بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر

بهاییت سکولار

اسامی ا ین افراد به شرح زیر بود:
1- ایادی امرالله چارلز میسن ریمی
2- ایادی امرالله روحیه خانم ماكسول
3- ایادی امرالله املیا كالیز
4- ایادی امرالله لروی لیواین
5- ایادی امرالله علی اكبر فروتن
6
/



نوع مطلب : نقد و برسی بهائیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
بخش بیست وپنجم: منجلاب فساد

آنها با وجودی كه در ظاهر دخالت در سیاست را نفی می كنند اما در تمام سخنرانی ها و كتاب ها و آموزه های خود، دخالت در همه امور آن هم دخالت تمام و كمال را خواستارند. دیوید كیپز نماینده بهایی های فرانسه، در مراسم یكصد و پنجاهمین سال پایه گذاری فرقه ضاله بهائیت، می گوید:

/



نوع مطلب : نقد و برسی بهائیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بخش آخر

این نحوه تبلیغ در امریكا مرسوم گردید و باعث شد كه امربهائی در سانفراسیسكو و اطراف منتشر گردد»(158).
او از كسانی است كه در تصویب ساختمان مشرق الاذكار و جمع آوری اعانات نقش بسزایی داشت...

/



نوع مطلب : نقد و برسی بهائیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 29 فروردین 1391
تاریخچه بهائیت
 
مطالبی پیرامون واقعیات فرقه بهائیت و چگونگی شکل گیری آن....
 


نوع مطلب : فرق و ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 29 فروردین 1391

مصائب


امیدوارم انشاالله در مصائب و سختی ها، چه دنیایی و چه آخرتی، اگر خدای نخواسته گرفتار می شوید، هر چه می توانید کم بگویید و پیش خودتان نگه دارید.

خدا لطف می کند آن درد زود خوب می شود.


(طوبای محبت، جلد دو، صفحه 218)



نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها : درد، مصائب،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
محال است محب اهل بیت (ع) معصیت را دوست بدارد





وقتی از خدا می‌خواهیم تا ما را ببخشد، ما را خواهد بخشید. برخی كه خیلی گناه دارند، می‌گویند یعنی خدا من را می‌بخشد؟ آنها نمی‌دانند كه وقتی به این حال می‌رسند، یعنی اینكه بخشده می‌شوند؛ این حالی كه با گریه به دنبال بخشش خدا باشد، خودش نشان می‌دهد كه این فرد بخشیده شده است. بخشیده می‌شود كه اینجور گریه می‌كند.
خواهش‌های طبیعت و نفسانی زیاد در بشر عوارض دارد، این عوارض‌ها بر بشر فشار وارد می‌كند و از او خطا سر می‌زند. بشر اما همه این خطاها را خائفانه، وحشتانه، ترسان و لرزان انجام می‌هد؛ پس بشر كجا دوست دارد تا گناه كند؟ اگر دوست دارد، شق و رق برود گناه انجام دهد.
انسان معصیت را دوست ندارد. شهوات و خواهش‌ها فشارش می‌دهد. ترسان و لرزان می‌رود. حتی می‌خواهد كه كسی نفهمد، یك معصیت كار حاضر نیست تا كسی بفهمد. كسی كه معصیتی راچند بار انجام داده، دوست نداشت آن را انجام دهد؛ دچار گناه شده است.
كسی به زن و بچه‌اش تندی می‌كند و یك غضبی دارد. بعد از چند ساعت تازه می‌فهمد این بد است. پیش خودش می‌گوید، من بدبختم. عبادت داشت، كارهای خوب داشت، همه چیز داشت، به زن و بچه‌اش تندی كرده، درك كرده كه این معصیته، اشك می‌ریخت، پیرمرد بود، می‌گفت، من خیلی ظلم كردم به زن و بچه‌هایم. او غضب كرده بود كه یك لباس برقی است، یك تكه از جنون است و یك باره می‌آید و می‌رود.
بعضی وقت‌ها غضب می‌رود، آدم گریه می‌كند، بعضی‌هاشون كه گریه‌شان افتاد، خنده‌شان هم می‌گیرد، اون دیگر معركه است و قشنگ و زیباست. تا غضب كرد خودش به خنده می‌افتد. می‌بیند غضب لباسی قلابی است. لباس بیخودی است و به تنش نمی‌آید. به قواره‌اش نمی‌خورد، اول گریه می‌كند كه جسارتی كردم به بچه یا به كسی، بعد آن وقت به خنده می‌افتد. خنده هم باطل‌كن است و قوه می‌دهد و غضب دیگر از بین می‌رود. وقتی خندید رقیق و لطیف شد.
حالا غضب معصیت نیست؛ ممكن است معصیتی از آن سر بزند، به كسی یا به ضعیفی جسارت كند. غضب خودش به نفسه معصیت نیست. صفتی است كه طلوع كرده، اگر به معرض عمل برسد، ممكن است، خطایی از آن سر بزند، و سیلی گوش یك مظلوم بزند. امیدوارم این معنا كشف بشود برای همه‌مان كه فرج بزرگی است در نفس ما در روح ما و جان ما.
كسی كه محب اهل بیت (ع) را دوست دارد، محمد، علی، فاطمه، حسن، حسین (ع)، علی بن حسین، محمد بن علی، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد، حسن بن علی و ولی خدا (ع) را دوست داد، كسی كه به این خانواده محبت دارد، معصیت را دوست ندارد.
محال است كه گناه را دوست بدارد، روی این محال كار كنید، چون بنده می‌گویم محال است، نمی‌گویم دوست ندارد. گفتم «محال است دوست بدارد» مطلب خیلی بزرگی را عرض كردم. سنگین به نظر می‌آید. چون محال عرض كردم، گفتم رسیدگی كنید. این چون كار می‌آورد، زیباتر كار كنید. ببینید چه راهی پیدا شده برای شما، شاهدش آیه قرآن «حَبَّبَ إِلَیكُمُ الْإِیمَانَ ... وَكَرَّهَ إِلَیكُمُ الْكُفْرَ» یعنی من دوست دارم با شمار ایمان را و «كر» دارم یعنی دوست ندارم كفر را.
دیدیم بندگانش هم همینطور هستند. مرادم الته دوستان اهل بیت (ع) هستند. كوچك و بزرگش دوست ندارد تا گناه كند. یعنی می‌گویند ما ایمان را دوست داریم به محمد و آل محمد، وزرای خدا، خلیفه خدا، عزیزان خدا. ما اینها را دوست داریم و ما محال است معصیت را دوست بداریم.
 منبع:سایت طوبای محبت


نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها : استغفار، گناه، شهوت، غضب، لباس قلابی، لباس برقی، محب اهل بیت، معصیت، دوست داشتن معصیت، دوستی دنیا، محبت الهی، بغض الهی، ایمان، دوستی اهل بیت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 29 فروردین 1391

شیعه، تربت كربلاست

شما وقتی تشنه می‌شوید اگر پنج دقیقه طاقت بیاورید، آخر سر هوار می‌زنید، یا دعوا می‌كنید كه آب بیاور- یا خودتان طرف آب می‌دوید. عطش كه زیاد شود، اختیار آدمی را می‌برد. این تازه عطش ظاهری است.

امیدوارم قلب‌های ما در این گرداب‌ها به امام حسین (علیه‌السلام) نزدیك شود. كربلا تربت می‌سازد و همه ابدان شیعیان را تربت می‌كند. از عطش، آب بدن خشك می‌شود و تشنه دنیا و آخرت می‌شود. هم تشنه آب ظاهری می‌شود و هم تشنه معنوی. تشنگی، آب بدن را می‌كشد و كم می‌كند و آن را خشك و خاك و تربت می‌كند. كسی كه تشنه كربلا شد، بدنش سرانجام تربت می‌شود؛ همین بدن ظاهری، ولو نمرده باشد.

تربت را اگر به دریا بزنی، خجالت می‌كشد كه طغیان كند و ساكت می‌شود. اگر آن را به تب شدید چهل درجه عرضه كنی، تب فوراً ساكت می‌شود و از آن بدن می‌رود- خجالت می‌كشد. تربت به او می‌گوید تو حرف نزن، من مال كربلایم. به تب می‌گوید من از صبح تا ظهر عاشورا طوفان‌ها دیده‌ام.

تو فقط یك طوفان دیده‌ای. تب خجالت می‌كشد و تا تربت امام حسین(علیه‌السلام) به آن می‌رسد سرش را پایین می‌اندازد و می‌رود. اگر به دریایی كه طغیان كرده است تربت نشان دهی، خجالت می‌كشد، سرش را پایین می‌اندازد و آرام می‌گیرد. همه شما، هم با عقل‌تان، هم با محبت‌تان و هم با ولایت‌تان می‌بینید كه این درست است.

اساساً وقتی كسی كه ابتلا زیاد دیده است می‌آید، كسی كه كم مصیبت دیده است، خاموش می‌شود. كسی برادر و یا عیالش مرحوم شده، دیگری بچه‌اش مرحوم شده است و گریه می‌كند. وقتی آن كه ابتلای بزرگتر دیده است وارد می‌شود، آن یكی خاموش می‌شود و دیگر خجالت می‌كشد گریه كند. این خیلی ساده است. تمام ابتلائاتی كه ما در دنیا می‌كشیم، با یاد كربلا ساكت می‌شود.

امیدوارم این ابتلائات، ساكت شود سپس با خود كربلایی‌ها گریه كنیم- با خود امام حسین و حضرت زینب (علیه‌السلام). چقدر شیرین است؛ هر گاه آنها گریه كردند، تو هم گریه كنی و هر وقت سرور داشتند، مسرور باشی. از مصیبت‌های خود، راحت شویم و بنشینیم. چگونه راحت شویم؟ یاد مصیبت آنها ما را راحت می‌كند، زیرا مصائب آنها زیاد و تمام است.

ابتلاهای ما كجا و ابتلائات آنها كجا؟ جای ما كجا و جای آنها كجا؟ امیدوارم ان شاءالله به حساب خوبان بگذاری. همه مصائب دنیا را به حساب كربلا بگذار؛ بگو با غصه كربلا، دیگر دنیا به مصیبتش نمی‌ارزد كه برایش غصه بخوریم و محزون شویم.

هر وقت خواستی گریه كنی، برای مولایمان حسین‌بن علی (علیه‌السلام) گریه كن كه همه آسمان و زمین و ملكوت، وقتی كه او بگرید و محزون باشد، برای او گریه می‌كنند. در روز عاشورا حضرت یكی دو بار گریه افتاد وبكی بكاء شدیدا.(2) امیر‌المؤمنین (علیه‌السلام) در عمرش دو سه بار در میان جمعیت و در مساجد گریه كرده است. منتهی یك مرتبه گریه آنها، خیلی زیاد است و اگر به خاطر همان یك بار، مخلوقات و بشر و ذرات عالم تا قیامت گریه كنند، كم است.



نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها : شیعه، تربت کربلا، طغیان، دریا، امام حسین، کربلا، مصیبت، بلا، یاد کربلا، گریه، بکا، تا قیامت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 17 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic