تبلیغات
بــــــرگ مـــعــرفـــــت - مطالب دی 1391
 
بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر

1بیعت ابو بكر
كیفیت غسل و نماز بر پیامبر صلى اللَّه علیه و آله‏
كیفیت بیعت مردم با ابو بكر
اوّلین کسی که با ابو بكر بیعت کرد
ابلیس از غدیر تا سقیفه‏
2 اتمام حجت امیر المؤمنین علیه السّلام‏
كمك خواهى اصحاب كساء بر در خانه ‏هاى مهاجرین و انصار
جمع قرآن و دعوت به آن‏
اتمام حجت بر ابو بكر در القاب ادّعایى‏
كمك خواهى اصحاب كساء از صحابه براى بار چهارم‏
3 شهادت حضرت زهرا علیها السّلام‏
نقشه حمله به خانه حضرت‏
آتش زدن در خانه و مجروح شدن حضرت زهرا علیها السّلام بدست عمر
دفاع امیر المؤمنین علیه السّلام از حضرت زهرا علیها السّلام‏
دستور ابو بكر براى حمله و آتش زدن خانه‏
مجروح شدن حضرت زهرا علیها السّلام بدست قنفذ
4 بیعت اجبارى امیر المؤمنین علیه السّلام‏
على علیه السّلام، از خانه تا مسجد
ورود بى‏ اجازه به خانه حضرت زهرا علیها السّلام
سخنان امیر المؤمنین علیه السّلام هنگام ورود به مسجد
شهادت حضرت زهرا و محسن علیهما السّلام‏
حدیث جعل كردن ابو بكر
افشاى اسرار اصحاب صحیفه ملعونه‏
جواب حدیث جعلى ابو بكر
دفاع مقداد و سلمان و ابو ذر از امیر المؤمنین علیه السّلام‏
تهدید عمر به قتل براى بیعت‏
دفاع امّ ایمن و بریده اسلمى از امیر المؤمنین علیه السّلام‏
كیفیت بیعت اجبارى امیر المؤمنین علیه السّلام‏
بیعت زبیر و سلمان و ابو ذر و مقداد
5 اتمام حجّت اصحاب امیر المؤمنین علیه السّلام‏
سخنان سلمان بعد از بیعت
سخنان ابو ذر بعد از بیعت‏
سخنان امیر المؤمنین علیه السّلام بعد از بیعت‏
اصحاب صحیفه در تابوت جهنم‏
عثمان لعنت‏شده پیامبر صلى اللَّه علیه و آله‏
پیشگوئى از ارتداد زبیر
شباهت مسلمین به بنى اسرائیل‏


نوع مطلب : داستان خلافت ابلیس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند



قَالَ أَبَانٌ قَالَ سُلَیْمٌ وَ سَمِعْتُ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ع یَقُولُ‏ إِنَّ الْأُمَّةَ سَتَفْتَرِقُ عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِینَ فِرْقَةً اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِرْقَةً فِی النَّارِ وَ فِرْقَةٌ فِی الْجَنَّةِ وَ ثَلَاثَ عَشْرَةَ فِرْقَةً مِنَ الثَّلَاثِ وَ السَّبْعِینَ تَنْتَحِلُ مَحَبَّتَنَا «1» أَهْلَ الْبَیْتِ وَاحِدَةٌ [مِنْهَا] «2» فِی الْجَنَّةِ وَ اثْنَتَا عَشْرَةَ فِی النَّارِ وَ أَمَّا الْفِرْقَةُ [النَّاجِیَةُ] «3» الْمَهْدِیَّةُ [المؤملة] «4» الْمُؤْمِنَةُ الْمُسْلِمَةُ الْمُوَافِقَةُ الْمُرْشَدَةُ فَهِیَ الْمُؤْتَمِنَةُ «5» بِی الْمُسَلِّمَةُ لِأَمْرِی الْمُطِیعَةُ «6» لِی الْمُتَبَرِّئَةُ مِنْ عَدُوِّی الْمُحِبَّةُ لِی وَ الْمُبْغِضَةُ لِعَدُوِّی الَّتِی قَدْ عَرَفَتْ حَقِّی وَ إِمَامَتِی وَ فَرْضَ طَاعَتِی مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ [فَلَمْ تَرْتَدَّ] «7» وَ لَمْ تَشُكَّ لِمَا قَدْ نَوَّرَ اللَّهُ فِی قَلْبِهَا مِنْ مَعْرِفَةِ حَقِّنَا «8» وَ عَرَّفَهَا مِنْ فَضْلِهَا وَ أَلْهَمَهَا وَ أَخَذَهَا بِنَوَاصِیهَا فَأَدْخَلَهَا فِی شِیعَتِنَا حَتَّى اطْمَأَنَّتْ [قُلُوبُهَا] «9» وَ اسْتَیْقَنَتْ یَقِیناً لَا یُخَالِطُهُ شَكٌ‏ أَنِّی أَنَا وَ أَوْصِیَائِی‏ «10» بَعْدِی إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ



نوع مطلب : گوناگون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


بعد از اعتراض  ابو المختار بن ابى الصعق‏ به عمر در باره ی تضییع بیت المال  ابن غلاب مصری در جواب ابوالمختار گفت «به ابو المختار خبر مى‏ دهم كه من نزد او آمدم در حالى كه نه با او فامیل بودم و نه رابطه دامادى داشتم. میراثى كه به ارث برده باشم و صدقاتى كه از اسیر كردن و غدر و حیله بدست آورده باشم نداشتم. این اموال را با دویدن ‏هاى متصل در هر غارتى و صبر در آن هنگام كه مرگ پشت سر نیزه ‏ها بود بدست آورده ‏ام كه با زره كامل بلندى كه دانه‏ هاى آن سینه را مى ‏پوشاند و با شمشیرى بلند آن را از خود دفع مى‏ كردم.
سلیم مى‏گوید: عمر بن خطاب در آن سال از همه عمّالش نصف اموالشان را بخاطر شعر ابو المختار بعنوان غرامت گرفت، ولى از قنفذ عدوى هیچ نگرفت در حالى كه او هم از عمّالش بود

عبّاس به على علیه السّلام گفت: چه چیزى عمر را مانع شد كه از قنفذ هم مانند سایر كارگزارانش غرامت بگیرد؟
امیر المؤمنین علیه السّلام نگاهى به اطرافیانش كرد و چشمانش پر از اشك شد و فرمود: عمر خواست بدین وسیله از قنفذ بخاطر ضربتى كه با تازیانه به فاطمه علیها السّلام زد تشكر كرده باشد «1». همان ضربتى كه فاطمه علیها السّلام از دنیا رفت در حالى كه اثر آن بر بازویش مانند دستبند باقى مانده بود «2».

سپس فرمود: تعجّب است از محبّت این مرد (عمر) و رفیقش قبل از او (ابو بكر) كه در قلوب این امّت جاى گرفته و تعجب است  تسلیم آنان در برابر او در هر چیزى كه بدعت گذاشته است.

یک سوال مهم
اگر كارگزاران عمر خائن بودند و این اموال در دست آنان به خیانت جمع شده بود، او حقّ نداشت آنان را رها كند و باید همه را مى‏ گرفت چرا كه غنیمت مسلمانان است. پس چرا نصف آن را گرفته و نیم دیگر را در دست آنان باقى گذاشت؟!
و اگر خائن نبودند عمر حق نداشت چیزى از اموال آنان را نه كم و نه زیاد بگیرد.
پس چرا نیمى از آن را گرفت؟ حتى اگر به خیانت در دست آنها بود ولى خودشان اقرار نكردند و شاهدى هم بر علیه آنان وجود نداشت براى او حلال نبود نه كم و نه زیاد چیزى از آنان بگیرد.
عجیب‏تر این است كه آنان را بر سر كارهایشان باز گردانید! اگر خائن بودند جایز نبود آنان را دوباره بكار گیرد، و اگر خائن نبودند اموال آنها برایش حلال نبود.

قابل توجه اهل سنت
تعجب امیر المؤمنین علیه السّلام از بدعت پسندى مردم‏

سپس على علیه السّلام رو به جمعیت كرد و فرمود: تعجب است از قومى كه مى‏بینند سنّت پیامبرشان كم كم و دسته دسته تبدیل و تغییر مى‏یابد و با این همه راضى مى‏شوند و انكار نمى‏كنند بلكه در دفاع از بدعتها غضب مى‏كنند و كسانى را كه ایراد بگیرند و آن را انكار كنند سرزنش مى‏نمایند. سپس قومى بعد از ما مى‏ آیند و بدعت و ظلم و از پیش خود ساخته‏هاى او را تابع مى‏شوند و بدعتهاى او را سنّت و دین مى‏شمارند و به وسیله آن به پیشگاه پروردگار تقرّب مى‏ جویند.


هلالى، سلیم بن قیس، أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم بن قیس هلالی، 1جلد، نشر الهادی - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1416 ق.
______________________________
 (1) «الف»: ما شكایت مى‏كنیم از زدن او فاطمه علیها السّلام را.
 (2) «ب»: بر بازوى او دیده مى‏شد. «د»: در بازوى او اثر كرده بود.
أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم ؛   ؛ ص332



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

لابد فردا می خوان ادعا کنند که قرآن هم بر زرتشت نازل شده و همه رو به آیین زرتشتی دعوت کنند اما با کدام مدرک؟ معلوم نیست

مِنْ خَطِّ الشَّهِیدِ رَحِمَهُ اللَّهُ‏ قِیلَ لِلصَّادِقِ علیه السلام

 عَلَى مَا ذَا بَنَیْتَ أَمْرَكَ فَقَالَ عَلَى أَرْبَعَةِ أَشْیَاءَ عَلِمْتُ أَنَّ عَمَلِی لَا یَعْمَلُهُ غَیْرِی فَاجْتَهَدْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُطَّلِعٌ عَلَیَّ فَاسْتَحْیَیْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ رِزْقِی لَا یَأْكُلُهُ غَیْرِی فَاطْمَأْنَنْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ آخِرَ أَمْرِی الْمَوْتُ فَاسْتَعْدَدْتُ.


 بخط شهید رحمه اللَّه نوشته است به حضرت صادق (ع) عرضكردند
كار خود را بر چه چیز بنا كرده‏ اى؟ فرمود بر چهار چیز: 1- فهمیدم كه عمل مرا دیگرى انجام نمی دهد پس بكوشش پرداختم. 2- دانستم كه خداوند بر حال من اطلاع دارد خجالت كشیدم. 3- فهمیدم روزى مرا دیگرى نخواهد خورد آرامش یافتم. 4- و دانستم بالاخره بسوى مرگ میروم به همین جهت آماده آن شدم.


مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.
بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏75 ؛ ص228

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) لِسَلَمَةَ بْنِ كُهَیْلٍ وَ الْحَكَمِ بْنِ عُتَیْبَةَ شَرِّقَا وَ غَرِّبَا فَوَ اللَّهِ لَا تَجِدَانِ عِلْماً صَحِیحاً إِلَّا شَیْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ .

امام باقر(علیه السلام) فرمود:
 شرق عالم و غرب عالم بروید قسم به یكتایی خداوند هیچ علم صحیحی نیست مگر این كه از ما اهل بیت صادر شده است.
وسائل‏الشیعة، ج 21، ص477، باب استحباب تعلیم الأولاد.


نوع مطلب : روایات، 
برچسب ها : مرگ، گفتار حکیمانه، زرتشت، گفتار حکیمانه زرتشت، از زرتشت پرسیدند، سخن زرتشت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

وَ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ‏ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ إِنَّ مَلَكَ الْمَوْتِ إِذَا نَزَلَ لِقَبْضِ رُوحِ الْفَاجِرِ نَزَلَ مَعَهُ سَفُّودٌ مِنْ نَارٍ قَالَ عَلِیٌّ ع یَا رَسُولَ اللَّهِ فَهَلْ یُصِیبُ ذَلِكَ أَحَداً مِنْ أُمَّتِكَ قَالَ نَعَمْ حَاكِماً جَائِراً وَ آكِلَ مَالِ الْیَتِیمِ وَ شَاهِدَ الزُّورِ وَ إِنَّ شَاهِدَ الزُّورِ یَدْلَعُ لِسَانَهُ فِی النَّارِ كَمَا یَدْلَعُ الْكَلْبُ لِسَانَهُ فِی الْإِنَاء

 از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام روایت شده كه رسول خدا فرمود همانا ملك الموت هر گاه براى قبض روح فاجر بیاید سیخ‏هائى از آتش  با اوست
على علیه السّلام عرضكرد: اى رسول خدا آیا آن سیخ‏ها بكسى از امت شما می رسد فرمود: بلى به حاكم ستمگر و خورنده‏ ى مال یتیم و به كسى كه شهادت به ناحق بدهد و همانا گواهى دهنده ‏ى به ناحق زبانش را در آتش زند و آن را بلیسد مانند سگى كه ظرف را مى‏ لیسد.


إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی) ؛ ج‏1 ؛ ص188
دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی)، 2جلد، الشریف الرضی - قم، چاپ: اول، 1412ق.



نوع مطلب : روایات، 
برچسب ها : عزرا ئیل، جان دادن، شهادت دروغ، لحظه جان دادن،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 25 دی 1391
امام صادق علیه السلام:

«اَلمُؤمِنُ اِذا غَضِبَ لَم یُخرِجهُ غَضَبُهُ مِن حَقٍّ وَاِذا رَضِىَ لَم یُدخِلهُ رِضاهُ فى باطِلٍ وَالَّذى اِذا قَدَرَ لَم یَأخُذ اَكثَرَ مِمّا لَهُ»

مؤمن چون خشمگین شود، خشمش او را از حق بیرون نبرد و چون خشنود شود، خشنودیش او را به باطل نكشاند و چون قدرت یابد بیش از حقّ خود نگیرد.

بحارالأنوار، ج78، ص209، ح85


نوع مطلب : روایات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 در میان حیوانات، تنها انسان با حیاست

اى مفضّل! در آنچه كه خداوند جلیل القدر و عظیم الغناء در میان‏ آفریدگان تنها انسان را به آن آراست بنگر. مقصودم «حیا» ست.
اگر حیا نبود انسان هیچ گاه میهمان نمى‏ پذیرفت، به وعده وفا نمى ‏كرد، نیازها
را برآورده نمى‏ ساخت، از نیكی ها بر حذر بود و بدیها را مرتكب مى‏ شد.
بسیارى از امور لازم و واجب نیز به خاطر حیا انجام مى‏ شود. بسیارى از مردم هستند كه اگر حیا نمى‏ كردند و شرمگین نمى‏ شدند،



نوع مطلب : نشانه ها، 
برچسب ها : حیا، شرم، خجالت، با حیا، حیوان با حیا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی