بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391

 

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 لَمْ یَكُنِ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَ الْمُشرِكِینَ مُنفَكِّینَ حَتى تَأْتِیهُمُ الْبَیِّنَةُ(1)

رَسولٌ مِّنَ اللَّهِ یَتْلُوا صحُفاً مُّطهَّرَةً(2) فِیهَا كُتُبٌ قَیِّمَةٌ(3) وَ مَا تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَاب إِلا مِن بَعْدِ مَا جَاءَتهُمُ الْبَیِّنَةُ(4)

وَ مَا أُمِرُوا إِلا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاءَ وَ یُقِیمُوا الصلَوةَ وَ یُؤْتُوا الزَّكَوةَ  وَ ذَلِك دِینُ الْقَیِّمَةِ(5)

إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَ الْمُشرِكِینَ فى نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا  أُولَئك هُمْ شرُّ الْبرِیَّةِ(6)

إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصالِحَاتِ أُولَئك هُمْ خَیرُ الْبرِیَّةِ(7)

جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبهِمْ جَنَّات عَدْنٍ تجْرِى مِن تحْتهَا الأَنهَرُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَداً  رَّضىَ اللَّهُ عَنهُمْ وَ رَضوا عَنْهُ  ذَلِك لِمَنْ خَشىَ رَبَّهُ(8)

ترجمه آیات

به نام الله رحمان و رحیم .

به هیچ وجه كفار ، چه مشركین و چه اهل كتاب رها نخواهند شد تا آنكه حجت نبوت خاتم الانبیاء ( صلوات الله علیه ) و حقیقت دعوتش و قرآنش بر آنان تمام شود ( 1 ) .

رسولى از ناحیه خدا كه صحیفه‏هایى منزه از باطل را بر آنان تلاوت كند ( 2 ) .

صحیفه‏هایى كه در آنها كتابهایى گرانبها هست ( 3 ) .

و اگر اهل كتاب دعوت او را نپذیرفتند و از مسلمانان جدا و متفرق گشتند بارى بعد از تمامیت حجت علیه شان جدا شدند ( 4 ) .

 

ترجمة المیزان ج : 20  ص :  570

با اینكه رسالت این رسول جز این نبود كه به مشركین و اهل كتاب بفهماند از طرف خدا مامورند الله تعالى را به عنوان یگانه معبود خالصانه بپرستند و چیزى را شریك او نسازند و نماز را بپا داشته زكات را بدهند و دین قیم هم همین است ( 5 ) .

از اهل كتاب و مشركین ، آنها كه كافر شدند در آتش جهنم خواهند بود آن هم براى همیشه و ایشان بدترین خلق خدایند ( 6 ) .

و كسانى كه ایمان آورده اعمال صالح كردند ایشان بهترین خلق خدایند ( 7 ) .

جز ایشان نزد پروردگارشان عبارت است از بهشت‏هاى عدن كه نهرها در زیر درختانش روان است و ایشان تا ابد در آنند در حالى كه خدا از ایشان راضى و ایشان هم از خدا راضى باشند این سرنوشت كسى است كه از پروردگارش بترسد ( 8 ) .

 

بیان آیات

این سوره رسالت محمد بن عبد الله خاتم النبیین ( صلوات الله علیه ) را براى عوام از اهل كتاب و مشركین مسجل مى‏كند ، و به عبارتى ساده‏تر براى عموم اهل ملت و غیر اهل ملت و باز ساده‏تر بگویم : براى عموم بشر تسجیل مى‏كند ، و مى‏فهماند كه آن جناب از ناحیه خدا به سوى عموم بشر گسیل شده ، و این عمومیت رسالت آن جناب مقتضاى سنت الهى ، یعنى سنت هدایت است ، همان سنتى كه آیات زیر بر آن اشاره دارد ، و مى‏فرماید : انا هدیناه السبیل اما شاكرا و اما كفورا ، و ان من امة الا خلافیها نذیر و به بیانى كه ان شاء الله به زودى مى‏آید بر عمومیت دعوت آن جناب استدلال كرده ، به اینكه دعوت آن حضرت متضمن صلاح مجتمع انسانى است ، عقاید و اعمال افراد و جوامع را صالح مى‏سازد ، و این سوره هم با نزول در مكه مى‏سازد و هم نزول در مدینه ، هر چند كه از نظر سیاق به مدنى بودن شبیه‏تر است .

لم یكن الذین كفروا من اهل الكتاب و المشركین منفكین حتى تاتیهم البینة آیات این سوره در سیاقى است كه به قیام حجت علیه كافران به دعوت اسلامى اشاره مى‏كند ، چه از اهل كتاب و چه مشركین ، و نیز علیه عده‏اى از اهل كتاب كه بعد از آمدن حجت به خاطر اختلافهاى ناشى از منیت حجت خدا را رها كردند .

و با در نظر داشتن این

ترجمة المیزان ج : 20 ص : 571

سیاق از ظاهر آیات بر مى‏آید كه منظور اشاره به این معنا است كه رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) از مصادیق حجت بینه‏اى است كه علیه مردم قیام شده ، و سنت الهى كه در بندگان جارى است اقتضا كرده این حجت قائم گشته ، و این رسول مبعوث شود ، چون سنت جارى خدا ایجاب مى‏كرد بینه و حجت روشنگرش به سوى این طوایف نیز بیاید ، همانطور كه به طوایف و اقوام گذشته قبل از اختلافشان همین اقتضا را كرد و بر ایشان حجت فرستاد ، چیزى كه هست خودشان از آن حجت استفاده نكردند ، و با یكدیگر اختلاف راه انداختند .

بنا بر این ، مراد از جمله الذین كفروا در آیه شریفه ، همه كافران از دعوت اسلامى است ، چه از اهل كتاب و چه مشركین ، و كلمه من در جمله من اهل الكتاب تبعیض را مى‏رساند ، نه تبیین را ، و كلمه و المشركین عطف است بر كلمه اهل الكتاب ، و مراد از مشركین ، غیر اهل كتاب است ، حال چه بت‏پرست باشند ، و چه اصناف دیگر مشركین .

و كلمه منفكین از ماده انفكاك است ، كه به معناى جدایى دو چیز است كه به شدت به هم متصل بوده‏اند ، و مراد از آن - به طورى كه از جمله حتى تاتیهم البینة استفاده مى‏شود - جدا شدن از مقتضاى سنت هدایت و بیان است ، گویا سنت الهى دست بردار از آنان نبوده ، تا حجت و بینه بیاید ، همینكه آمد آن وقت رهاشان مى‏كند ، و به حال خودشان واگذار مى‏كند ، همچنان كه در جاى دیگر به این معنا اشاره نموده مى‏فرماید : و ما كان الله لیضل قوما بعد اذ هدیهم حتى یبین لهم ما یتقون .

حتى تاتیهم البینة - این جمله به همان معناى ظاهریش معناى مى‏شود ، یعنى منظور از كلمه تاتیهم كه صیغه مضارع است همان آینده است ، و كلمه بینة به معناى دلیل روشن است .

و معناى آیه شریفه این است كه : خداى تعالى كسانى را كه به رسالت و یا دعوت رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) كافر شدند ، و یا به قرآن كفر ورزیدند ، رها نخواهد كرد ، تا آنكه بینه و دلیل روشن كه همان رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) است براى آنان بیاید ، ( و ساده‏تر آنكه خداى تعالى دست از هدایت این كفار بر نمى‏دارد تا زمانى كه حجت بر آنان تمام شود ، و خودشان یقین كنند كه محمد (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) رسول خدا است ، و راست مى‏گوید ، و لجاج و عناد وادار به كفرشان ساخته ) .

ترجمة المیزان ج : 20 ص : 572

و اما مفسرین در تفسیر آیه و معانى كلمات آن اختلافى عجیب به راه انداخته‏اند ، به طورى كه بعضى از آنان - آنطور كه مى‏گویند - گفته‏اند : این آیه از مشكل‏ترین آیات قرآن است ، هم از نظر نظم و هم از نظر تفسیر .

ولى معنایى كه ما براى آیه كردیم با سیاق آیات سوره سازگار است ، و هیچ تناقضى بین مفردات و جمله‏هاى آن رخ نمى‏دهد ، و از خوانندگان هر كس بخواهد به طور مفصل به آن قیل و قالها واقف شود باید به تفاسیر مطول مراجعه كند .

رسول من الله یتلوا صحفا مطهرة فیها كتب قیمة این آیه بیانگر معناى بینه است ، مى‏فرماید : منظور از بینه ، محمد رسول الله (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) است و این معنا به طور قطع از سیاق استفاده مى‏شود .

و كلمه صحف جمع صحیفه است ، كه به معناى هر چیزى است كه در آن مى‏نویسند ( از قبیل كاغذ ، و لوح‏هاى سنگى و فلزى و امثال آن ) و منظور در اینجا اجزایى است كه از قرآن كریم نازل شده بود ، و در كلام خداى تعالى اطلاق صحف بر اجزاى كتابهاى آسمانى ، و از آن جمله خود قرآن كریم مكرر آمده ، از آن جمله فرموده : فى صحف مكرمة مرفوعة مطهرة بایدى سفرة كرام بررة .

و مراد از اینكه فرموده : مى‏خواند صحفى مطهره را این است كه اجزاى قرآن از لوث باطل پاك است ، و شیطان در آن دست نینداخته ، و این معنا نیز در قرآن كریم مكرر آمده كه خداى تعالى قرآن را از مداخله شیطانها حفظ مى‏كند ، از آن جمله فرموده : لا یمسه الا المطهرون .

و در جمله فیها كتب قیمة منظور از كتب كه جمع كتاب است جرم كتاب نیست ، بلكه منظور مكتوب و مطالبى است كه در كتاب نوشته شده ، و كلمه كتاب ، هم بر كاغذ و لوحهاى مختلف اطلاق مى‏شود و هم بر كلمات و الفاظ نوشته شده‏اى كه نقوش حك شده و یا با قلم سیاه شده ، از آن الفاظ حكایت مى‏كند ، و چه بسا بر معانى آن الفاظ هم اطلاق شود ، به این اعتبار كه آن معانى به وسیله الفاظ حكایت شده ، و نیز بر حكم حاكم و قضاى رانده شده نیز اطلاق مى‏گردد ، مثلا مى‏گویند : كتب علیه كذا - بر فلانى چنین

ترجمة المیزان ج : 20 ص : 573

نوشتند یعنى حكم كردند كه باید چنین و چنان كند ، در قرآن هم آمده كه : كتب علیكم الصیام ، و نیز فرموده : كتب علیكم القتال ، و ظاهرا مراد از كتبى كه در صحف است همین معناى آخر باشد ، یعنى احكام و قضایایى الهى باشد ، كه در مورد اعتقادات و اعمال صادر شده است ، دلیلش توصیف كتاب است به صفت قیمه ، چون كلمه قیمه از قیام كردن به امر خیرى ، و حفظ و مراعات مصلحت آن ، و ضمانت سعادت آن است ، همچنان كه در قرآن كریم در مورد دین استعمال شده ، آنجا كه فرموده : امر الا تعبدوا الا ایاه ذلك الدین القیم ، یعنى دینى كه خدا آن را حفظ مى‏كند ، و بقایش را ضمانت كرده است ، و معلوم است كه صحف آسمانى قیم‏اند ، چون امر مجتمع انسانى را بپا مى‏دارند ، و با دستورات و احكام و قضایایى كه متعلق به عقاید و اعمال است مصالح بشر را حفظ مى‏كنند .

پس معناى آیه مورد بحث این مى‏شود كه آن حجت و بینه روشنى كه از ناحیه خداى تعالى براى آنان آمده ، عبارت است از رسولى از ناحیه خدا ، كه براى مردم صحف آسمانى پاك را مى‏خواند ، پاك از پلیدى باطل ، صحفى كه در آن احكام و قضایایى است قائم به امر مجتمع انسانى ، و اداره كننده آن آبه بهترین وجه ، و حافظ مصالح آن .

و ما تفرق الذین اوتوا الكتاب الا من بعد ما جاءتهم البینة آیه اول سوره كه مى‏فرمود : ما دست بردار از كفار اهل كتاب و مشركین نیستیم تا حجت بر آنان تمام شود ، به كفرشان به نبوت رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) و كتاب او ، كه متضمن دعوت حق او است اشاره مى‏كرد ، و آیه مورد بحث به اختلافى كه قبل از دعوت اسلامى داشتند اشاره مى‏كند ، و در قرآن كریم در چند جا به این اختلاف اشاره شده ، از آن جمله مى‏فرماید : و ما اختلف الذین اوتوا الكتاب الا من بعد ما جاءهم العلم بغیا بینهم ، و از این قبیل آیاتى دیگر .

و منظور از آمدن بینه براى كفار همان بیانات كتب انبیاى گذشته‏اى است كه در كتبشان آمده بود ، و یا كلام انبیاى آنان در توضیح و تفسیر بیان الهى است ، همچنان كه در آیه

ترجمة المیزان ج : 20 ص : 574

زیر بینه را به همین دو قسم بیان تفسیر نموده ، مى‏فرماید : و لما جاء عیسى بالبینات قال قد جئتكم بالحكمة و لابین لكم بعض الذى تختلفون فیه فاتقوا الله و اطیعون ان الله هو ربى و ربكم فاعبدوه هذا صراط مستقیم فاختلف الاحزاب من بینهم .

در اینجا ممكن است این سؤال پیش آید كه : چرا در آیه مورد بحث متعرض اختلاف اهل كتاب در مذاهب خود شد ، ولى اختلاف و تفرقه مشركین و اعراضشان از دین توحید و انكارشان مساله رسالت را متعرض نگردید ؟ در پاسخ مى‏گوییم : بعید نیست جمله و ما تفرق الذین اوتوا الكتاب ، شامل مشركین هم بشود ، چون در آیه مورد بحث مى‏توانست بفرماید : و ما تفرق اهل الكتاب الا من بعد ... ، ولى به جاى جمله اهل الكتاب جمله الذین اوتوا الكتاب را آورد ، و تفاوت بین این دو تعبیر بر كسى پوشیده نیست ، چون تعبیر اهل كتاب در عرف قرآن تنها شامل یهود و نصارى و صابئان و مجوسیان ، و یا تنها یهود و نصارى مى‏شود .

ولى تعبیر دوم یعنى آنانكه كتاب برایشان نازل شده ، شامل مشركین هم مى‏شود ، چون كتاب خدا براى عموم بشر نازل شده ، و در قرآن كریم تصریح فرموده به اینكه خداى تعالى در اولین روز تشكیل اجتماع بشرى ، و بروز اختلافهاى حیوانى در بینشان كتاب براى آنان نازل كرد ، یعنى شریعت و قانونى بر ایشان تشریع كرد تا در اختلافهایى كه در امور زندگى و حیوانیشان رخ مى‏دهد حكومت كند ، ولى بشر بعد از آمدن شریعت هم آن اختلافهاى قبلى را در شریعت خدا سرایت دادند ، با اینكه حق برایشان روشن شده و حجت بر آنان تمام گشته بود ، پس به حكم این آیات ، عموم بشر مشمول كتب آسمانى بوده و هستند ، چیزى كه هست در اثر اختلاف ( ناشى از پیروى هواى نفس ) ، بشر چند طایفه شدند ، بعضى‏ها به كلى فراموش كردند كه كتابى از ناحیه آفریدگارشان برایشان نازل شده ، و بعضى دیگر این معنا را از یاد نبردند و لیكن هواى نفس را در دین خدا رخنه داده ، به دینى تحریف شده متدین شدند ، طایفه‏اى دیگر دین خدا را بدون كم و كاست حفظ كرده ، بدان متدین شدند ، اینك یكى از آن آیات از نظر خواننده مى‏گذرد : كان الناس امة واحدة فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الكتاب بالحق لیحكم بین الناس فیما اختلفوا فیه و ما اختلف فیه الا الذین اوتوه من بعد ما جاءتهم البینات

ترجمة المیزان ج : 20 ص : 575

بغیا بینهم ، كه تفسیرش گذشت .

و در این معنا است آیه‏اى دیگر كه مى‏فرماید : تلك الرسل فضلنا بعضهم ... و لو شاء الله ما اقتتل الذین من بعدهم من بعد ما جاءتهم البینات و لكن اختلفوا فمنهم من امن و منهم من كفر .

و كوتاه سخن اینكه : جمله الذین اوتوا الكتاب اعم از اهل كتاب است ، و بنابر این ، جمله و ما تفرق الذین اوتوا الكتاب ... شامل مشركین مى‏شود ، همانطور كه شامل اهل كتاب مى‏شود .

و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء ... ضمیر در جمله امروا به همان الذین كفروا من اهل الكتاب و المشركین بر مى‏گردد ، مى‏فرماید : رسالت رسول اسلام (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) و كتب قیمة كه در صحف وحى است این كفار از اهل كتاب و مشركین را امر نمى‏كند مگر به عبادت خداى تعالى ، به قید اخلاص در دین ، پس باید كه چیزى را شریك او نگیرند .

كلمه حنفاء حال است از ضمیر جمع در لیعبدوا ، و این كلمه جمع حنیف است ، كه از ماده حنف است كه به معناى متمایل شدن و انحراف از دو حالت افراط و تفریط به سوى حالت اعتدال است ، و خداى تعالى اسلام را بدین جهت دین حنیف خوانده كه خلق را دستور مى‏دهد به اینكه در تمامى امور حد وسط و حالت اعتدال را از دست ندهند ، و از انحراف به سوى افراط و تفریط بپرهیزند .

و جمله و یقیموا الصلوة و یؤتوا الزكوة از باب ذكر خاص بعد از عام ، و یا ذكر جزء بعد از كل است ، كه در مواردى صورت مى‏گیرد ، كه گوینده به آن فرد خاص عنایت بیشترى دارد ، در اینجا نیز خداى تعالى بعد از ذكر كلى عبادت ، نماز و زكات را ذكر كرد ، چون این

ترجمة المیزان ج : 20 ص : 576

دو عبادت از اركان اسلامند ، یكى توجه عبودى خاصى است به درگاه خداى تعالى ، و دیگرى انفاق مال است در راه رضاى او .

و ذلك دین القیمة - یعنى این است دین كتب قیمه - مفسرین چنین معنا كرده‏اند .

و مراد از كتب قیمه اگر همه كتابهاى آسمانى یعنى كتاب نوح و پایین‏تر از او از سایر انبیا (علیهم‏السلام) باشد ، معناى جمله این مى‏شود كه : این دعوت محمدى كه بشر به پذیرفتن آن مامور شده ، دینى است كه در همه كتابهاى قیم آسمانى مكلف بدان بودند ، و دین نوظهورى نیست ، چون دین خدا همواره یكى بوده ، پس بناچار باید به آن بگروند ، براى اینكه قیم است .

و اگر مراد از كتب قیمه ، معارفى است كه رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) از صحف مطهره براى آنان خوانده ، معناى آیه چنین مى‏شود كه : مردم در دعوت اسلامى مامور نشده‏اند مگر به احكام و قضاهایى قیم ، احكام و قضایایى كه مصالح جامعه انسانى را تامین مى‏كند ، پس با در نظر گرفتن این معنا بر مردم واجب است به این دعوت ایمان آورده ، و به این دین متدین شوند .

پس آیه شریفه به هر حال اشاره دارد به اینكه دین توحید ( كه قرآن كریم متضمن آن است ، قرآنى كه مصدق كتب آسمانى قبل از خویش و به حكم آیه 48 از سوره مائده مهیمن و مافوق آنها است ) ، با دستوراتى كه به مجتمع بشرى مى‏دهد قائم به امر آنان و حافظ مصالح حیاتشان است ، همچنان كه آیه زیر این معنا را با وافى‏ترین بیان خاطرنشان ساخته ، مى‏فرماید : فاقم وجهك للدین حنیفا فطرت الله التى فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلك الدین القیم .

و با این آیه بیان عمومیت رسالت رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) و شمول و فراگیرى دعوت اسلامى عموم بشر را ، تكمیل مى‏شود ، پس اینكه فرمود : لم یكن الذین كفروا من اهل الكتاب و المشركین ... ، اشاره مى‏كند به اینكه از نظر سنت هدایت الهى ، بر خداى تعالى است كه همه عالم را هدایت نموده ، لازم است حجتش را بر هر كسى كه كافر شده و دعوت او را نپذیرفته تمام كند ، چه كافر از اهل كتاب و چه از مشركین ، گو اینكه در روز نزول آیه كفار از اهل كتاب و از مشركین بعضى از كفار بودند نه همه آنان ولى این معنا را

ترجمة المیزان ج : 20 ص : 577

به طور قطع مى‏دانیم كه در تعلق دعوت فرقى میان بعضى با بعض دیگر نیست ، اگر در عصر نزول متعلق به بعضى شده ، باید كه متعلق به كل كفار هم بشود .

و جمله رسول من الله اشاره دارد به اینكه آن بینه عبارت است از محمد (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) و جمله و ما تفرق ... اشاره دارد به اینكه تفرقه و كفرى كه در سابق نسبت به حق داشتند نیز بعد از آمدن بینه بوده .

و جمله و ما امروا الا لیعبدوا الله ... مى‏فهماند كه آنچه بدان دعوت شده‏اند ، و مامور به آن گشته‏اند ، دینى است قیم ، كه مصالح اجتماع بشریشان را تامین مى‏كند ، پس بر همه آنان لازم است به آن دین ایمان آورند و كفر نورزند .

ان الذین كفروا من اهل الكتاب و المشركین فى نار جهنم خالدین فیها اولئك هم شر البریة بعد از آنكه از اشاره به كفرشان به بینه‏اى كه به موجب سنت الهى برایشان آمده بود ، فارغ شد ، و نیز بعد از آنكه بیان كرد كه دین قیم به چه چیز دعوت مى‏كند ، شروع كرد به انذار و تهدید كفار ، و وعده به مؤمنین .

و كلمه بریه به معناى خلق است ، مى‏فرماید كسانى كه از اهل كتاب و مشركین به این بینه كافر شدند ، در آتش جهنم و به طور دائم خواهند بود ، این گونه افراد بدترین خلق خدایند ( چون نعمت هدایت بالاترین نعمت‏هاى الهى است ، و كفران آن بدترین كفرانها است ) .

ان الذین امنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البریة در این آیه خیریت را منحصر در مؤمنین كرده ، كه اعمال صالح مى‏كنند ، همچنان كه در آیه قبلى شریت را منحصر در كفار مى‏كرد ، ( و این انحصار از آوردن ضمیر هم استفاده مى‏شود ، چون اگر فرموده بود : اولئك شر البریة معنایش این مى‏شد كه ایشان بدترین خلقند ، و این منافات نداشت با اینكه اشخاص دیگرى هم بدترین خلق باشند ، ولى عبارتى كه در آیه آمده معنایش این است كه ایشان ، آرى ایشانند بدترین خلق ) .

جزاؤهم عند ربهم ... ذلك لمن خشى ربه كلمه عدن به معناى استقرار و ثبات است ، پس جنات عدن به معناى بهشت‏هاى خالد و جاودانه است ، و توصیف دوباره‏اش به اینكه خیر البریة در آن بهشت‏ها خالدند و ابدا خالدند تاكید همان جاودانگى است ، كه اسم عدن بر آن دلالت داشت رضى الله عنهم - خدا از ایشان راضى است ، و رضایت خدا از صفات فعل خداست و مصداق و مجسم آن همان ثوابى است كه به ایشان عطا مى‏كند ، تا جزاى ایمان و

ترجمة المیزان ج : 20 ص : 578

اعمال صالحشان باشد .

ذلك لمن خشى ربه - این جمله علامت بهشتیان و آنانكه به سعادت آخرت مى‏رسند را بیان مى‏كند ، مى‏فرماید : علامت خیر البریه و آنهایى كه به جنات عدن مى‏رسند این است كه از پروردگار خود ترس دارند .

در جاى دیگر هم فرموده : انما یخشى الله من عباده العلماء ، پس علم به خدا خشیت از خدا را به دنبال دارد ، و خشیت از خدا هم ایمان به او را به دنبال دارد ، یعنى كسى كه از خدا مى‏ترسد ، قهرا در باطن قلبش ملتزم به ربوبیت و الوهیت او است ، و در ظاهر هم ملازم با اعمال صالح است .

این را هم بدان كه مفسرین در تفسیر مفردات این آیات به شدت اختلاف كرده ، اقوالى بسیار دارند كه چون فایده‏اى در تعرض آنها نبود از نقل آنها و پاسخ دادن و اشكال كردن به آنها صرفنظر شد ، خواننده مى‏تواند به تفسیرهاى مطول مراجعه نماید .

بحث روایتى

در تفسیر قمى در روایت ابى الجارود از امام ابى جعفر (علیه‏السلام) آمده كه فرمود : منظور از كلمه بینة رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) محمد ( صلوات الله علیه ) است .

و در الدر المنثور است كه ابن مردویه از عایشه روایت كرده كه گفت : به رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) عرضه داشتم : یا رسول الله گرامى‏ترین خلق نزد خداى عز و جل كیست ؟ فرمود : اى عایشه مگر آیه شریفه ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البریة را نمى‏خوانى .

و در همان كتاب است كه ابن عساكر از جابر بن عبد الله روایت كرده كه گفت : نزد رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) بودیم كه على (علیه‏السلام) از راه رسید ، رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) فرمود : به آن خدایى كه جانم به دست او است ، این مرد و پیروانش ( شیعیانش ) تنها و تنها رستگاران در قیامتند ، آنگاه این آیه نازل شد : ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البریة ، از وقتى كه این آیه نازل شد اصحاب رسول خدا

ترجمة المیزان ج : 20 ص : 579

(صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) هر وقت على را مى‏دیدند كه دارد مى‏آید مى‏گفتند : خیر البریة آمد .

مؤلف : الدر المنثور این معنا را از ابن عدى از ابن عباس نیز نقل كرده ، و نیز از این مردویه آورده .

و نیز تفسیر برهان آن را از موفق بن احمد - در كتاب المناقبش - از یزید بن شراحیل انصارى كاتب على (علیه‏السلام) از آن جناب روایت كرده و در عبارت یزید بن شراحیل چنین آمده : من از على شنیدم مى‏فرمود : رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) از دنیا مى‏رفت در حالى كه سر آن جناب را به سینه‏ام تكیه داده بودم ، در آن حال فرمود : یا على مگر نشنیدى كلام خداى عز و جل را كه مى‏فرماید : ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البریة ، این خیر البریة شیعیان تواند ، موعدم و موعد شما حوض است ، وقتى كه تمامى امت‏ها براى حساب جمع مى‏شوند ، شیعیان تو بنام و لقب پیشانى سفیدان خوانده مى‏شوند .

و در مجمع البیان از مقاتل بن سلیمان از ضحاك از ابن عباس روایت كرده كه در تفسیر كلمه هم خیر البریة گفته است : این آیه شریفه در باره على و اهل‏بیتش نازل شده .



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : آخرین پیامبر، خاتم النبیین، عمومیت دعوت پیامبر، قیام چجه، بینه، بیّنة، اهل کتاب، علت فرقه فرقه شدن، عوامل تفرقه، عامل جدا شدن از دین، چرا دین به فرقه های مختلف تقسیم شد، انفاق، اسلام، دین اسلام، دستورات دین، اعمال صالح، عمل صالح، ترس از خدا، رضایت خدا، رضایت الهی، رضایت خداوند، علامت بهشتیان، ترس، علم، علما، بهترین مخلوق، بهترین مخلوق خدا، بهترین مخلوقات، علی، امام علی، حضرت علی، شیعه، شیعیان، بهترین ها، بهترین های خدا، بهترین های بهشت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات