تبلیغات
بــــــرگ مـــعــرفـــــت - مطالب پاسخ به شبهات
 
بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر
بسم الله الرحمن الرحیم 
داستانی بسیار جالب و تکان دهنده از توطئه اصحاب پیامبر صلی الله علیه و اله و سلّم
 و چگونگی گمراه شدن اصحاب
ابان از سلیم نقل مى كند كه گفت: در بیمارى ابو ذر- كه در زمان حكومت عمر مبتلا شده بود- نزد او حاضر بودم. عمر بعنوان عیادت نزد او آمد، در حالى كه امیر المؤمنین علیه السّلام و سلمان و مقداد هم نزد او بودند و ابو ذر به آن حضرت وصیّت كرده و نوشته بود و شاهد گرفته بود. 
وقتى عمر بیرون رفت مردى از فامیل ابو ذر- كه از پسر عموهاى او، از طایفه بنى غفار بود- گفت: چه مانعى داشت به امیر المؤمنین عمر وصیت مى كردى؟! ابو ذر گفت: 


نوع مطلب : قرآن، پاسخ به شبهات، داستان خلافت ابلیس، 
برچسب ها : اصحاب شوری، بیعت اصحاب با ابوبکر، گمراه شدن اصحاب پیامبر، پیمان برعلیه علی، اعتراض ابوبکر و عمر به پیامبر ص، امیرالمومنین واقعی، ماجرای خلافت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسم اللَّه الرحمن الرحیم

سپس حضرت رو به عده اى از اهل بیت و شیعیانش كرد و فرمود:
 بخدا قسم، از حاكمان قبل از من كارهاى بزرگى سرزده كه در آنها عمدا با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مخالفت كرده اند.
 اگر مردم را بر ترك آنها و برگرداندن آنها از موقعیت كنونى به صورتى كه در زمان پیامبر صلى اللَّه علیه و آله اجرا مى شد وادار كنم لشكر من از اطرافم پراكنده مى شوند، بطورى كه در لشكرگاهم جز خود و عدّه كمى از شیعیانم كه فضیلت و امامت مرا از روى كتاب خدا و سنّت  پیامبرش- نه از راه دیگرى- معتقدند كسى باقى نمى ماند!!
 نمونه هایى از بدعتهاى ابو بكر و عمر و عثمان   



نوع مطلب : پاسخ به شبهات، داستان خلافت ابلیس، 
برچسب ها : بدعت، بدعت خلفا، اختلاف امیرالمومنین با خلفا، سخنان امیرالمومنین درباره خلفا، کارهای خلفا، تغییرات خلفا در دین، وضو زمان پیامبر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 18 خرداد 1391
نظرات ()
نظرات ()

موافق بودن مضمون روایت با آیات قرآن و عقیده شیعه :

به خاطر مضمون این حدیث نمی توان حکم به بطلان آن نمود ؛ زیرا لازم نیست که فاطمه زهرا (س) از رسول خدا (ص) و امیر مومنان (ع) برتر باشد ؛ زیرا مقصود چنین است که شما سه تن - و به گفته سائر روایات ، تمامی چهارده معصوم علیهم السلام - مكمل یكدیگرند ، اگر چه در بین ایشان بعضی بر دیگری برتری دارند و ایشان با هم هدف اصلی



نوع مطلب : پاسخ به شبهات، 
برچسب ها : حدیث لولاک، دلالت حدیث لولاک، شبهه در حدیث لولاک،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

یكی از امور مهمّی كه در زندگی حضرت زهرا(س) همواره می‏درخشد، خطبه غرّای او در مسجدالنّبی پس از شهادت پیامبر(ص) در ازدحام مردم است، كه او با این خطبه غاصبان و ظالمان را به محاكمه كشید و آنان را قاطعانه محكوم كرد، و از حریم ولایت و رهبری امیرمؤمنان علی(ع) به دفاع برخاست. چگونگی حركت حضرت زهرا(س) از خانه‏ اش (كه مجاور مسجد بود) به مسجد، در رابطه با مراعات حفظ حریم حجاب به قدری دقیق و ظریف است، كه جدّا سزاوار است



نوع مطلب : پاسخ به شبهات، 
برچسب ها : خطبه خواندن حضزت فاطمه، چگونگی خطبه خواندن حضرت فاطمه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

حدیث غدیر از احادیثی است كه تواتر آن را بزرگان و دانشمندان علم رجال و حدیث عامه تأیید كرده‌اند ؛ بنابراین نمی‌توان در اصل صدور آن تردید كرد. اما این كه منظور رسول خدا صلی الله علیه وآله از جمله «من كنت مولاه فعلی مولاه» ولایت و امامت امیر مؤمنان علیه السلام بوده و یا صرف محبت و دوستی آن حضرت ، بحثی است اساسی كه از گذشته تاریخ به شكلی مستمر بین مورّخان ، محدثان و متكلمان شیعه و سنی جریان داشته و دارد .
شیعیان با پیروی از خاندان رسول خدا صلوات الله علیهم اجمعین ، بر این عقیده هستند كه طبق آیه مباركه بلاغ ، رسول خدا صلی الله علیه وآله مأمور بود كه ولایت و امارت امیر مؤمنان علیه السلام را به تمامی مسلمانان ابلاغ نماید . آن حضرت نیز بنا بر وظیفه‌ای كه داشت ، با بلیغ‌ترین و صریح‌ترین كلمات ، این وظیفه مهم را به انجام رساند ؛ اما از آن طرف پیروان مكتب خلفا معتقدند كه هدف رسول خدا صلی الله علیه وآله فقط و فقط محبت و دوستی آن حضرت بوده و جمله «من كنت مولاه فعلی مولاه» نمی‌تواند ولایت و امامت علی علیه السلام را ثابت كند ؛ زیرا كلمه «مولی» هیچگاه به معنای «اولی» نمی‌آید .
بررسی این مطلب در قدم اول مستلزم مطالعه و مراجعه به آراء اهل لغت و آشنایان به اصطلاحات و ادبیات عرب است كه می‌تواند بخش مهمی از برداشت‌های نادرست و غلط كسانی را كه با عناد ورزی سعی در تحریف حقایق تاریخی دارند افشاء نماید .
از این رو ، لازم است تا به اظهارات برخی از صاحبان لغت و شعر و ادب مراجعه و توجه نمائیم ، تا معلوم شود كه برداشت‌های اندیشمندان پیرو اهل بیت علیهم السلام از واژه‌های «مولی» و «ولی» ، مستند به درك و فهم و تفسیر بزرگانی از دانشمندان عامه است كه در تاریخ ، تفسیر ، لغت و شعر معنای واقعی این الفاظ و كلمات را روشن كرده‌اند .
بنابراین ابتدا نگاه كوتاهی خواهیم داشت به آراء بزرگان و دانشمندانی از عامه كه از چهره‌های شاخص در ادبیات عرب محسوب می‌شوند و سپس از قرائن موجود در روایات غدیر و غیر آن اثبات خواهیم كرد كه مفهومی غیر از ولایت ، امامت و رهبری قابل استفاده نیست و انكار آن جز عناد و لجبازی نخواهد بود .



معنای «مولی» به معنای «اولی» از دیدگاه اهل لغت :


برخی از دانشمندان عامه با توجه به رسوبات ذهنی و پیش‌فرض‌هایی كه داشته‌اند ، نه تنها «مولی» و «ولی» را در حدیث به معنای محبت و دوستی گرفته‌اند ؛ بلكه ادعا كرده‌اند كه به اجماع اهل لغت ، لفظ «مولی» هیچ گاه به معنای «أولی» به كار نمی‌رود ! .
شیخ عبد العزیز دهلوی ، نویسنده كتاب التحفة الإثنا عشریّة در این باره می‌نویسد :
« و گویند كه مولی به معنی اولی به تصرف است و اولی به تصرف بودن عین امامت است اول غلط درین استدلال آن است كه اهل عربیه قاطبه انكار كرده‌اند كه مولی به معنی اولی آمده باشد بلكه گفته اند كه مفعل به معنی افعل هیچ جا در هیچ ماده نیامده چه جای این ماده علی الخصوص الا ابوزید لغوی كه این را تجویز نموده » .
الدهلوی ، حافظ (عبدالعزیز) غلام حلیم بن شیخ قطب الدین احمد بن شیخ ابوالفیض المعروف به شاه ولى الله الهندى ، تحفه اثنا عشری ، باب هفتم: در امامت . صفحة 348 به بعد ، منبع :

http://www.aqeedeh.com/ebook/list_book.php?catID=20

و شهاب الدین آلوسی ، می‌نویسد :
ووجه استدلال الشیعة بخبر «من كنت مولاه فعلى مولاه» أن المولى بمعنى الأولى بالتصرف ، وأولویة التصرف عین الامامة ولایخفى أن أول الغلط فى هذا الاستدلال جعلهم المولى بمعنى الأولى وقد أنكر ذلك أهل العربیة قاطبة بل قالوا : لم یجىء مفعل بمعنى أفعل أصلا ولم یجوز ذلك إلا أبو زید اللغوى متمسكا بقول أبى عبیدة فى تفسیر قوله تعالى : هى مولاكم أى أولى بكم .

ترجمه:وش استدلال شیعه به خبر «من كنت مولاه فعلی مولاه» این است كه مولی به معنای أولی به تصرف است و اولویت به تصرف همان امامت است . روشن است كه نخستن اشتباه شیعیان در این استدلال گرفتن مولی به معنای أولی است ؛ در حالی كه تمام لغت شناسان آن را انكار كرده‌اند و بلكه گفته‌اند : صیغه مفعل هیچگاه به معنای أفعل نمی‌آید . این مسأله را كسی دیگری جایز ندانسته غیر از أبو زید لغوی كه استناد كرده به سخن أبو عبیده كه در آیه «هی مولاكم» گفته به معنای أولیكم است .
الآلوسی البغدادی ، العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود (متوفای1270هـ) ، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ، ج 6 ، ص 195 ، ناشر : دار إحیاء التراث العربی – بیروت .

و قاضی عضد الدین ایجی در كتاب المواقف می‌گوید :
وإن سلم أن هذا الحدیث صحیح فرواته أی أكثرهم لم یرووا مقدمة الحدیث وهی «ألست أولى بكم من أنفسكم» فلا یمكن أن یتمسك بها فی أن المولى بمعنى الأولى والمراد بالمولى هو الناصر بدلیل آخر الحدیث وهو قوله وال من والاه . . الخ . ولأن مفعل بمعنى أفعل لم یذكره أحد من أئمة العربیة .
ترجمه:حتی اگر به پذیریم كه این حدیث صحیح نیز باشد ، اكثر راویان ، مقدمه حدیث یعنی جمله « ألست أولی بكم من أنفسكم» را نقل نكرده‌اند ؛ پس امكان ندارد به آن تمسك كنیم و بگوییم كه مولی به معنای اولی است ؛ بلكه مولی به معنای ناصر است به دلیل آخر حدیث كه فرمود : «وال من والاه ... .
الإیجی ، عضد الدین (متوفای756هـ) ، كتاب المواقف ، ج 3 ، ص 616 ، تحقیق : عبد الرحمن عمیرة ، ناشر : دار الجیل ، لبنان ، بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1417هـ ، 1997م .

حال با مراجعه به آراء دانشمندان و متخصصان دانش لغت و اعتراف آن‌ها به این كه نه تنها در لغت عرب كه حتی در آیات قرآن كریم نیز «مولی» به معنای «اولی» آمده ، ارزش اجماعی كه شاه ولی الله دهلوی ادعا كرده ، روشن خواهد شد ؛ از جمله این دانشمندان می‌توان به افراد ذیل اشاره كرد :
1 . الكلبی ، محمد بن السائب ، (متوفى 146 هـ) ؛
محمد بن سائب كلبی از علمای پرآوازه لغت عرب در قرن دوم از كسانی است كه تصریح كرده است كه «مولی» به معنای «اولی» می‌آید .
فخر رازی ، مفسر مشهور عامه در تفسیر آیه « هی مولاكم وبئس المصیر (الحدید / 15) » می‌نویسد :
وفی لفظ المولى ههنا أقوال : أحدها قال ابن عباس : «مَوْلَاكُمْ » أی مصیركم ، وتحقیقه أن المولى موضع الولی ، وهو القرب ، فالمعنى أن النار هی موضعكم الذی تقربون منه وتصلون إلیه .
والثانی : قال الكلبی : یعنی أولى بكم ، وهو قول الزجاج والفراء وأبی عبیدة .
در لفظ (مولی) چند نظریه وجود دارد ، یكی از آن سخنان از ابن عباس است كه گفته است: (مولاكم) یعنی فرجام و عاقبت . توضیح آن این است كه (مَولی) از (وَلِی) به معنی نزدیك بودن است ؛ یعنی آتش جایگاه شما است كه به آن نزدیك می شوید و به آن می رسید .
سخن دوّم از كلبی است كه می‌گوید : (مولی) یعنی اولی و بر تر از شما به خود شما است .
الرازی الشافعی ، فخر الدین محمد بن عمر التمیمی (متوفای604هـ) ، التفسیر الكبیر أو مفاتیح الغیب ، ج 29 ، ص 198 ، ناشر : دار الكتب العلمیة - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1421هـ - 2000م .
بغوی و أبو حیان اندلسی ، نظر كلبی را این گونه نقل می‌كنند :
( هو مولانا ) ناصرنا وحافظنا وقال الكلبی هو أولى بنا من أنفسنا فی الموت والحیاة .
(او مولای ما است) یاور و نگاهدار ما است ، كلبی گفته است : مولی به معنای اولی و برتر از ما به جان ما در مرگ و زندگی است .
البغوی ، الحسین بن مسعود (متوفای516هـ) ، تفسیر البغوی ، ج 2 ، ص 299 ، تحقیق : خالد عبد الرحمن العك ، ناشر : دار المعرفة - بیروت ؛
الأندلسی ، محمد بن یوسف الشهیر بأبی حیان (متوفای745هـ) ، تفسیر البحر المحیط ، ج 5 ، ص 53 ، تحقیق : الشیخ عادل أحمد عبد الموجود - الشیخ علی محمد معوض، شارك فی التحقیق 1) د.زكریا عبد المجید النوقی 2) د.أحمد النجولی الجمل ، ناشر : دار الكتب العلمیة - لبنان/ بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1422هـ -2001م .
شرح حال محمد بن سائب كلبی :
ذهبی در باره او گفته است :
محمد بن السائب الكلبی . ت . بن بشیر بن عمرو وأبو النضر الكلبی الكوفی الأخباری العلامة صاحب التفسیر .
روى عن الشعبی وأبی صالح باذام وأصبغ بن نباتة وطائفة ... قال ابن عدی : لیس لأحد تفسیر أطول من تفسیر الكلبی .
محمد بن سائب كلبی از كوفیان و فردی اخباری بود ، وی صاحب تفسیر و با لقب علامه مشهور است ، ابن عدی در حق وی گفته است : تفسیری به گسترده گی تفسیر كلبی از هیچ كس سراغ نداریم .
الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان ، (متوفای748هـ) ، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، ج 9 ، ص 267 ، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى ، ناشر : دار الكتاب العربی - لبنان/ بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1407هـ - 1987م .
2 . الفراء ، یحیی بن زیاد ، (متوفای 207هـ) ؛
همان طور كه گذشت ، به شهادت فخر رازی ، فراء نیز از كسانی است كه می‌گوید «مولی» به معنای «اولی» می‌آید :
والثانی : قال الكلبی : یعنی أولى بكم ، وهو قول الزجاج والفراء وأبی عبیدة .
تفسیر كلمه (مولی) به معنای اولی و برتر، از فراء نیز نقل شده است .
شرح حال فراء :
خطیب بغدادی در باره او می‌نویسد‌ :
یحیى بن زیاد بن عبد الله بن منظور أبو زكریا الفراء مولى بنى أسد من أهل الكوفة نزل بغداد وأملى بها كتبه فی معانی القران وعلومه ... ویحكى عن أبى العباس ثعلب انه قال لولا الفراء لما كانت عربیة لأنه خلصها وضبطها ولولا الفراء لسقطت العربیة لأنها كانت تتنازع ویدعیها كل من أراد ویتكلم الناس فیها على مقادیر عقولهم وقرائحهم فتذهب .
فراء نیز اهل كوفه بود كه به بغداد آمد و آثارش را در موضوع علوم و معانی قرآن در همین شهر پدیدار كرد ، از ابو العباس ثعلب نقل است كه گفت : اگر فراء نبود ادبیات عرب نابود می‌شد ؛ چون او بود كه آن را خالص نگه داشت و نوشت ، اگر فراء نبود ادبیات عرب از طرف نا اهلان رو به نابودی می‌گذاشت ؛ چون هر كس به اندازه درك و فهمش از آن می‌گفت و می‌نوشت
البغدادی ، أحمد بن علی أبو بكر الخطیب (متوفای463هـ) ، تاریخ بغداد ، ج 14 ، ص 149 ، رقم : 7467 ، ناشر : دار الكتب العلمیة – بیروت .
و أبو محمد یافعی متوفای 768 هـ او را این گونه معرفی می‌كند :
الامام البارع النحوى یحیى بن زیاد الفراء الكوفى اجل اصحاب الكسائى كان رأسا فی النحو واللغة ابرع الكوفیین واعلمهم بفنون الادب ... .
فراء از بزرگترین و با ارزش‌ترین شاگردان كسائی است ، كه در دانش نحو و لغت سر آمد كوفیان و نسبت به فنون ادبیات عرب داناترین است .
الیافعی ، أبو محمد عبد الله بن أسعد بن علی بن سلیمان (متوفای768هـ) ، مرآة الجنان وعبرة الیقظان ، ج 2 ، ص 38 ، حوادث سال 207هـ ، ناشر : دار الكتاب الإسلامی - القاهرة - 1413هـ - 1993م .
3 . أبی عبیدة ، معمر بن المثنی ، (متوفای 210هـ) ؛
علاوه بر آن چه از فخر رازی نقل شد ، ابو عبیده در كتاب مجاز القرآن در باره معنای كلمه مولی در آیه «هی مولاكم» می‌گوید :
«هِیَ مَوْلاَكُمْ» أولى بكم .
این مولای شما است ؛ یعنی اولی و برتر است به شما .
التیمى ، أبو عبیدة معمر بن المثنى ، مجاز القرآن ، ج 1 ، ص 122 .
شرح حال أبو عبیده :
شمس الدین ذهبی در باره او می‌گوید :
أبو عبیدة معمر بن المثنى التیمى البصری اللغوی الحافظ صاحب التصانیف ... قال الجاحظ: لم یكن فی الأرض خارجى ولا جماعى اعلم بجمیع العلوم من أبی عبیدة وذكره بن المدینی فصحح روایاته .
ابو عبیده از بصریان و لغت شناس و حافظ (كسی كه احادیث فروانی حفظ باشد) ، دارای آثار علمی است . جاحظ در باره او گفته : در روی زمین كسی آگاه تر از ابو عبیده به همه دانش‌ها نبوده است .
الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان ، (متوفای748هـ) ، تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 371 ، رقم : 367 ، ناشر : دار الكتب العلمیة - بیروت ، الطبعة : الأولى .
و جلال الدین سیوطی می‌گوید :
وكان فی العصر ثلاثة هم أئمة الناس فی اللغة والشعر وعلوم العرب لم یُرَ قبلهم ولا بعدهم مثلهم ، عنهم أخذ جل ما فی أیدی الناس من هذا العلم ، بل كله ، وهم : أبو زید ، وأبو عبیدة والأصمعی ، وكلهم أخذوا عن أبی عمرو اللغة والنحو والشعر .
در لغت و شعر و علوم قرآن سه نفر مقام پیشوائی آن را دارند كه مانند آنان قبل و بعد از ایشان دیده نشده است. آنچه از این دانشها در دسترس مردم است از اینان گرفته شده است. این سه تن عبارتند از ابو زید، ابو عبیده، و اصمعی، و این سه نفر آنچه داشته اند از ابو عمر گرفته اند.
السیوطی ، عبد الرحمن بن أبی بكر (متوفای911هـ) ، المزهر فی علوم اللغة وأنواعها ، ج 2 ، ص 344 ، تحقیق : فؤاد علی منصور ، ناشر : دار الكتب العلمیة - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1418هـ 1998م .
4 . الزجاج ، أبو اسحاق ، (متوفای 311هـ) .
به شهادت فخر رازی ، زَجّاج نیز از كسانی است كه «مولی» را به معنای «اولی» گرفته است :
والثانی : قال الكلبی : یعنی أولى بكم ، وهو قول الزجاج والفراء وأبی عبیدة .
زجاج نیز در تفسیر و توضیح كلمه (مولی) گفته است : یعنی اولی و برتر به شما است .
شرح حال زَجّاج :
خطیب بغدادی در باره او می‌گوید :
إبراهیم بن السرى بن سهل أبو إسحاق النحوی الزجاج صاحب كتاب معانی القرآن كان من أهل الفضل والدین حسن الإعتقاد جمیل المذهب وله مصنفات حسان فی الأدب .
زجاج ، صاحب كتاب معانی قرآن است ، وی اهل فضل و دین بود و اعتقاداتی نیكو داشت ، و در ادبیات عرب آثاری نیكو به جای گذاشت .
البغدادی ، أحمد بن علی أبو بكر الخطیب (متوفای463هـ) ، تاریخ بغداد ، ج 6 ، ص 89 ، رقم : 3126 ، ناشر : دار الكتب العلمیة – بیروت .
5 . أبو بكر الأنباری (متوفای 328هـ)‌‌‌ :
ویكون المولى : الأولى . قال الله عز وجل : «النارُ هی مولاكُمْ» معناه : هی أولى بكم . أنشدنا أبو العباس للبید :
فَغَدَتْ كلا الفَرْجَیْنِ تحسبُ أَنّه * مولى المخافةِ خَلْفُها وأمامُها .
معناه : أولى بالمخافة خلفها وأمامها ... .
ابوبكر انباری گفته : مولی به معنای اولی است ، و این فرمایش خداوند : (النار هی مولاكم) ؛ یعنی نار اولی است برای شما . در شعر لبید هم به معنای اولی آمده است : دو گروه متخاصم گمان بردند كه ترسناك تر و سزاوارتر برای ترس و وحت پشت سر و روبرو است .
الأنباری ، أبو بكر محمد بن القاسم (متوفای328هـ) ، الزاهر فی معانی كلمات الناس ، ج 1 ، ص 125 ، تحقیق : د. حاتم صالح الضامن ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1412 هـ -1992 .
شرح حال ابن الأنباری :
ذهبی در باره او می‌نویسد :
ابن الأنباری الإمام الحافظ اللغوی ذو الفنون أبو بكر محمد بن القاسم بن بشار ابن الأنباری المقرئ النحوی وسمع فی صباه باعتناء أبیه من محمد بن یونس الكدیمی وإسماعیل القاضی وأحمد بن الهیثم البزاز وأبی العباس ثعلب وخلق كثیر .
قال أبو علی القالی كان شیخنا أبو بكر یحفظ فیما قیل ثلاث مئة ألف بیت شاهد فی القرآن . قلت هذا یجیء فی أربعین مجلدا .
وقال محمد بن جعفر التمیمی ما رأینا أحدا أحفظ من ابن الأنباری ولا أغزر من علمه وحدثونی عنه أنه قال أحفظ ثلاثة عشر صندوقا ... وقیل إن من جملة محفوظه عشرین ومئة تفسیر بأسانیدها .
قال أبو بكر الخطیب كان ابن الانباری صدوقا دینا من أهل السنة صنف فی علوم القرآن والغریب والمشكل والوقف والابتداء . وقال غیره كان من أعلم الناس وأفضلهم فی نحو الكوفیین وأكثرهم حفظا للغة أخذ عن ثعلب وأخذ الناس عنه .
ابن انباری امام و لغت شناس و آشنا به همه دانش‌ها بود ، در كودكی از افراد زیادی كسب دانش نمود ، گفته شده است : حافظ سه هزار شعر بود كه برای مفاهیم قرآن از آن استفاده كرد .
محمد بن جعفر تمیمی در باره وی گفته : در قدرت حافظه و دانش فراوان كسی مانند او ندیدیم ، و شنیدم كه گفته است : سیزده صندوق كتاب را حافظم ، كه از جمله محفوظاتش صد و بیست تفسیر با سند آن است .
خطیب در باره وی گفته است : ابن انباری راستگو دیندار و از عامه بود ، در دانش قرآن ، و رشته‌های سخت علمی و وقف آثاری بر جای گذاشت .
دیگران در باره وی گفته‌اند : ابن انباری از دانشمند‌ترین مردم و برترین آنان در دانش نحو و لغات فراوانی را حافظ بود ، او دانشش را از ثعلب گرفت و دیگران از او .
الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان ، (متوفای748هـ) ، سیر أعلام النبلاء ، ج 15 ، ص 274 ، رقم : 122 ، تحقیق : شعیب الأرناؤوط ، محمد نعیم العرقسوسی ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت ، الطبعة : التاسعة ، 1413هـ .
6 . أبو القاسم صاحب بن عُبّاد الطالقانی (متوفای 385هـ) :
وتكونُ بمَعْنى الأُوْلى ؛ كقَوْلِه عَزَّ ذِكْرُه : «هِیَ مَوْلاَكُم» أی هیَ أَوْلى بكم .
مولی به معنای اولی است ، مانند این فرمایش خداوند متعال: (هی مولاكم) ؛ یعنی این آتش برای شما سزاوارتر است .
الطالقانی ، أبو القاسم إسماعیل ابن عباد بن العباس بن أحمد بن إدریس (متوفای385هـ) ، المحیط فی اللغة ، ج 10 ، ص 380 ، اسم المؤلف: تحقیق : الشیخ محمد حسن آل یاسین ، ناشر : عالم الكتب - بیروت / لبنان ، الطبعة : الأولى ، 1414هـ - 1994م .
شرح حال صاحب بن عباد :
ابن خلكان در باره او می‌نویسد :
الصاحب بن عباد . الصاحب أبو القاسم إسماعیل بن أبی الحسن عباد بن العباس بن عباد بن أحمد ابن إدریس الطالقانی كان نادرة الدهر وأعجوبة العصر فی فضائله ومكارمه وكرمه أخذ الأدب عن أبی الحسین أحمد بن فارس اللغوی صاحب كتاب المجمل فی اللغة وأخذ عن أبی الفضل ابن العمید وغیرهما .
وقال أبو منصور الثعالبی فی كتابه الیتیمة فی حقه لیست تحضرنی عبارة أرضاها للإفصاح عن علو محله فی العلم والأدب وجلالة شأنه فی الجود والكرم وتفرده بالغایات فی المحاسن وجمعه أشتات المفاخر لأن همة قولی تنخفض عن بلوغ أدنى فضائله ومعالیه وجهد وصفی یقصر عن أیسر فواضله ومساعیه .
صاحب بن عباد در فضائل و سجایای اخلاقی و جود و كرم ، اعجوبه و یگانه روزگار بود ، دانش صرف و نحو را از احمد بن فارس ، لغت شناس و صاحب كتاب المجمل در لغت و از ابن عمید و غیر این دو آموخت .
ثعالبی در كتابش الیتیمه می‌نویسد : تعبیری كه به تواند پرده از مقام والا و ارجمند صاحب بن عباد بر دارد و جایگاه دانش و ادب او و جود و كرم و محاسن اخلاقی وی را برساند نزد من نیست و عبارات كوتاه تر از آن است كه گوشه ای از برتری‌های وی را بازگو كند .
إبن خلكان ، أبو العباس شمس الدین أحمد بن محمد بن أبی بكر (متوفای681هـ) ، وفیات الأعیان و انباء أبناء الزمان ، ج 1 ، ص 228 ، رقم : 96 ، تحقیق احسان عباس ، ناشر : دار الثقافة – لبنان .
7 . الدقیقی النحوی (متوفای614هـ) :
وی نیز كه از بزرگان علم لغت در قرن هفتم به شمار می‌ورد ، تصریح می‌كند كه «مولی» به معنای «اولی» می‌آید :
وقال تعالى : «مأواكم النار هی مولاكم» أی أولى بكم .
خداوند فرمود : جایگاه شما آتش است، یعنی آتش اولی و برتر است برای شما .
الدقیقی النحوی ، سلیمان بن بنین (متوفای614هـ) ، اتفاق المبانی وافتراق المعانی ، ج 1 ، ص 138 ، تحقیق : یحیى عبد الرؤوف جبر ، ناشر : دار عمار - الأردن ، الطبعة : الأولى ، 1405هـ 1985م .
شرح حال الدقیقی النحوی :
ذهبی در باره او می‌گوید :
سلیمان بن بنین بن خلف . أبو عبد الغنی المصری ، الدَّقیقی ، النحوی ، الأدیب . سمع من : إسماعیل الزَّیات ، وعبد الله بن برَّی ، وشیر بن علی ، وخلق من طبقتهم . ولزم ابن برِّی مدة فی النحو . وصنّف فی النحو ، والعروض ، والرَّقائق ، وغیر ذلك . روى عنه : الزَّكی عبد العظیم .
دقیقی نحوی ، ادب شناسی است كه از اسماعیل زیات و عبد الله بن بری و شیر ین بن علی و دیگران استفاده برده است و برای مدتی همنشین ابن برّی برای استفاده در علم نحو شد ، و در نحو و عروض و رقائق و غیر آن كتاب نوشت .
الذهبی ، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان ، (متوفای748هـ) ، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، ج 44 ، ص 198 ، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى ، ناشر : دار الكتاب العربی - لبنان/ بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1407هـ - 1987م .
8 . إبن منظور الأفریقی (متوفای 711هـ) :
ابن منظور مصری كه كتاب لسان العرب او از برترین كتاب‌های لغت به شمار می‌رود ، با استشهاد به شعر معروف لبید تصریح می‌كند كه «مولی» در این شعر به معنای «أولی» است :
وأما قول لبید : فعدت كلا الفرجین تحسب أنه مولى المخافة خلفها وأمامها فیرید أنه أولى موضع أن تكون فیه الحرب .
(ترجمه شعر قبلا ذكر شد) در شعر لبید : از (مولی المخافة) این چنین قصد شده است كه : سزاورتر و بر ترین مكان كه در آن جنگ خواهد بود ، پشت سر و رو برو است .
الأفریقی المصری ، محمد بن مكرم بن منظور (متوفای711هـ) ، لسان العرب ، ج 15 ، ص 410 ، ناشر : دار صادر - بیروت ، الطبعة : الأولى .
شرح حال ابن منظور :
سیوطی در باره او می‌نویسد :
محمد بن مكرم بن علی - وقیل رضوان - بن أحمد ابن أبی القاسم بن حقة بن منظور الأنصاری الإفریقی المصری جمال الدین أبو الفضل ، صاحب لسان العرب فی اللغة ، الذی جمع فیه بین التهذیب والمحكم والصحاح وحواشیه والجمهرة والنهایة ... وخدم فی دیوان الإنشاء مدة عمره ، وولی قضاء طرابلس ، وكان صدراً رئیساً ، فاضلاً فی الأدب ، ملیح الإنشاء ، روى عنه السبكی والذهبی . وقال : تفرد فی العوالی ؛ وكان عارفاً بالنحو واللغة والتاریخ والكتابة .
ابن منظور صاحب كتاب لسان العرب در لغت است ، وی از چندین كتاب بهره برد ، و عمرش را در نویسندگی گذراند و قاضی شهر طرابلس شد ، وی مقامی والا داشت و در ادب عربی برتر بود و بسیار زیبا می نوشت ، آشنا به دانش نحو ، لغت ، تاریخ و نویسندگی بود .
السیوطی ، عبد الرحمن بن أبی بكر (متوفای911هـ) ، بغیة الوعاة فی طبقات اللغویین والنحاة ، ج 1 ، ص 248 ، رقم : 457 ، تحقیق : محمد أبو الفضل إبراهیم ، ناشر : المكتبة العصریة - لبنان / صیدا .
9 . أبو البقاء الكفوی (متوفای 1094هـ) :
كفوی از بزرگان لغت در قرن یازدهم است . وی در كتاب مشهورش الكلیات در باره كلمه (مولی) می ‌نویسد :
«مأواكم النار هی مولاكم» أی : هی أولى بكم .
جایگاه شما آتش است ؛ یعنی اولی و سزاوار تر برای شما است .
الكفوی الحنفی ، أبو البقاء أیوب بن موسى الحسینی ، (متوفای1094هـ) ، الكلیات معجم فی المصطلحات والفروق اللغویة ، ج 1 ، ص 870 ، تحقیق : عدنان درویش - محمد المصری ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1419هـ - 1998م
10 . الحسینی الزبیدی (متوفای 1205هـ) :
وی با استشهاد به شعر لبید ، می‌نویسد :
وقول لبیدٍ : فَغَدَتْ كِلا الفَرْجَیْن تَحْسَبُ أنَّه * مَوْلى المَخافةِ خَلْفُها وأَمامُها . فإنَّه أَرادَ أَولى مَوْضِع یكونُ فیه الخَوْف .
(ترجمه آن قبلا گذشت)
الحسینی الزبیدی ، محمد مرتضى (متوفای1205هـ ، تاج العروس من جواهر القاموس ، ج 40 ، ص 254 ، تحقیق : مجموعة من المحققین ، ناشر : دار الهدایة .
شرح حال زبیدی :
عبد الرحمن الجبرتی در باره او می‌نویسد :
وحضر دروس اشیاخ الوقت كالشیخ أحمد الملوی والجوهری والحفنی والبلیدی والصعیدی والمدابغی وغیرهم وتلقی عنهم واجازوه وشهدوا بعلمه وفضله وجودة حفظه واعتنى بشأنه إسماعیل كتخدا عزبان ووالاه بره حتى راج امره وترونق حاله واشتهر ذكره عند الخاص والعام ولبس الملابس الفاخرة وركب الخیول المسومة ...
واجتمع بأكابر النواحی وأرباب العلم والسلوك وتلقى عنهم وأجازوه وأجازهم وصنف عدة رحلات فی انتقالاته فی البلاد القبلیة والبحریة تحتوی على لطائف ومحاورات ومدائح نظما نثرا لو جمعت كانت مجلدا ضخیما .
در درس‌های بزرگان و اساتید وقت مانند : شیخ احمد ملوی ، جوهری ، حنفی ، بلیدی ، صعیدی ، مدابغی و غیر آنان شركت كرد و نكته‌ها آموخت و اجازه روایت گرفت ، به دانش و فضل و تیز هوشی و قوه حافظه‌اش همه گواهی دادند ، اسماعیل كدخدا عزبان او را گرامی داشت تا شهرتی به دست آورد و آوازه‌اش به گوش خاص و عام رسید ، لباس‌های گران قیمت می‌پوشید و مركب‌های خوب سوار می شد ...
در جمع بزرگان دانش و عرفان حضور یافت و از آنان كسب فیض نمود ، یاد داشت‌هائی فراهم ورد كه حاوی نكاتی دقیق و گفتگوهای شیرین و در ستایش‌ها به شعر و نثر است كه اگر جمع آوری شود یك جلد قطور خواهد شد .
الجبرتی ، عبد الرحمن بن حسن (متوفای1237هـ) ، تاریخ عجائب الآثار فی التراجم والأخبار ، ج 2 ، ص 104 ، اسم المؤلف: ناشر : دار الجیل – بیروت .

آنچه از نظر شما گذشت بخشی از آراء و اندیشه های بزرگانی از قافله علم و ادب ، لغت ، تاریخ و غیر آن بود كه در تفسیر كلمه مولی از آنان در كتب تاریخ و لغت و غیر آن به ثبت رسیده است .
حال از وجدان قلم بدستان و مبلغان حقیقت جو می پرسیم كه : آیا باز هم جائی برای ادعای اجماع شما باقی می ماند كه گفتند : اجماع اندیشمندان عرب اعم از لغت شناس و مورخ و دیگران بر این است كه كلمه (مولی) به معنای (اولی) استعمال و تفسیر نشده است ؟

حدیث غدیر از احادیثی است كه تواتر آن را بزرگان و دانشمندان علم رجال و حدیث عامه تأیید كرده‌اند ؛ بنابراین نمی‌توان در اصل صدور آن تردید كرد. اما این كه منظور رسول خدا صلی الله علیه وآله از جمله «من كنت مولاه فعلی مولاه» ولایت و امامت امیر مؤمنان علیه السلام بوده و یا صرف محبت و دوستی آن حضرت ، بحثی است اساسی كه از گذشته تاریخ به شكلی مستمر بین مورّخان ، محدثان و متكلمان شیعه و سنی جریان داشته و دارد .
شیعیان با پیروی از خاندان رسول خدا صلوات الله علیهم اجمعین ، بر این عقیده هستند كه طبق آیه مباركه بلاغ ، رسول خدا صلی الله علیه وآله مأمور بود كه ولایت و امارت امیر مؤمنان علیه السلام را به تمامی مسلمانان ابلاغ نماید . آن حضرت نیز بنا بر وظیفه‌ای كه داشت ، با بلیغ‌ترین و صریح‌ترین كلمات ، این وظیفه مهم را به انجام رساند ؛ اما از آن طرف پیروان مكتب خلفا معتقدند كه هدف رسول خدا صلی الله علیه وآله فقط و فقط محبت و دوستی آن حضرت بوده و جمله «من كنت مولاه فعلی مولاه» نمی‌تواند ولایت و امامت علی علیه السلام را ثابت كند ؛ زیرا كلمه «مولی» هیچگاه به معنای «اولی» نمی‌آید .
بررسی این مطلب در قدم اول مستلزم مطالعه و مراجعه به آراء اهل لغت و آشنایان به اصطلاحات و ادبیات عرب است كه می‌تواند بخش مهمی از برداشت‌های نادرست و غلط كسانی را كه با عناد ورزی سعی در تحریف حقایق تاریخی دارند افشاء نماید .
از این رو ، لازم است تا به اظهارات برخی از صاحبان لغت و شعر و ادب مراجعه و توجه نمائیم ، تا معلوم شود كه برداشت‌های اندیشمندان پیرو اهل بیت علیهم السلام از واژه‌های «مولی» و «ولی» ، مستند به درك و فهم و تفسیر بزرگانی از دانشمندان عامه است كه در تاریخ ، تفسیر ، لغت و شعر معنای واقعی این الفاظ و كلمات را روشن كرده‌اند .
بنابراین ابتدا نگاه كوتاهی خواهیم داشت به آراء بزرگان و دانشمندانی از عامه كه از چهره‌های شاخص در ادبیات عرب محسوب می‌شوند و سپس از قرائن موجود در روایات غدیر و غیر آن اثبات خواهیم كرد كه مفهومی غیر از ولایت ، امامت و رهبری قابل استفاده نیست و انكار آن جز عناد و لجبازی نخواهد بود .

منبع:سایت امامیه



نوع مطلب : پاسخ به شبهات، 
برچسب ها : شبهه ولایت، حدیث غدیر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی