بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر
اختصاص الإنسان بالانتصاب و الجلوس دون البهائم‏
انْظُرْ یَا مُفَضَّلُ مَا خُصَّ بِهِ الْإِنْسَانُ فِی خَلْقِهِ تَشَرُّفاً وَ تَفَضُّلًا عَلَى الْبَهَائِمِ فَإِنَّهُ خُلِقَ یَنْتَصِبُ قَائِماً وَ یَسْتَوِی جَالِساً لِیَسْتَقْبِلَ الْأَشْیَاءَ بِیَدَیْهِ وَ جَوَارِحِهِ وَ یُمْكِنَهُ الْعِلَاجُ وَ الْعَمَلُ بِهِمَا فَلَوْ كَانَ مَكْبُوباً عَلَى وَجْهِهِ كَذَوَاتِ الْأَرْبَعِ لَمَا اسْتَطَاعَ أَنْ یَعْمَلَ شَیْئاً مِنَ الْأَعْمَال‏
توحید المفضل ؛   ؛ ص58
 
امام صادق علیه السلام : اى مفضّل! بنگر كه خداوند جلّ و على به خاطر تكریم و بزرگداشت و شرافت انسان، و برترى او بر چهارپایان چگونه در آفرینش او ویژگیهاى قرار داد.
چنان آفریده شده كه مى‏ ایستد و راست مى‏نشیند تا با دست و اعضایش رو به اشیا باشد و بتواند با دستانش كار كند. چنان كه اگر چون چهار پایان به رو در مى ‏افتاد نمى‏ توانست كارى كند.




نوع مطلب : نشانه ها، 
برچسب ها : انسان، فرق انسان و حیوان، ویژگی انسان، حالت خاص انسان، تفکر در ویژگی انسان، توحید مفضل، نشانه خدا، ویژگی خلقت انسان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

خلق الإنسان و تدبیر الجنین فی الرحم‏

نَبْدَأُ یَا مُفَضَّلُ بِذِكْرِ خَلْقِ الْإِنْسَانِ فَاعْتَبِرْ بِهِ فَأَوَّلُ ذَلِكَ مَا یُدَبَّرُ بِهِ الْجَنِینُ فِی الرَّحِمِ وَ هُوَ مَحْجُوبٌ‏ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ‏ ظُلْمَةِ الْبَطْنِ وَ ظُلْمَةِ الرَّحِمِ وَ ظُلْمَةِ الْمَشِیمَةِ «1» حَیْثُ لَا حِیلَةَ عِنْدَهُ فِی طَلَبِ غِذَاءٍ وَ لَا دَفْعِ أَذًى وَ لَا اسْتِجْلَابِ مَنْفَعَةٍ وَ لَا دَفْعِ مَضَرَّةٍ فَإِنَّهُ یَجْرِی إِلَیْهِ مِنْ دَمِ الْحَیْضِ مَا یَغْذُوهُ الْمَاءُ وَ النَّبَاتُ فَلَا یَزَالُ ذَلِكَ غِذَاؤُهُ‏

كیفیة ولادة الجنین و غذائه و طلوع أسنانه و بلوغه‏

حَتَّى إِذَا كَمَلَ خَلْقُهُ وَ اسْتَحْكَمَ بَدَنُهُ وَ قَوِیَ أَدِیمُهُ‏ «2» عَلَى مُبَاشَرَةِ الْهَوَاءِ وَ بَصَرُهُ عَلَى مُلَاقَاةِ الضِّیَاءِ هَاجَ الطَّلْقُ‏ «3» بِأُمِّهِ فَأَزْعَجَهُ أَشَدَّ إِزْعَاجٍ وَ أَعْنَفَهُ حَتَّى یُولَدَ فَإِذَا وُلِدَ صَرَفَ ذَلِكَ الدَّمَ الَّذِی كَانَ یَغْذُوهُ مِنْ دَمِ أُمِّهِ إِلَى ثَدْیِهَا وَ انْقَلَبَ الطَّعْمُ وَ اللَّوْنُ إِلَى ضَرْبٍ آخَرَ مِنَ الْغِذَاءِ وَ هُوَ أَشَدُّ مُوَافَقَةً لِلْمَوْلُودِ مِنَ الدَّمِ فَیُوَافِیهِ فِی وَقْتِ حَاجَتِهِ إِلَیْهِ فَحِینَ یُولَدُ قَدْ تَلَمَّظَ «4» وَ حَرَّكَ شَفَتَیْهِ طَلَباً لِلرِّضَاعِ فَهُوَ یَجِدُ ثَدْیَ أُمِّهِ كَالْإِدَاوَتَیْنِ‏ «5» الْمُعَلَّقَتَیْنِ لِحَاجَتِهِ فَلَا یَزَالُ یَتَغَذَّى بِاللَّبَنِ مَا دَامَ رَطْبَ الْبَدَنِ رَقِیقَ الْأَمْعَاءِ لَیِّنَ الْأَعْضَاءِ-

______________________________
 (1) المشیمة: غشاء ولد الإنسان یخرج معه عند الولادة، جمعه مشیم و مشایم.
 (2) الادیم: الجلد المدبوغ.
 (3) الطلق «بسكون الثانی» وجع الولادة.
 (4) تلمظ: إذا أخرج لسانه فمسح به شفتیه.
 (5) الاداوة:- بكسر ففتح- إناء صغیر من جلد یتخذ للماء، جمعه أداوى.


حَتَّى إِذَا یُحَرِّكُ وَ احْتَاجَ‏ إِلَى غِذَاءٍ فِیهِ صَلَابَةٌ لِیَشْتَدَّ وَ یَقْوَى بَدَنُهُ طَلَعَتْ لَهُ الطَّوَاحِنُ مِنَ الْأَسْنَانِ وَ الْأَضْرَاسِ‏ «1» لِیَمْضَغَ‏ «2» بِهَا الطَّعَامَ فَیَلِینَ عَلَیْهِ وَ یَسْهُلَ لَهُ إِسَاغَتُهُ فَلَا یَزَالُ كَذَلِكَ حَتَّى یُدْرِكَ فَإِذَا أَدْرَكَ وَ كَانَ ذَكَراً طَلَعَ الشَّعْرُ فِی وَجْهِهِ فَكَانَ ذَلِكَ عَلَامَةَ الذَّكَرِ وَ عِزَّ الرَّجُلِ الَّذِی یَخْرُجُ بِهِ مِنْ جد [حَدِّ] الصَّبَا وَ شَبَهِ النِّسَاءِ وَ إِنْ كَانَتْ أُنْثَى یَبْقَى وَجْهُهَا نَقِیّاً مِنَ الشَّعْرِ لِتَبْقَى لَهَا الْبَهْجَةُ وَ النَّضَارَةُ الَّتِی تُحَرِّكُ الرَّجُلَ لِمَا فِیهِ دَوَامُ النَّسْلِ وَ بَقَاؤُهُ‏ اعْتَبِرْ یَا مُفَضَّلُ فِیمَا یُدَبَّرُ بِهِ الْإِنْسَانُ فِی هَذِهِ الْأَحْوَالِ الْمُخْتَلِفَةِ هَلْ تَرَى مِثْلَهُ یُمْكِنُ أَنْ یَكُونَ بِالْإِهْمَالِ أَ فَرَأَیْتَ لَوْ لَمْ یَجْرِ إِلَیْهِ ذَلِكَ الدَّمُ وَ هُوَ فِی الرَّحِمِ أَ لَمْ یَكُنْ سَیَذْوِی وَ یَجِفُّ كَمَا یَجِفُّ النَّبَاتُ إِذَا فَقَدَ الْمَاءَ وَ لَوْ لَمْ یُزْعِجْهُ الْمَخَاضُ عِنْدَ اسْتِحْكَامِهِ أَ لَمْ یَكُنْ سَیَبْقَى فِی الرَّحِمِ كَالْمَوْءُودِ «3» فِی الْأَرْضِ وَ لَوْ لَمْ یُوَافِقْهُ اللَّبَنُ مَعَ وِلَادَتِهِ أَ لَمْ یَكُنْ سَیَمُوتُ جُوعاً أَوْ یَغْتَذِی بِغِذَاءٍ لَا یُلَائِمُهُ وَ لَا یَصْلُحُ عَلَیْهِ بَدَنُهُ وَ لَوْ لَمْ تَطْلُعْ لَهُ الْأَسْنَانُ فِی وَقْتِهَا أَ لَمْ یَكُنْ سَیَمْتَنِعُ عَلَیْهِ مَضْغُ الطَّعَامِ وَ إِسَاغَتُهُ أَوْ یُقِیمُهُ عَلَى الرَّضَاعِ فَلَا یَشْتَدُّ بَدَنُهُ وَ لَا یَصْلُحُ لِعَمَلٍ ثُمَّ كَانَ یَشْغَلُ أُمَّهُ بِنَفْسِهِ عَنْ تَرْبِیَةِ غَیْرِهِ مِنَ الْأَوْلَادِ
______________________________
 (1) الطواحن: هی الأضراس، و تطلق الأضراس غالبا على المآخیر و الأسنان على المقادیم، كما هو الظاهر هنا، و ان لم یفرق اللغویون بینهما.
 (2) مضغ الطعام: لاكه بلسانه.
 (3) و أد البنت: دفنها فی التراب و هی حیة، كما كان العرب یفعلون ذلك فی العهد الجاهلی

توحید المفضل ؛   ؛ ص48

 [آفرینش آدمى و تدبیر جنین در رحم‏]

اى مفضّل! سخن خود را با بیان آفرینش انسان آغاز مى‏كنیم، تو نیز بكوش كه از آن پند گیرى.
اوّل اینكه: تدبیر چنان شد كه جنین، در رحم در پس سه ظلمت، پوشیده ماند: شكم، رحم و بچه‏ دان، جایى كه توان چاره ‏اندیشى براى اخذ غذا و دفع ناروا را ندارد. نه صلاح خویش مى‏داند و نه ضرر خویش مى‏راند.
خون حیض براى او غذاست، چون آب براى گیاه. پیوسته غذایش چنین است.



 [چگونگى تولد كودك، تغذیه، رشد دندان و بالغ شدن او]

آنگاه كه آفرینش او كامل گردد، بدنش سخت شود، پوستش بتواند با هوا سازگار آید و دیده‏اش تاب دیدن نور به هم رساند، مادرش درد زاییدن گیرد و درد، چنان بر او سخت مى‏آید كه جنین از فشار درد بیرون مى‏افتد.


 چون [از تنگناى رحم به پهناى جهان آمد و] متولد گشت، همان خونى كه غذایش بود، اینك با رنگ و بویى جز آنچه بود و در شكل غذایى دیگر، از پستان مادر سرازیر مى‏شود. این غذا براى نوزاد از همه چیز سازگارتر است.

وقتى كه به دنیا آمد، زبان خود را به نشانه خواستن غذا بیرون مى‏كند و پیرامون دهان مى‏چرخاند. در این زمان پستانهاى مادرش را كه چونان دو مشك از سینه او آویخته، مى‏یابد و تا زمانى كه تن او تر و درونش ظریف و اعضایش نرم است از آن مى‏نوشد.



آنگاه كه حركت كرد و به غذایى سخت و قوى نیاز پیدا نمود تا تنش استحكام یابد، در هر طرف، دندانهاى آسیا سر برمى‏آورد تا غذا را بجود، نرم گرداند و براحتى فرو برد.


پیوسته حالش این گونه است تا آنگاه كه پاى در بلوغ نهد. در این وقت اگر مذكّر است، موى در رویش مى‏روید تا نشانه مردى و عزّت او باشد و از همانندى با زنان و بچگان بدور ماند
و اگر مؤنث است، رخش از موى پیراسته ماند تا طراوت و زیبایى‏اش دل مردان را برباید و نسل بشر ماندگار و پایدار گردد.
اى مفضّل! در این مراحل، نیك بیندیش.
 آیا مى‏شود كه [این همه تدبیر] بى ‏مدبّر و حكیم باشد؟
 مى‏دانى اگر در رحم، خون به او نمى‏رسید همانند گیاهى كه آب به وى نرسد خشك و پژمرده مى‏گشت؟
آیا مى‏دانى وقتى كه بزرگ شد اگر مادرش را درد زاییدن نمى‏ گرفت چون زنده بگور در رحم مى ‏ماند
و اگر در هنگام ولادت، شیر با او نمى ‏ساخت، یا از گرسنگى مى‏ مرد و یا با غذایى نامناسب و زیانبار تغذیه مى‏ شد؟
 و اگر در وقت مناسب، دندان هایش نمى‏رویید، بر جویدن و فرو بردن غذا ناتوان بود و باید همیشه شیر مى‏خورد و بدن او براى كار، قوت و استحكامى نمى‏یافت و مادرش به خاطر او از تربیت فرزندان دیگرش باز مى‏ ماند؟


فَبِأَیِّ آلَاءِ رَ‌بِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید؟!



نوع مطلب : نشانه ها، 
برچسب ها : جنین، مفضل، توحید مفضل، خلقت انسان، شگفتی خلقت انسان، انسان، مراحل رشد انسان، مراحل رشد جنین، عکس جنین، جنین در شکم مادر، جنین در رحم، اثبات خداوند، نگاه عبرت، نگاه انسانی، تدبر، تدبر د خلقت انسان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391



 بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ(1) وَ طورِ سِینِینَ(2) وَ هَذَا الْبَلَدِ الأَمِینِ(3)

 لَقَدْ خَلَقْنَا الانسانَ فى أَحْسنِ تَقْوِیمٍ(4) ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسفَلَ سافِلِینَ(5)

إِلا الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحَتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیرُ ممْنُونٍ(6) فَمَا یُكَذِّبُك بَعْدُ بِالدِّینِ(7)

أَ لَیْس اللَّهُ بِأَحْكمِ الحاكِمِینَ(8)


ترجمه آیات


به نام خداى رحمان و رحیم

، سوگند به دو سرزمین ( انبیاء خیز ) شام و بیت المقدس ( یا قسم به انجیر و زیتون ) ( 1 ) .
و سوگند به سرزمین طور سینا ( 2 ) .
سوگند به مكه این بلد امین ( 3 ) .
كه ما انسان را به بهترین نظام خلقت خلق كردیم ( 4 ) .
سپس او را - در صورتى كه منحرف شود - به پست‏ترین مرحله برگرداندیم ( 5 ) .
مگر كسانى را كه ایمان آورده و اعمال صالح كنند كه پاداشى قطع ناشدنى دارند ( 6 ) .
حال اى انسان ! آن انگیزه‏اى كه تو را وا مى‏دارد به اینكه روز جزا را تكذیب كنى چیست ؟ ( 7 ) .
مگر خدا را احكم الحاكمین نیافتید ؟ ( 8 ) .

 



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : انسان، خلقت انسان، نعمت، نعمت های الهی، زیتون، انجیر، مکه، مکّه، قدرت انسان، توان انسان، مقام انسان، ایمان، عمل صالح، استعداد انسان، امکانات انسان، بهترین امکانات، روغن زیتون، خواص روغن زیتون، خوش بو شدن دهان، تقویت اعصاب، آرامش بخش، محکم شدن لثه، محکم شدن استخوان، زخم معده، تقویت فکر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391

سوگند به جهادگران بیدار !


گفتیم این سوره با سوگندهاى بیدارگرى آغاز شد ، نخست مى‏فرماید : به اسبان دونده‏اى كه نفس‏زنان ( به سوى میدان جهاد ) پیش رفتند سوگند ( و العادیات ضبحا ) .
یا به شتران حاجیان كه از سرزمین عرفات به مشعر الحرام و از مشعر نفس زنان به سوى منى حركت مى‏كنند سوگند .
عادیات جمع عادیة از ماده عدو ( بر وزن صبر ) در اصل به معنى گذشتن و جدا شدن است ، خواه قلبا بوده باشد كه آن



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : جهاد، مجاهد، با ارزش شدن، ارزش پیدا کردن، راه با ارزش شدن، ندانسته سخن گفتن، فتوی بدون علم، انسان، اوصاف انسان، خصوصیات انسان، بخل، بخیل، حب مال، حب دنیا، محبت مال، محبت دنیا، دل، قلب، قیامت، اوصاف قیامت، قبر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391

 

نكته‏ها

1 - رابطه سوگندهاى این سوره و هدف آن
از سؤالاتى كه پیرامون این سوره مطرح مى‏شود این است كه چه ارتباطى میان سوگند به اسبهاى مجاهدان و جمله ان الانسان لربه لكنود وجود دارد ؟ زیرا بررسى آیات قرآن به ما نشان مى‏دهد كه همواره نوعى ارتباط در میان قسمها و مقسم به ( آنچه به آن قسم یاد مى‏شود ) موجود است و اصولا بلاغت و فصاحت قرآن نیز چنین مطلبى اقتضا مى‏كند .



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : انسان، بخل، جهاد، طبیعت انسان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات