بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391



 بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ(1) وَ طورِ سِینِینَ(2) وَ هَذَا الْبَلَدِ الأَمِینِ(3)

 لَقَدْ خَلَقْنَا الانسانَ فى أَحْسنِ تَقْوِیمٍ(4) ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسفَلَ سافِلِینَ(5)

إِلا الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحَتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیرُ ممْنُونٍ(6) فَمَا یُكَذِّبُك بَعْدُ بِالدِّینِ(7)

أَ لَیْس اللَّهُ بِأَحْكمِ الحاكِمِینَ(8)


ترجمه آیات


به نام خداى رحمان و رحیم

، سوگند به دو سرزمین ( انبیاء خیز ) شام و بیت المقدس ( یا قسم به انجیر و زیتون ) ( 1 ) .
و سوگند به سرزمین طور سینا ( 2 ) .
سوگند به مكه این بلد امین ( 3 ) .
كه ما انسان را به بهترین نظام خلقت خلق كردیم ( 4 ) .
سپس او را - در صورتى كه منحرف شود - به پست‏ترین مرحله برگرداندیم ( 5 ) .
مگر كسانى را كه ایمان آورده و اعمال صالح كنند كه پاداشى قطع ناشدنى دارند ( 6 ) .
حال اى انسان ! آن انگیزه‏اى كه تو را وا مى‏دارد به اینكه روز جزا را تكذیب كنى چیست ؟ ( 7 ) .
مگر خدا را احكم الحاكمین نیافتید ؟ ( 8 ) .

 

بیان آیات


این سوره مساله بعث و جزا را یاد آور شده ، مطلب را از راه خلقت انسان در بهترین تقویم ، و سپس اختلاف افراد انسان در بقا بر فطرت اولى و خارج شدن از آن ، و در نتیجه تنزلش تا اسفل سافلین را بیان نموده ، در آخر خاطر نشان مى‏كند كه به حكم حكمت الهى واجب است كه بین دو طایفه در دادن جزا فرق گذاشت ، و پاداش هر دو نباید یكسان باشد .
و این سوره مكى است ، هر چند كه مى‏تواند مدنى هم باشد ، مؤید مكى بودنش سوگند به و هذا البلد الامین است هر چند كه این نیز صریح نیست در اینكه سوره در مكه نازل شده ، چون احتمال دارد سوگند به شهر مكه بعد از هجرت آن حضرت و مراجعتش به مكه نازل شده باشد .
و التین و الزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین بعضى از مفسرین گفته‏اند : مراد از كلمه تین ( انجیر ) و زیتون دو میوه معروف است ، كه خداى تعالى به آنها سوگند یاد كرده ، به خاطر اینكه در آنها فواید بسیار زیادى و خواص و منافعى سراغ داشته .
ولى بعضى دیگر گفته‏اند : منظور از تین ، كوهستانى است كه دمشق بر بلندى آن واقع شده ، و منظور از زیتون كوهستانى است كه بیت المقدس بر بالاى یكى از كوه‏هایش بنا شده ، و اطلاق نام دو میوه انجیر و زیتون بر این دو كوه شاید براى این بوده كه این دو میوه در این دو منطقه مى‏روید ، و سوگند خوردن به این دو منطقه هم شاید به خاطر این بوده كه عده بسیارى از انبیا در این دو نقطه مبعوث شده‏اند .
و بعضى دیگر احتمال‏هایى دیگر داده‏اند .
و مراد از طور سینین ، كوهى است كه در آن خداى تعالى با موسى بن عمران تكلم كرد ، كه طور سیناء هم نامیده مى‏شود ، و مراد از هذا البلد الامین مكه مشرفه است ، و بلد امینش خواند ، چون امنیت یكى از خواصى است كه براى حرم تشریع شده ، و هیچ جاى دیگر دنیا چنین حكمى برایش تشریع نشده ، و این حرم سرزمینى است كه خانه كعبه در آن واقع است ، و خداى تعالى در باره آن فرموده : او لم یروا انا جعلنا حرما امنا ، و نیز در
ترجمة المیزان ج : 20 ص : 540
دعایى كه قرآن كریم از ابراهیم خلیل (علیه‏السلام) حكایت كرده آمده : رب اجعل هذا بلدا امنا ، و در دعاى دیگرش آمده : رب اجعل هذا البلد امنا .
و در آیه مورد بحث با آوردن كلمه هذا و اشاره كردن به مكه احترام خاصى از آن كرده ، و فهمانده كه كعبه نسبت به آن سه نقطه دیگر شرافت خاصى دارد ، و اگر آن را امین خوانده یا به این جهت است كه كلمه امین را به معناى آمن گرفته ، و آمن معناى نسبت را افاده مى‏كند ، و در نتیجه به معناى ذى الامن - داراى امن است ، مثل اینكه كلمه لابن و تامر به معناى دارنده لبن ( شیر ) و تمر ( خرما ) است .
و یا به خاطر این است كه فعیل در اینجا به معناى مفعول است ، یعنى شهرى كه مردم در آن ایمن هستند ، و كسى از اهالى آن این ترس را ندارد كه بر سرش بریزند و آسیبش برسانند ، پس نسبت امن به خود شهر دادن نوعى مجازگویى است .
لقد خلقنا الانسان فى احسن تقویم این آیه جواب چهار سوگند قبل است ، و منظور از خلق كردن انسان در احسن تقویم این است كه : تمامى جهات وجود انسان و همه شؤونش مشتمل بر تقویم است .
و معناى تقویم انسان آن است كه او را داراى قوام كرده باشند ، و قوام عبارت است از هر چیز و هر وضع و هر شرطى كه ثبات انسان و بقایش نیازمند بدان است ، و منظور از كلمه انسان جنس انسان است ، پس جنس انسان به حسب خلقتش داراى قوام است .
و نه تنها داراى قوام است ، بلكه به حسب خلقت داراى بهترین قوام است ، و از این جمله و جمله بعدش كه مى‏فرماید : ثم رددناه اسفل سافلین الا الذین ... استفاده مى‏شود كه انسان به حسب خلقت طورى آفریده شده كه صلاحیت دارد به رفیع اعلى عروج كند ، و به حیاتى خالد در جوار پروردگارش ، و به سعادتى خالص از شقاوت نائل شود ، و این به خاطر آن است كه خدا او را مجهز كرده به جهازى كه مى‏تواند با آن علم نافع كسب كند ، و نیز ابزار و وسائل عمل صالح را هم به او داده ، و فرموده : و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها پس هر وقت بدانچه دانسته ایمان آورد ، و ملازم اعمال صالح گردید ، خداى تعالى او را به سوى خود عروج مى‏دهد و بالا مى‏برد ، همچنان كه فرمود : الیه یصعد الكلم الطیب و العمل
ترجمة المیزان ج : 20 ص : 541
الصالح یرفعه ، و نیز فرموده : و لكن یناله التقوى منكم ، و نیز فرموده : یرفع الله الذین امنوا منكم و الذین اوتوا العلم درجات ، و نیز فرموده : فاولئك لهم الدرجات العلى ، و آیات دیگر از این قبیل ، كه دلالت مى‏كند بر اینكه مقام انسان مقام بلندى است ، و مدام مى‏تواند به وسیله ایمان و عمل صالح بالا رود ، و این از ناحیه خدا عطایى است قطع ناشدنى ، و خدا آن را پاداش خوانده ، همچنان كه آیه ششم این سوره به آن اشاره دارد ، و مى‏فرماید : فلهم اجر غیر ممنون .
ثم رددناه اسفل سافلین كلمه رد كه مصدر فعل رددنا است ، ظاهرش این است كه به همان معناى معروفش باشد ، در نتیجه كلمه اسفل به خاطر افتادن حرف جر یعنى حرف الى از اولش منصوب شده ، و تقدیرش رددناه الى اسفل است ، و مراد از اسفل سافلین مقام منحطى است كه از هر پستى پست‏تر ، و از مقام هر شقى و زیانكارى پایین‏تر است .
و معناى آیه این است كه : سپس ما همین انسان را كه در بهترین تقویم آفریدیم ، به مقام پستى برگرداندیم كه از مقام تمام اهل عذاب پست‏تر است .
احتمال هم دارد كه كلمه رد در اینجا به معناى جعل باشد ، یعنى ما او را پست‏ترین پست‏ها قرار دادیم .
و نیز احتمال دارد به معناى تغییر باشد ، و معنا چنین باشد كه : ما سپس همین انسان را كه آنطور آفریدیم تغییر مى‏دهیم ، و مراد از سفالت به هر حال شقاوت و عذاب است .
و بعضى گفته‏اند : مراد از خلقت انسان در احسن تقویم ، همان شرایطى است كه یك انسان در آن شرایط ، هستى مى‏یابد و به حد جوانى مى‏رسد ، حدى كه قوایش استقامت یافته ، صورت ظاهریش ، و جمال هیئتش به كمال مى‏رسد .
و مراد از رد انسان به اسفل سافلین
ترجمة المیزان ج : 20 ص : 542
بر گرداندنش به دوران ضعف قواى ظاهرى و باطنیش در پیرى است ، كه قد و قامتش از استقامت به انحناء مى‏گراید ، و هوش و حواسش ناتوان مى‏شود ، در نتیجه این آیه مفاد آیه زیر را مى‏رساند كه فرموده : و من نعمره ننكسه فى الخلق .
و لیكن این معنا با آیه الا الذین امنوا و عملوا الصالحات نمى‏سازد ، چون به طور مسلم این استثناى متصل است ، و برگشتن خلق و خوى انسان در دوران پیرى استثناپذیر نیست ، چون حكم خلقت عمومى است ، و مؤمن و كافر سرش نمى‏شود ، هر كس به دوران پیرى برسد چه صالح باشد و چه طالح ، خلقت ظاهرى و خوى باطنیش تغییر مى‏كند ، و ادعاى اینكه مردم صالح و مؤمن چنین نمى‏شوند ، و از دگرگونى مصون هستند ، ادعایى است خرافى .
و همچنین این ادعا كه كسى بگوید : مراد از انسان در آیه شریفه تنها كافر است ، و مراد از رد او بردنش به جهنم ، و یا استثناء در آیه منقطع است ، و مراد از رد ، نكس در خلقت است .
الا الذین امنوا و عملوا الصالحات فلهم اجر غیر ممنون مگر كسانى كه ایمان آورده و اعمال صالح كردند ، كه اجرى غیر ممنون یعنى غیر مقطوع دارند ، و این استثناء متصل و استثناء از جنس انسان است ، و حرف فاء جمله فلهم اجر ... را متفرع بر این استثنا مى‏كند ، و این خود مؤید آن است كه مراد از رد انسان به سوى اسفل سافلین ، ردش به سوى شقاوت و عذاب است .
فما یكذبك بعد بالدین ا لیس الله باحكم الحاكمین خطاب در این آیه به انسان است ، البته به اعتبار جنس انسان .
ولى بعضى گفته‏اند : در ظاهر خطاب به رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) است ، و در واقع منظور سایر مردمند .
كلمه ما در آن استفهامى و استفهامش توبیخى است ، و جار و مجرور بالدین متعلق است به جمله یكذبك ، و كلمه دین به معناى جزا است .
و معنایش - به طورى كه گفته‏اند - این است كه اى انسان ! آن انگیزه‏اى كه تو را واداشته كه جزاى روز قیامت را تكذیب كنى چیست ؟ آن هم بعد از اینكه ما انسان را را دو طایفه كرده ، یك طایفه كه به سوى اسفل سافلین برگشتند ، و طایفه‏اى كه پاداش داده شدند ، پاداشى قطع ناشدنى .
ا لیس الله باحكم الحاكمین - این استفهام براى تقریر و تثبیت مطلب قبل است ، و احكم الحاكمین بودن خدا به این معنا است كه او فوق هر حاكم است ، چون حكمش
ترجمة المیزان ج : 20 ص : 543
متقن‏ترین حكم است ، و در حقیقت و نفوذ از حكم هر حاكم دیگر برتر است ، حكم او به هیچ وجه دچار وهن و اضطراب و بطلان نمى‏گردد ، خداى تعالى در عالم خلقت و تدبیر حكمى مى‏راند كه به مقتضاى حكمت باید رانده شود ، حكمى متقن و زیبا و با نفوذ ، و چون از یكسو خداى تعالى احكم الحاكمین ، و از سوى دیگر مردم از نظر اعتقاد و عمل دو طایفه هستند حكمت واجب مى‏سازد كه خداى تعالى بین این دو طایفه از نظر جزا در حیات باقى آخرت فرق بگذارد ، و همین است كه مساله بعث را واجب مى‏كند .
پس تفریعى كه در جمله فما یكذبك بعد بالدین شده ، از قبیل تفریع نتیجه بر حجت است ، و جمله ا لیس الله باحكم الحاكمین حجت مذكور را تتمیم مى‏كند ، چون تمامیت حجت ، موقوف بر احكم الحاكمین بودن خداست .
و حاصل آن حجت این است كه : بعد از آنكه مسلم شد كه انسان در احسن تقویم خلق شده ، و معلوم شد كه بعد از خلقت ، به دو طایفه تقسیم مى‏شود ، طایفه‏اى كه از تقویم خدادادیش كه تقویمى احسن بود خارج و به سوى اسفل سافلین برمى‏گردد ، و طایفه‏اى كه به همان تقویم احسن الهى و بر صراط فطرت اولش باقى مى‏ماند .
و از سوى دیگر خداى تعالى مدبر امور ایشان ، احكم الحاكمین است .
و از سوى سوم حكمت این خدا اقتضا دارد كه با این دو طایفه یك جور معامله نكند نتیجه مى‏گیریم كه پس باید روز جزایى باشد ، تا هر طایفه‏اى به جزاى عملى كه كرده‏اند برسند ، و عقل و فطرت آدمى اجازه نمى‏دهد و بهانه‏اى ندارد كه این روز جزا را تكذیب كند .
پس آیات مورد بحث - به طورى كه ملاحظه مى‏كنید - همان معنایى را افاده مى‏كند كه آیه زیر آن را افاده مى‏كند : ام نجعل الذین امنوا و عملوا الصالحات كالمفسدین فى الارض ام نجعل المتقین كالفجار ، و نیز آیه زیر كه مى‏فرماید : ام حسب الذین اجترحوا السیئات ان نجعلهم كالذین امنوا و عملوا الصالحات سواء محیاهم و مماتهم ساء ما یحكمون .
و بعضى از مفسرین كه خطاب در آیه فما یكذبك را متوجه رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم)
ترجمة المیزان ج : 20 ص : 544
دانسته‏اند ، كلمه ما - چیزى كه را به معناى من - كسى كه گرفته‏اند ، و نیز حكم را به معناى قضا گرفته ، و در نتیجه آیه را چنین معنا كرده‏اند : وقتى مردم مختلف هستند ، و لازمه اختلافشان اختلاف جزایشان در روز جزاست ، پس كسى كه تكذیب جزا را روش خود كرده آیا خداى تعالى را اقضى القاضین نمى‏داند ؟ آرى او بین تو و تكذیب‏گران به تو به روز جزا حكم خواهد كرد .
ولى خواننده عزیز توجه دارد كه صاحبان این وجه بیهوده خود را به زحمت انداخته‏اند .

بحث روایتى


در تفسیر قمى در ذیل آیه و التین و الزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین آمده كه : منظور از تین ، مدینه ، و از زیتون بیت المقدس ، و از طور سینین كوفه ، و از هذا البلد الامین مكه است .
مؤلف : این معنا در بعضى از روایات از موسى بن جعفر (علیه‏السلام) از پدران بزرگوارش از رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) نیز آمده ، ولى خالى از اشكال نیست .
و در بعضى دیگر آمده : تین و زیتون ، حسن و حسین ، و طور على ، و بلد امین رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) است .
ولى این روایات به هیچ وجه از باب تفسیر نیست .
و در الدر المنثور است كه ابن مردویه از جابر بن عبد الله روایت كرده كه گفت : خزیمة بن ثابت - البته این غیر آن خزیمه انصارى است - از رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) از بلد امین پرسید ، فرمود : مكه است .


تفسیر :

ما انسان را در بهترین صورت آفریدیم
در آغاز این سوره نیز به چهار سوگند پر معنى برخورد مى‏كنیم كه مقدمه براى بیان معنى پر اهمیتى است .
مى‏فرماید : قسم به تین ، و زیتون ( و التین و الزیتون ) .
و سوگند به طور سینین ( و طور سینین ) . 
 و سوگند به این شهر امن و امان ( و هذا البلد الامین ) .
تین در لغت به معنى انجیر و زیتون همان زیتون معروف است ماده روغنى مفیدى از آن مى‏گیرند .
در اینكه آیا منظور سوگند به همین دو میوه معروف است یا چیز دیگر ؟ مفسران سخنان گوناگونى دارند .
در حالى كه بعضى آن را اشاره به همان دو میوه معروف مى‏دانند كه خواص غذائى و درمانى فوق العاده زیادى دارد ، بعضى دیگر معتقدند كه منظور از آن ، دو كوهى است كه شهر دمشق و بیت المقدس بر آنها قرار گرفته ، چرا كه این دو محل سرزمین قیام بسیارى از انبیاء و پیامبران بزرگ خدا است ، و این دو قسم با سوگندهاى سوم و چهارم كه از سرزمینهاى مقدسى یاد مى‏كند هماهنگ است .
بعضى نیز گفته‏اند نامگذارى این دو كوه بنام تین و زیتون به خاطر این است كه بر یكى از آنها درختان انجیر مى‏روید ، و بر دیگرى درختان زیتون .
بعضى نیز تین را اشاره به دوران آدم دانسته‏اند ، چرا كه لباسى كه آدم و حوا در بهشت پوشیدند از برگ درختان انجیر بود ، و زیتون را اشاره به دوران نوح مى‏دانند ، زیرا در آخرین مراحل طوفان نوح كبوترى را رها كرد تا در باره پیدا شدن خشكى از زیر آب جستجو كند او با شاخه زیتونى بازگشت ، و نوح فهمید كه طوفان پایان گرفته و خشكى از زیر آب ظاهر شده است ( لذا شاخه زیتون رمز صلح و امنیت است ) .
بعضى نیز تین را اشاره به مسجد نوح كه بر كوه جودى بنا شد مى‏دانند 
تفسیر نمونه ج : 27  ص :  140
و زیتون را اشاره به بیت المقدس .
ولى ظاهر آیه در بدو نظر همان دو میوه معروف است ، اما با توجه به سوگندهاى بعد مناسب دو كوه یا دو مركز مقدس و مورد احترام مى‏باشد .
لذا در حدیثى از پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) مى‏خوانیم كه خداوند از میان شهرها چهار شهر را برگزید ، و در باره آنها فرمود : و التین و الزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین : تین مدینه است و زیتون بیت المقدس و طور سینین كوفه و هذا البلد الامین مكه است .
منظور از طور سینین ظاهرا همان طور سیناء است كه مفسران آن را اشاره به كوه طور معروف كه در صحراى سیناء است دانسته‏اند ، و در آنجا درختان پر بار زیتون وجود دارد .
سینا را به معنى كوه پر بركت ، یا پر درخت ، یا زیبا ، مى‏دانند ، و همان كوهى است كه موسى به هنگام مناجات به آنجا مى‏رفت .
بعضى نیز آن را كوهى در نزدیك كوفه و سرزمین نجف دانسته‏اند .
بعضى تصریح كرده‏اند كه سینین و سیناء یكى است و معناى آن پر بركت است .
و اما هذا البلد الامین مسلما اشاره به سرزمین مكه است سرزمینى كه حتى در عصر جاهلیت به عنوان منطقه أمن و حرم خدا شمرده مى‏شد ، و كسى در آنجا حق تعرض به دیگرى نداشت ، حتى مجرمان و قاتلان وقتى به آن 
تفسیر نمونه ج : 27  ص :  141
سرزمین مى‏رسیدند در امنیت بودند .
این سرزمین در اسلام اهمیت فوق العاده‏اى دارد ، حیوانات و درختان و پرندگان او ، تا چه رسد به انسانها ، از امنیت خاصى باید در آنجا برخوردار باشند .
این نكته نیز قابل دقت است كه واژه تین در قرآن مجید تنها در اینجا ذكر شده ، در حالى كه كلمه زیتون شش بار صریحا در قرآن مجید آمده ، و یك بار هم به صورت اشاره ، در آنجا كه مى‏فرماید و شجرة تخرج من طور سیناء تنبت بالدهن و صبغ للاكلین و درختى كه از طور سینا مى‏روید و از آن روغن و نانخورش براى خورندگان فراهم مى‏گردد ( مؤمنون - 20 ) .
و هر گاه این دو قسم ( تین و زیتون ) را بر معنى ابتدائى آنها حمل كنیم یعنى انجیر و زیتون معروف ، باز سوگند پر معنائى است زیرا : انجیر داراى ارزش غذائى فراوانى است و لقمه‏اى است مغذى و مقوى براى هر سن و سال و خالى از پوست و هسته و زوائد .
غذا شناسان مى‏گویند : از انجیر مى‏توان بعنوان قند طبیعى جهت كودكان استفاده نمود ، ورزشكاران و آنها كه گرفتار ضعف و پیرى‏اند مى‏توانند از انجیر براى تغذیه خود استفاده كنند .
مى‏گویند افلاطون به قدرى انجیر را دوست مى‏داشت كه بعضى آن را دوست فیلسوفان نامیده‏اند ، و سقراط انجیر را جذب كننده مواد نافع و دفع  كننده مضار مى‏دانسته .
جالینوس رژیم مخصوصى از انجیر براى پهلوانان تنظیم كرده بود ، به پهلوانان روم و یونان قدیم نیز انجیر داده مى‏شد .
دانشمندان غذاشناس مى‏گویند انجیر سرشار است از ویتامین‏هاى مختلف و قند ، و در بسیارى از بیماریها از آن به عنوان یك دارو مى‏توان استفاده كرد ، مخصوصا هر گاه انجیر و عسل را به طور مساوى مخلوط كنند براى زخم معده بسیار مفید است ، خوردن انجیر خشك فكر را تقویت مى‏كند ، خلاصه به علت وجود عناصر معدنى در انجیر كه سبب تعادل قواى بدن و خون مى‏گردد انجیر را غذاى هر سن و شرائطى معرفى كرده‏اند .
در حدیثى از امام على بن موسى الرضا (علیهماالسلام) آمده است التین یذهب بالبخر و یشد الفم و العظم ، و ینبت الشعر ، و یذهب بالداء و لا یحتاج معه الى دواء و قال (علیه‏السلام) : التین اشبه شى‏ء بنبات الجنة : انجیر بوى دهان را مى‏برد ، لثه‏ها و استخوانها را محكم مى‏كند ، مو را مى‏رویاند درد را برطرف مى‏سازد ، و با وجود آن نیاز به دارو نیست ، و نیز فرمود انجیر شبیه‏ترین اشیاء به میوه بهشتى است .
و اما در باره زیتون غذاشناسان و دانشمندان بزرگى كه سالیان دراز از عمر خود را در راه مطالعه خواص گوناگون میوه‏ها صرف كرده‏اند براى زیتون و روغن آن اهمیت فوق العاده‏اى قائلند ، و معتقدند كسانى كه مى‏خواهند همواره سالم باشند باید از این اكسیر حیاتى استفاده كند .
روغن زیتون دوست صمیمى كبد آدمى ، و براى رفع عوارض كلیه‏ها 
تفسیر نمونه ج : 27  ص :  143
و سنگهاى صفراوى ، و قولنج‏هاى كلیوى ، و كبدى ، و رفع یبوست بسیار مؤثر است .
به همین دلیل از درخت زیتون به عنوان شجره مباركه در قرآن مجید یاد شده است .
روغن زیتون نیز سرشار از انواع ویتامینها است و داراى فسفور و گوگرد و كلسیوم و آهن و پتاسیوم و منگنز است .
مرهمهائى را كه از روغن زیتون و سیر تهیه مى‏شود براى انواع دردهاى رماتیسمى مفید دانسته‏اند ، سنگهاى كیسه صفرا وسیله خوردن روغن زیتون از بین مى‏روند .
در خبرى از امیر مؤمنان على (علیه‏السلام) مى‏خوانیم : ما افقر بیت یاتدمون بالخل و الزیت و ذلك ادام الانبیاء : خانه‏اى كه در آن از سر كه و روغن زیتون به عنوان نان خورش استفاده مى‏كنند هرگز خالى از طعام نمى‏شود ، و این غذاى پیامبران است .
و در حدیثى از امام على بن موسى الرضا (علیهماالسلام) آمده است : نعم الطعام الزیت : یطیب النكهة ، و یذهب بالبلغم ، و یصفى اللون ، و یشد العصب ، و یذهب بالوصب ، و یطفى‏ء الغضب : روغن زیتون غذاى خوبى است ، دهان را خوشبو ، و بلغم را برطرف مى‏سازد ، رنگ صورت را صفا و طراوت مى‏بخشد ، اعصاب را تقویت كرده ، بیمارى و درد و ضعف را از میان مى‏برد و آتش خشم را فرو مى‏نشاند .
این بحث را با حدیثى از پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) پایان مى‏دهیم ، فرمود : 
تفسیر نمونه ج : 27  ص :  144
كلوا الزیت و ادهنوا به فانه من شجرة مباركة : روغن زیتون را بخورید و بدن را با آن چرب كنید كه از درخت مباركى است .
بعد از ذكر این قسمهاى پر محتواى چهارگانه به جواب قسم پرداخته چنین مى‏فرماید : مسلما ما انسان را در بهترین شكل و نظام آفریدیم ( لقد خلقنا الانسان فى احسن تقویم ) .
تقویم به معنى در آوردن چیزى به صورت مناسب ، و نظام معتدل و كیفیت شایسته است ، و گستردگى مفهوم آن اشاره به این است كه خداوند انسان را از هر نظر موزون و شایسته آفرید ، هم از نظر جسمى ، و هم از نظر روحى و عقلى ، چرا كه هر گونه استعدادى را در وجود او قرار داده ، و او را براى پیمودن قوس صعودى بسیار عظیمى آماده ساخته ، و با اینكه انسان جرم صغیرى است ، عالم كبیر را در او جا داده و آنقدر شایستگیها به او بخشیده كه لایق خلعت و لقد كرمنا بنى آدم ما فرزندان آدم را كرامت و عظمت بخشیدیم ( سوره اسراء آیه 70 ) شده است همان انسانى كه بعد از اتمام خلقتش مى‏فرماید : فتبارك الله احسن الخالقین پس بزرگ و پر بركت است خدائى كه بهترین خلق كنندگان است ! ولى همین انسان با تمام این امتیازات اگر از مسیر حق منحرف گردد چنان سقوط مى‏كند كه به اسفل السافلین كشیده مى‏شود ، لذا در آیه بعد مى‏فرماید سپس ما او را بپائین‏ترین مراحل باز گرداندیم ( ثم رددناه اسفل سافلین ) .
 
تفسیر نمونه ج : 27  ص :  145
مى‏گویند همیشه در كنار كوههاى بلند دره‏هاى بسیار عمیق وجود دارد ، و در برابر آن قوس صعودى تكامل انسان ، قوس نزولى وحشتناكى دیده مى‏شود ، چرا چنین نباشد در حالى كه موجودى است مملو از استعدادهاى سرشار كه اگر در طریق صلاح از آن استفاده كند بر بالاترین قله افتخار قرار مى‏گیرد ، و اگر این همه هوش و استعداد را در طریق فساد به كار اندازد بزرگترین مفسده را مى‏آفریند و طبیعى است كه به اسفل السافلین كشیده شود .
ولى در آیه بعد مى‏افزاید : مگر كسانى كه ایمان آورده‏اند و اعمال صالح انجام داده‏اند كه براى آنها پاداشى است قطع نشدنى ( الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات فلهم اجر غیر ممنون ) .
ممنون از ماده من در اینجا به معنى قطع یا نقص است ، بنابر این غیر ممنون اشاره به پاداشى دائمى و خالى از هر گونه نقص است ، و بعضى گفته‏اند منظور خالى از منت بودن است اما معنى اول مناسبتر به نظر مى‏رسد .
بعضى جمله ثم رددناه اسفل سافلین را به معنى ضعف و ناتوانى و كم هوشى فوق العاده دوران پیرى تفسیر كرده‏اند ، ولى در این صورت با استثناء آیه بعد سازگار نیست ، بنابر این با توجه به مجموع آیات قبل و بعد همان تفسیر اول درست به نظر مى‏رسد .
در آیه بعد این انسان ناسپاس و بى اعتنا به دلائل و نشانه‏هاى معاد را مخاطب ساخته ، مى‏گوید : چه چیز سبب مى‏شود كه تو بعد از این همه دلائل روز جزا را تكذیب كنى ؟ ! ( فما یكذبك بعد بالدین ) .
ساختمان وجود تو از یكسو ، و ساختمان این جهان پهناور از سوى دیگر ، نشان مى‏دهد كه زندگى چند روزه دنیا نمى‏تواند هدف نهائى آفرینش تو و این  عالم بزرگ باشد .
اینها همه مقدمه‏اى است براى جهانى وسیعتر و كاملتر ، و به تعبیر قرآن نشاه اولى خود خبر از نشاه اخرى مى‏دهد ، چرا انسان متذكر نمى‏شود ( و لقد علمتم النشاة الاولى فلو لا تذكرون ) ( واقعه 62 ) .
عالم گیاهان پیوسته و در هر سال منظره مرگ و حیات مجدد را در برابر چشم انسان مجسم مى‏سازند ، و آفرینشهاى پى در پى دوران جنینى هر كدام معاد و حیات مجددى محسوب مى‏شود با اینهمه چگونه این انسان روز جزا را انكار مى‏كند ؟ از آنچه گفتیم روشن مى‏شود كه مخاطب در این آیه نوع انسان است ، و این احتمال كه مخاطب شخص پیامبر اسلام (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) باشد و منظور این است كه با وجود دلائل معاد چه كسى یا چه چیزى مى‏تواند تو را تكذیب كند بعید به نظر مى‏رسد .
و نیز روشن شد كه منظور از دین در اینجا آئین و شریعت نیست بلكه همان جزا و روز جزا است ، آیه بعد نیز گواه بر این معنى است .
چنانكه مى‏فرماید : آیا خداوند بهترین حكم كنندگان و داوران نیست ؟ ! ( الیس الله باحكم الحاكمین ) .
و اگر دین را به معنى كل شریعت و آئین بگیریم معنى این آیه چنین مى‏شود : آیا خداوند احكام و فرمانهایش از همه حكیمانه‏تر و متقن‏تر نیست ؟ یا اینكه آفرینش پروردگار در مورد انسان از هر نظر آمیخته با حكمت و علم و تدبیر است .
ولى چنانكه گفتیم معنى اول مناسبتر به نظر مى‏رسد .
 
تفسیر نمونه ج : 27  ص :  147
در حدیثى آمده است موقعى كه پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) سوره و التین را تلاوت مى‏فرمود وقتى به آیه ا لیس الله باحكم الحاكمین مى‏رسید ، مى‏فرمود : بلى و انا على ذلك من الشاهدین : آرى خداوند احكم الحاكمین است و من بر این امر گواهم .
خداوندا ! ما نیز گواهى مى‏دهیم كه تو احكم الحاكمینى .
پروردگارا ! خلقت ما را در بهترین صورت قرار داده‏اى ، توفیقى مرحمت كن تا عمل و اخلاق ما نیز در بهترین صورت باشد .
بارالها ! پیمودن راه ایمان و عمل صالح جز به لطف تو میسر نیست ، ما را در این راه مشمول الطافت فرما .
آمین یا رب العالمین پایان سوره تین 



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : انسان، خلقت انسان، نعمت، نعمت های الهی، زیتون، انجیر، مکه، مکّه، قدرت انسان، توان انسان، مقام انسان، ایمان، عمل صالح، استعداد انسان، امکانات انسان، بهترین امکانات، روغن زیتون، خواص روغن زیتون، خوش بو شدن دهان، تقویت اعصاب، آرامش بخش، محکم شدن لثه، محکم شدن استخوان، زخم معده، تقویت فکر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic