ لَكُم،

  • فَاِنَّ اللّه عزَّوَجلَّ یُبغِضُ اللَّعّانَ السَّبّابَ الطَّعّانَ عَلىَ المُؤمِنین،

  • اَلفاحِشَ المُتَفَّحِشَ السّائَلَ المُلحِفَ، وَ یُحِبُّ الحَیّى الحَلیمَ اَ لعفیفَ المُتعَفِّـفَ»

  • درباره این گفته خداوند كه «با مردم به زبان خوش سخن بگویید»

  •  فرمود: بهترین سخنى كه دوست دارید مردم به شما بگویند، به آنها بگویید،

  • چرا كه خداوند، لعنت كننده، دشنام دهند، زخم زبان زن بر مؤمنان،

  • زشت گفتار، بدزبان و گداى سمج را دشمن مى دارد

  • و با حیا و بردبار و عفیفِ پارسا را دوست دارد.

  • امالى صدوق، ص 326


  • نوع مطلب : اخلاق، روایات، 
    برچسب ها : سخن گفتن، زخم زبان، گدایی، حیا، صبور، پاک دامن، پرهیزکار، بدزبان، خوش زبان، محت الهی، بغض الهی،
    لینک های مرتبط :
    نظرات ()

    خطبتها علیهاالسلام بعد غصب الفدك
    روى انّه لمّا أجمع أبوبكر و عمر علی منع فاطمة علیهاالسلام فدكاً و بلغها ذلك،لاثت خمارها علی رأسها، و اشتملت بجلبابها، و أقبلت فی لمّة من حفدتها و نساء قومها، تطأ ذیولها، ما تخرم مشیتها مشیة رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله،حتّى دخلت علی أبی‏بكر، و هو فی حشد من المهاجرین و الانصار و غیر هم، فنیطت دونها ملاءة فجلست، ثم أنّت أنّة أجهش القوم لها بالبكاء، فارتجّ المجلس، ثم أمهلت هنیئة.
    حتّى اذا سكن نشیج القوم و هدأت فورتهم، افتتحت الكلام بحمداللَّه و الثناء علیه و الصلاة علی رسوله، فعاد القوم فی بكائهم، فلمّا أمسكوا عادت فی كلامها فقالت علیهاالسلام:
    اَلْحَمْدُلِلَّهِ عَلی ما اَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلی ما اَلْهَمَ، وَ الثَّناءُ بِما قَدَّمَ، مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ اِبْتَدَاَها، وَ سُبُوغِ الاءٍ اَسْداها، وَ تَمامِ مِنَنٍ اَوْلاها، جَمَّ عَنِ الْاِحْصاءِ عَدَدُها، وَ نَأى عَنِ الْجَزاءِ اَمَدُها، وَ تَفاوَتَ عَنِ الْاِدْراكِ اَبَدُها، وَ نَدَبَهُمْ لاِسْتِزادَتِها بِالشُّكْرِ لاِتِّصالِها، وَ اسْتَحْمَدَ اِلَى الْخَلائِقِ بِاِجْزالِها، وَ ثَنی بِالنَّدْبِ اِلى اَمْثالِها.

    خطبه آن حضرت بعد از غصب فدك
    روایت شده: هنگامى كه ابوبكر و عمر تصمیم گرفتند فدك را از حضرت فاطمه علیهاالسلام بگیرند و این خبر به ایشان رسید، لباس بتن كرده و چادر بر سر نهاد، و با گروهى از زنان فامیل و خدمتكاران خود بسوى مسجد روانه شد، در حالیكه چادرش به زمین كشیده مى‏شد، و راه رفتن او همانند راه رفتن پیامبر خدا بود، بر ابوبكر كه در میان عده‏اى از مهاجرین و انصار و غیر آنان نشسته بود وارد شد، در این هنگام بین او و دیگران پرده‏اى آویختند، آنگاه ناله‏اى جانسوز از دل برآورد كه همه مردم بگریه افتادند و مجلس و مسجد بسختى به جنبش درآمد.
    سپس لحظه‏اى سكوت كرد تا همهمه مردم خاموش و گریه آنان ساكت شد و جوش و خروش ایشان آرام یافت، آنگاه كلامش را با حمد و ثناى الهى آغاز فرمود و درود بر رسول خدا فرستاد، در اینجا دوباره صداى گریه مردم برخاست، وقتى سكوت برقرار شد، كلام خویش را دنبال كرد و ...



    نوع مطلب : روایات، 
    برچسب ها : خطبه، حمد خداوند، اخلاص، اوصاف خداوند، خلقت، پیامبر، زنگار دل، قرآن، راه نجات، ایمان، نماز، زکات، روزه، جهاد، صبر، امر به معروف، نیکی به پدر و مادر، صله رحم، نذر، مغفرت، امیر المومنین، فتنه، ثقیفه، ارث، انصار، ریزشها، شجاعت، علت تنها گذاشتن امیرالمومنین، ازدست دادن اعمال، ازدست دادن ایمان، راحت طلبی، محبت دنیا، بغض الهی، خلافت، فاطمه زهرا، فدکیه،
    لینک های مرتبط :
    نظرات ()
    محال است محب اهل بیت (ع) معصیت را دوست بدارد





    وقتی از خدا می‌خواهیم تا ما را ببخشد، ما را خواهد بخشید. برخی كه خیلی گناه دارند، می‌گویند یعنی خدا من را می‌بخشد؟ آنها نمی‌دانند كه وقتی به این حال می‌رسند، یعنی اینكه بخشده می‌شوند؛ این حالی كه با گریه به دنبال بخشش خدا باشد، خودش نشان می‌دهد كه این فرد بخشیده شده است. بخشیده می‌شود كه اینجور گریه می‌كند.
    خواهش‌های طبیعت و نفسانی زیاد در بشر عوارض دارد، این عوارض‌ها بر بشر فشار وارد می‌كند و از او خطا سر می‌زند. بشر اما همه این خطاها را خائفانه، وحشتانه، ترسان و لرزان انجام می‌هد؛ پس بشر كجا دوست دارد تا گناه كند؟ اگر دوست دارد، شق و رق برود گناه انجام دهد.
    انسان معصیت را دوست ندارد. شهوات و خواهش‌ها فشارش می‌دهد. ترسان و لرزان می‌رود. حتی می‌خواهد كه كسی نفهمد، یك معصیت كار حاضر نیست تا كسی بفهمد. كسی كه معصیتی راچند بار انجام داده، دوست نداشت آن را انجام دهد؛ دچار گناه شده است.
    كسی به زن و بچه‌اش تندی می‌كند و یك غضبی دارد. بعد از چند ساعت تازه می‌فهمد این بد است. پیش خودش می‌گوید، من بدبختم. عبادت داشت، كارهای خوب داشت، همه چیز داشت، به زن و بچه‌اش تندی كرده، درك كرده كه این معصیته، اشك می‌ریخت، پیرمرد بود، می‌گفت، من خیلی ظلم كردم به زن و بچه‌هایم. او غضب كرده بود كه یك لباس برقی است، یك تكه از جنون است و یك باره می‌آید و می‌رود.
    بعضی وقت‌ها غضب می‌رود، آدم گریه می‌كند، بعضی‌هاشون كه گریه‌شان افتاد، خنده‌شان هم می‌گیرد، اون دیگر معركه است و قشنگ و زیباست. تا غضب كرد خودش به خنده می‌افتد. می‌بیند غضب لباسی قلابی است. لباس بیخودی است و به تنش نمی‌آید. به قواره‌اش نمی‌خورد، اول گریه می‌كند كه جسارتی كردم به بچه یا به كسی، بعد آن وقت به خنده می‌افتد. خنده هم باطل‌كن است و قوه می‌دهد و غضب دیگر از بین می‌رود. وقتی خندید رقیق و لطیف شد.
    حالا غضب معصیت نیست؛ ممكن است معصیتی از آن سر بزند، به كسی یا به ضعیفی جسارت كند. غضب خودش به نفسه معصیت نیست. صفتی است كه طلوع كرده، اگر به معرض عمل برسد، ممكن است، خطایی از آن سر بزند، و سیلی گوش یك مظلوم بزند. امیدوارم این معنا كشف بشود برای همه‌مان كه فرج بزرگی است در نفس ما در روح ما و جان ما.
    كسی كه محب اهل بیت (ع) را دوست دارد، محمد، علی، فاطمه، حسن، حسین (ع)، علی بن حسین، محمد بن علی، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد، حسن بن علی و ولی خدا (ع) را دوست داد، كسی كه به این خانواده محبت دارد، معصیت را دوست ندارد.
    محال است كه گناه را دوست بدارد، روی این محال كار كنید، چون بنده می‌گویم محال است، نمی‌گویم دوست ندارد. گفتم «محال است دوست بدارد» مطلب خیلی بزرگی را عرض كردم. سنگین به نظر می‌آید. چون محال عرض كردم، گفتم رسیدگی كنید. این چون كار می‌آورد، زیباتر كار كنید. ببینید چه راهی پیدا شده برای شما، شاهدش آیه قرآن «حَبَّبَ إِلَیكُمُ الْإِیمَانَ ... وَكَرَّهَ إِلَیكُمُ الْكُفْرَ» یعنی من دوست دارم با شمار ایمان را و «كر» دارم یعنی دوست ندارم كفر را.
    دیدیم بندگانش هم همینطور هستند. مرادم الته دوستان اهل بیت (ع) هستند. كوچك و بزرگش دوست ندارد تا گناه كند. یعنی می‌گویند ما ایمان را دوست داریم به محمد و آل محمد، وزرای خدا، خلیفه خدا، عزیزان خدا. ما اینها را دوست داریم و ما محال است معصیت را دوست بداریم.
     منبع:سایت طوبای محبت


    نوع مطلب : اخلاق، 
    برچسب ها : استغفار، گناه، شهوت، غضب، لباس قلابی، لباس برقی، محب اهل بیت، معصیت، دوست داشتن معصیت، دوستی دنیا، محبت الهی، بغض الهی، ایمان، دوستی اهل بیت،
    لینک های مرتبط :
    نظرات ()
    جمعه 25 فروردین 1391
  • امام على علیه‏السلام:
  • «كانَ رَسولُ اللّهِ صلى‏الله‏علیه‏ و‏آله لَیَسُرُّ الرَّجُلَ مِنْ اَصحابِهِ اِذا رَآهُ مَغْموما بِالْمُداعَبَةِ

  • وَ كانَ صلى‏الله‏علیه‏ و‏آله یَقولُ اِنَّ اللّه‏ یُبْغِضُ الْمُعَبِّسَ فى وَجْهِ اِخْوانِهِ»

  • هرگاه رسول اكرم صلى‏الله‏علیه‏ و‏آله یكى از اصحاب خود را غمگین مى‏دیدند، با شوخى او را خوشحال مى‏كردند و مى‏فرمودند خداوند، كسى را كه با برادران (دینى) اش با ترشرویى و چهره عبوس روبرو شود، دشمن مى‏دارد.

  • رسائل شهید ثانى، ص 326


  • نوع مطلب : اخلاق، روایات، 
    برچسب ها : شوخی، مزاح، غمگین، برادر دینی، ترش رو، عبوس، بغض الهی، برادر،
    لینک های مرتبط :
    نظرات ()
  • پیامبر صلى‏الله‏علیه‏ و‏آله:
  • «ثَلاثٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فیهِ فَلَیْسَ مِنّى وَ لا مِنَ اللّه‏ عَزَّوَجَلَّ.

  • قیلَ یا رَسولَ اللّه‏، وَ ما هُنَّ؟

  • قالَ حِلْمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الْجاهِلِ

  • وَ حُسْنُ خُلْقٍ یَعیشُ بِهِ فِى النّاسِ

  • وَ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَعاصِى اللّه‏ عَزَّوَجَلَّ»

  • سه چیز است كه هر كس نداشته باشد نه از من است

  •  و نه از خداى عزّوجلّ.

  • عرض شد اى رسول خدا! آنها كدامند؟

  •  فرمودند بردبارى كه به وسیله آن جهالت نادان را دفع كند،

  • اخلاق خوش كه با آن در میان مردم زندگى كند

  • و پارسایى كه او را از نافرمانى خدا باز دارد.

  • خصال، ص 145، ح 172


  • نوع مطلب : اخلاق، روایات، 
    برچسب ها : صبر، خوش اخلاقی، پزهیز کار، بغض الهی، گناه،
    لینک های مرتبط :
    نظرات ()

    عامل بسته شدن درهای رحمت 


    هیچ چیزی مانند گناه قلب را تباه نمی‌کند زیرا قلب پیوسته به گناه تن در می دهد تا جایی که گناه بر قلب چیره و غالب می‌شود و آنگاه قلب را دگرگون می‌سازد.


    رحمت

    مهر خدا و بی مهری بنده

    «الحمدلله الذی الفاشی فی الخلق حَمدُهُ، والغَالِب جُندُهُ ،والمتعالی جَدُّهُ، أحمَدُهُ علی نعمةٍ التدام، وآلائه العظام الذی عَظُمَ حِملمُهُ فعفا...»

     

    شرح گفتار

    امیر بیان امام علی(علیه السلام) در این فراز از خطبه 191 نورانی نهج البلاغه خالق هستی را در قالب سخنانی زیبا و دلنشین ستوده، و او را در مقابل نعمت‌های فراوان و لطف و عنایت بی کرانش می‌ستاید و در این باره زیبایی می‌فرماید: «سپاس مخصوص خداوندی است که ستایش او در خلق آشکار و سپاهش پیروز و عظمت و بزرگی او والا و بیکرانه است. خدا را برای نعمت‌های پی در پی و بخشش‌های بزرگش ستایش می‌کنم خدایی که حلمش بزرگ و عفوش فراگیر است»

    این سخن از امیرمتّقیان علی(علیه السلام) حکایت از مهر و محبّت بی حد و حصر خداوند بی همتا نسبت به بندگان خویش دارد که همواره آن‌ها را دوست داشته و همیشه و همه جا آنها را مورد لطف و مرحمت خویش قرار داده به گونه ای که هیچ گاه حاضر نیست آن‌ها را در تنگنا قرار دهد و یا آزار و اذیّت به آن‌ها برساند، نعمت‌هایی را که خود به آن‌ها ارزانی داشته از آنها باز پس گیرد، و از این طریق طعم تلخ سختی و گرفتاری را در کام وجودشان ریخته، و فضای آسمان زندگی را برای آن‌ها تیره و تاریک نماید.

    با اینکه بارها بی مهری بندگان را نسبت به خویش دیده اما همواره قلم عفو و بخشش را به سوی آن‌ها نشانه رفته و در نهایت رأفت و مهربانی عذر و تقصیر آنها را پذیرا بوده است.

    حال که ما انسان‌ها این چنین مورد لطف و عنایت ویژه حضرت حق قرار گرفته‌ایم باید به حکم عقل رسم ادب و بندگی را بجا آورده، و در مقابل این همه رحمت بیکران به شکر و سپاس از آن یگانه خالق هستی بپردازیم.

    شکرگزاری از حضرت حق، امری است واجب و ضروری که هرگز نباید بدست فراموشی سپرده شود.

    پروردگار عالم در کلام نورانی خویش بارها به این موضوع پرداخته و بر لزوم آن تأکید و پافشاری نموده است، به عنوان نمونه در سوره مبارکه سبأ خطاب به قوم سبأ می‌فرماید: (کلوا مِن رزق ربکم واشکروالَهُ)2 از روزی پروردگارتان بخورید و او را شکر کنید.

    هرگاه اطاعت شوم خشنود می‌شوم و چون خشنود گردم برکت بخشم و برکت من بی پایان است و هنگامی که از من نافرمانی شود خشم گیرم و چون خشم گیرم، لعنت کنم و لعنت من تا هفت پشت را شامل می‌شود

    سپاس گزاری از خدا با ترک گناه!

    از روایات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) استفاده می شود که شکرگزاری واقعی آن است که انسان از نعمت های الهی در مسیر عبادت و بندگی پروردگار عالم استفاده نموده و از گناهان و ارتکاب کارهای ناشایست به شدّت پرهیز کند.

    در روایتی ششمین اختر تابناک آسمان ولایت وامامت امام صادق(علیه السلام) در این باره می‌فرماید: «شکرالنعمة اجتناب المحارم» 3 شکر نعمت پرهیز از محرمات است.

    حال اگر انسان در زندگی دور کارهای ناشایست را خط قرمز کشیده و از انواع گناهان ـ چه کوچک و چه بزرگ ـ پرهیز نماید در مقابل خداوند بی همتا به پاس چنین اقدام شایسته‌ای آغوش رحمت خویش را به روی او گشوده و او را از چشمه جوشان فیوضات خود بهره مند خواهد ساخت. آن یگانه خالق هستی در بخشی از کلام نورانی خویش در برابر شکری که بنده انجام می‌دهد وعده فزونی نعمت را داده و در این باره فرموده است: «و لئن شکرتم لَاَزیدنکم ولئن کفرتم اِنّ عذابی لشدید»4  

    اگر واقعا سپاس گزاری کنید البته نعمت شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسی کنید عذاب من بسیار سخت است.

    بنابراین میان شکر و زیاد شدن نعمت رابطه تنگاتنگی وجود دارد به گونه ای که انسان در اثر شکر می‌تواند نظر رحمت الهی را به سوی خود جلب نموده و از موهبت های ارزنده خداوند بی همتا بهره‌مند شود. در حقیقت انسانی که از نعمت های خدا در راه معاصی و گناهان استفاده می‌کند به زبان حال فریاد می‌کشد: «که خدایا من لایق این نعمت نیستم و کسی که آن را در مسیر بندگی استفاده می‌کند به زبان حال می‌گوید: «پروردگارا شایسته‌ام ،سپس افزون کن»

     

    بسته شدن درهای رحمت!

    پیشوایان معصوم(صلوات الله علیهم اجمعین) همواره در طول حیات ارزشمند خویش ما را نسبت به گناه و ارتکاب معاصی هشدار داده اند.

    بی تردید چنین هشداری از ناحیه آنها، به جهت آثار ویرانگری است که گناه بر پیکره دین و عقیده ما وارد می‌سازد.

    در حقیقت گناه خانه قلب آدمی را تخریب و فضای روح و روان آدمی را آلوده می‌سازد.

    باز و بسته شدن درهای رحمت الهی بستگی به عملکرد خود انسان دارد، اگر سر تسلیم در مقابل پروردگار عالم فرود آورده و به دستورات او عمل نماید، خداوند نیز در مقابل، درهای رحمت را به روی او می گشاید و اگر به عکس، به جای بندگی خدا به بندگی شیطان روی آورد و تحت فرمان اوامر گمراه کننده‌اش قرا بگیرد، خداوند بی همتا درهای رحمت خویش را به روی او بسته و به جای آن درهای خشم و غضب را به رویش باز خواهد نمود

    در حدیثی امام صادق(علیه السلام) از قول پدر بزرگوار خویش نقل می‌کند که ایشان فرمود: «ما مِن شیءٍ أفَسَدَ للقلب مِن خطیئةٍ اِنَّ القلب لیواقع الخطیئة،فما تزال به حتّی تغلب علیه فیصیر اعلاهُ أسفَلَهُ». 5 هیچ چیزی مانند گناه قلب را تباه نمی‌کند زیرا قلب پیوسته به گناه تن در می دهد تا جایی که گناه بر قلب چیره و غالب می‌شود و آنگاه قلب را دگرگون می‌سازد.

    در اثر گناه رشته محبّت بین خدا و بنده پاره شده که نتیجه چنین اوضاعی بسته شدن درهای رحمت الهی و محروم شدن بنده از فیوضات خالق هستی است.

    بنابراین باز و بسته شدن درهای رحمت الهی بستگی به عملکرد خود انسان دارد، اگر سر تسلیم در مقابل پروردگار عالم فرود آورده و به دستورات او عمل نماید، خداوند نیز در مقابل، درهای رحمت را به روی او می گشاید و اگر به عکس، به جای بندگی خدا به بندگی شیطان روی آورد و تحت فرمان اوامر گمراه کننده‌اش قرا بگیرد، خداوند بی همتا درهای رحمت خویش را به روی او بسته و به جای آن درهای خشم و غضب را به رویش باز خواهد نمود.

    در روایتی امام رضا(علیه السلام) پیرامون این امر فرموده است: «اوحی الله عزوجل إلی نبی من الأنبیاء إذا أُطِعتُ رَضیتُ و اذا رُضِیتُ بارکتُ ولیس لبرکتی نهایةٌ واذا عُصِیتُ غَضِبتُ و اذا غَضِبتُ لَعَنتُ تَبلُغُ السابِعَ من الوری» 6

    خدای عزوجل به پیامبری از پیامبران وحی فرمود: هرگاه اطاعت شوم خشنود می‌شوم و چون خشنود گردم برکت بخشم و برکت من بی پایان است و هنگامی که از من نافرمانی شود خشم گیرم و چون خشم گیرم، لعنت کنم و لعنت من تا هفت پشت را شامل می‌شود.

    در بخش پایانی نوشتار حاضر آنچه پیرامون موضوع گناه می‌توان گفت آن است که گناه علاوه بر آثار ویرانگر و مخرّبی که از خود به جای می‌گذارد به حکم عقل و وجدان، نوعی نمک نشناسی است که انسان، عمری بر سر سفره رحمت الهی بنشیند و از انواع نعمت‌های لذّت بخش او بهره‌امند شود ولی در مقابل به جای تسلیم در برابر فرامین الهی آن‌ها را زیر پا گذاشته و به خود جرأت ارتکاب گناهان و کارهای ناشایست را دهد.

    انسان‌ها در این دنیا به محض اینکه با شخصی هم سفره شده و از ناحیه آن شخص مورد پذیرایی قرار می‌گیریم، رسم جوانمردی و رفاقت را به جا آورده و به خود اجازه خیانت و حرمت شکنی او را نمی‌دهیم، حال چگونه است که عده‌ای از ما انسان‌ها نسبت به خداوند عالم - که تمام هستی ما از اوست ـ رسم ادب و احترام را به جا نیاورده و بدون هیچ ترس و واهمه ای در پیشگاه مقدسش اقدام به کارهای ناشایست می‌کنیم. 

     

    پی نوشت ها :

    1 - فرازی از خطبه 191نهج البلاغه ،ص376،ترجمه محمد دشتی

    2 - سوره سبأء ،آیه 15

    3 - نورالثقلین،ج2،ص529

    4 - سوره ابراهیم،آیه 7

    5 - وسائل الشیعه، کتاب جهاد النفس،ح362

    6 - کافی، ج2،ص275

    مهدی صفری

    بخش نهج البلاغه تبیان



    نوع مطلب : اخلاق، 
    برچسب ها : درهای رحمت، محبت الهی، گناه، شکر، ترک گناه، سپاس گذاری، بسته شدن درهای رحمت، عامل تخریب قلب، دل، بغض الهی، فیوضات، فیض الهی، خشنودی خداوند،
    لینک های مرتبط :
    نظرات ()





    آمار وبلاگ
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
    امکانات جانبی
     
     
     
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic