بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر


حجاز تا کربلا

همراه با سیدالشهدا (از مدینه تا كربلا)

فلسفه قیام ابی عبدالله الحسین (ع) را در سخنان آن حضرت، در آغاز حركت از مدینه و موضع‌گیری‌های ایشان در برابر حوادثی كه در منزلگاه‌های میان راه روی داده است، می‌توان یافت.

در این مجموعه سعی شده است ضمن آگاهی از نام منزلگاه‌ها و مسیر تقریبی حركت امام حسین (ع) از مدینه تا كربلا، با اهداف و دیدگاه‌های آن حضرت آشنا شده و مختصری از وضعیت سیاسی و اجتماعی آن عصر بیان شود.

منابع و مآخذ:

          مقتل (مقرم) ترجمه عزیزالله عطاردی.

          خلاصه تاریخ اسلام (رسولی محلاتی)، تلخیص چنارانی.

          زندگانی حضرت ابی عبدالله الحسین (ع)، (عمادزاده).

          سخنان حسین بن علی (ع) از مدینه تا شهادت، (محمدصادق نجمی)

          قصه كربلا، (علی نظری منفرد).

          وقعه الطف لابی مخنف (تحقیق: محمدهادی الیوسفی).

          الحسین فی طریقه الی الشهاده (السید علی الهاشمی).


برای دانلود روی متن کلیک کنید




نوع مطلب : اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها : امام حسین، از حجاز تا کربلا، داستان سفر امام حسین از حجاز تا کربلا، پاورپوینت سفر امام حسین، داستان سفر امام حسین به صورت پاورپوینت، از مدینه تا کربلا، سفر ابا عبد الله، داستان سفر ابا عبد الله به صورت پاورپوینت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
امام باقر علیه السلام:

«اِنّ الحُسَینَ صاحِبَ كَربَلا قُتِلَ مَظلوما، مَكروبا عَطشانا، لَهفانا فآلَى اللّه‏ُ عَزَّوَجلّ عَلى نَفسِهِ اَن لا یاتیَهُ لَهفانٌ و لا مَكروبٌ و لا مُذنِبٌ و لا مَغمومٌ و لا عَطشانٌ و لا مَن بِهِ عاهَةٌ ثُمَّ دَعا عِندَهُ و تَقَرَّبَ بِالحُسَینِ بنِ عَلىٍّ علیه السلام اِلَى اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ إلاّ نَفَّسَ اللّه‏ُ كُربَتَهُ وَ اَعطاهُ مَسأَلَتَهُ و غَفَرَ ذَنبَهُ وَ مَدَّ فى عُمُرِهِ وَ بَسَطَ فى رِزقِهِ فَاعتَبِروا یا اُولـِى الاَبصار»

حسین، بزرگ مرد كربلا، مظلوم و رنجیده خاطر و لب تشنه و مصیبت‏ زده به شهادت رسید. پس خداوند، به ذات خود، قسم یاد كرد كه هیچ مصیبت ‏زده و رنجیده خاطر و گنهكار و اندوهناك و تشنه‏ اى و هیچ بَلا دیده‏ اى به خدا روى نمى‏ آورد و نزد قبر حسین علیه السلام دعا نمى‏كند و آن حضرت را به درگاه خدا شفیع نمى‏ سازد، مگر این‏كه خداوند، اندوهش را برطرف و حاجاتش را برآورده مى ‏كند و گناهش را مى‏ بخشد و عمرش را طولانى و روزى‏ اش را گسترده مى‏ سازد. پس اى اهل بینش، درس بگیرید!

بحارالأنوار، ج 101، ص 46، ح 5


نوع مطلب : روایات، 
برچسب ها : دعا، جای استجابت دعا، امام حسین، حسین، زائر کربلا، رایر امام حسین، دعای زائر امام حسین، دعای زائر کربلا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پیامبر صلى ‏لله‏ علیه ‏و ‏آله:

«بى اُنذِرتُم وَ بِعَلىِّ بنِ أبى طالِبِ اهْتَدَیتُم... وَ بِالْحَسَنِ اُعْطیتُمُ الإْحسانُ وَ بِالْحُسَینِ تَسعَدونَ وَ بِهِ تَشقونَ ألا وَ إنَّ الْحُسَینَ بابٌ مِن أبوابِ الْجَنَّةِ مَن عاداهُ حَرَّمَ اللّه‏ُ عَلَیهِ ریحَ الْجَنَّةِ»


به وسیله من هشدار داده شدید و به وسیله على علیه ‏السلام هدایت مى‏ یابید

و به وسیله حسن احسان مى ‏شوید

و به وسیله حسین خوشبخت مى ‏گردید و بدون او بدبخت.

بدانید كه حسین درى از درهاى بهشت است،

هر كس با او دشمنى كند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مى ‏كند.



نوع مطلب : اهل بیت علیهم السلام، 
برچسب ها : خوشبختی، خوشبخت شدن، راه خوشبخت شدن، حسین، امام حسین، امام حسن، امام علی، وسیله هدایت، وسیله خوشبختی، احسان، نقش امیرالمومنین، نقش امام حسن، نقش پیامبر، نقش امام حسین،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 29 فروردین 1391

شیعه، تربت كربلاست

شما وقتی تشنه می‌شوید اگر پنج دقیقه طاقت بیاورید، آخر سر هوار می‌زنید، یا دعوا می‌كنید كه آب بیاور- یا خودتان طرف آب می‌دوید. عطش كه زیاد شود، اختیار آدمی را می‌برد. این تازه عطش ظاهری است.

امیدوارم قلب‌های ما در این گرداب‌ها به امام حسین (علیه‌السلام) نزدیك شود. كربلا تربت می‌سازد و همه ابدان شیعیان را تربت می‌كند. از عطش، آب بدن خشك می‌شود و تشنه دنیا و آخرت می‌شود. هم تشنه آب ظاهری می‌شود و هم تشنه معنوی. تشنگی، آب بدن را می‌كشد و كم می‌كند و آن را خشك و خاك و تربت می‌كند. كسی كه تشنه كربلا شد، بدنش سرانجام تربت می‌شود؛ همین بدن ظاهری، ولو نمرده باشد.

تربت را اگر به دریا بزنی، خجالت می‌كشد كه طغیان كند و ساكت می‌شود. اگر آن را به تب شدید چهل درجه عرضه كنی، تب فوراً ساكت می‌شود و از آن بدن می‌رود- خجالت می‌كشد. تربت به او می‌گوید تو حرف نزن، من مال كربلایم. به تب می‌گوید من از صبح تا ظهر عاشورا طوفان‌ها دیده‌ام.

تو فقط یك طوفان دیده‌ای. تب خجالت می‌كشد و تا تربت امام حسین(علیه‌السلام) به آن می‌رسد سرش را پایین می‌اندازد و می‌رود. اگر به دریایی كه طغیان كرده است تربت نشان دهی، خجالت می‌كشد، سرش را پایین می‌اندازد و آرام می‌گیرد. همه شما، هم با عقل‌تان، هم با محبت‌تان و هم با ولایت‌تان می‌بینید كه این درست است.

اساساً وقتی كسی كه ابتلا زیاد دیده است می‌آید، كسی كه كم مصیبت دیده است، خاموش می‌شود. كسی برادر و یا عیالش مرحوم شده، دیگری بچه‌اش مرحوم شده است و گریه می‌كند. وقتی آن كه ابتلای بزرگتر دیده است وارد می‌شود، آن یكی خاموش می‌شود و دیگر خجالت می‌كشد گریه كند. این خیلی ساده است. تمام ابتلائاتی كه ما در دنیا می‌كشیم، با یاد كربلا ساكت می‌شود.

امیدوارم این ابتلائات، ساكت شود سپس با خود كربلایی‌ها گریه كنیم- با خود امام حسین و حضرت زینب (علیه‌السلام). چقدر شیرین است؛ هر گاه آنها گریه كردند، تو هم گریه كنی و هر وقت سرور داشتند، مسرور باشی. از مصیبت‌های خود، راحت شویم و بنشینیم. چگونه راحت شویم؟ یاد مصیبت آنها ما را راحت می‌كند، زیرا مصائب آنها زیاد و تمام است.

ابتلاهای ما كجا و ابتلائات آنها كجا؟ جای ما كجا و جای آنها كجا؟ امیدوارم ان شاءالله به حساب خوبان بگذاری. همه مصائب دنیا را به حساب كربلا بگذار؛ بگو با غصه كربلا، دیگر دنیا به مصیبتش نمی‌ارزد كه برایش غصه بخوریم و محزون شویم.

هر وقت خواستی گریه كنی، برای مولایمان حسین‌بن علی (علیه‌السلام) گریه كن كه همه آسمان و زمین و ملكوت، وقتی كه او بگرید و محزون باشد، برای او گریه می‌كنند. در روز عاشورا حضرت یكی دو بار گریه افتاد وبكی بكاء شدیدا.(2) امیر‌المؤمنین (علیه‌السلام) در عمرش دو سه بار در میان جمعیت و در مساجد گریه كرده است. منتهی یك مرتبه گریه آنها، خیلی زیاد است و اگر به خاطر همان یك بار، مخلوقات و بشر و ذرات عالم تا قیامت گریه كنند، كم است.



نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها : شیعه، تربت کربلا، طغیان، دریا، امام حسین، کربلا، مصیبت، بلا، یاد کربلا، گریه، بکا، تا قیامت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 26 فروردین 1391

به نام خدا

بچه ها سلام

یکی بود یکی نبود .امام حسین (ع) که امام سو م ماست در شهر مدینه زندگی می کردند.امام حسین (ع) همیشه مردم را به کارهای خوب دعوت می کردند وبه مردم می گفتند :از آدمهایی که کارهای زشت می کنند وبه مردم ظلم می کرنند همیشه دوری کنید .به خاطر همین حرفها یزید که خلیفه بود وبه مردم ظلم می کرد وهمیشه کارهای زشت انجام می داد با امام حسین دشمنی می کرد.

یک روز از کوفه نامه های زیادی برای امام حسین(ع) رسید.نامه هایی که مردم آنجا از امام حسین (ع) دعوت کرده بودند که آنجا برود تا مردم از او یاری کنند.بری همین امام حسین (ع) به سمت آنها حرکت کرد.ولی وقتی به سرزمینی نزدیکی کوفه که اسمش کربلا بود رسید ، دیدند به جای اینکه مردم به استقبالشان بروند سربازان دشمن به سمت آنها آمده اند تا با آنها بجنگند.امام حسین (ع) ویارانشان چند روزی آنجا بودند ودشمن هم آب را بر روی آنها قطع کرده بود .وهمه تشنه بودند.

 

ویک شب امام حسین (ع) به یارنشان گفتند که دشمن با من کار دارند شما می توانید بروید.ولی همه یارانش گفتند ما با تو هستیم .

 

روز بعد که روز عاشورا هست جنگ شد .وامام حسین (ع) ویارانشان بادشمن جنگیدند وبه شهادت رسدند ودشمن هم بی رحمانه سر امام حسین (ع) را از تنشان جدا کرد .

 

بچه ها:

 

برای همین ما هر سال روزعاشورا توی هیئتها یمی رویم وبرای امام حسین (ع) عزاداری می کنیم وسینه می زنیم وگریه می کنیم…پس یادتون نره روید وتوی عزاداریها شرکت کنید تا امام حسین (ع) هم همیشه از خدا برای شما خوبی طلب کند.

منبع :سایت باشگاه کودکان


نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : عاشورا، امام حسین، ظلم، کوفه، کربلا، عزاداری،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات