بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر

خلق الإنسان و تدبیر الجنین فی الرحم‏

نَبْدَأُ یَا مُفَضَّلُ بِذِكْرِ خَلْقِ الْإِنْسَانِ فَاعْتَبِرْ بِهِ فَأَوَّلُ ذَلِكَ مَا یُدَبَّرُ بِهِ الْجَنِینُ فِی الرَّحِمِ وَ هُوَ مَحْجُوبٌ‏ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ‏ ظُلْمَةِ الْبَطْنِ وَ ظُلْمَةِ الرَّحِمِ وَ ظُلْمَةِ الْمَشِیمَةِ «1» حَیْثُ لَا حِیلَةَ عِنْدَهُ فِی طَلَبِ غِذَاءٍ وَ لَا دَفْعِ أَذًى وَ لَا اسْتِجْلَابِ مَنْفَعَةٍ وَ لَا دَفْعِ مَضَرَّةٍ فَإِنَّهُ یَجْرِی إِلَیْهِ مِنْ دَمِ الْحَیْضِ مَا یَغْذُوهُ الْمَاءُ وَ النَّبَاتُ فَلَا یَزَالُ ذَلِكَ غِذَاؤُهُ‏

كیفیة ولادة الجنین و غذائه و طلوع أسنانه و بلوغه‏

حَتَّى إِذَا كَمَلَ خَلْقُهُ وَ اسْتَحْكَمَ بَدَنُهُ وَ قَوِیَ أَدِیمُهُ‏ «2» عَلَى مُبَاشَرَةِ الْهَوَاءِ وَ بَصَرُهُ عَلَى مُلَاقَاةِ الضِّیَاءِ هَاجَ الطَّلْقُ‏ «3» بِأُمِّهِ فَأَزْعَجَهُ أَشَدَّ إِزْعَاجٍ وَ أَعْنَفَهُ حَتَّى یُولَدَ فَإِذَا وُلِدَ صَرَفَ ذَلِكَ الدَّمَ الَّذِی كَانَ یَغْذُوهُ مِنْ دَمِ أُمِّهِ إِلَى ثَدْیِهَا وَ انْقَلَبَ الطَّعْمُ وَ اللَّوْنُ إِلَى ضَرْبٍ آخَرَ مِنَ الْغِذَاءِ وَ هُوَ أَشَدُّ مُوَافَقَةً لِلْمَوْلُودِ مِنَ الدَّمِ فَیُوَافِیهِ فِی وَقْتِ حَاجَتِهِ إِلَیْهِ فَحِینَ یُولَدُ قَدْ تَلَمَّظَ «4» وَ حَرَّكَ شَفَتَیْهِ طَلَباً لِلرِّضَاعِ فَهُوَ یَجِدُ ثَدْیَ أُمِّهِ كَالْإِدَاوَتَیْنِ‏ «5» الْمُعَلَّقَتَیْنِ لِحَاجَتِهِ فَلَا یَزَالُ یَتَغَذَّى بِاللَّبَنِ مَا دَامَ رَطْبَ الْبَدَنِ رَقِیقَ الْأَمْعَاءِ لَیِّنَ الْأَعْضَاءِ-

______________________________
 (1) المشیمة: غشاء ولد الإنسان یخرج معه عند الولادة، جمعه مشیم و مشایم.
 (2) الادیم: الجلد المدبوغ.
 (3) الطلق «بسكون الثانی» وجع الولادة.
 (4) تلمظ: إذا أخرج لسانه فمسح به شفتیه.
 (5) الاداوة:- بكسر ففتح- إناء صغیر من جلد یتخذ للماء، جمعه أداوى.


حَتَّى إِذَا یُحَرِّكُ وَ احْتَاجَ‏ إِلَى غِذَاءٍ فِیهِ صَلَابَةٌ لِیَشْتَدَّ وَ یَقْوَى بَدَنُهُ طَلَعَتْ لَهُ الطَّوَاحِنُ مِنَ الْأَسْنَانِ وَ الْأَضْرَاسِ‏ «1» لِیَمْضَغَ‏ «2» بِهَا الطَّعَامَ فَیَلِینَ عَلَیْهِ وَ یَسْهُلَ لَهُ إِسَاغَتُهُ فَلَا یَزَالُ كَذَلِكَ حَتَّى یُدْرِكَ فَإِذَا أَدْرَكَ وَ كَانَ ذَكَراً طَلَعَ الشَّعْرُ فِی وَجْهِهِ فَكَانَ ذَلِكَ عَلَامَةَ الذَّكَرِ وَ عِزَّ الرَّجُلِ الَّذِی یَخْرُجُ بِهِ مِنْ جد [حَدِّ] الصَّبَا وَ شَبَهِ النِّسَاءِ وَ إِنْ كَانَتْ أُنْثَى یَبْقَى وَجْهُهَا نَقِیّاً مِنَ الشَّعْرِ لِتَبْقَى لَهَا الْبَهْجَةُ وَ النَّضَارَةُ الَّتِی تُحَرِّكُ الرَّجُلَ لِمَا فِیهِ دَوَامُ النَّسْلِ وَ بَقَاؤُهُ‏ اعْتَبِرْ یَا مُفَضَّلُ فِیمَا یُدَبَّرُ بِهِ الْإِنْسَانُ فِی هَذِهِ الْأَحْوَالِ الْمُخْتَلِفَةِ هَلْ تَرَى مِثْلَهُ یُمْكِنُ أَنْ یَكُونَ بِالْإِهْمَالِ أَ فَرَأَیْتَ لَوْ لَمْ یَجْرِ إِلَیْهِ ذَلِكَ الدَّمُ وَ هُوَ فِی الرَّحِمِ أَ لَمْ یَكُنْ سَیَذْوِی وَ یَجِفُّ كَمَا یَجِفُّ النَّبَاتُ إِذَا فَقَدَ الْمَاءَ وَ لَوْ لَمْ یُزْعِجْهُ الْمَخَاضُ عِنْدَ اسْتِحْكَامِهِ أَ لَمْ یَكُنْ سَیَبْقَى فِی الرَّحِمِ كَالْمَوْءُودِ «3» فِی الْأَرْضِ وَ لَوْ لَمْ یُوَافِقْهُ اللَّبَنُ مَعَ وِلَادَتِهِ أَ لَمْ یَكُنْ سَیَمُوتُ جُوعاً أَوْ یَغْتَذِی بِغِذَاءٍ لَا یُلَائِمُهُ وَ لَا یَصْلُحُ عَلَیْهِ بَدَنُهُ وَ لَوْ لَمْ تَطْلُعْ لَهُ الْأَسْنَانُ فِی وَقْتِهَا أَ لَمْ یَكُنْ سَیَمْتَنِعُ عَلَیْهِ مَضْغُ الطَّعَامِ وَ إِسَاغَتُهُ أَوْ یُقِیمُهُ عَلَى الرَّضَاعِ فَلَا یَشْتَدُّ بَدَنُهُ وَ لَا یَصْلُحُ لِعَمَلٍ ثُمَّ كَانَ یَشْغَلُ أُمَّهُ بِنَفْسِهِ عَنْ تَرْبِیَةِ غَیْرِهِ مِنَ الْأَوْلَادِ
______________________________
 (1) الطواحن: هی الأضراس، و تطلق الأضراس غالبا على المآخیر و الأسنان على المقادیم، كما هو الظاهر هنا، و ان لم یفرق اللغویون بینهما.
 (2) مضغ الطعام: لاكه بلسانه.
 (3) و أد البنت: دفنها فی التراب و هی حیة، كما كان العرب یفعلون ذلك فی العهد الجاهلی

توحید المفضل ؛   ؛ ص48

 [آفرینش آدمى و تدبیر جنین در رحم‏]

اى مفضّل! سخن خود را با بیان آفرینش انسان آغاز مى‏كنیم، تو نیز بكوش كه از آن پند گیرى.
اوّل اینكه: تدبیر چنان شد كه جنین، در رحم در پس سه ظلمت، پوشیده ماند: شكم، رحم و بچه‏ دان، جایى كه توان چاره ‏اندیشى براى اخذ غذا و دفع ناروا را ندارد. نه صلاح خویش مى‏داند و نه ضرر خویش مى‏راند.
خون حیض براى او غذاست، چون آب براى گیاه. پیوسته غذایش چنین است.



 [چگونگى تولد كودك، تغذیه، رشد دندان و بالغ شدن او]

آنگاه كه آفرینش او كامل گردد، بدنش سخت شود، پوستش بتواند با هوا سازگار آید و دیده‏اش تاب دیدن نور به هم رساند، مادرش درد زاییدن گیرد و درد، چنان بر او سخت مى‏آید كه جنین از فشار درد بیرون مى‏افتد.


 چون [از تنگناى رحم به پهناى جهان آمد و] متولد گشت، همان خونى كه غذایش بود، اینك با رنگ و بویى جز آنچه بود و در شكل غذایى دیگر، از پستان مادر سرازیر مى‏شود. این غذا براى نوزاد از همه چیز سازگارتر است.

وقتى كه به دنیا آمد، زبان خود را به نشانه خواستن غذا بیرون مى‏كند و پیرامون دهان مى‏چرخاند. در این زمان پستانهاى مادرش را كه چونان دو مشك از سینه او آویخته، مى‏یابد و تا زمانى كه تن او تر و درونش ظریف و اعضایش نرم است از آن مى‏نوشد.



آنگاه كه حركت كرد و به غذایى سخت و قوى نیاز پیدا نمود تا تنش استحكام یابد، در هر طرف، دندانهاى آسیا سر برمى‏آورد تا غذا را بجود، نرم گرداند و براحتى فرو برد.


پیوسته حالش این گونه است تا آنگاه كه پاى در بلوغ نهد. در این وقت اگر مذكّر است، موى در رویش مى‏روید تا نشانه مردى و عزّت او باشد و از همانندى با زنان و بچگان بدور ماند
و اگر مؤنث است، رخش از موى پیراسته ماند تا طراوت و زیبایى‏اش دل مردان را برباید و نسل بشر ماندگار و پایدار گردد.
اى مفضّل! در این مراحل، نیك بیندیش.
 آیا مى‏شود كه [این همه تدبیر] بى ‏مدبّر و حكیم باشد؟
 مى‏دانى اگر در رحم، خون به او نمى‏رسید همانند گیاهى كه آب به وى نرسد خشك و پژمرده مى‏گشت؟
آیا مى‏دانى وقتى كه بزرگ شد اگر مادرش را درد زاییدن نمى‏ گرفت چون زنده بگور در رحم مى ‏ماند
و اگر در هنگام ولادت، شیر با او نمى ‏ساخت، یا از گرسنگى مى‏ مرد و یا با غذایى نامناسب و زیانبار تغذیه مى‏ شد؟
 و اگر در وقت مناسب، دندان هایش نمى‏رویید، بر جویدن و فرو بردن غذا ناتوان بود و باید همیشه شیر مى‏خورد و بدن او براى كار، قوت و استحكامى نمى‏یافت و مادرش به خاطر او از تربیت فرزندان دیگرش باز مى‏ ماند؟


فَبِأَیِّ آلَاءِ رَ‌بِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌کنید؟!



نوع مطلب : نشانه ها، 
برچسب ها : جنین، مفضل، توحید مفضل، خلقت انسان، شگفتی خلقت انسان، انسان، مراحل رشد انسان، مراحل رشد جنین، عکس جنین، جنین در شکم مادر، جنین در رحم، اثبات خداوند، نگاه عبرت، نگاه انسانی، تدبر، تدبر د خلقت انسان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

جواب محکم و جالب امام صادق علیه السلام به کفار
زعم الطبیعیین و جوابه‏

قَالَ الْمُفَضَّلُ فَقُلْتُ یَا مَوْلَایَ إِنَّ قَوْماً یَزْعُمُونَ أَنَّ هَذَا مِنْ فِعْلِ الطَّبِیعَةِ فَقَالَ الصادق علیه السلام سَلْهُمْ عَنْ هَذِهِ الطَّبِیعَةِ أَ هِیَ شَیْ‏ءٌ لَهُ عِلْمٌ وَ قُدْرَةٌ عَلَى مِثْلِ هَذِهِ الْأَفْعَالِ أَمْ لَیْسَتْ كَذَلِكَ فَإِنْ أَوْجَبُوا لَهَا الْعِلْمَ وَ الْقُدْرَةَ فَمَا یَمْنَعُهُمْ مِنْ إِثْبَاتِ الْخَالِقِ فَإِنَّ هَذِهِ صَنْعَتُهُ‏ «1» وَ إِنْ زَعَمُوا أَنَّهَا تَفْعَلُ هَذِهِ الْأَفْعَالَ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ لَا عَمْدٍ وَ كَانَ فِی أَفْعَالِهَا مَا قَدْ تَرَاهُ مِنَ الصَّوَابِ وَ الْحِكْمَةِ عُلِمَ أَنَّ هَذَا الْفِعْلَ لِلْخَالِقِ الْحَكِیمِ فَإِنَّ الَّذِی سَمَّوْهُ طَبِیعَةً هُوَ سُنَّتُهُ فِی خَلْقِهِ الْجَارِیَةُ عَلَى مَا أَجْرَاهَا عَلَیْهِ‏ «2»

______________________________
 (1) لعل المراد انهم إذا قالوا بذلك فقد اثبتوا الصانع، فلم یسمونه بالطبیعة، و هی لیست بذات علم و لا إرادة و لا قدرة؟.
 (2) أی ظاهر بطلان هذا الزعم، و الذی صار سببا لذهولهم إلى ان اللّه تعالى اجرى عادته بأن یخلق الأشیاء باسبابها، فذهبوا إلى استقلال‏

توحید مفضل ص 55
 پندار اهل طبیعت و پاسخ به آنان‏
مفضّل مى‏گوید: گفتم: آقا! برخى گمان میکنند كه این همه از كار «طبیعت» است.
امام صادق علیه السلام فرمود: از اینان بپرس كه این طبیعت كه مى‏گویید، نسبت به این افعال، «علم» و «قدرت» دارد یا نه؟
اگر علم و قدرت را براى طبیعت ثابت كردند، پس چرا از اثبات خالق سر باز مى‏ زنند؟ این هم ( طبیعت باشعور و عقل یکی دیگر از مخلوقاتش و) صنعت و تدبیرش می باشد.
 و اگر مى ‏گویند كه بدون علم و قدرت، این اعمال حكیمانه و با تدبیر را انجام داده، معلوم مى‏ شود كه كار از آفریننده‏ اى حكیم است و آنچه طبیعتش مى ‏شمارند همان سنّت الهى در آفرینش اشیاست كه مطابق فرمان و حكمت الهى جریان دارد.


برای نمونه

کدهای برنامه ریزی شده بر روی دی ان ای و طراحی چنین سیستم خارق العاده ای تنها نمایان گر طراح هوشمند آن می باشد، در مطالعه ی دی ان ای وجود خدا به اثبات رسیده است ،dna سیستم ذخیره سازی فوق العاده و بزرگی است ، در حقیقت دی ان ای ها هستند که ژن های ما را می سازند مثل کتابی از اطلاعات هستند که باید توسط زبان خاص سیستم ،خوانده شوند.

دانشمندان امروزی می دانند که این نوع زبان کد گذاری شده ، تنها می تواند کار مو جودی هوشمند باشد چراکه اطلاعات تنها از اطلاعات حاصل می شود . تا به حال دیده نشده چیزی خود به خود به اطلاعاتی برسد ، اما وقتی به دی ان ای نگاه می کنید دارد فریاد می زند که در ابتدا خداوند این جهان را خلق کرده است.


آیا طبیعت بدون شعور و عقل می تواند چنین موجود شگفت آوری ایجاد کند؟!!!!


نوع مطلب : نشانه ها، 
برچسب ها : طبیعت، خدا یا طبیعت، اثبات خداوند، طبیعی، طبیعت با شعور، آیه همه چیز را طبیعت افریده است، توحید مفضل، مفضل، مفضل و امام صادق،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

راههای بیشمار خداشناسی!


مبادا خدا فراموشت کند

حرکت به سوی اثبات او!

در گذشته‌های دور، ارسطو فیلسوف یونانی برای اثبات خداوند به برهانی توسل جست که بر هان حرکت نام دارد. ارسطو اثبات می‌کند که محرک نخستینی وجود دارد که حرکت را در عالم ایجاد کرده است.

آن محرک اولینی همان خدای ارسطوست! این محرک خودش غیر متحرک است و اگر نه مشکل دور یا تسلسل اجتناب ناپذیر خواهد بود. ارسطو در این برهان چند مقدمه را به عنوان اصل و مبنا می‌پذیرد:

1- حکمت یعنی حرکت به معنای ارسطویی که حرکت در کم و کیف وأین است. یعنی در اجسام و موجودات تغییر در کیست و کیفیت و مکانشان رخ می‌دهد که همان حرکت است.

2- هر متحرکی در حرکت خود به محرّک نیازمند است و نمی‌شود بدون آن حرکت کند.

3- بطلان دور و تسلسل

4- محرک و متحرک همواره همراه یکدیگر هستند.

 

بیان شهید مطهری در برهان حرکت

شهید مطهری درباره برهان حرکت ارسطو می‌فرمایند: «ارسطو خدا را به محرک اول تعبیر کرده است و برهان او بر اثبات خدا همین برهان محرک اول است... خلاصه حرف ارسطو این است که حرکت نیازمند محرک است و هر محرکی با خود متحرک است و یا نه. در صورت دوم که محرک غیر از متحرک است همان خداست و در غیر این صورت اگر محرک نیز متحرک باشد خود حرکت آن نیز از سوی محرکی است و همین طور تا جایی که برسیم به محرکی غیر متحرک که همان خدا و محرّک اول است.»

یکی دیگر از براهین شناخت خدا شناخت نفس است که ما را متوجه خداوند متعال می‌کند. در حدیث شریف نیز آمده است: من عرف نفسه فقد عرف ربّه؛ هر کسی که نفس خودش را بشناسد خداوند و پروردگارش را خواهد شناخت

طریق معرفت نفس

یکی دیگر از براهین شناخت خدا شناخت نفس است که ما را متوجه خداوند متعال می‌کند. در حدیث شریف نیز آمده است: من عرف نفسه فقد عرف ربّه؛ هر کسی که نفس خودش را بشناسد خداوند و پروردگارش را خواهد شناخت. ملاصدرا از حکمای اسلامی در باره این برهان می گوید: «از جمله طرق، طریق معرفت نفس است و علم به این که نفس ملکوتی است و دائماً در صراط تکامل و ترّقی و خروج از قوه و استعداد به حدّ کمال است. پس ناچار برای نفس مربّی و مکمّل وجود دارد که او را از قوه به فعل و از نقص به جانب کمال می‌کشاند. این موجود که مربّی و مکمّل نفس است ناچار باید عقل کامل بالفعل باشد والّا لازم می‌آید که معنی کمالی خود فاقد کمال و ناقص باشد. بنابراین آن مربّی نفس آدمی و مکمّل آن موجود کامل است که همان خداوند است. بنابراین نفس طریق است از طرق الهی که سالک راه حق را به سوی خدا سوق می‌دهد و دری بسیار بزرگ است که انسان از آن در، وارد خانه خدا می‌شود و سر به آستان او می‌سپارد.»

 

نظم، نظم تا ناظم!

یکی دیگر از براهین خداشناسی برهان نظم است. این برهان یکی از ساده‌ترین براهین اثبات خداوند است که حتی کودکان نیز قادر به فهم و درک آن هستند. بر اساس این برهان عقل آدمی در هر نظم و انضباطی به دنبال کسی می‌گردد که آن را ترتیب و نظم داده است. نظم عالم و زندگی منظم و دقیق موجودات از گیاهان و حیوانات گرفته تا کهکشان‌ها و همه عالم هستی خود گواه وجود ناظمی قدرتمند است که با حکمت و تدبیر عالم را اداره می‌کند که او همان خداوند متعال است.

این برهان را با دقیق شدن در احوال زندگی و جزئیات زیست و حیات سایر جانورانی به خوبی می‌توان دریافت. چون از شواهد علمی و تجربی برای اثبات  خداوند متعال در این برهان بهره جسته می‌شود، این برهان را برهانی علمی در خدا شناسی می‌دانند.

خدا شناسی

طریق حدوث

یکی دیگر از براهین خداشناسی که برهانی کلامی است، برهان حدوث است. حدوث در مقابل قدیم قرار دارد و مقصود از آن دومی است که قبلاً نبوده و بعد پدیدار شده است. در مقابل قدیم موجودی است که همواره بوده و زمانی نیست که او نبوده باشد. این برهان به صورت زیر تقریر می‌شود:

عالم خالی از حرکت و سکون نیست و حرکت و سکون هر دو حادثند و هر چه خالی از حرکت و سکون و به طور کلی خالی از حوادث نیست، خودش حادث است. پس عالم حادث است . از سوی دیگر هر چیزی که حادث باشد نیازمند محدث است یعنی عامل و فاعلی که آن را به وجود آورد. پس عالم نیازمند محدث است. این محدث یعنی آن عاملی که عالم را به وجود آورده است. این برهان که برهان حدوث نامیده می‌شود را متکلمان اسلامی مطرح نموده‌اند که البته اشکالاتی بدان وارد است کسا قصد نداریم در این نوشتار بدان بپردازیم. امّا علاقمندان می‌توانند به کتب کلامی و فلسفی و به ویژه کشف المراد در شرح تجرید الاعتقاد از علامه حلّی مراجعه نمایند که به طور مبسوط به بررسی این برهان و موارد نقص آن پرداخته است.

 

راه‌های خداشناسی!

بر اساس آن چه گذشت باید دانست که راه‌های خداشناسی بسیار است و براهین متعددی در اثبات خداوند متعال وجود دارد. گفته شده است که فخر رازی یکی از متکلمان اسلامی براهین توحید را به هزار برهان رسانیده است و می‌گویند: الطوق الی الله بعدد أنفسی الخلائق؛ راه‌های خداشناسی به تعداد آدم‌ها مختلف است. بنابراین باید دانست که برای اثبات وجود او راه‌های بسیاری وجود دارد اما برخی از راه‌ها موثق‌تر و شریف‌تر و نورانی‌تر از بعضی دیگر است و قدم نهایی در این راه آن است که با عقل خدا را اثبات و با دل او را به جان پذیرفت!

ن.رادفر

بخش اعتقادات تبیان


فهرست منابع و مآخذ

1- الاسفار الاربعة- ملاصدرای شیرازی- ج6

2- حرکت و زمان- شهید مطهری

3- شرح منظومه سبزواری- تعلیقه میرزا مهدی آشتیانی

4- براهین اثبات خدا- آیت الله جوادی آملی

5- کشف المراد- علامه حلی (ره)

6- تجرید الاعتقاد- خواجه طوسی (ره)

7- هستی و علل آن- احمد بهشتی- شرح نمط چهارم الاشارات و التنبیهات بوعلی سینا



نوع مطلب :
برچسب ها : اثبات، اثبات خداوند، برهان حکمت، حرکت، محرّک، تسلسل، محرک و متحرک، برهان حرکت، ارسطو، شناخت خدا، معرفت نفس، نظم، ناظم، زندگی منظم، عالم هستی، تدبیر عالم، حکمت، طریق حدوث، برهان حدوث، سکون، راه‌های خداشناسی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic