تبلیغات
بــــــرگ مـــعــرفـــــت - مطالب ابر بخل
 
بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر
پیامبر صلى‏الله‏علیه‏ و‏آله:

«إِیّاكُم وَالشُّحَّ فَإِنَّما هَلَكَ مَن كانَ قَبلَكُم بِالشُّحِّ اَمَرَهُم بِالبُخلِ فَبَخِلوا وَأَمَرَ هُم بِالقَطیعَةِ فَقَطَعوا وَأَمَرَهُم بِالفُجورِ فَفَجَروا»

از حرص بپرهیزید كه پیشینیان شما در نتیجه حرص هلاك شدند، حرص آنها را به بخل وادار كرد و بخیل شدند. به قطع رحم وادار كرد و با خویشاوندان قطع رابطه كردند . به بدى وادارشان كرد و بدكار شدند.

غررالحكم، ج2، ص 460، ح3295


نوع مطلب : روایات، 
برچسب ها : حرص، بخل، قطع رحم، قطع رابطه، قطع ارتباط، بخیل، خسیس،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 24 خرداد 1391
امام على علیه‏السلام:

«تِسْعَةُ اَشْیاءَ قَبیحةٌ وَ هِىَ مِنْ تِسْعَةِ اَنـْفُسٍ اَقبَحُ مِنها مِنْ غَیْرِهِمْ ضیقُ الذَّرْعِ مِنَ الْـمُلوكِ وَ الْبُخْلُ مِنَ الاَْغْنیاءِ وَ سُرْعَةُ الْغَضَبِ مِنَ الْعُلَماءِ وَ الصِّبا مِنَ الْكُهولِ وَ الْقَطیعَةُ مِنَ الرُّؤوسِ وَ الْكِذْبُ مِنَ الْـقُضاةِ وَ الزَّمانَةُ مِنَ الاَْطِبّاءِ وَ الْبَذاءُ مِنَ النِّساءِ وَ الطَّیشُ مِن ذَوِى السُّلْطانِ»

         نُه چیز زشت است، اما از نه گروه زشت‏تر
  • درماندگى و ناتوانى از دولتمردان

  • بخل از ثروتمندان

  • زود خشمى از دانشمندان

  • حركات بچگانه از میانسالان

  • جدایى حاكمان از مردم

  • دروغ از قاضیان

  • بیمارى كهنه از پزشكان

  • بدزبانى از زنان

  • و سختگیرى و ستمگرى از سلاطین.

  • دعائم الإسلام، ج 1، ص 83


نوع مطلب : روایات، 
برچسب ها : دولتمرد، ثروتمند، دانشمند، عالم، میانسال، مسن، پیر، حاکم، قاظی، قاضی، پزشک، زن، زنان، زبان، دروغ، بدزبانی، جلف، حرکات بچگانه، خشم، بخل، درماندگی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 19 اردیبهشت 1391



 بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَ الَّیْلِ إِذَا یَغْشَى(1) وَ النهَارِ إِذَا تجَلَّى(2)

وَ مَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَ الأُنثَى(3) إِنَّ سعْیَكمْ لَشتَّى(4)

فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقَى(5) وَ صدَّقَ بِالحُسنَى(6) فَسنُیَسِّرُهُ لِلْیُسرَى(7)

 وَ أَمَّا مَن بخِلَ وَ استَغْنَى(8) وَ كَذَّب بِالحُسنَى(9) فَسنُیَسّرُهُ لِلْعُسرَى(10)

 وَ مَا یُغْنى عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى(11) إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَى(12) وَ إِنَّ لَنَا لَلآخِرَةَ وَ الأُولَى(13)

 فَأَنذَرْتُكمْ نَاراً تَلَظّى(14) لا یَصلاها إِلَّا الأَشقَى(15) الَّذِى كَذَّب وَ تَوَلّى(16)

 وَ سَیُجَنَّبهَا الأَتْقَى(17) الَّذِى یُؤْتى مَالَهُ یَتزَكّى(18)

وَ مَا لأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تجْزَى(19) إِلا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الأَعْلى(20)

 وَ لَسَوْف یَرْضَى(21)

ترجمه آیات
به نام خداى رحمان و رحیم ، سوگند به شب وقتى كه روى روز را مى‏پوشاند ( 1 ) .
و سوگند به روز وقتى كه ظاهر مى‏گردد ( 2 ) .
و سوگند به كسى كه جنس نر و ماده را خلق كرده ( 3 ) .
كه اعمال شما متفرق و گوناگون است ( 4 ) .
اما آنكه انفاق كند و پرهیزكار باشد ( 5 ) .
و پاداش نیك روز جزا را قبول داشته باشد ( 6 ) .
به زودى راه انجام كارهاى نیك را برایش آسان مى‏سازیم ( 7 ) .
 
ترجمة المیزان ج : 20  ص :  507
و اما كسى كه بخل بورزد و طالب ثروت و غنى باشد ( 8 ) .
و پاداش نیك روز جزا را تكذیب كند ( 9 ) .
اعمال نیك را در نظرش سنگین و دشوار مى‏سازیم ( 10 ) .
و او وقتى هلاك شود مالش هیچ سودى به حالش نخواهد داشت ( 11 ) .
آرى هدایت به عهده ما است ( 12 ) .
و دنیا و آخرت مال ما است ( 13 ) .
اینك شما را از آتشى هشدار مى‏دهم كه زبانه مى‏كشد ( 14 ) .
و جز شقى‏ترها را نمى‏سوزاند ( 15 ) .
آن كسان را كه آیات و دعوت ما را تكذیب نموده از قبولش اعراض كردند ( 16 ) .
و به زودى افراد باتقواتر از آن دور داشته مى‏شوند ( 17 ) .
آنانكه مال خود را مى‏دهند تا آن را پاك و پر بركت و داراى نمو سازند ( 18 ) .
و احدى از صاحب مال طلبكار نیست تا پاداش بخواهد ( 19 ) .
مال خدا را در راه به دست آوردن رضایت پروردگار اعلاى خود داده ( 20 ) .
كه به زودى راضى هم مى‏شود ( 21 ) .

بیان آیات

 



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : بخل، انفاق، سعی، تلاش، کار و کوشش، عمل، شرط قبولی عمل، سختی، آسانی، هلاکت، حیات طیبه، هدایت، عمل صالح، گناه، ضلالت، گمراهی، مالک حقیقی، مالک، مالک اصلی، معنی ملکیت، ملکیت، بدبخت، بدبخت واقعی، تقوا، درجات تقوا، مراتب تقوا، رضای الهی، رضای خدا، رضایت خدا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391


 

ÉOó¡Î0 «!$# Ç`»uH÷q§9$# ÉOŠÏm§9$#

 وَ الْعَادِیَاتِ ضبْحاً(1) فَالْمُورِیَاتِ قَدْحاً(2)

فَالمُغِیرَاتِ صبْحاً(3) فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً(4)

فَوَسطنَ بِهِ جَمْعاً(5) إِنَّ الانسنَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ(6)

وَ إِنَّهُ عَلى ذَلِك لَشهِیدٌ(7) وَ إِنَّهُ لِحُب الْخَیرِ لَشدِیدٌ(8)

* أَ فَلا یَعْلَمُ إِذَا بُعْثرَ مَا فى الْقُبُورِ(9) وَ حُصِّلَ مَا فى الصُّدُورِ(10)

 إِنَّ رَبَهُم بهِمْ یَوْمَئذٍ لَّخَبِیرُ(11) 
 
ترجمه :
بنام خداوند بخشنده مهربان
1 - سوگند به اسبان دونده‏اى كه نفس زنان ( به سوى میدان جهاد ) پیش رفتند .
2 - و سوگند به آنها ( كه بر اثر برخورد سمشان به سنگهاى بیابان ) جرقه‏هاى آتش افروختند .
3 - و با دمیدن صبح بر دشمن یورش بردند .
4 - و گرد و غبار به هر سو پراكنده كردند .
5 - و ( ناگهان ) در میان دشمن ظاهر شدند .
6 - كه انسان در برابر نعمتهاى پروردگارش ناسپاس و بخیل است .
7 - و او خود نیز بر این معنى گواه است .
8 - او علاقه شدیدى به مال دارد .
9 - آیا نمى‏داند روزى كه تمام آنچه در قبرهاست زنده مى‏شود .
10 - و آنچه در درون سینه‏ها است آشكار مى‏گردد .
11 - در آن روز پروردگارشان از آنها كاملا با خبر است .



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : سوره والعادیات، بخل، حب دنیا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391

سوگند به جهادگران بیدار !


گفتیم این سوره با سوگندهاى بیدارگرى آغاز شد ، نخست مى‏فرماید : به اسبان دونده‏اى كه نفس‏زنان ( به سوى میدان جهاد ) پیش رفتند سوگند ( و العادیات ضبحا ) .
یا به شتران حاجیان كه از سرزمین عرفات به مشعر الحرام و از مشعر نفس زنان به سوى منى حركت مى‏كنند سوگند .
عادیات جمع عادیة از ماده عدو ( بر وزن صبر ) در اصل به معنى گذشتن و جدا شدن است ، خواه قلبا بوده باشد كه آن



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : جهاد، مجاهد، با ارزش شدن، ارزش پیدا کردن، راه با ارزش شدن، ندانسته سخن گفتن، فتوی بدون علم، انسان، اوصاف انسان، خصوصیات انسان، بخل، بخیل، حب مال، حب دنیا، محبت مال، محبت دنیا، دل، قلب، قیامت، اوصاف قیامت، قبر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391

 

نكته‏ها

1 - رابطه سوگندهاى این سوره و هدف آن
از سؤالاتى كه پیرامون این سوره مطرح مى‏شود این است كه چه ارتباطى میان سوگند به اسبهاى مجاهدان و جمله ان الانسان لربه لكنود وجود دارد ؟ زیرا بررسى آیات قرآن به ما نشان مى‏دهد كه همواره نوعى ارتباط در میان قسمها و مقسم به ( آنچه به آن قسم یاد مى‏شود ) موجود است و اصولا بلاغت و فصاحت قرآن نیز چنین مطلبى اقتضا مى‏كند .



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : انسان، بخل، جهاد، طبیعت انسان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391

 


 بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

أَ رَءَیْت الَّذِى یُكَذِّب بِالدِّینِ(1)

فَذَلِك الَّذِى یَدُعُّ الْیَتِیمَ(2)

وَ لا یحُضُّ عَلى طعَامِ الْمِسكِینِ(3)

 فَوَیْلٌ لِّلْمُصلِّینَ(4)

الَّذِینَ هُمْ عَن صلاتِهِمْ ساهُونَ(5)

الَّذِینَ هُمْ یُرَاءُونَ(6)

وَ یَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ(7)


ترجمه :
بنام خداوند بخشنده مهربان
1 - آیا كسى كه روز جزا را پیوسته انكار مى‏كند مشاهده كردى ؟
2 - او همان كسى است كه یتیم را با خشونت مى‏راند .
3 - و دیگران را به اطعام مسكین تشویق نمى‏كند .
4 - پس واى بر نمازگزارانى كه ...
5 - نماز خود را به دست فراموشى مى‏سپارند . 
6 - آنها كه ریا مى‏كنند .
7 - و دیگران را از ضروریات زندگى منع مى‏نمایند .

بیان آیات


این سوره تهدید كسانى است كه خود را مسلمان معرفى كرده‏اند ولى متخلق به اخلاق منافقینند ، از قبیل سهو از نماز ، و ریا كردن در اعمال ، و منع ماعون ، كه هیچ یك از اینها با ایمان به روز جزا سازگارى ندارد .
و این سوره هم احتمال دارد مكى باشد و هم مدنى .

ا رایت الذى یكذب بالدین كلمه رؤیت هم مى‏تواند به معناى دیدن با چشم باشد ، و هم به معناى معرفت .
و خطاب در این آیه شریفه به رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) است ، بدان جهت كه فردى شنونده است ، نه بدان جهت كه پیامبر است ، در نتیجه خطاب به عموم شنوندگان دنیا خواهد بود .
و مراد از دین ، جزاى یوم الجزاء است ، پس كسى كه دین را تكذیب كند منكر معاد است .
ولى بعضى گفته‏اند : مراد از دین ، همان معناى معروفش یعنى كیش و ملت است .
فذلك الذى یدع الیتیم كلمه دع به معناى رد كردن به زور و به جفا است ، و حرف فاء در كلمه فذلك براى توهم معناى شرط است ، و تقدیر كلام أ رأیت الذى یكذب بالجزاء فعرفته بصفاته ، فان لم تعرفه فذلك الذى ... است ، یعنى آیا آن كس را كه روز جزا را تكذیب مى‏كند ، از راه صفاتى كه لازمه تكذیب است شناختى ؟ اگر نشناختى پس بدان كه او كسى است كه یتیم را به زور از در خانه خود مى‏راند ، و او را جفا مى‏كند ، و از عاقبت عمل زشتش نمى‏ترسد ، و اگر روز جزا را انكار نمى‏داشت چنین جرأتى را به خود نمى‏داد ، و از عاقبت عمل خود مى‏ترسید ، و اگر مى‏ترسید به یتیم ترحم مى‏نمود .
و لا یحض على طعام المسكین كلمه حض به معناى تحریك و تشویق است ، و در كلام مضافى حذف شده ، تقدیرش و لا یحض على اطعام طعام المسكین است ، یعنى مردم را به اطعام طعام مسكین تشویق نمى‏كند .
بعضى از مفسرین گفته‏اند : اگر تعبیر به طعام كرد ، نه به اطعام ، براى این بود كه اشاره كرده باشد به اینكه مسكین گویا مالك زكات و صدقه است و احتیاج ندارد به اینكه كسى به او اطعام كند ، وقتى طعام را كه حق خود او است به او بدهند او خودش مى‏خورد ، همچنان كه در جاى دیگر فرموده : و فى اموالهم حق للسائل و المحروم .
بعضى دیگر گفته‏اند : طعام در آیه به معناى اطعام است .
و اگر تعبیر به تشویق به طعام كرد ، و نه به خود عمل ( اطعام ) براى این بود كه حض هم شامل تشویق عملى یعنى خود عمل اطعام مى‏شود ، و هم شامل تشویق زبانى .
فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون یعنى آنهایى كه از نمازشان غافلند اهتمامى به امر نماز ندارند ، و از فوت شدنش باكى ندارند چه اینكه به كلى فوت شود و چه اینكه بعضى از اوقات فوت گردد ، و چه اینكه وقت فضیلتش از دست برود و چه اینكه اركان و شرایطش و احكام و مسائلش را ندانسته نمازى باطل بخوانند .
در آیه شریفه تكذیب‏گر روز جزا به چنین نمازگزارانى تطبیق شده ، چون حرف فاء كه بر سر جمله آمده مى‏فهماند جمله مزبور نتیجه تكذیب روز جزا است و مى‏رساند چنین نمازگزارانى خالى از نفاق نیستند ، چون تكذیب روز جزا تنها به این نیست كه به كلى آن را منكر شود ، كسى هم كه تظاهر به ایمان مى‏كند و نماز مسلمانان را مى‏خواند ، اما طورى مى‏خواند كه عملا نشان مى‏دهد باكى از روز جزا ندارد ، او نیز روز جزا را تكذیب كرده .
الذین هم یراؤن كسانى كه عبادت را در انظار مردم انجام مى‏دهند ، ( و یا در انظار بهتر و غلیظتر انجام مى‏دهند ) ، اینگونه افراد شكارچیانى هستند كه با زبان شكار حرف مى‏زنند ، تا شكار بدامشان بیفتد ، ( در بین مسلمانان خود را مسلمان‏تر از آنان جلوه مى‏دهند ، و معلوم است اگر در بین اهل ملتى دیگر قرار بگیرند چهره آن مردم را به خود مى‏گیرند ) .
و یمنعون الماعون كلمه ماعون به معناى هر عملى و هر چیزى است كه به شخصى محتاج داده شود ، و حاجتى از حوائج زندگى او را بر آورد ، مانند قرض و هدیه و عاریه و امثال آن .
تفسیرهاى متفرق دیگرى هم كه براى این كلمه كرده‏اند به همین معنایى كه ما كردیم بر مى‏گردد .


بحث روایتى

در تفسیر قمى در ذیل آیه شریفه ا رایت الذى یكذب بالدین آمده كه این آیه در باره ابو جهل و كفار قریش نازل شد ، و در ذیل آیه شریفه الذین هم عن صلاتهم ساهون آمده كه منظور از این جمله كسانى هستند كه به كلى نماز را ترك كنند ، زیرا اگر صرف سهو آدمى را مستوجب ویل سازد ، باید همه مستوجب باشند ، چون هر انسانى و مسلمانى در نمازش سهو مى‏كند ، امام صادق (علیه‏السلام) در ذیل این آیه فرموده : منظور تاخیر نماز از اول وقت و بدون عذر است .
و در كتاب خصال از على (علیه‏السلام) آمده كه در ضمن حدیث چهارصدبندى فرمود : هیچ عملى نزد خدا محبوب‏تر از نماز نیست ، پس مبادا هیچ كارى از كارهاى دنیا شما را از نماز در اول وقتش باز بدارد ، براى اینكه خداى عز و جل اقوامى را به همین جرم مذمت نموده و فرموده : الذین هم عن صلاتهم ساهون یعنى كسانى كه از در غفلت نسبت به امر نماز و اوقات آن سهل‏انگارى مى‏كنند .
و در كافى به سند خود از محمد بن فضیل روایت كرده كه گفت : از عبد صالح ( موسى بن جعفر (علیه‏السلام) از مفاد كلام خداى عز و جل پرسیدم كه مى‏فرماید : الذین هم عن صلاتهم ساهون ، فرمود : كسى است كه حق نماز را ضایع كند .
مؤلف : و این مضامین در روایاتى دیگر نیز آمده .
و در الدر المنثور است كه ابن جریر و ابن ابى حاتم و بیهقى در كتاب سنن خود ، از على بن ابیطالب روایت كرده‏اند كه در تفسیر الذین هم یراؤن فرمود : یعنى با نماز خود ریا مى‏كنند .
و نیز در همان كتاب آمده كه ابو نعیم و دیلمى و ابن عساكر از ابو هریره نقل كرده‏اند كه گفت : رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) در تفسیر آیه و یمنعون الماعون فرمود : ماعون همه آن چیزهایى است كه مردم به عنوان كمك در بین خود عاریه مى‏دهند و مى‏گیرند ، از تبر گرفته تا دیگ و دلو و نظایر آن .
و در كافى به سند خود از ابو بصیر از امام صادق (علیه‏السلام) روایت آورده كه در ضمن حدیثى فرمود : منظور از ماعون در جمله و یمنعون الماعون قرضى است كه بدهى و احسانى است كه بكنى ، و اثاث خانه‏اى است كه به عاریه بدهى ، زكات هم یكى از مصادیق ماعون است .
مؤلف : در این روایت ماعون به زكات هم تفسیر شده ، و این تفسیر از طرق اهل سنت نیز از على (علیه‏السلام) روایت شده ، نظیر روایتى كه در الدر المنثور به این عبارت آمده : ماعون زكات واجب است كه از آن مضایقه مى‏كنند ، و به نماز خویش خودنمایى و ریا مى‏كنند ، و مانع زكات خود مى‏شوند .
و در الدر المنثور است كه ابن قانع از على بن ابى طالب روایت كرده كه گفت : از رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) شنیدم مى‏فرمود : مسلمان برادر مسلمان است ، وقتى با او بر خورد مى‏كند ، سلامش مى‏گوید ، و او سلام را به وجهى بهتر به وى بر مى‏گرداند ، یعنى او باید سلام كند و این باید علیك بگوید و باید كه ماعون را از او دریغ ندارد .
پرسیدم یا رسول الله ماعون چیست ؟ فرمود : از سنگ گرفته تا آهن و از آب گرفته تا هر چیز دیگر .
مؤلف : رسول خدا در روایتى دیگر آهن را به دیگ‏هاى مسین و تبر آهنین ، و سنگ را به دیگ‏هاى سنگى تفسیر فرموده .



ترجمة المیزان ج : 20 ص : 637

 

،

نكته‏ها :

1 - جمع‏بندى بحثهاى سوره ماعون
در این سوره كوتاه ، مجموعه‏اى از صفات رذیله كه در هر كس باشد نشانه بى ایمانى و پستى و حقارت او است آمده ، و قابل توجه اینكه همه آنها را فرع بر تكذیب دین ، یعنى جزا یا روز جزا قرار داده است ، تحقیر یتیمان ، ترك اطعام گرسنگان ، غفلت از نماز ، ریاكارى ، و عدم همكارى با مردم حتى در دادن وسائل كوچك زندگى این مجموعه را تشكیل

مى‏دهد ، و به این ترتیب افراد بخیل و خودخواه ، و متظاهرى را منعكس مى‏كند كه نه پیوندى با خلق دارند ، و نه رابطه‏اى با خالق افرادى كه نور ایمان و احساس مسؤولیت در وجودشان نیست نه به پاداش الهى مى‏اندیشند و نه از عذاب او بیمناكند .

2 - تظاهر و ریا یك بلاى بزرگ اجتماعى
ارزش هر عمل بستگى به انگیزه آن دارد ، و یا به تعبیر دیگر از دیدگاه اسلام ، اساس هر عمل را ، نیت تشكیل مى‏دهد ، آن هم نیت خالص .
اسلام قبل از هر چیز پرونده نیت را مورد بررسى قرار مى‏دهد ، و لذا در حدیث معروفى از پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) آمده است كه : انما الاعمال بالنیات ، و لكل امرء ما نوى : هر عملى بستگى به نیت او دارد ، و بهره هر كس مطابق نیتى است كه در عمل دارد .
و در ذیل این حدیث آمده است : آن كس كه براى خدا جهاد كند اجرش بر خداوند بزرگ است ، و كسى كه براى متاع دنیا پیكار كند ، یا حتى نیت به دست آوردن عقال ( طناب كوچكى كه پاى شتر را با آن مى‏بندند ) كرده باشد بهره‏اش فقط همان است .
اینها همه به خاطر آن است كه نیت همیشه به عمل شكل مى‏دهد ، آن كس كه براى خدا كارى انجام مى‏دهد ، شالوده آن را محكم مى‏كند ، و تمام تلاش او این است كه مردم از آن بهره بیشتر گیرند ، ولى كسى كه براى تظاهر و ریاكارى عملى انجام مى‏دهد ، تنها به ظاهر و زرق و برق آن مى‏پردازد ، بى آنكه به عمق و باطن و شالوده و بهره‏گیرى نیازمندان اهمیت دهد .
جامعه‏اى كه به ریاكارى عادت كند ، نه فقط از خدا و اخلاق حسنه و ملكات فاضله دور مى‏شود ، بلكه تمام برنامه‏هاى اجتماعى او از محتوا تهى مى‏گردد ، و در یك مشت ظواهر فاقد معنى خلاصه مى‏شود ، و چه دردناك است سرنوشت چنین انسان ، و چنین جامعه‏اى ؟ ! روایات در مذمت ریا بسیار زیاد است ، تا آنجا كه آن را نوعى شرك نامیده‏اند ، و ما در اینجا به ذكر سه روایت تكان دهنده قناعت مى‏كنیم :
1 - در حدیث از پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) آمده است : سیاتى على الناس زمان تخبث فیه سرائرهم ، و تحس فیه علانیتهم ، طمعا فى الدنیا لا یریدون به ما عند ربهم ، یكون دینهم ریاء ، لا یخالطهم خوف ، یعمهم الله بعقاب فیدعونه دعاء الغریق فلا یستجیب لهم ! : زمانى بر مردم فرا مى‏رسد كه باطنهاى آنها زشت و آلوده مى‏شود ، و ظاهرشان زیبا ، به خاطر طمع در دنیا این در حالى كه علاقه‏اى به پاداشهاى پروردگارشان ندارند ، دین آنها ریا مى‏شود ، و خوف خدا ، در دل آنها وجود ندارد ، خداوند همه آنها را به عذاب سختى گرفتار مى‏كند ، و هر قدر خدا را مانند شخص غریق بخوانند هرگز دعایشان مستجاب نمى‏شود .
2 - در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه‏السلام) مى‏خوانیم كه به یكى از یارانش به نام زراره فرمود .
من عمل للناس كان ثوابه على الناس یا زراره ! كل ریاء شرك ! : كسى كه براى مردم عمل كند ثوابش بر مردم است ، اى زراره ! هر ریائى شرك است ! .
3 - در حدیث دیگرى از پیامبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) آمده است : ان المرائى یدعى یوم القیامة باربعة اسماء : یا كافر ! یا فاجر ! یا غادر ! یا خاسر ! حبط عملك ، و بطل اجرك ، فلا خلاص لك الیوم ، فالتمس اجرك ممن كنت تعمل له ! : شخص ریاكار در روز قیامت با چهار نام صدا زده مى‏شود : اى كافر ! اى فاجر ! اى حیله‏گر ! واى زیانكار ! عملت نابود شد ، و اجرت باطل گشت ، امروز هیچ راه نجاتى ندارى ، پاداش خود را از كسى بخواه كه از براى او عمل كردى ! .
خداوندا ! خلوص نیت ، سخت مشكل است ، خودت ما را در این راه یارى فرما .
پروردگارا ! آنچنان ایمانى به ما مرحمت كن كه جز به ثواب و عقاب تو نیندیشیم و رضا و خشنودى و غضب خلق در راه تو براى ما یكسان باشد .
بارالها ! هر خطائى در این راه تاكنون كرده‏ایم بر ما ببخش .


تفسیر نمونه ج : 27 ص : 367

 

 


نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : ماعون، ترجمه ماعون، منافق، سهو در نماز، نماز، سبک شمردن نماز، یتیم نوازی، یتیم، راه های شناخت منافقین، راه های شناخت کفار، اطعام، کمک به فقیر، کمک به مسکین، قرض دادن، هدیه دادن، رد سائل، رد گدا، رد محتاج، بر آورده کردن حاجت دیگران، نماز اول وقت، تاخیر نماز، ضایع کردن نماز، ریا با نماز، ریا، ترك اطعام، غفلت از نماز، ریاكارى، عدم همكارى با مردم، همکاری نکردن با مردم، بخیل، بخل، خود خواه، متظاهر، بی ایمان، نیت، نقش نیت در اعمال، مستجاب نشدن دعا، عدم استجابت دعا، استجابت دعا، شرط استجابت دعا، عوامل مستجاب نشدن دعا، حبط عمل، خلوص نیت، اخلاص،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی