تبلیغات
بــــــرگ مـــعــرفـــــت - مطالب اردیبهشت 1393
 
بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393
ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻢ ﻛﺠﺎ ﺑﻮﺩﻡ ﻛﺠﺎ ﻫﺴﺘﻢ // ﺍﮔﺮ ﻋﺎﻗﻞ ﺍﮔﺮ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺴﺘﻢ//
 ﺑﺮﺍﻧﻴﺪﻡ ﺑﺨﻮﺍﻧﻴﺪﻡ ﺑﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﻭ ﮔﻮﻳﻢ //ﻛﻪ ﺍﺯ ﺟﻮﻱ ﺷﻤﺎ ﺳﻴﺮﺍﺏ ﻭ ﺍﺯ ﺟﺎﻡ ﺷﻤﺎ ﻣﺴﺘﻢ //
ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺑﺎﻛﻲ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺯ ﺁﺗﺶ ﺩﻭﺯﺥ// ﭼﻪ ﻏﻢ ﮔﺮ ﺑﺎﺭ ﻣﻦ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﺍﮔﺮ ﺧﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩ ﺩﺳﺘﻢ //
ﺗﻮﻟﺎﻱ ﺷﻤﺎ ﻧﻮﺭ ﻭﻟﺎﻳﺖ ﺩﺍﺩ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﻢ//  ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺍﺭﻡ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﺯﻝ ﺟﺴﺘﻢ //
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﻱ ﻋﻄﺮ ﮔﻞ ﻧﺮﻭﻳﺪ ﺍﺯ ﻧﻔﺴﻬﺎﻳﻢ //ﻛﻪ ﺧﺎﺭﻱ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺩﺭ ﮔﻠﺒﻦ ﻣﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﺭﺳﺘﻢ//
ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺠﻴﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﺎﺯ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻢ //ﺍﻟﺎ ﺁﻝ ﭘﻴﻤﺒﺮ ﻣﻦ ﺳﮓ ﻛﻮﻱ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻢ//
ﻧﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻏﺪﻳﺮ ﺧﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺩﺍﻣﻦ ﺣﻴﺪﺭ// ﻛﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺜﺖ ﺑﺮ ﻋﻠﻲ ﻭ ﺁﻝ ﭘﻴﻮﺳﺘﻢ //
ﻋﺠﺐ ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﻲ ﻳﺎ ﻋﻠﻲ ﮔﻔﺘﻢ //ﻛﻪ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺧﻠﻘﺖ ﺧﻮﺩ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﻏﻴﺮ ﺷﻤﺎ ﺷﺴﺘﻢ//
 ﻋﻄﺎ ﺩﻳﺪﻡ ﺧﻄﺎ ﻛﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ ﺭﻭ ﻧﮕﺮﺩﺍﻧﺪﻡ// ﻧﻤﻚ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﻧﻤﻜﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﻜﺴﺘﻢ ﻋﻬﺪ ﻧﺸﻜﺴﺘﻢ 
حاج غلامرضا سازگار


نوع مطلب : کشکول، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 23 اردیبهشت 1393
بسم الله الرحمن الرحیم
/سکان زمین و آسمان است علی
/سلطان همه جهانیان است علی
/آوازه ی او ز هفت اقلیم رسد
/مشهور به هفت آسمان است علی
/برتر ز علی رب جلی خلق نكرد
/آقای همه بهشتیان است علی

ولادت اولین ستاره آسمان امامت و ولایت مانند ولادت سایر كودكان بسادگى و بطور عادى نبود بلكه با تحولات عجیب و معنوى توأم بوده است. مادر این طفل خدا پرست بوده و با دین حنیف ابراهیم زندگى میكرد و پیوسته بدرگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مینمود كه وضع این حمل را بر او آسان گرداند زیرا تا به این كودك حامل بود خود را مستغرق در نور الهى میدید و گوئى از ملكوت اعلى بوى الهام شده بود كه این طفل با سایر موالید فرق بسیار دارد.

شیخ صدوق و فتال نیشابورى از یزید بن قعنب روایت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بودیم كه فاطمه بنت اسد مادر امیر المؤمنین در حالیكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدایا من به تو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمده‏اند ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق میكنم و اوست كه این بیت عتیق را بنا نهاده است بحق آنكه این خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، یزید بن قعنب گوید ما به چشم خود دیدیم كه خانه كعبه از پشت (مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گردید و دیوار بهم بر آمد چون خواستیم قفل درب خانه را باز كنیم گشوده نشد لذا دانستیم كه این كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بیرون آمد و در حالیكه امیر المؤمنین علیه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زیرا آسیه خدا را به پنهانى پرستید در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مریم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانید تا از خرماى تازه چید و خورد(و هنگامیكه در بیت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسید كه از اینجا بیرون شو اینجا عبادتگاه است و زایشگاه نیست) و من داخل خانه خدا شدم و از میوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بیرون آیم هاتفى ندا كرد :

اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرماید من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأدیبش كردم و او را به غامض علم خود آگاه گردانیدم و اوست كه بتها را از خانه من میشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گوید و مرا تقدیس و تمجید نماید خوشا بر كسیكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانیش كند. (1)

و چنین افتخار منحصر بفردى كه براى على علیه السلام در اثر ولادت در اندرون كعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آینده بدست نیامده است و این سخن حقیقتى است كه اهل سنت نیز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانكه ابن صباغ مالكى در فصول المهمه گوید:

و لم یولد فى البیت الحرام قبله احد سواه و هى فضیلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته. (2)
یعنى پیش از آنحضرت احدى در خانه كعبه ولادت نیافت مگر خود او واین فضیلتى است كه خداى تعالى به على علیه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجلیل و تكریم نمایند.

و چون نام آنحضرت على گذاشته شد نام حیدر جزو سایر القاب بر او اطلاق گردید و از القاب مشهورش حیدر و اسد الله و مرتضى و امیر المؤمنین و اخو رسول الله بوده و كنیه آنجناب ابو الحسن و ابوتراب است.

مادرش او را در حرم خدا زائید در حالیكه بیت و مسجد الحرام آستانه او بود. آن مادر نورانى كه لباسهاى پاكیزه ببر داشت و خود پاكیزه بود و مولود او و محل ولادت نیز پاكیزه بود. در شبى كه ستاره‏هاى منحوسش ناپیدا بوده و سعیدترین ستاره بهمراه ماه پدید آمده بود . قابله‏هاى(دنیا) هیچ مولودى را مانند او لباس نپوشاینده‏اند(یعنى هرگز مولودى مانند او بدنیا نیامده) بجز پسر آمنه محمد پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم.

-------------------
منابع :
(1) امالى صدوق مجلس 27 حدیث 9 روضة الواعظین جلد 1 ص 76بحار الانوار جلد 35 ص 8ـكشف الغمه ص .19
(2) فصول المهمه ص .14
-------------------

التماس دعا

Link: لینک "دانلود نرم افزار قرآن صوتی حبل المتین"

Web: www.mth-co.ir
منبع: نرم افزار باد صبا


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 23 اردیبهشت 1393
گفتند: ای ابامره در مورد علی (علیه السلام) چیزی بگو. گفت: ای پیمان شکنان و بی دینان، بدانید من در میان جن ها 12000 سال عبادت کردم و نیز 12000 سال دیگر نیز در میان فرشتگان در آسمان عبادت کردم. در آن محل که مشغول ذکر خدا بودیم، نوری خیره کننده از کنار ما گذشت. همه ی فرشتگان به سجده افتادند، گفتند: «سبوح قدوس» این نور فرشته ی مقرب و یا نبی مرسل نیست، این نور طینت علی بن ابی طالب (علیه السلام) است.(1)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393
سماعه گوید خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم و جمعى از دوستانش هم حضور داشتند كه ذكر عقل و جهل به میان آمد حضرت فرمود: عقل و لشكرش و جهل و لشكرش را بشناسید، سماعه گوید من عرض كردم قربانت گردم غیر از آنچه شما به ما فهمانیده‏اید نمى‏دانیم. حضرت فرمود: خداى عزوجل عقل را از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید و آن مخلوق اول از روحانیین است پس بدو فرمود: پس رو او پس رفت سپس فرمود پیش آى پیش آمد خداى تبارك و تعالى فرمود: ترا با عظمت آفریدم و بر تمام آفریدگانم شرافت بخشیدم سپس جهل را تاریك و از دریاى شور و تلخ آفرید به او فرمود پس رو پس رفت فرمود پیش بیا پیش نیامد فرمود: گردن كشى كردى؟ او را از رحمت خود دور ساخت سپس براى عقل هفتاد و پنج لشكر قرار داد. چون جهل مكرمت و عطاء خدا را نسبت به عقل دید دشمنى او را در دل گرفت و عرض كرد پروردگارا این هم مخلوقى است مانند من. او را آفریدى و گرامیش داشتى و تقویتش نمودى من ضد او هستم و بر او توانایى ندارم آنچه از لشكر به او دادى به من هم عطا كن فرمود بلى مى‏دهم ولى اگر بعد از آن نافرمانى كردى ترا و لشكر تو را از رحمت خود بیرون مى‏كنم عرض كرد خشنود شدم پس هفتاد و پنج لشكر به او عطا كرد. و هفتاد و پنج لشكرى كه به عقل عنایت كرد (و نیز هفتاد و پنج لشكر جهل) بدین قرار است:
نیكى و آن وزیر عقل است و ضد او را بدى قرار داد؛ كه آن وزیر جهل است؛ و ایمان و ضد آن كفر؛ و تصدیق حق و ضد آن انكار است؛ و امیدوارى و ضد آن نومیدى؛ و دادگرى و ضد آن ستم؛ و خشنودى و ضد آن قهر و خشم؛ و سپاسگذارى و ضد آن ناسپاسى؛ و چشمداشت رحمت خدا و ضد آن یأس از رحمتش؛ و توكل و اعتماد به خدا و ضد آن حرص و آز؛ و نرم دلى و ضد آن سخت دلى؛ و مهربانى و ضد آن كینه توزى و دانش و فهم و ضد آن نادانى؛ و شعور و ضد آن حماقت؛ و پاكدامنى و ضد آن بى‏باكى و رسوائى و پارسائى و ضد آن دنیا پرستى؛ و خوشرفتارى و ضد آن بدرفتارى؛ و پروا داشتن و ضد آن گستاخى؛ و فروتنى و ضد آن خودپسندى؛ و آرامى و ضد آن شتابزدگى؛ و خردمندى و ضد آن بى‏خردى و خاموشى و ضد آن پرگوئى؛ و رام بودن و ضد آن گردنكشى؛ و تسلیم حق شدن و ضد آن تردید كردن، و شكیبایى و ضد آن بى‏تابى؛ و چشم پوشى و ضد آن انتقامجوئى؛ و بى‏نیازى و ضد آن نیازمندى؛ و به یاد داشتن و ضد آن بى‏خبر بودن؛ و در خاطر نگه داشتن و ضد آن فراموشى؛ و مهرورزى و ضد آن دورى و كناره‏گیرى؛ و قناعت و ضد آن حرص و آز؛ و تشریك مساعى و ضد آن دریغ و خوددارى؛ و دوستى و ضد آن دشمنى؛ پیمان دارى و ضد آن پیمانشكنى؛ و فرمانبرى و ضد آن نافرمانى سرفرودى و ضد آن بلندى جستن؛ و سلامت و ضد آن مبتلا بودن؛ و دوستى و ضد آن تنفر و انزجار؛ و راستگوئى و ضد آن دروغگوئى؛ و حق و درستى و ضد آن باطل و نادرستى؛ و امانت و ضد آن خیانت؛ و پاكدلى و ضد آن ناپاكدلى؛ و چالاكى و ضد آن سستى و زیركى و ضد آن كودنى؛ و شناسایى و ضد آن ناشناسائى؛ و مدارا و رازدارى و ضد آن رازفاش كردن؛ و یك روئى و ضد آن دغلى؛ و پرده پوشى و ضد آن فاش كردن؛ و نماز گزاردن و ضد آن تباه كردن نماز؛ و روزه گرفتن و ضد آن روزه خوردن؛ و جهاد كردن و ضد آن فرار از جهاد؛ و حج گزاردن و ضد آن پیمان حج شكستن و سخن نگهدارى و ضد آن سخنچینى؛ و نیكى به پدر و مادر و ضد آن نافرمانى پدر و مادر؛ و با حقیقت بودن و ضد آن ریاكارى؛ و نیكى و شایستگى و ضد آن زشتى و ناشایستگى؛ و خودپوشى و ضد آن خود آرائى و تقیه و ضد آن بى‏پروائى؛ و انصاف و ضد آن جانبدارى باطل؛ و خودآرائى براى شوهر و ضد آن زنا دادن؛ و پاكیزگى و ضد آن پلیدى؛ و حیا و آزرم و ضد آن بى‏حیائى؛ و میانه روئى و ضد آن تجاوز از حد؛ و آسودگى و ضد آن خود را به رنج انداختن؛ و آسان‏گیرى و ضد آن سختى گیرى؛ و بركت داشتن و ضد آن بى‏بركتى؛ و تن درستى و ضد آن گرفتارى؛ و اعتدال و ضد آن افزون طلبى؛ و موافقت با حق و ضد آن پیروى از هوس و سنگینى و متانت و ضد آن سبكى و جلفى؛ و سعادت و ضد آن شقاوت؛ و توبه و ضد آن؛ اصرار برگناه؛ و طلب آمرزش و ضد آن بیهوده طمع بستن؛ و دقت و مراقبت و ضد آن سهل‏انگارى؛ دعا كردن و ضد آن سرباز زدن؛ و خرمى و شادابى و ضد آن سستى و كسالت؛ و خوشدلى و ضد آن اندوهگینى؛ مأنوس شدن و ضد آن كناره گرفتن و سخاوت و ضد آن بخیل بودن.
پس تمام این صفات ( هفتاد و پنج گانه) كه لشگریان عقلند جز در پیغمبر و جانشین او و مؤمنینى كه خدا دلش را به ایمان آزموده جمع نشود اما دوستان دیگر ما برخى از اینها را دارند و متدرجا همه را دریابند و از لشكریان جهل پاك شوند آنگاه با پیغمبران و اوصیاءشان در مقام اعلى همراه شوند و این سعادت جز با شناختن عقل و لشكریانش و دورى از جهل و لشكریانش به دست نیاید خدا ما و شما را به فرمانبرى و طلب ثوابش موفق دارد.(در متن جنود عقل و جهل را هفتاد و پنج ذكر كرده و در توجیه هفتاد و هشت و ظاهرا بعضى به عبارت دیگر تكرار شده).



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی