بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391

: این است آئین جاویدان
در آغاز سوره به وضع اهل كتاب ( یهود و نصارى ) و مشركان عرب قبل از ظهور اسلام پرداخته مى‏گوید : آنها مدعى بودند ما دست از آئین خود بر نمى‏داریم تا دلیل روشنى و پیامبر مسلمى براى ما بیاید ( لم یكن الذین كفروا من اهل الكتاب و المشركین منفكین حتى تاتیهم البینة ) .
پیامبرى كه از سوى خدا باشد ، و صحیفه‏هاى پاك و پاكیزه‏اى را بر ما بخواند ( رسول من الله یتلوا صحفا مطهرة ) .
صحیفه‏هائى كه در آن نوشته‏هاى درست و موزون و ثابت و پر ارزش باشد
تفسیر نمونه ج : 27 ص : 200
( فیها كتب قیمة ) .

 

آرى آنها قبل از ظهور پیغمبر اسلام (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) چنین ادعائى را داشتند ، ولى بعد از ظهور او و نزول كتاب آسمانیش صحنه عوض شد ، و آنها در دین خدا اختلاف كردند و اهل كتاب اختلاف نكردند مگر بعد از آنكه دلیل روشن و پیامبر راستین و آشكار براى آنها آمد ، ( و ما تفرق الذین اوتوا الكتاب الا من بعد ما جاءتهم البینة ) .
به این ترتیب آیات فوق ادعاى اهل كتاب و مشركان را بازگو مى‏كند كه در آغاز اصرار داشتند كه اگر پیامبرى با دلائل روشن براى دعوت ما بیاید پذیرا مى‏شویم .
ولى بعد از آمدنش از این قول خود سرباز زدند ، و با او به مقابله و ستیز برخاستند ، جز گروهى كه طریق ایمان را پیش گرفتند .
بنابر این آیه فوق شبیه چیزى است كه در سوره بقره آیه 89 آمده است : و لما جائهم كتاب من عند الله مصدق لما معهم و كانوا من قبل یستفتحون على الذین كفروا فلما جائهم ما عرفوا كفروا به فلعنة الله على الكافرین : هنگامى كه از طرف خداوند كتابى براى آنها آمد كه موافق نشانه‏هائى بود كه با خود داشتند ، و پیش از آن به خود نوید فتح مى‏دادند ، هنگامى كه این كتاب و پیامبرى را كه از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد كافر شدند ، پس لعنت خدا بر كافران باد .
مى‏دانیم اهل كتاب انتظار چنین ظهورى را داشتند ، و قاعدة مشركان عرب كه اهل كتاب را از خود عالمتر و آگاهتر مى‏دانستند نیز در این برنامه با آنها همصدا بودند ، ولى بعد از تحقق آرزوهایشان مسیر خود را تغییر دادند و به صف مخالفان پیوستند .

تفسیر نمونه ج : 27 ص : 201
جمعى از مفسران اعتقاد دیگرى در تفسیر این آیات دارند ، و آن اینكه : منظور این است كه آنها واقعا نه بر حسب ادعا از آئین خود دست بر نمى‏داشتند و منفك و جدا نمى‏شدند ، تا دلیل روشنى به سراغشان آید .
ولى مفهوم این سخن آن است كه بعد از آمدن چنین دلیل روشنى ایمان آوردند ، در حالى كه آیات بعد نشان مى‏دهد این مطلب چنین نبود ، مگر اینكه گفته شود منظور ایمان آوردن گروهى از آنها است هر چند در اقلیت باشند ، و به اصطلاح از قبیل موجبه جزئیه است ولى به هر حال این تفسیر بعید به نظر مى‏رسد ، و شاید به همین دلیل فخر رازى در تفسیر خود آیه نخست را از پیچیده‏ترین آیات قرآن مى‏شمرد كه در تضاد با آیات بعد است ، و بعد براى حل مشكل طرقى ذكر مى‏كند كه بهترین آن همان است كه ما در بالا آوردیم .
در اینجا تفسیر سومى نیز وجود دارد و آن اینكه : منظور این است كه خداوند مشركان و اهل كتاب را به حال خود رها نمى‏كند ، تا زمانى كه به آنان اتمام حجت نماید ، و بینه‏اى بفرستد ، و راه را به آنان نشان دهد و لذا پیامبر اسلام (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) را براى هدایت آنها فرستاد .
در حقیقت این آیه اشاره به قاعده لطف است كه در علم كلام مطرح مى‏باشد كه خداوند براى هر قوم و ملتى دلائل روشن را براى اتمام حجت خواهد فرستاد .
به هر حال منظور از بینه در اینجا دلیل روشن است كه مصداق آن طبق آیه دوم شخص رسول الله است ، در حالى كه قرآن مجید را بر زبان داشت .

تفسیر نمونه ج : 27 ص : 202
صحف جمع صحیفه به معنى اوراقى است كه چیزى بر آن مى‏نویسند ، و منظور از آن در اینجا محتواى اوراق است ، زیرا مى‏دانیم پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) هرگز چیزى را از روى اوراق نمى‏خواند .
و منظور از مطهره پاك بودن آن از هر گونه شرك و كذب و دروغ و باطل است ، و مطهر از اینكه شیاطین جن و انس در آن دخالت كنند .
همانگونه كه در آیه 42 فصلت آمده است : لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه : هیچگونه باطلى نه از پیش رو ، و نه از پشت سر ، به سراغ آن نمى‏آید .
جمله فیها كتب قیمة اشاره به این است كه در این صحف آسمانى مطالبى نوشته شده كه از هر گونه انحراف و اعوجاج و كجى بركنار است .
بنابر این كتب به معنى مكتوبات است و یا به معنى احكام و مقرراتى كه از ناحیه خداوند تعیین شده است ، زیرا كتابت به معنى تعیین حكم نیز آمده ، چنانكه مى‏فرماید : كتب علیكم الصیام كما كتب على الذین من قبلكم روزه بر شما مقرر شد همانگونه كه بر پیشینیان مقرر گردید ( بقره 183 ) .
و به این ترتیب قیمة به معنى صاف و مستقیم ، یا محكم و پابرجا ، یا ارزشمند و پربها ، و یا همه این مفاهیم در آن جمع است .
این احتمال نیز داده شده كه چون قرآن تمام محتواى كتب پیشین را با اضافات فراوانى در بر دارد و لذا گفته شده كه در آن كتب قیمه گذشته است .
قابل توجه اینكه در آیه اول اهل كتاب مقدم بر مشركان ذكر شده‏اند ، و در آیه چهارم تنها سخن از اهل كتاب است و از مشركان سخنى به میان نیامده ، در حالى كه آیه ناظر به هر دو است .
این تعبیرات ظاهرا به خاطر آن است كه اهل كتاب در این برنامه‏ها اصل و اساس بودند ، و مشركان تابع آنها ، و یا به خاطر آن است كه اهل كتاب
تفسیر نمونه ج : 27 ص : 203
در خور مذمت بیشترى بودند ، چرا كه آنها علما و دانشمندان فراوانى داشتند ، و از این نظر در سطحى بالاتر از مشركان قرار گرفته بودند ، بنابر این مخالفت آنها زشت‏تر و ناپسندتر بود و در خور سرزنش فراوان .
سپس اهل كتاب و به تبع آنها مشركان را مورد ملامت قرار داده ، مى‏گوید : چرا در این آئین جدید اختلاف كردند ، بعضى مؤمن و بعضى كافر شدند ، در حالى كه در این آئین دستورى به آنها داده نشده است جز اینكه خدا را پرستش كنند ، و عبادت او را از عبادت غیر او خالص سازند ، و از هر گونه شرك باز گردند و متمایل به توحید شوند ، نماز را بر پا دارند و زكات را ادا كنند ( و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء و یقیموا الصلوة و یؤتوا الزكاة ) .
سپس مى‏افزاید : و این است آئین مستقیم و پایدار ( و ذلك دین القیمة ) .
در اینكه منظور از و ما امروا ... در اینجا چیست جمعى گفته‏اند منظور این است كه اهل كتاب در آئین خودشان مساله توحید و نماز و زكات وجود داشته و اینها مسائلى است ثابت ، ولى آنها به این دستورات نیز وفادار نمانده‏اند .
دیگر اینكه در آئین اسلام دستورى جز توحید خالص و نماز و زكات و مانند
تفسیر نمونه ج : 27 ص : 204
آن نیامده ، و اینها امورى هستند شناخته شده ، چرا از قبول آن سر باز مى‏زنند ؟ و در پذیرش آن اختلاف مى‏كنند .
معنى دوم نزدیكتر به نظر مى‏رسد ، زیرا به دنبال آیه قبل كه سخن از اختلاف آنها در پذیرش آئین جدید مى‏گفت مناسب همین است كه امروا ناظر به آئین جدید باشد .
از این گذشته معنى اول تنها در باره اهل كتاب صادق است و مشركان را شامل نمى‏شود ، در حالى كه معنى دوم همگان را شامل مى‏شود .
منظور از دین كه باید آن را براى خدا خالص كنند به عقیده بعضى از مفسران همان عبادت است ، و جمله الا لیعبدوا الله كه قبل از آن ذكر شده نیز همین معنى را تایید مى‏كند ولى این احتمال وجود دارد كه منظور مجموعه دین و شریعت باشد ، یعنى آنها مامور شده بودند كه خدا را پرستش كنند و دین و آئین خود را در تمام جهات خالص گردانند ، این معنى با گستردگى مفهوم دین سازگارتر است ، و جمله بعد و ذلك دین القیمة كه دین را به معنى وسیع مطرح كرده همین معنى را تایید مى‏كند .
حنفا جمع حنیف از ماده حنف ( بر وزن كنف ) به گفته راغب در مفردات به معنى تمایل یافتن از گمراهى به سوى راه مستقیم است ، و عرب تمام كسانى را كه حج بجا مى‏آوردند یا ختنه مى‏كردند حنیف مى‏نامید ، اشاره به اینكه آنها بر آئین ابراهیم بوده‏اند و احنف به كسى گفته مى‏شود كه پاى او كج باشد .
رویهمرفته از كتب مختلف لغت چنین به دست مى‏آید كه این واژه در اصل به معنى انحراف و كجى بوده ، منتها در قرآن و اخبار اسلامى به معنى انحراف از شرك به سوى توحید و هدایت به كار رفته است .

تفسیر نمونه ج : 27 ص : 205
انتخاب این تعبیر ممكن است در اصل به این دلیل باشد كه جامعه‏هاى بت‏پرست هر كسى كه آئین آنها را رها مى‏كرد و به سوى توحید گام بر مى‏داشت او را حنیف ( منحرف ) مى‏شمردند ، و تدریجا این تعبیر براى پویندگان راه توحید به عنوان یك تعبیر رائج شناخته شد كه در حقیقت مفهومش انحراف از ضلالت به هدایت بود ، و لازمه آن همان توحید خالص و اعتدال كامل و اجتناب از هر گونه افراط و تفریط است ، ولى نباید فراموش كرد كه اینها معانى ثانوى این كلمه است .
جمله و ذلك دین القیمة اشاره به آن است كه این اصول یعنى توحید خالص و نماز ( توجه به خالق ) و زكات ( توجه به خلق ) از اصول ثابت و پابرجاى همه ادیان است ، بلكه مى‏توان گفت اینها در متن فطرت آدمى قرار دارد .
زیرا از یكسو سرنوشت انسان بر مساله توحید است ، و از سوى دیگر فطرتش او را دعوت به شكر منعم و معرفت و شناخت او مى‏كند ، و از سوى سوم روح اجتماعى و مدنیت انسان او را به سوى كمك به محرومان فرا مى‏خواند .
بنابر این ریشه این دستورات به صورت كلى در اعماق همه فطرتها جاى دارد ، لذا در متن تعلیمات همه انبیاى پیشین و پیامبر اسلام (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) قرار گرفته است .
تفسیر نمونه ج : 27 ص : 207
تفسیر : بهترین و بدترین مخلوقات !
در آیات گذشته آمده بود كه كفار اهل كتاب و مشركان در انتظار این بودند كه دلیل روشنى از سوى خداوند سراغ آنها بیاید ، ولى بعد از آمدن بینه متفرق و پراكنده شدند و هر كدام راهى را پیش گرفتند .
در آیات مورد بحث به دو گروه كافران و مؤمنان در برابر این دعوت الهى ، و سرانجام كار هر یك از آنها اشاره مى‏كند .
نخست مى‏فرماید : كسانى كه از اهل كتاب و مشركان به این آئین جدید كافر شدند در آتش دوزخند ، جاودانه در آن مى‏مانند ، آنها بدترین مخلوقاتند ! ( ان الذین كفروا من اهل الكتاب و المشركین فى نار جهنم خالدین فیها اولئك هم شر البریة ) .
تعبیر به كفروا اشاره به كفرشان در مقابل آئین اسلام است ، و گر نه كفر و شرك قبلى آنها مطلب تازه‏اى نیست .
تعبیر اولئك هم شر البریة ( آنها بدترین مخلوقاتند ) تعبیر تكاندهنده‏اى است كه نشان مى‏دهد در میان تمام جنبندگان و غیر جنبندگان موجودى مطرودتر از كسانى كه بعد از وضوح حق و اتمام حجت راه راست را رها كرده در ضلالت گام مى‏نهند یافت نمى‏شود ، و این در حقیقت شبیه چیزى است كه در آیه 22 سوره انفال آمده است : ان شر الدواب عند الله الصم البكم الذین لا یعقلون : بدترین جنبندگان نزد خداوند افرادى هستند كه نه گوش شنوا دارند و نه زبان گویا و نه اندیشه بیدار ! و یا آنچه در سوره اعراف آیه 179 آمده كه بعد از ذكر گروه دوزخیان با همین اوصاف مى‏فرماید : اولئك كالانعام بل هم اضل اولئك هم الغافلون :
تفسیر نمونه ج : 27 ص : 208
آنها همچون چهارپایانند ، بلكه گمراه‏تر ، آنها غافلانند .
آیه مورد بحث مطلبى فراتر از اینها نیز دارد چرا كه آنها را بدترین مخلوقات معرفى كرده ، و این در حقیقت به منزله بیان دلیلى است براى خلود آنها در آتش دوزخ .
چرا آنها بدترین مخلوقات نباشند در حالى كه تمام درهاى سعادت به رویشان گشوده شده و از روى كبر و غرور و عناد و لجاج آگاهانه به مخالفت برخاستند .
مقدم داشتن اهل كتاب بر مشركان در این آیه نیز ممكن است به خاطر این باشد كه آنها داراى كتاب آسمانى و علما و دانشمندان بودند و نشانه‏هاى پیغمبر اسلام در كتب آنها صریحا آمده بود ، بنابر این مخالفت آنها زشت‏تر و بدتر بود .
در آیه بعد به گروه دوم كه نقطه مقابل آنها هستند و در قوس صعودى قرار دارند اشاره كرده مى‏فرماید : كسانى كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند آنها بهترین مخلوقات خدا هستند ( ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البریة ) .
سپس پاداش آنها را در چند جمله كوتاه چنین بیان مى‏كند : جزاى آنها نزد پروردگارشان باغهاى بهشت جاویدان است كه نهرها از زیر درختانش پیوسته جارى است ، در حالى كه همیشه در آن مى‏مانند ( جزاؤهم عند ربهم جنات عدن تجرى من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا ) .
هم خدا از آنها خشنود است و هم آنها از خدا خشنود ( رضى الله عنهم و رضوا عنه ) .

تفسیر نمونه ج : 27 ص : 209
و این مقام والا و پاداشهاى مهم و بى نظیر از آن كسى است كه از پروردگارش بترسد ( ذلك لمن خشى ربه ) .
قابل توجه اینكه در مورد مؤمنان سخن از انجام اعمال صالح نیز به میان آمده كه در حقیقت میوه درخت ایمان است ، اشاره به اینكه ادعاى ایمان به تنهائى كافى نیست ، بلكه اعمال انسان باید گواه بر ایمان او باشد ، ولى كفر به تنهائى هر چند توأم با عمل ناصالحى نیز نباشد مایه سقوط و بدبختى است ، گذشته از این كفر معمولا مبدأ انواع گناهان و جنایات و اعمال خلاف نیز مى‏شود .
تعبیر اولئك هم خیر البریة به خوبى نشان مى‏دهد كه انسانهاى مؤمن و صالح العمل حتى از فرشتگان برتر و بالاترند ، چرا كه آیه مطلق است ، و هیچ استثنائى در آن نیست ، آیات دیگر قرآن نیز گواه بر این معنى مى‏باشد ، مانند آیات سجود فرشتگان بر آدم ، و آیه و لقد كرمنا بنى آدم ( اسراء - 70 ) .
به هر حال در این آیه نخست از پاداش مادى و جسمانى آنها كه باغهاى پر نعمت بهشتى است سخن به میان آمده ، و بعد از پاداش معنوى و روحانى آنان كه هم خدا از آنان راضى است و هم آنان از خدا راضى .
آنها از خدا راضى‏اند چرا كه هر چه خواسته‏اند به آنها داده ، و خدا از آنها راضى است چرا كه هر چه او خواسته انجام داده‏اند ، و اگر هم لغزشى بوده به لطفش صرفنظر كرده ، چه لذتى از این برتر و بالاتر كه احساس كند مورد قبول و رضاى معبود و محبوبش واقع شده ، و به لقاى او واصل گردیده است .
دارند هر كس از تو مرادى و مطلبى مقصود ما ز دنیى و عقبى لقاى تو است ! آرى بهشت جسم انسان ، باغهاى جاویدان آن جهان است ، ولى بهشت جانش رضاى خدا و لقاى محبوب است .
جمله ذلك لمن خشى ربه نشان مى‏دهد كه تمام این بركات از خوف
تفسیر نمونه ج : 27 ص : 210
و خشیت و ترس از خدا سرچشمه مى‏گیرد ، چرا كه همین ترس انگیزه حركت به سوى هر گونه اطاعت و تقوى و اعمال صالح است .
بعضى از مفسران با ضمیمه كردن این آیه به آیه 28 سوره فاطر انما یخشى الله من عباده العلماء تنها دانشمندان از خدا مى‏ترسند چنین نتیجه گرفته‏اند كه بهشت در واقع حق مسلم دانشمندان و آگاهان است .
البته با توجه به اینكه خشیت مراتب و مراحلى دارد و علم و دانش و آگاهى نیز داراى سلسله مراتب است مفهوم این سخن روشن مى‏شود .
ضمنا بعضى عقیده دارند كه مقام خشیت مقامى برتر از مقام خوف است ، زیرا خوف به هر گونه ترس گفته مى‏شود ولى خشیت ترسى است توأم با تعظیم و احترام .

نكته‏ها :

1 - على (علیه‏السلام)
و شیعیانش خیر البریه‏اند در روایات فراوانى كه از طرق اهل سنت و منابع معروف آنها ، و همچنین در منابع معروف شیعه نقل شده ، آیه اولئك هم خیر البریة ( آنها بهترین مخلوقات خدا هستند ) به على (علیه‏السلام) و پیروان او تفسیر شده است .
حاكم حسكانى نیشابورى كه از دانشمندان معروف اهل سنت در قرن پنجم هجرى است این روایات را در كتاب معروفش شواهد التنزیل با اسناد مختلف نقل مى‏كند ، و تعداد آن بیش از بیست روایت است كه به عنوان نمونه چند روایت را از نظر مى‏گذارنیم :
1 - ابن عباس مى‏گوید : هنگامى كه آیه ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البریة نازل شد پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) به على (علیه‏السلام) فرمود :
تفسیر نمونه ج : 27 ص : 211
هو انت و شیعتك تاتى انت و شیعتك یوم القیامة راضیین مرضیین ، و یاتى عدوك غضبانا مقحمین : منظور از این آیه تو و شیعیانت هستید كه در روز قیامت وارد عرصه محشر مى‏شوید در حالى كه هم شما از خدا راضى و هم خدا از شما راضى است و دشمنت خشمگین وارد محشر مى‏شود و به زور به جهنم مى‏رود ( در بعضى از نسخه‏هاى حدیث مقمحین آمده است كه به معنى بالا نگاهداشتن سر به وسیله غل و زنجیر مى‏باشد ) .
2 - در حدیث دیگرى از ابو برزه آمده است كه وقتى پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) این آیه را قرائت كرد ، فرمود : هم انت و شیعتك یا على ، و میعاد ما بینى و بینك الحوض : آنها تو و شیعیانت هستید ، اى على ! و وعده من و شما كنار حوض كوثر است ! .
3 - در حدیث دیگرى از جابر بن عبد الله انصارى آمده است كه ما خدمت پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) كنار خانه خدا نشسته بودیم على (علیه‏السلام) به سوى ما آمد ، هنگامى كه چشم پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) به او افتاد فرمود : قد اتاكم اخى : برادرم به سراغ شما مى‏آید سپس رو به كعبه كرد : فقال و رب هذه البنیة ! ان هذا و شیعته هم الفائزون یوم القیامة : به خداى این كعبه قسم كه این مرد و شیعیانش در قیامت رستگارانند سپس رو به سوى ما كرد و افزود : اما و الله انه اولكم ایمانا بالله ، و اقومكم بامر الله ، و اوفاكم بعهد الله و اقضاكم بحكم الله و اقسمكم بالسویة ، و اعدلكم فى الرعیة ، و اعظمكم عند الله مزیة .
قال جابر : فانزل الله : ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات
تفسیر نمونه ج : 27 ص : 212
اولئك هم خیر البریة فكان على اذا اقبل قال اصحاب محمد (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) قد اتاكم خیر البریة بعد رسول الله .
به خدا سوگند او قبل از همه شما به خدا ایمان آورد ، و قیام او به فرمان خدا بیش از همه شما است ، وفایش به عهد الهى از همه بیشتر ، و قضاوتش به حكم الله افزونتر ، و مساواتش در تقسیم ( بیت المال ) از همه زیادتر ، عدالتش در باره رعیت از همه فزونتر ، و مقامش نزد خداوند از همه بالاتر است .
جابر مى‏گوید : در اینجا خداوند آیه ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البریة را نازل فرمود و از آن به بعد هنگامى كه على (علیه‏السلام) مى‏آمد یاران محمد (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) مى‏گفتند : بهترین مخلوق خدا بعد از رسول الله آمد ! .
نزول این آیه در كنار خانه كعبه منافات با مدنى بودن سوره ندارد ، زیرا ممكن است از قبیل نزول مجدد ، و یا تطبیق بوده باشد ، بعلاوه بعید نیست كه نزول این آیات در سفرهائى كه پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) از مدینه به مكه آمده است واقع شده باشد ، به خصوص اینكه راوى روایت جابر بن عبد الله انصارى است كه در مدینه به حضرت ملحق شد ، و اطلاق مدنى بر اینگونه آیات بعید نیست .
بعضى از این احادیث را ابن حجر در كتاب صواعق آورده و بعضى را محمد شبلنجى در نور الابصار .
جلال الدین سیوطى در در المنثور نیز قسمت عمده روایت اخیر را از ابن عساكر از جابر بن عبد الله نقل كرده است .

تفسیر نمونه ج : 27 ص : 213
4 - در در المنثور از ابن عباس آمده است كه وقتى آیه ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البریة نازل شد پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) به على فرمود : هو انت و شیعتك یوم القیامة راضیین مرضیین : آن تو و شیعیان تو در قیامت مى‏باشید كه هم شما از خدا خشنود هستید و هم خدا از شما خشنود !
5 - نامبرده در حدیث دیگرى از ابن مردویه از على (علیه‏السلام) نقل مى‏كند كه پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) به من فرمود : ا لم تسمع قول الله : ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البریة ؟ انت و شیعتك و موعدى و موعدكم الحوض ، اذا جئت الامم للحساب ، تدعون غرا محجلین : آیا این سخن خدا نشنیده‏اى كه مى‏فرماید : كسانى كه ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند بهترین مخلوقاتند ؟ این تو و شیعیان تو هستید ، و وعده‏گاه من و شما كنار حوض كوثر است ، هنگامى كه من براى حساب امتها مى‏آیم و شما دعوت مى‏شوید در حالى كه پیشانى سفید و شناخته شده‏اید .
بسیارى دیگر از دانشمندان اهل سنت نیز همین مضمون را در كتب خود نقل كرده‏اند از جمله خطیب خوارزمى در مناقب و ابو نعیم اصفهانى در كفایة الخصام و علامه طبرى در تفسیر معروفش و ابن صباغ مالكى در فصول المهمه و علامه شوكانى در فتح الغدیر و شیخ سلیمان قندوزى در ینابیع المودة و آلوسى در روح المعانى ذیل آیات مورد بحث و جمعى دیگر .
كوتاه سخن اینكه حدیث فوق از احادیث بسیار معروف و مشهور است كه از سوى غالب دانشمندان و علماى اسلام پذیرفته شده ، و این فضیلتى است بزرگ و بى نظیر براى على (علیه‏السلام) و پیروانش .
ضمنا از این روایات به خوبى این حقیقت آشكار مى‏شود كه واژه شیعه
تفسیر نمونه ج : 27 ص : 214
از همان عصر رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) به وسیله آن حضرت در میان مسلمین نشر شد ، و اشاره به پیروان خاص امیر مؤمنان على (علیه‏السلام) است ، و آنها كه گمان مى‏كنند تعبیر شیعه از تعبیراتى است كه قرنها بعد به وجود آمده سخت در اشتباهند .

2 - لزوم اخلاص نیت در عبادت
بعضى از علماى اصول فقه به آیه و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین براى لزوم قصد قربت در عبادات ، و اینكه اصل در اوامر تعبدى بودن است نه توصلى استدلال كرده‏اند ، و این منوط به آن است كه دین در اینجا به معنى عبادت بوده باشد ، تا دلیل بر لزوم اخلاص در عبادات گردد و امر را در این آیه به طور مطلق قرار دهیم تا مفهومش لزوم قصد قربت در همه اوامر باشد ( مگر مواردى كه به دلیلى خارج شده ) در حالى كه مفهوم آیه ظاهرا هیچیك از اینها نیست ، بلكه مقصود اثبات توحید در مقابل شرك است ، یعنى آنها جز به توحید دعوت نشده‏اند و با این حال ارتباطى با احكام فرعى ندارد .

3 - قوس عجیب صعودى و نزولى انسان
از آیات این سوره به خوبى استفاده مى‏شود كه هیچ مخلوقى در عالم فاصله قوس صعودى و نزولیش به اندازه انسان نیست ، اگر داراى ایمان و اعمال صالح باشد ( توجه داشته باشید كه عملوا الصالحات همه اعمال صالح را شامل مى‏شود نه بعضى را ) برترین خلق خدا است ، و اگر راه كفر و ضلالت و لجاج و عناد را بپوید چنان سقوط مى‏كند كه بدترین خلق خدا مى‏شود ! این فاصله عظیم میان قوس صعودى و نزولى انسان گر چه مساله
تفسیر نمونه ج : 27 ص : 215
حساس و خطرناكى است ، ولى دلالت بر عظمت مقام نوع بشر و قابلیت تكامل او دارد ، و طبیعى است كه در كنار چنین قابلیت و استعداد فوق العاده‏اى امكان تنزل و سقوط فوق العاده نیز باشد .
خداوندا ! براى رسیدن به مقام شامخ خیر البریة از لطف تو استمداد مى‏طلبیم .
پروردگارا ! ما را از شیعیان و پیروان آن بزرگ مردى قرار ده كه براى این عنوان از همه شایسته‏تر است .
بارالها ! چنان اخلاصى مرحمت كن كه جز تو را نپرستیم و به غیر تو عشق نورزیم .
آمین یا رب العالمین پایان سوره بینه



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : امام علی، حضرت علی، شیعیان، شیعیان امرالمومنین، اخلاص، بهترین ها، بهترین های خدا، بهترین مخلوقات، بد ترین مخلوقات، بدترین ها، بد ترین های خدا،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات