بــــــرگ مـــعــرفـــــت خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم، و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى، تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم، مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى. tag:http://bargemarefat.mihanblog.com 2019-09-21T23:48:35+01:00 mihanblog.com نقطه افتراق ایمان از کفر 2016-08-10T07:57:22+01:00 2016-08-10T07:57:22+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1496 علیرضا سرداری ابان از سلیم نقل مى كند كه گفت: از سلمان فارسى شنیدم كه مى گفت: على علیه السّلام بابى است كه خداوند آن را باز كرده است. هر كس داخل آن شود مؤمن، و هر كس از آن خارج شود كافر است 
ابان از سلیم نقل مى كند كه گفت: از سلمان فارسى شنیدم كه مى گفت: 
على علیه السّلام بابى است كه خداوند آن را باز كرده است. هر كس داخل آن شود مؤمن، و هر كس از آن خارج شود كافر است 

]]>
شجاعت های عمر از زبان امیرالمومنین علیه السلام 2016-07-14T02:55:04+01:00 2016-07-14T02:55:04+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1494 علیرضا سرداری بسم الله الرحمن الرحیم ابان از سلیم نقل مى كند كه گفت: از على بن ابى طالب علیه السّلام شنیدم كه قبل از واقعه صفین مى فرمود: بخدا قسم ما را همراه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مى دیدى كه پدران و پسران و دائى‌ها «۱» و عموها و فامیلهاى خود را مى كشتیم، و این مطلب ایمان و تسلیم و جدیت ما را در اطاعت خدا و قدرت بیشتر براى مبارزه با همتاهاى خود افزون مى كرد. مردى از ما و مردى از دشمنمان مانند دو فحل (نر) با یك دیگر در مى آویختند و هر یك در فكر رهائى خود بود و اینكه كدام به رفیقش كاسه مرگ بسم الله الرحمن الرحیم 

ابان از سلیم نقل مى كند كه گفت: از على بن ابى طالب علیه السّلام شنیدم كه قبل از واقعه صفین مى فرمود: 

بخدا قسم ما را همراه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مى دیدى كه پدران و پسران و دائى‌ها «۱» و عموها و فامیلهاى خود را مى كشتیم، و این مطلب ایمان و تسلیم و جدیت ما را در اطاعت خدا و قدرت بیشتر براى مبارزه با همتاهاى خود افزون مى كرد. 
مردى از ما و مردى از دشمنمان مانند دو فحل (نر) با یك دیگر در مى آویختند و هر یك در فكر رهائى خود بود و اینكه كدام به رفیقش كاسه مرگ را بچشاند. گاهى از طرف دشمن به نفع ما مى شد و گاهى از طرف ما به نفع دشمن مى گشت. 
وقتى خداوند ما را صادق و صابر دید آیه قرآن در ذكر خیر ما و رضایت از ما فرستاد و پیروزى را بر ما نازل كرد. 

من نمى گویم: 
]]>
پایه های ایمان از زبان امیرالمومنین 2016-07-08T07:32:52+01:00 2016-07-08T07:32:52+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1493 علیرضا سرداری بسم الله الرحمن الرحیمبدانید كه ایمان بر چهار پایه بنا شده است: یقین و صبر و عدل و جهاد. یقین یقین بر چهار شعبه است: شوق و ترس و زهد و انتظار «۳». هر كس مشتاق بهشت باشد شهوات را از یاد مى برد، و هر كس از آتش بترسد از محرّمات پرهیز مى كند، و هر كس نسبت به دنیا زهد و بى اعتنایى كند مصیبتها بر او آسان مى شود «۴»، و هر كس به انتظار مرگ باشد در خیرات مى شتابد. صبر صبر بر چهار شعبه است: بسم الله الرحمن الرحیم
بدانید كه ایمان بر چهار پایه بنا شده است: یقین و صبر و عدل و جهاد
یقین 
یقین بر چهار شعبه است: شوق و ترس و زهد و انتظار «۳». 
هر كس مشتاق بهشت باشد شهوات را از یاد مى برد، و هر كس از آتش بترسد از محرّمات پرهیز مى كند، و هر كس نسبت به دنیا زهد و بى اعتنایى كند مصیبتها بر او آسان مى شود «۴»، و هر كس به انتظار مرگ باشد در خیرات مى شتابد. 
صبر 
صبر بر چهار شعبه است:
]]>
مصاحبه ای واقعی و تکان دهنده با اصحاب پیامبر صلوات الله علیه و اله 2016-07-08T03:46:58+01:00 2016-07-08T03:46:58+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1492 علیرضا سرداری بسم الله الرحمن الرحیم داستانی بسیار جالب و تکان دهنده از توطئه اصحاب پیامبر صلی الله علیه و اله و سلّم و چگونگی گمراه شدن اصحابابان از سلیم نقل مى كند كه گفت: در بیمارى ابو ذر- كه در زمان حكومت عمر مبتلا شده بود- نزد او حاضر بودم. عمر بعنوان عیادت نزد او آمد، در حالى كه امیر المؤمنین علیه السّلام و سلمان و مقداد هم نزد او بودند و ابو ذر به آن حضرت وصیّت كرده و نوشته بود و شاهد گرفته بود. وقتى عمر بیرون رفت مردى از فامیل ابو ذر- كه از پسر عموهاى او، از طایفه بنى غفار بود- گف بسم الله الرحمن الرحیم 
داستانی بسیار جالب و تکان دهنده از توطئه اصحاب پیامبر صلی الله علیه و اله و سلّم
 و چگونگی گمراه شدن اصحاب
ابان از سلیم نقل مى كند كه گفت: در بیمارى ابو ذر- كه در زمان حكومت عمر مبتلا شده بود- نزد او حاضر بودم. عمر بعنوان عیادت نزد او آمد، در حالى كه امیر المؤمنین علیه السّلام و سلمان و مقداد هم نزد او بودند و ابو ذر به آن حضرت وصیّت كرده و نوشته بود و شاهد گرفته بود. 
وقتى عمر بیرون رفت مردى از فامیل ابو ذر- كه از پسر عموهاى او، از طایفه بنى غفار بود- گفت: چه مانعى داشت به امیر المؤمنین عمر وصیت مى كردى؟! ابو ذر گفت: 
]]>
کلام امیرالمؤمنین علیه السلام درباره بدعت هاى ابوبكر، عمر و عثمان 2016-07-07T22:48:22+01:00 2016-07-07T22:48:22+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1491 علیرضا سرداری بسم اللَّه الرحمن الرحیمسپس حضرت رو به عده اى از اهل بیت و شیعیانش كرد و فرمود: بخدا قسم، از حاكمان قبل از من كارهاى بزرگى سرزده كه در آنها عمدا با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مخالفت كرده اند. اگر مردم را بر ترك آنها و برگرداندن آنها از موقعیت كنونى به صورتى كه در زمان پیامبر صلى اللَّه علیه و آله اجرا مى شد وادار كنم لشكر من از اطرافم پراكنده مى شوند، بطورى كه در لشكرگاهم جز خود و عدّه كمى از شیعیانم كه فضیلت و امامت مرا از روى كتاب خدا و سنّت  پیامبرش- نه از راه دیگرى-
بسم اللَّه الرحمن الرحیم

سپس حضرت رو به عده اى از اهل بیت و شیعیانش كرد و فرمود:
 بخدا قسم، از حاكمان قبل از من كارهاى بزرگى سرزده كه در آنها عمدا با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مخالفت كرده اند.
 اگر مردم را بر ترك آنها و برگرداندن آنها از موقعیت كنونى به صورتى كه در زمان پیامبر صلى اللَّه علیه و آله اجرا مى شد وادار كنم لشكر من از اطرافم پراكنده مى شوند، بطورى كه در لشكرگاهم جز خود و عدّه كمى از شیعیانم كه فضیلت و امامت مرا از روى كتاب خدا و سنّت  پیامبرش- نه از راه دیگرى- معتقدند كسى باقى نمى ماند!!
 نمونه هایى از بدعتهاى ابو بكر و عمر و عثمان   

]]>
غم بدون علت 2014-08-14T05:39:18+01:00 2014-08-14T05:39:18+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1489 علیرضا سرداری  ابو عبدالرحمان به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: به درستیکه گاهی محزون و ناراحت و گاهی مسرور می شوم و دلیلی از مال و اهل و اولادم نمی بینم. امام (علیه السلام) فرمودند: با هر کسی فرشته ای و شیطانی هست. خوشحالی بی دلیل، به خاطر نزدیک شدن فرشته ی الهی به او؛ و غم، به دلیل نزدیکی شیطان به اوست. این است که خدا فرموده است: «الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشاء و الله یعدکم مغفره منه و فضلا» (4)شیطان به شما وعده ی فقر می دهد. در حدیثی ‌آمده است که شیطان به گوش دل انسانی که می خ
 ابو عبدالرحمان به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: به درستیکه گاهی محزون و ناراحت و گاهی مسرور می شوم و دلیلی از مال و اهل و اولادم نمی بینم. امام (علیه السلام) فرمودند: با هر کسی فرشته ای و شیطانی هست. خوشحالی بی دلیل، به خاطر نزدیک شدن فرشته ی الهی به او؛ و غم، به دلیل نزدیکی شیطان به اوست. این است که خدا فرموده است: «الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشاء و الله یعدکم مغفره منه و فضلا» (4)شیطان به شما وعده ی فقر می دهد. در حدیثی ‌آمده است که شیطان به گوش دل انسانی که می خواهد انفاق کند، می گوید: «لا تنفقوا فانکم تفتقرون» یعنی انفاق نکنید، زیرا مبتلا به فقر می شوید.(5)
]]>
که می باشم 2014-05-21T12:43:18+01:00 2014-05-21T12:43:18+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1488 علیرضا سرداری ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻢ ﻛﺠﺎ ﺑﻮﺩﻡ ﻛﺠﺎ ﻫﺴﺘﻢ // ﺍﮔﺮ ﻋﺎﻗﻞ ﺍﮔﺮ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺴﺘﻢ// ﺑﺮﺍﻧﻴﺪﻡ ﺑﺨﻮﺍﻧﻴﺪﻡ ﺑﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﻭ ﮔﻮﻳﻢ //ﻛﻪ ﺍﺯ ﺟﻮﻱ ﺷﻤﺎ ﺳﻴﺮﺍﺏ ﻭ ﺍﺯ ﺟﺎﻡ ﺷﻤﺎ ﻣﺴﺘﻢ //ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺑﺎﻛﻲ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺯ ﺁﺗﺶ ﺩﻭﺯﺥ// ﭼﻪ ﻏﻢ ﮔﺮ ﺑﺎﺭ ﻣﻦ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﺍﮔﺮ ﺧﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩ ﺩﺳﺘﻢ //ﺗﻮﻟﺎﻱ ﺷﻤﺎ ﻧﻮﺭ ﻭﻟﺎﻳﺖ ﺩﺍﺩ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﻢ//  ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺍﺭﻡ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﺯﻝ ﺟﺴﺘﻢ //ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﻱ ﻋﻄﺮ ﮔﻞ ﻧﺮﻭﻳﺪ ﺍﺯ ﻧﻔﺴﻬﺎﻳﻢ //ﻛﻪ ﺧﺎﺭﻱ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺩﺭ ﮔﻠﺒﻦ ﻣﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﺭﺳﺘﻢ//ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺠﻴﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﺎﺯ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻢ //ﺍﻟﺎ ﺁﻝ ﭘﻴﻤﺒﺮ ﻣﻦ ﺳﮓ ﻛﻮﻱ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻢ//ﻧﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻏﺪﻳﺮ ﺧﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺩﺍﻣ ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻢ ﻛﺠﺎ ﺑﻮﺩﻡ ﻛﺠﺎ ﻫﺴﺘﻢ // ﺍﮔﺮ ﻋﺎﻗﻞ ﺍﮔﺮ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺴﺘﻢ//
 ﺑﺮﺍﻧﻴﺪﻡ ﺑﺨﻮﺍﻧﻴﺪﻡ ﺑﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﻭ ﮔﻮﻳﻢ //ﻛﻪ ﺍﺯ ﺟﻮﻱ ﺷﻤﺎ ﺳﻴﺮﺍﺏ ﻭ ﺍﺯ ﺟﺎﻡ ﺷﻤﺎ ﻣﺴﺘﻢ //
ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺑﺎﻛﻲ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺯ ﺁﺗﺶ ﺩﻭﺯﺥ// ﭼﻪ ﻏﻢ ﮔﺮ ﺑﺎﺭ ﻣﻦ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﺍﮔﺮ ﺧﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩ ﺩﺳﺘﻢ //
ﺗﻮﻟﺎﻱ ﺷﻤﺎ ﻧﻮﺭ ﻭﻟﺎﻳﺖ ﺩﺍﺩ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﻢ//  ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺍﺭﻡ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﺯﻝ ﺟﺴﺘﻢ //
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﻱ ﻋﻄﺮ ﮔﻞ ﻧﺮﻭﻳﺪ ﺍﺯ ﻧﻔﺴﻬﺎﻳﻢ //ﻛﻪ ﺧﺎﺭﻱ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺩﺭ ﮔﻠﺒﻦ ﻣﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﺭﺳﺘﻢ//
ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺠﻴﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﺎﺯ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻢ //ﺍﻟﺎ ﺁﻝ ﭘﻴﻤﺒﺮ ﻣﻦ ﺳﮓ ﻛﻮﻱ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻢ//
ﻧﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻏﺪﻳﺮ ﺧﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺩﺍﻣﻦ ﺣﻴﺪﺭ// ﻛﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺜﺖ ﺑﺮ ﻋﻠﻲ ﻭ ﺁﻝ ﭘﻴﻮﺳﺘﻢ //
ﻋﺠﺐ ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﻲ ﻳﺎ ﻋﻠﻲ ﮔﻔﺘﻢ //ﻛﻪ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺧﻠﻘﺖ ﺧﻮﺩ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﻏﻴﺮ ﺷﻤﺎ ﺷﺴﺘﻢ//
 ﻋﻄﺎ ﺩﻳﺪﻡ ﺧﻄﺎ ﻛﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ ﺭﻭ ﻧﮕﺮﺩﺍﻧﺪﻡ// ﻧﻤﻚ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﻧﻤﻜﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﻜﺴﺘﻢ ﻋﻬﺪ ﻧﺸﻜﺴﺘﻢ 
حاج غلامرضا سازگار
]]>
مولود کعبه 2014-05-13T03:36:02+01:00 2014-05-13T03:36:02+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1486 علیرضا سرداری بسم الله الرحمن الرحیم/سکان زمین و آسمان است علی/سلطان همه جهانیان است علی/آوازه ی او ز هفت اقلیم رسد/مشهور به هفت آسمان است علی/برتر ز علی رب جلی خلق نكرد/آقای همه بهشتیان است علیولادت اولین ستاره آسمان امامت و ولایت مانند ولادت سایر كودكان بسادگى و بطور عادى نبود بلكه با تحولات عجیب و معنوى توأم بوده است. مادر این طفل خدا پرست بوده و با دین حنیف ابراهیم زندگى میكرد و پیوسته بدرگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مینمود كه وضع این حمل را بر او آسان گرداند زیرا تا به این كودك حامل بود خود را مستغرق در ن بسم الله الرحمن الرحیم
/سکان زمین و آسمان است علی
/سلطان همه جهانیان است علی
/آوازه ی او ز هفت اقلیم رسد
/مشهور به هفت آسمان است علی
/برتر ز علی رب جلی خلق نكرد
/آقای همه بهشتیان است علی

ولادت اولین ستاره آسمان امامت و ولایت مانند ولادت سایر كودكان بسادگى و بطور عادى نبود بلكه با تحولات عجیب و معنوى توأم بوده است. مادر این طفل خدا پرست بوده و با دین حنیف ابراهیم زندگى میكرد و پیوسته بدرگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مینمود كه وضع این حمل را بر او آسان گرداند زیرا تا به این كودك حامل بود خود را مستغرق در نور الهى میدید و گوئى از ملكوت اعلى بوى الهام شده بود كه این طفل با سایر موالید فرق بسیار دارد.

شیخ صدوق و فتال نیشابورى از یزید بن قعنب روایت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بودیم كه فاطمه بنت اسد مادر امیر المؤمنین در حالیكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدایا من به تو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمده‏اند ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق میكنم و اوست كه این بیت عتیق را بنا نهاده است بحق آنكه این خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، یزید بن قعنب گوید ما به چشم خود دیدیم كه خانه كعبه از پشت (مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گردید و دیوار بهم بر آمد چون خواستیم قفل درب خانه را باز كنیم گشوده نشد لذا دانستیم كه این كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بیرون آمد و در حالیكه امیر المؤمنین علیه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زیرا آسیه خدا را به پنهانى پرستید در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مریم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانید تا از خرماى تازه چید و خورد(و هنگامیكه در بیت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسید كه از اینجا بیرون شو اینجا عبادتگاه است و زایشگاه نیست) و من داخل خانه خدا شدم و از میوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بیرون آیم هاتفى ندا كرد :

اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرماید من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأدیبش كردم و او را به غامض علم خود آگاه گردانیدم و اوست كه بتها را از خانه من میشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گوید و مرا تقدیس و تمجید نماید خوشا بر كسیكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانیش كند. (1)

و چنین افتخار منحصر بفردى كه براى على علیه السلام در اثر ولادت در اندرون كعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آینده بدست نیامده است و این سخن حقیقتى است كه اهل سنت نیز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانكه ابن صباغ مالكى در فصول المهمه گوید:

و لم یولد فى البیت الحرام قبله احد سواه و هى فضیلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته. (2)
یعنى پیش از آنحضرت احدى در خانه كعبه ولادت نیافت مگر خود او واین فضیلتى است كه خداى تعالى به على علیه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجلیل و تكریم نمایند.

و چون نام آنحضرت على گذاشته شد نام حیدر جزو سایر القاب بر او اطلاق گردید و از القاب مشهورش حیدر و اسد الله و مرتضى و امیر المؤمنین و اخو رسول الله بوده و كنیه آنجناب ابو الحسن و ابوتراب است.

مادرش او را در حرم خدا زائید در حالیكه بیت و مسجد الحرام آستانه او بود. آن مادر نورانى كه لباسهاى پاكیزه ببر داشت و خود پاكیزه بود و مولود او و محل ولادت نیز پاكیزه بود. در شبى كه ستاره‏هاى منحوسش ناپیدا بوده و سعیدترین ستاره بهمراه ماه پدید آمده بود . قابله‏هاى(دنیا) هیچ مولودى را مانند او لباس نپوشاینده‏اند(یعنى هرگز مولودى مانند او بدنیا نیامده) بجز پسر آمنه محمد پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم.

-------------------
منابع :
(1) امالى صدوق مجلس 27 حدیث 9 روضة الواعظین جلد 1 ص 76بحار الانوار جلد 35 ص 8ـكشف الغمه ص .19
(2) فصول المهمه ص .14
-------------------

التماس دعا

Link: لینک "دانلود نرم افزار قرآن صوتی حبل المتین"

Web: www.mth-co.ir
منبع: نرم افزار باد صبا
]]>
شیطان 2014-05-13T02:18:35+01:00 2014-05-13T02:18:35+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1485 علیرضا سرداری گفتند: ای ابامره در مورد علی (علیه السلام) چیزی بگو. گفت: ای پیمان شکنان و بی دینان، بدانید من در میان جن ها 12000 سال عبادت کردم و نیز 12000 سال دیگر نیز در میان فرشتگان در آسمان عبادت کردم. در آن محل که مشغول ذکر خدا بودیم، نوری خیره کننده از کنار ما گذشت. همه ی فرشتگان به سجده افتادند، گفتند: «سبوح قدوس» این نور فرشته ی مقرب و یا نبی مرسل نیست، این نور طینت علی بن ابی طالب (علیه السلام) است.(1) گفتند: ای ابامره در مورد علی (علیه السلام) چیزی بگو. گفت: ای پیمان شکنان و بی دینان، بدانید من در میان جن ها 12000 سال عبادت کردم و نیز 12000 سال دیگر نیز در میان فرشتگان در آسمان عبادت کردم. در آن محل که مشغول ذکر خدا بودیم، نوری خیره کننده از کنار ما گذشت. همه ی فرشتگان به سجده افتادند، گفتند: «سبوح قدوس» این نور فرشته ی مقرب و یا نبی مرسل نیست، این نور طینت علی بن ابی طالب (علیه السلام) است.(1)


]]>
لشکر شیطان 2014-05-06T16:59:41+01:00 2014-05-06T16:59:41+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1483 علیرضا سرداری سماعه گوید خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم و جمعى از دوستانش هم حضور داشتند كه ذكر عقل و جهل به میان آمد حضرت فرمود: عقل و لشكرش و جهل و لشكرش را بشناسید، سماعه گوید من عرض كردم قربانت گردم غیر از آنچه شما به ما فهمانیده‏اید نمى‏دانیم. حضرت فرمود: خداى عزوجل عقل را از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید و آن مخلوق اول از روحانیین است پس بدو فرمود: پس رو او پس رفت سپس فرمود پیش آى پیش آمد خداى تبارك و تعالى فرمود: ترا با عظمت آفریدم و بر تمام آفریدگانم شرافت بخشیدم سپس جهل را تاریك و از دریاى شور و سماعه گوید خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم و جمعى از دوستانش هم حضور داشتند كه ذكر عقل و جهل به میان آمد حضرت فرمود: عقل و لشكرش و جهل و لشكرش را بشناسید، سماعه گوید من عرض كردم قربانت گردم غیر از آنچه شما به ما فهمانیده‏اید نمى‏دانیم. حضرت فرمود: خداى عزوجل عقل را از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید و آن مخلوق اول از روحانیین است پس بدو فرمود: پس رو او پس رفت سپس فرمود پیش آى پیش آمد خداى تبارك و تعالى فرمود: ترا با عظمت آفریدم و بر تمام آفریدگانم شرافت بخشیدم سپس جهل را تاریك و از دریاى شور و تلخ آفرید به او فرمود پس رو پس رفت فرمود پیش بیا پیش نیامد فرمود: گردن كشى كردى؟ او را از رحمت خود دور ساخت سپس براى عقل هفتاد و پنج لشكر قرار داد. چون جهل مكرمت و عطاء خدا را نسبت به عقل دید دشمنى او را در دل گرفت و عرض كرد پروردگارا این هم مخلوقى است مانند من. او را آفریدى و گرامیش داشتى و تقویتش نمودى من ضد او هستم و بر او توانایى ندارم آنچه از لشكر به او دادى به من هم عطا كن فرمود بلى مى‏دهم ولى اگر بعد از آن نافرمانى كردى ترا و لشكر تو را از رحمت خود بیرون مى‏كنم عرض كرد خشنود شدم پس هفتاد و پنج لشكر به او عطا كرد. و هفتاد و پنج لشكرى كه به عقل عنایت كرد (و نیز هفتاد و پنج لشكر جهل) بدین قرار است:
نیكى و آن وزیر عقل است و ضد او را بدى قرار داد؛ كه آن وزیر جهل است؛ و ایمان و ضد آن كفر؛ و تصدیق حق و ضد آن انكار است؛ و امیدوارى و ضد آن نومیدى؛ و دادگرى و ضد آن ستم؛ و خشنودى و ضد آن قهر و خشم؛ و سپاسگذارى و ضد آن ناسپاسى؛ و چشمداشت رحمت خدا و ضد آن یأس از رحمتش؛ و توكل و اعتماد به خدا و ضد آن حرص و آز؛ و نرم دلى و ضد آن سخت دلى؛ و مهربانى و ضد آن كینه توزى و دانش و فهم و ضد آن نادانى؛ و شعور و ضد آن حماقت؛ و پاكدامنى و ضد آن بى‏باكى و رسوائى و پارسائى و ضد آن دنیا پرستى؛ و خوشرفتارى و ضد آن بدرفتارى؛ و پروا داشتن و ضد آن گستاخى؛ و فروتنى و ضد آن خودپسندى؛ و آرامى و ضد آن شتابزدگى؛ و خردمندى و ضد آن بى‏خردى و خاموشى و ضد آن پرگوئى؛ و رام بودن و ضد آن گردنكشى؛ و تسلیم حق شدن و ضد آن تردید كردن، و شكیبایى و ضد آن بى‏تابى؛ و چشم پوشى و ضد آن انتقامجوئى؛ و بى‏نیازى و ضد آن نیازمندى؛ و به یاد داشتن و ضد آن بى‏خبر بودن؛ و در خاطر نگه داشتن و ضد آن فراموشى؛ و مهرورزى و ضد آن دورى و كناره‏گیرى؛ و قناعت و ضد آن حرص و آز؛ و تشریك مساعى و ضد آن دریغ و خوددارى؛ و دوستى و ضد آن دشمنى؛ پیمان دارى و ضد آن پیمانشكنى؛ و فرمانبرى و ضد آن نافرمانى سرفرودى و ضد آن بلندى جستن؛ و سلامت و ضد آن مبتلا بودن؛ و دوستى و ضد آن تنفر و انزجار؛ و راستگوئى و ضد آن دروغگوئى؛ و حق و درستى و ضد آن باطل و نادرستى؛ و امانت و ضد آن خیانت؛ و پاكدلى و ضد آن ناپاكدلى؛ و چالاكى و ضد آن سستى و زیركى و ضد آن كودنى؛ و شناسایى و ضد آن ناشناسائى؛ و مدارا و رازدارى و ضد آن رازفاش كردن؛ و یك روئى و ضد آن دغلى؛ و پرده پوشى و ضد آن فاش كردن؛ و نماز گزاردن و ضد آن تباه كردن نماز؛ و روزه گرفتن و ضد آن روزه خوردن؛ و جهاد كردن و ضد آن فرار از جهاد؛ و حج گزاردن و ضد آن پیمان حج شكستن و سخن نگهدارى و ضد آن سخنچینى؛ و نیكى به پدر و مادر و ضد آن نافرمانى پدر و مادر؛ و با حقیقت بودن و ضد آن ریاكارى؛ و نیكى و شایستگى و ضد آن زشتى و ناشایستگى؛ و خودپوشى و ضد آن خود آرائى و تقیه و ضد آن بى‏پروائى؛ و انصاف و ضد آن جانبدارى باطل؛ و خودآرائى براى شوهر و ضد آن زنا دادن؛ و پاكیزگى و ضد آن پلیدى؛ و حیا و آزرم و ضد آن بى‏حیائى؛ و میانه روئى و ضد آن تجاوز از حد؛ و آسودگى و ضد آن خود را به رنج انداختن؛ و آسان‏گیرى و ضد آن سختى گیرى؛ و بركت داشتن و ضد آن بى‏بركتى؛ و تن درستى و ضد آن گرفتارى؛ و اعتدال و ضد آن افزون طلبى؛ و موافقت با حق و ضد آن پیروى از هوس و سنگینى و متانت و ضد آن سبكى و جلفى؛ و سعادت و ضد آن شقاوت؛ و توبه و ضد آن؛ اصرار برگناه؛ و طلب آمرزش و ضد آن بیهوده طمع بستن؛ و دقت و مراقبت و ضد آن سهل‏انگارى؛ دعا كردن و ضد آن سرباز زدن؛ و خرمى و شادابى و ضد آن سستى و كسالت؛ و خوشدلى و ضد آن اندوهگینى؛ مأنوس شدن و ضد آن كناره گرفتن و سخاوت و ضد آن بخیل بودن.
پس تمام این صفات ( هفتاد و پنج گانه) كه لشگریان عقلند جز در پیغمبر و جانشین او و مؤمنینى كه خدا دلش را به ایمان آزموده جمع نشود اما دوستان دیگر ما برخى از اینها را دارند و متدرجا همه را دریابند و از لشكریان جهل پاك شوند آنگاه با پیغمبران و اوصیاءشان در مقام اعلى همراه شوند و این سعادت جز با شناختن عقل و لشكریانش و دورى از جهل و لشكریانش به دست نیاید خدا ما و شما را به فرمانبرى و طلب ثوابش موفق دارد.(در متن جنود عقل و جهل را هفتاد و پنج ذكر كرده و در توجیه هفتاد و هشت و ظاهرا بعضى به عبارت دیگر تكرار شده).

]]>
نارضایتی های حضرت زهرا(ع) در منابع اهل سنت 2014-03-08T09:25:36+01:00 2014-03-08T09:25:36+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1454 علیرضا سرداری نویسنده: جمعی از نویسندگان«انی اشهد الله و ملائکه انکما اسخطانی و ما ارضیتمانی لان لقیت النبی لاشکونما؛ خداوند و ملائکه او را شاهد و گواه می گیرم که شما دو نفر(ابوبکر و عمر) مرا به غضب آوردید و رضایت مرا فراهم ننمودید، اگر پیغمبر را ملاقات کنم حتماً از شما شکایت خواهم کرد». و در جای دیگری حضرت زهرا(ع)خطاب به ابوبکر فرمودند: «والله لا دعون علیک فی کل صلاه اصلیها؛ به خدا سوگند در هر نمازی که بخوانم تو را نفرین می کنم».(5)

نارضایتی های حضرت زهرا(ع) در منابع اهل سنت

نویسنده: جمعی از نویسندگان


«انی اشهد الله و ملائکه انکما اسخطانی و ما ارضیتمانی لان لقیت النبی لاشکونما؛ خداوند و ملائکه او را شاهد و گواه می گیرم که شما دو نفر(ابوبکر و عمر) مرا به غضب آوردید و رضایت مرا فراهم ننمودید، اگر پیغمبر را ملاقات کنم حتماً از شما شکایت خواهم کرد».
و در جای دیگری حضرت زهرا(ع)خطاب به ابوبکر فرمودند: «والله لا دعون علیک فی کل صلاه اصلیها؛ به خدا سوگند در هر نمازی که بخوانم تو را نفرین می کنم».(5)


]]>
خواسته های امام حسن مجتبی ( علیه السلام) از شیعیان 2013-12-30T14:00:59+01:00 2013-12-30T14:00:59+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/915 علیرضا سرداری «  بسم الله الرَّحمن الرَّحیم  »آنچه پیش رو دارید، بیان برخی انتظارات و توقّعاتی است که امام حسن مجتبی علیه‏السلام از امت اسلامی؛ بخصوص از شیعیان دارد. امید آنکه در ماه مبارک رمضان ره‏توشه‏ای برای رهروان کوی دوست باشد.   1. خدا محوری از مهمترین انتظاراتی که تمام انبیاء و اولیاء از بندگان خدا، داشته‏اند و دارند این است که مردم در کارها و رفتارها خدا محور باشند و رضایت الهی و خداوندی را در تمام امور محور و اساس قرار دهند. امام حسن مجتبی عل «  بسم الله الرَّحمن الرَّحیم  »

آنچه پیش رو دارید، بیان برخی انتظارات و توقّعاتی است که امام حسن مجتبی علیه‏السلام از امت اسلامی؛ بخصوص از شیعیان دارد. امید آنکه در ماه مبارک رمضان ره‏توشه‏ای برای رهروان کوی دوست باشد.

  1. خدا محوری

از مهمترین انتظاراتی که تمام انبیاء و اولیاء از بندگان خدا، داشته‏اند و دارند این است که مردم در کارها و رفتارها خدا محور باشند و رضایت الهی و خداوندی را در تمام امور محور و اساس قرار دهند. امام حسن مجتبی علیه‏السلام نیز که خود خدا محور و سرا پااخلاص بود، از امت اسلامی و شیعیان خویش توقّع و انتظار دارد که رضایت الهی را محور فعّالیت خویش قرار دهند. این توقّع را گاه با بیان زیان مردم محوری و خارج شدن از محور رضایت الهی ابراز می‏دارد، آنجا که فرمود:«مَنْ طَلَبَ رِضَی اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ کَفاهُ اللّهُ اُمُورَ النّاسِ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَی النّاسِ بِسَخَطِ اللّهِ وَ کَّلَهُ اللّهُ اِلَی النّاسِ؛(3) هر کس رضایت خدا را بخواهد هر چند با خشم مردم همراه شود؛ خداوند او را از امور مردم کفایت می‏کند و هر کس که با به خشم آوردن خداوند دنبال رضایت مردم باشد، خدا او را به مردم وا می‏گذارد.»

و گاه فوائد خدا محوری و در نظر گرفتن رضایت الهی را به زبان می‏آورد و می‏فرماید: «اَنَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ یَهْجُسْ فی قَلْبِهِ اِلاّ الرِّضا اَنْ یَدْعُوَ اللّهَ فَیُسْتَجابُ لَهُ؛(4) من ضمانت می‏کنم برای کسی که در قلب او چیزی نگذرد جز رضا[ی خداوندی]، که خداوند دعای او را مستجاب فرماید.»

مخصوصا در ماه مبارک رمضان که ماه تمرین اخلاص و دستیابی به رضایت الهی است، این توقّع دو چندان می‏شود؛ چرا که هدف اصلی از ماه مبارک رمضان این است که امّت اسلامی و شیعیان برای فتح قلّه رضایت الهی مسابقه دهند و در پایان ماه، همه بر آن قلّه صعود کنند. راوی از حضرت امام حسن علیه‏السلام این مهمّ را چنین نقل می‏کند: امام حسن علیه‏السلام روز عید فطر بر گروهی از مردم گذر کرد که مشغول بازی و خنده بودند، بالای سر آنها ایستاد و فرمود: «اِنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْمارا لِخَلْقِهِ فَیَسْتَبِقُونَ فیهِ بِطاعَتِهِ اِلی مَرْضاتِهِ فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفازُوا وَ قَصَّر آخَرُونَ فَخابُوا؛(5) به راستی، خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه برای خلق خود قرار داده است تا به وسیله طاعت او برای جلب رضایت خداوند بر یکدیگر سبقت گیرند. مردمی سبقت گرفتند و کامیاب گشتند و دیگران کوتاهی کردند و ناکام ماندند.»

رسیدن به رضایت الهی آرزوی تمام انبیاء بوده است. لذا در روایت آمده است که «موسی علیه‏السلام عرض کرد: خدایا! مرا به عملی راهنمایی کن که با انجام آن به رضایت تو دست یابم. خداوند وحی کرد که‏ای فرزند عمران! رضایت من در سختی و گرفتاری تو است که طاقت آن را نداری. موسی به سجده افتاد و مشغول گریه شد...، سرانجام وحی شد که ای موسی! رضایت من در رضایت تو به قضا و تقدیرات من است.»(6)

 

]]>
امام حسن مجتبی 2013-12-30T06:50:24+01:00 2013-12-30T06:50:24+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/913 علیرضا سرداری «  بسم الله الرَّحمن الرَّحیم  »بعد از امیرمؤمنان على (علیه السلام ) مقام امامت به فرزند بزرگوار ایشان امام حسن (علیه السلام ) رسید.مادر امام حسن (علیه السلام ) حضرت فاطمه سرور بانوان دو جهان ، دختر پیامبراسلام ، سیّد رسولان ، حضرت محمد (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) است،كُنیه ایشان ((ابو محمّد)) مى باشد، حضرت در شب نیمه ماه رمضان سال سوّم هجرى (135) در مدینه چشم به این جهان گشودند،مادر ایشان حضرت فاطمه - سلام اللّه عَلَیها - روز هفتم تولد کودک را در پارچه ح
«  بسم الله الرَّحمن الرَّحیم  »


بعد از امیرمؤمنان على (علیه السلام ) مقام امامت به فرزند بزرگوار ایشان امام حسن (علیه السلام ) رسید.

مادر امام حسن (علیه السلام ) حضرت فاطمه سرور بانوان دو جهان ، دختر پیامبراسلام ، سیّد رسولان ، حضرت محمد (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) است،

كُنیه ایشان ((ابو محمّد)) مى باشد، حضرت در شب نیمه ماه رمضان سال سوّم هجرى (135) در مدینه چشم به این جهان گشودند،


مادر ایشان حضرت فاطمه - سلام اللّه عَلَیها - روز هفتم تولد کودک را در پارچه حریر بهشتى - كه جبرئیل آن را براى پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) آورده بود - پیچیده

و نزد پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله وسلّم) آوردند، پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) ایشان را ((حسن )) نامیده و گوسفندى براى این فرزند آسمانی قربانى نمودند،

این مطلب را جمعى ، از امام صادق (علیه السلام ) نقل كرده اند.

امام حسن ( علیه السلام ) از نظر اخلاق وروش وسیادت، شبیه ترین مردم به رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) بودند،

این موضوع را جماعتى از انس بن مالك نقل كرده اند كه او گفت :

(( لَمْ یَكُنْ اَحَدٌ اَشْبَهُ بِرَسُولِ اللّهِ (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) مِنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی )) 1

(( هیچ كس نبود كه مانند حسن بن علی (علیه السلام ) به رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) شباهت داشته باشد ))

روایت شده : حضرت فاطمه - سلام اللّه عَلَیها – در آن هنگام كه رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) در بستر بیمارى و رحلت بودند،امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام ) را به حضور رسول الله (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) آورده و عرض كردند:

(( اى رسول خدا ! این دو نفر، فرزندان تو هستند، پس چیزى را از طریق ارث به آنان برسان ))

پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمودند:

(( اَمَّا الْحَسنُ فَاِنَّ لَهُ هَیْبَتِى وَسَوْدَدِى وَاَمَّا الْحُسَیْنُ فَاِنَّ لَهُ جُودى وَشُجاعَتِى  )) 2

(( اما حسن (علیه السلام ) پس براى اوست وقار و شكوه و بزرگوارى من ،
 و اما حسین (علیه السلام ) پس از براى اوست سخاوت و شجاعت من ))

چهل حدیث از امام حسن علیه السلام

خواسته های امام حسن مجتبی ( علیه السلام) از شیعیان



1.     کتاب بحار الانوار، جلد 43 صفحه 338

2.     کتاب الخصال، جلد 1 صفحه 77
]]>
شهادت حضرت مجتبى علیه السّلام 2013-12-30T06:05:50+01:00 2013-12-30T06:05:50+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1397 علیرضا سرداری زیاد محاربى گوید: هنگامى كه شهادت امام حسن علیه السّلام نزدیك شد برادرش امام حسین علیه السّلام را نزد خود طلبید و گفت: اى برادر من در همین زودى از نزد شما خواهم رفت و به پروردگارم ملحق خواهم شد، در اثر خوردن سم كبدم از هم پاشیده و میدانم كدام شخص به من سم داده است، و محرك قضیه كه بوده است، و من در نزد پروردگار با او مخاصمه خواهم كرد.اكنون اى برادر بحقى كه در گردن تو دارم از این موضوع در گذر و منتظر باش تا خداوند چه پیش آورد، هر گاه روحم از بدن مفارقت كرد، مرا غسل ده و كفن كن و بر تابوت بگذار و
زیاد محاربى گوید: هنگامى كه شهادت امام حسن علیه السّلام نزدیك شد برادرش امام حسین علیه السّلام را نزد خود طلبید و گفت: اى برادر من در همین زودى از نزد شما خواهم رفت و به پروردگارم ملحق خواهم شد، در اثر خوردن سم كبدم از هم پاشیده و میدانم كدام شخص به من سم داده است، و محرك قضیه كه بوده است، و من در نزد پروردگار با او مخاصمه خواهم كرد.
اكنون اى برادر بحقى كه در گردن تو دارم از این موضوع در گذر و منتظر باش تا خداوند چه پیش آورد، هر گاه روحم از بدن مفارقت كرد، مرا غسل ده و كفن كن و بر تابوت بگذار و بطرف قبر جدم ببر تا با وى تجدید عهدى كنم، و پس از این در نزد جده‏ ام فاطمه بنت اسد مرا دفن نما.
زود است بنى امیه و دشمنانم بخیال اینكه میخواهید مرا در نزد پیغمبر دفن كنید جلوى راه شما را بگیرند، و

]]>
ادب جبرئیل در مقابل پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله 2013-12-30T03:01:44+01:00 2013-12-30T03:01:44+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1178 علیرضا سرداری عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ كَانَ جَبْرَئِیلُ إِذَا أَتَى النَّبِیَّ ص قَعَدَ بَیْنَ یَدَیْهِ قِعْدَةَ الْعَبْدِ وَ كَانَ لَا یَدْخُلُ حَتَّى یَسْتَأْذِنَه‏علل الشرائع ؛ ج‏1 ؛ ص7 از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل نمود كه آن حضرت فرمودند:هر گاه جبرئیل محضر نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله مشرّف مى‏ شد در مقابل آن حضرت همچون بندگان مى‏ نشست و بدون اذن هرگز بر آن جناب داخل نمى ‏شد.
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ كَانَ جَبْرَئِیلُ إِذَا أَتَى النَّبِیَّ ص قَعَدَ بَیْنَ یَدَیْهِ قِعْدَةَ الْعَبْدِ وَ كَانَ لَا یَدْخُلُ حَتَّى یَسْتَأْذِنَه‏
علل الشرائع ؛ ج‏1 ؛ ص7
 از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل نمود كه آن حضرت فرمودند:
هر گاه جبرئیل محضر نبىّ اكرم صلّى اللَّه علیه و آله مشرّف مى‏ شد در مقابل آن حضرت همچون بندگان مى‏ نشست و بدون اذن هرگز بر آن جناب داخل نمى ‏شد.

]]>
فقیه و صوفی 2013-11-29T15:04:11+01:00 2013-11-29T15:04:11+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1470 علیرضا سرداری علما و فقها شیعه راههای اثبات احکام دین را چهار چیز می دانند که عبارتند از: 1- کتاب (قرآن) 2- سُنت (حدیث ، فعل ، تقریر معصوم) 3- عقل 4- اجماع که تمامی احکام شرعی شیعیان از این چهار دلیل اثبات می شوند. اما متصوفه عملا این چهار دلیل را قبول ندارند. و تمامی احکام و اعمال خود را بدون در نظر گرفتن این چهار دلیل انجام می دهند. مثال سجده کردن بر قطب ، که در سلسله نعمت الهی گنابادی امری شایع و معمول است ، در حالی که سجده بر غیر خداوند با هر نیتی (اعم از پرستش یا غیر پرستش ) حرام است. و

علما و فقها شیعه راههای اثبات احکام دین را چهار چیز می دانند که عبارتند از:

1- کتاب (قرآن)

2- سُنت (حدیث ، فعل ، تقریر معصوم)

3- عقل

4- اجماع

که تمامی احکام شرعی شیعیان از این چهار دلیل اثبات می شوند. اما متصوفه عملا این چهار دلیل را قبول ندارند. و تمامی احکام و اعمال خود را بدون در نظر گرفتن این چهار دلیل انجام می دهند. مثال سجده کردن بر قطب ، که در سلسله نعمت الهی گنابادی امری شایع و معمول است ، در حالی که سجده بر غیر خداوند با هر نیتی (اعم از پرستش یا غیر پرستش ) حرام است. ولی فقرا و مشایخ این سلسله کاملا نسبت به این موضوع بی اهمیت هستند و اصلا سجده بر قطب را حرام نمی دانند. سجده کردن بر قطب و بسیار مسائل دیگر از این قبیل (مانند نماز خواندن به سمت قطب نه به طرف قبله ، یا نماز خواندن به سمت منزل قطب ،یا نماز خواندن به سمت عکس نورعلی تابنده و ... ) نشان می دهد که متصوفه و بالاخص سلسله گنابادی عملا به احکام اسلامی و مبنای احکام اسلامی پایبند نیستند.

به خاطر همین است که در طول تاریخ شکل گیری فرقه های متصوفه در اسلام ، دچار بدعت های مختلف بوده اند . و کیلومترها فاصله از اسلام ناب محمدی (ص) گرفته اند. دین مانند قلعه است و دیوار های محافظ این قلعه فقه و فقاهت است. حال قلعه ای را فرض کنید که دیوار محافظ نداشته باشد. دیگر این قلعه امن نیست و احتمال هرگونه حمله و گزند را دارد.

دین در نزد متصوفه همین قلعه بدون دیوار است که هر چیزی می تواند وارد آن شود و حتی بسیاری از مُسلّمَات آن حذف شود و زمانی که شما به این دین که در نظر صوفی ها وجود دارد حتی به صورت ظاهری و بدون تحقیق نگاه کنید ، متوجه خواهید شد ، که نمی توان نام آن را اسلام دانست و پیروان آن را مسلمان دانست.

انحراف متصوفه حتی به درجه ای می رسد که حتی مشایخ و بزرگانشان اقرار می کنند که ما مسلمان نیستم و اسلام برای مردمان معمولی است. و تصوف قبل از اسلام نیز بوده است و... . با این توصیفات در مورد تصوف دیگر نمی توان به آنان ایراد گرفت زیرا دیگر آنها در دایره اسلام نبوده و مسلمان نیستند.

منبع:http://tasavof.mihanblog.com/
]]>
اشاره ی شگفت انگیز قرآن به گسترش دائمی فضا 2013-07-14T06:56:26+01:00 2013-07-14T06:56:26+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1469 علیرضا سرداری وَالسَّمَاءَ بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ « و فضا را، ما آنرا با نیروی ویژه بنا کردیم، و این ما هستیم که پیوسته آنرا گسترش می دهیم»! «سماء»: چیزیکه در بالا قرار دارد (بالای سر قرار دارد)، و به بالای هر چیزی سماءِ آن گفته می شود (و به پائین آن زمین آن).  ابتدا به درخت که بالای سر قرار دارد سماء گفته شده و بعد به گیاه تعمیم داده شده

وَالسَّمَاءَ بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ

« و فضا را، ما آنرا با نیروی ویژه بنا کردیم، و این ما هستیم که پیوسته آنرا گسترش می دهیم»!

«سماء»: چیزیکه در بالا قرار دارد (بالای سر قرار دارد)، و به بالای هر چیزی سماءِ آن گفته می شود (و به پائین آن زمین آن).

 ابتدا به درخت که بالای سر قرار دارد سماء گفته شده و بعد به گیاه تعمیم داده شده، و شاید به خاطر اینکه گیاه بالای زمین قرار دارد به آن سماء گفته شده است. سماء در برابر ارض (زمین) مؤنث است و مذکر هم بکار میرود. سماء هم مفرد و هم جمع هر دو می آید و جمع آن سماوات است. سمائی که بمعنی باران است مذکر میآید.

سماء در آیه بمعنی فضاء آمده است و می تواند مجاز باشد،

]]>
گردنه های بعد از مرگ 2013-07-14T05:31:53+01:00 2013-07-14T05:31:53+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1464 علیرضا سرداری بسم الله الرحمن الرحیم رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و اله فرمودند: میان بهشت و بنده هفت گردنه است که آسانتر از همه مرگ است و سخت‎ترین آنهاتوقف در پیشگاه خدای عزوجل است آن گاه که ستمدیدگان گریبان ستمگران را بگیرند. متن حدیث: بین العبد و الجنّه سبع عقاب أهونها الموت و أصعبها الوقوف بین یدی اللَّه تعالى إذا تعلّق المظلومون بالظّالمین.منبع :اندروید اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و اله فرمودند: میان بهشت و بنده هفت گردنه است که آسانتر از همه مرگ است و سخت‎ترین آنهاتوقف در پیشگاه خدای عزوجل است آن گاه که ستمدیدگان گریبان ستمگران را بگیرند.

متن حدیث: بین العبد و الجنّه سبع عقاب أهونها الموت و أصعبها الوقوف بین یدی اللَّه تعالى إذا تعلّق المظلومون بالظّالمین.

منبع :
اندروید اسلامی

]]>
درجه اهل قرآن در بهشت 2013-07-14T05:26:22+01:00 2013-07-14T05:26:22+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1463 علیرضا سرداری امام سجّاد علیه‏ السلام : با قرآن باش ؛ زیرا خداوند بهشت را آفرید … و درجات آن را به اندازه آیات قرآن قرار داد . پس هر که قرآن بخواند ، قرآن به او گوید : بخوان و بالا رو . و هر کس از این افراد وارد بهشت شود در آن جا بلند مرتبه ‏تر از او نخواهد بود مگر پیامبران و صدّیقان . الإمامُ زینُ العابدینَ علیه ‏السلام : علَیکَ بالقُرآنِ ، فإنَّ اللّه‏َ خَلـقَ الجَنّـةَ … وجَعلَ دَرَجاتِها على قَدْرِ آیاتِ القُرآنِ ، فمَن قَرأَ القُرآنَ قالَ لَهُ : إقْرَأْ وارْقَ ، ومَن دَخـلَ مِنهُمُ الج

امام سجّاد علیه‏ السلام :

با قرآن باش ؛ زیرا خداوند بهشت را آفرید … و درجات آن را به اندازه آیات قرآن قرار داد . پس هر که قرآن بخواند ، قرآن به او گوید : بخوان و بالا رو . و هر کس از این افراد وارد بهشت شود در آن جا بلند مرتبه ‏تر از او نخواهد بود مگر پیامبران و صدّیقان .

الإمامُ زینُ العابدینَ علیه ‏السلام :

علَیکَ بالقُرآنِ ، فإنَّ اللّه‏َ خَلـقَ الجَنّـةَ … وجَعلَ دَرَجاتِها على قَدْرِ آیاتِ القُرآنِ ، فمَن قَرأَ القُرآنَ قالَ لَهُ : إقْرَأْ وارْقَ ، ومَن دَخـلَ مِنهُمُ الجَنّةَ لَم یَکُنْ فی الجَنّةِ أعلى دَرَجـةً مِنهُ ما خـلا النَّبِیّونَ والصِّدِّیقـونَ .

بحار الأنوار : ۸ / ۱۳۳ / ۳۹ منتخب میزان الحکمة :
اندروید اسلامی
]]>
حیله های پست قدرتهای پست انحرافی 2013-05-12T08:32:27+01:00 2013-05-12T08:32:27+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1457 علیرضا سرداری در جامعه و فرهنگ اسلامی، سه چهره از زن داریم، یکی زن سنتی و مقدس مأب، یکی چهره زن متجدد و اروپایی مأب که تازه شروع به رشد و تکثیر کرده است، و یکی هم چهره فاطمه علیها سلام و زنان فاطمه وار که هیچ شباهت و وجه مشترکی با چهره ای به نام زن سنتی ندارد. سیمایی که از زن سنتی در ذهن افراد وفادار به مذهب در جامعه ما تصویر شده است با سیمای فاطمه (ع) همان قدر دور و بیگانه است که چهره زن مدرن. این زن سوم، زنی است که می خواهد انتخاب کند، زنی است که نه چهره موروثی


زن

در جامعه و فرهنگ اسلامی، سه چهره از زن داریم،

یکی زن سنتی و مقدس مأب،

یکی چهره زن متجدد و اروپایی مأب که تازه شروع به رشد و تکثیر کرده است،

و یکی هم چهره فاطمه علیها سلام و زنان فاطمه وار که هیچ شباهت و وجه مشترکی با چهره ای به نام زن سنتی ندارد.

سیمایی که از زن سنتی در ذهن افراد وفادار به مذهب در جامعه ما تصویر شده است با سیمای فاطمه (ع) همان قدر دور و بیگانه است که چهره زن مدرن.
این زن سوم، زنی است که می خواهد انتخاب کند، زنی است که نه چهره موروثی را می پذیرد و نه چهره تحمیلی صادراتی پست ترین و پلیدترین دشمنان انسانیت را. هردو را آگاه است و هردو را هم می داند. آنکه به نام سنت تحمیل می شد و در جریان آن به وراثت می رسید، مربوط به اسلام نیست. مربوط به سنتهای دوره پدرسالاریست و حتی آنچه امروز از غرب می آید، نه علم است، نه بشریت است، نه آزادی است، نه انسانیت است و نه مبتنی بر حرمت زن است. مبتنی بر حیله های پست قدرتهای پست انحرافی و تخدیرکننده بورژوازی است.


 


]]>
««««« بلانسبت»»»»» 2013-05-12T07:07:57+01:00 2013-05-12T07:07:57+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1456 علیرضا سرداری مردکی را چشم درد خاست , پیش بیطار رفت که دوا کن. بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند , در دیده ی او کشید و کور شد. حکومت به داور بردند؛ گفت: بَرو هیچ تاوان نیست , اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی . مقصود این سخن آنست تا بدانی که هرآنکه نا آزموده را کار بزرگ فرماید , با آنکه ندامت برد ,بنزدیک خرد مندان به خفت رأی منسوب گردد. ندهد هوشمند روشن رای ...............به فرو مایه کار های خطیر بوریا باف اگرچه بافنده است ..............نبرندش به کارگاه حریر گلستان سعدی حکایت14انتخاب نا آگاهانه ======
مردکی را چشم درد خاست , پیش بیطار رفت که دوا کن. بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند , در دیده ی او کشید و کور شد. حکومت به داور بردند؛ گفت: بَرو هیچ تاوان نیست , اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی .

مقصود این سخن آنست تا بدانی که هرآنکه نا آزموده را کار بزرگ فرماید , با آنکه ندامت برد ,بنزدیک خرد مندان به خفت رأی منسوب گردد.

 
ندهد هوشمند روشن رای ...............به فرو مایه کار های خطیر
بوریا باف اگرچه بافنده است ..............نبرندش به کارگاه حریر

گلستان سعدی حکایت14
انتخاب نا آگاهانه ====== بلانسبت
]]>
ای مرگ مدد کن که من زار بمیرم 2013-03-24T03:59:39+01:00 2013-03-24T03:59:39+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1206 علیرضا سرداری                                                     ای مرگ مدد کن که من زار بمیرم                ای زهر خلاصم کن و بگذار بمیرم       بگذار در این خانه که غمخان
                                             

      ای مرگ مدد کن که من زار بمیرم                ای زهر خلاصم کن و بگذار بمیرم

      بگذار در این خانه که غمخانه من بود           تنها و غریب از ستم یار بمیرم

      بگذار با سوز درون و لب عطشان                 یکبار زنم ناله و صد بار بمیرم

      بگذار که جون فاطمه هنگام جوانی             در خانه ی در بسته ی خود زار بمیرم

      بگذار که بی شیون و آرام شوم آب              چون شمع که سوزد به شب تار بمیرم

      بگذار در این خانه در بسته ی خاموش         از یار کشم محنت و آزار بمیرم

      بگذار چو مرغی که قفس قتلگهش بود         بیگانه و تنها و گرفتار بمیرم

                                        سوز دل من شعله کشد از دل (میثم )

                                        بگذار به هر ناله دو  صد بار بمیرم
]]>
شیعیان راستین 2013-03-10T10:06:26+01:00 2013-03-10T10:06:26+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1162 علیرضا سرداری امام على علیه السلام: «شیعَتُنَا المُتَباذِلونَ فى وِلایَتِنا، اَلمُتَحابّونَ فى مَوَدَّتِنا اَلمُتَزاوِرونَ فى اِحیاءِ اَمرِنا اَلَّذینَ اِن غَضِبوا لَم یَظلِموا وَ اِن رَضوا لَم یُسرِفوا، بَرَكَةٌ عَلى مَن جاوَروا سِلمٌ لِمَن خالَطوا» شیعیان ما كسانى اند كه در راه ولایت ما بذل و بخشش مى كنند، در راه دوستى ما به یكدیگر محبت مى نمایند، در راه زنده نگه داشتن امر و مكتب ما به دیدار هم مى روند. چون خشمیگین شوند، ظلم نمى كنند و چون راضى شوند، زیاده روى نمى كنند، براى همسایگانشان مایه بركت ا
امام على علیه السلام:

«شیعَتُنَا المُتَباذِلونَ فى وِلایَتِنا، اَلمُتَحابّونَ فى مَوَدَّتِنا اَلمُتَزاوِرونَ فى اِحیاءِ اَمرِنا اَلَّذینَ اِن غَضِبوا لَم یَظلِموا وَ اِن رَضوا لَم یُسرِفوا، بَرَكَةٌ عَلى مَن جاوَروا سِلمٌ لِمَن خالَطوا»

شیعیان ما كسانى اند كه در راه ولایت ما بذل و بخشش مى كنند، در راه دوستى ما به یكدیگر محبت مى نمایند، در راه زنده نگه داشتن امر و مكتب ما به دیدار هم مى روند. چون خشمیگین شوند، ظلم نمى كنند و چون راضى شوند، زیاده روى نمى كنند، براى همسایگانشان مایه بركت اند و نسبت به هم نشینان خود در صلح و آرامش اند.

كافى، ج 2، ص 236، ح 24
]]>
گوشه ای از عظمت و بزرگی خداوند 2013-03-10T09:44:30+01:00 2013-03-10T09:44:30+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1175 علیرضا سرداری   یکی از بزرگترین کهکشان های اسمان که منظومه شمسی ما نیز در داخل آن قرار دارد چیزی در حدود 100 تا 120 هزار سال نوزی قطر دارد و همچنین تخمین زده می شود که نزدیک به 200 تا 400 بیلیون ستاره در آن وجود داشته باشد. روی متن کلیک کنید
 
یکی از بزرگترین کهکشان های اسمان که منظومه شمسی ما نیز در داخل آن قرار دارد چیزی در حدود 100 تا 120 هزار سال نوزی قطر دارد و همچنین تخمین زده می شود که نزدیک به 200 تا 400 بیلیون ستاره در آن وجود داشته باشد. روی متن کلیک کنید
]]>
بهترین ادب 2013-03-10T09:25:12+01:00 2013-03-10T09:25:12+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1452 شمیم        بسم الله الرحمن الرحیمامام علی (ع) : «راستگو بودن و پرهیز نمودن از دروغ ، زیباترین اخلاق و بهترین ادب است».اصول کافی ج 8 ص 150
       بسم الله الرحمن الرحیم


امام علی (ع) :


 «راستگو بودن و پرهیز نمودن از دروغ ، زیباترین اخلاق و بهترین ادب است».


اصول کافی ج 8 ص 150

]]>
راه غلبه بر عصبانیت : 2013-03-10T08:02:45+01:00 2013-03-10T08:02:45+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1226 علیرضا سرداری           عصبانیت انسان مثل دیگی است كه انسان آن را باز گذاشته و سر می‌رود. این‌جا انسان باید یكی از سه‌كار را انجام دهد، یا باید آتش زیر دیگ را كم كند، یا محتوای دیگ را كم كند و یا از دیگ بزرگ‌تر استفاده كند. شرح صدر پیدا كردن برای انسان مثل
   
     


عصبانیت انسان مثل دیگی است كه انسان آن را باز گذاشته و سر می‌رود. این‌جا انسان باید یكی از سه‌كار را انجام دهد، یا باید آتش زیر دیگ را كم كند، یا محتوای دیگ را كم كند و یا از دیگ بزرگ‌تر استفاده كند.

شرح صدر پیدا كردن برای انسان مثل

]]>
رشد انسان در نگاه امام صادق علیه السلام 2013-03-10T07:59:39+01:00 2013-03-10T07:59:39+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1109 علیرضا سرداری شکل آغازین جنین که با چشم غیر مسلح دیده نمی شود و رشد هماهنگ اعضاء بدن در کلام امام صادق علیه السلام... روی متن کلیک کنید

شکل آغازین جنین که با چشم غیر مسلح دیده نمی شود و رشد هماهنگ اعضاء بدن در کلام امام صادق علیه السلام... روی متن کلیک کنید
]]>
اشاره ی شگفت انگیز قرآن به حـیـات اولـیـه 2013-03-10T07:48:27+01:00 2013-03-10T07:48:27+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1259 علیرضا سرداری   وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرً‌ا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرً‌ا ۗ وَكَانَ رَ‌بُّكَ قَدِیرً‌ا ﴿٥٤﴾   سوره الفرقان «و این خدا بود که موجود بی ریش و پشمی را در آب آفرید، مدت کوتاهی بعد خلقـت آنرا نـَسَبی (یعنی: از خود آن) و از طریق جفت گیری قرار داد». « بَـشَـر» در آیه به مـعـنی: موجود بی مو و ریش و پشم و پولک است که از جمله معانی آن است. ( و به انسان به اعت



  وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرً‌ا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرً‌ا ۗ وَكَانَ رَ‌بُّكَ قَدِیرً‌ا ﴿٥٤﴾   سوره الفرقان

«و این خدا بود که موجود بی ریش و پشمی را در آب آفرید، مدت کوتاهی بعد خلقـت آنرا نـَسَبی (یعنی: از خود آن) و از طریق جفت گیری قرار داد».

« بَـشَـر» در آیه به مـعـنی: موجود بی مو و ریش و پشم و پولک است که از جمله معانی آن است. ( و به انسان به اعتبار «بی ریش و پشم» بودن وی نسبت به سایر مـوجودات بَـشَـر اطلاق شـده است). بَـشَـر در آیه به معـنی: « لخت» نیز می تواند باشد که از معانی آن است.

«صَـهْـر» در اصل به معنی: گداخـتن و ذوب نمودن و پیوند خوردن است.

]]>
حیوانات انسان نما در قرآن 2013-03-10T07:42:47+01:00 2013-03-10T07:42:47+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1077 علیرضا سرداری بعد از خواندن این آیه روی متن کلیک کنید تا یکی از شگفتی های خلقت را ببینید وَلَقَدْ ذَرَ‌أْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِیرً‌ا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَّا یُبْصِرُ‌ونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا یَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَـٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَبه یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها [= عقلها] یی دارند که با آن (اندیشه نمی‌کنند، و) نمی‌فهمند؛ و
بعد از خواندن این آیه روی متن کلیک کنید تا یکی از شگفتی های خلقت را ببینید

وَلَقَدْ ذَرَ‌أْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِیرً‌ا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَّا یُبْصِرُ‌ونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا یَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَـٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ
به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها [= عقلها] یی دارند که با آن (اندیشه نمی‌کنند، و) نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوشهایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند ( چرا که به همانند حیوانات به جهان پیرامون خود می نگرند و نه با دیده ی عبرت )       روی متن کلیک کنید
]]>
اشاره ی جالب و دقیق قرآن به ملکول دی ان ای 2013-03-10T07:38:00+01:00 2013-03-10T07:38:00+01:00 tag:http://bargemarefat.mihanblog.com/post/1086 علیرضا سرداری «انـسان از چیز عَـجَـل واری آفریده شده است. آیات خود را "در آینده" به شما نشان خواهم داد. بنابـر ایـن بیتابی نکنید».واژه «عَـجَـل»در مـعـنی دوم خـود بـطور ضمنی و تلویحی به یکسری از مواردی که به نوعی و به نحوی کار را شتاب می بخشند اطلاق شده است. مانند:زنجیر ـــ پله ـــ بـسـته طناب مـرتب جمع شـده... روی متن کلیک کنید

«انـسان از چیز عَـجَـل واری آفریده شده است. آیات خود را "در آینده" به شما نشان خواهم داد. بنابـر ایـن بیتابی نکنید».واژه «عَـجَـل»در مـعـنی دوم خـود بـطور ضمنی و تلویحی به یکسری از مواردی که به نوعی و به نحوی کار را شتاب می بخشند اطلاق شده است. مانند:زنجیر ـــ پله ـــ بـسـته طناب مـرتب جمع شـده... روی متن کلیک کنید

]]>