بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر


بحث روایتى


در مجمع البیان است كه بعضى گفته‏اند : این سوره در باره یهود نازل شده كه گفته بودند : عده ما از جمعیت بنى فلان و بنى فلان و بنى فلان بیشتر است ، و خلاصه ما از همه این سه قبیله نیرومندتریم ، همین معنا آنان را به خود مشغول كرد تا گمراه از دنیا رفتند - نقل از قتاده .

بعضى دیگر گفته‏اند : در باره شاخه‏اى از انصار نازل شده كه با شاخه‏اى دیگر تفاخر كردند - نقل از ابى بریده .
و بعضى گفته‏اند در باره دو قبیله از قریش نازل شده ، یعنى بنى عبد مناف بن قصى ، و بنى سهم بن عمرو كه با یكدیگر تكاثر نموده ، اشراف خود را مى‏شمردند ، و عدد اشراف بنى عبد مناف بیشتر شد ، آنگاه بنى سهم بن عمرو زیر بار نرفته ، گفتند باید مرده‏هایمان را هم به شمار آوریم ، شروع كردند به شمردن قبرها ، این قبر فلانى است و این قبر فلانى ، و در نتیجه عدد بنى سهم بیشتر شد ، چون در دوران جاهلیت عدد آنان بیشتر بود - نقل از مقاتل و كلبى .
و در تفسیر برهان از برقى از پدرش از ابن ابى عمیر از هشام بن سالم از امام صادق (علیه‏السلام) روایت كرده كه در تفسیر آیه لو تعلمون علم الیقین فرموده : علم الیقین دیدن به چشم است .

ترجمة المیزان ج : 20 ص : 605
مؤلف : این روایت معنایى را كه ما كردیم تایید مى‏كند .
و در تفسیر قمى به سند خود از جمیل از امام صادق (علیه‏السلام) روایت كرده كه گفت : به آن حضرت عرضه داشتم معناى آیه لتسئلن یومئذ عن النعیم چیست ؟ فرمود : این امت بازخواست مى‏شود از نعمت رسول الله ، و سپس از نعمت ائمه اهل‏بیتش .
و در كافى به سند خود از ابى خالد كابلى روایت آورده كه گفت : وارد شدم بر امام ابو جعفر (علیه‏السلام) دستور داد غذا آوردند ، من با آن جناب طعام خوردم ، طعامى كه پاكیزه‏تر و لطیف‏تر از آن در عمرم نخورده بودم ، همینكه از طعام فارغ شدیم ، فرمود : اى ابو خالد این طعام را چگونه دیدى ؟ و یا فرمود : طعام ما را چگونه دیدى ؟ عرضه داشتم فدایت شوم ، من در عمرم طعامى پاكیزه‏تر و نظیف‏تر از این نخورده بودم ، ولى در حین خوردن به یاد آیه افتادم كه خداى تعالى مى‏فرماید : ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم پس حضرت فرمود : خداى تعالى از خوردن شما نمى‏پرسد ، تنها از آن دین حقى كه شما بر آنید بازخواست مى‏كند .
و نیز در آن كتاب به سند خود از ابو حمزه روایت كرده كه گفت : با جماعتى نزد امام صادق (علیه‏السلام) بودیم ، حضرت دستور داد طعام بیاورند ، طعامى آوردند كه در تمام عمرمان لذیذتر و خوشبوتر از آن نخورده بودیم ، بعد خرمایى آوردند كه آنقدر شفاف و صاف و زیبا بود كه همه را به تماشا واداشت ، مردى از حضار گفت : به زودى از این نعیمى كه نزد پسر پیغمبر از آن متنعم شدید بازخواست مى‏شوید ، امام (علیه‏السلام) فرمود : خداى عز و جل كریم‏تر و شانش جلیل‏تر از آن است كه طعامى به بنده‏اش بدهد ، و آن را براى شما حلال و گوارا بسازد ، آن وقت بازخواستتان كند كه چرا خوردید ؟ بلكه منظور از نعیم در آیه لتسئلن یومئذ عن النعیم تنها نعمت محمد و آل محمد (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) است كه به شما ارزانى داشته .
مؤلف : و این معنا به طرق دیگر و عبارات مختلفى از ائمه اهل بیت (علیهم‏السلام) روایت شده ، و در بعضى از آنها آمده كه منظور از نعیم ، ولایت ( دوستى و اطاعت ) ما اهل بیت است .
و برگشت این معنا به همان معنایى است كه ما خاطرنشان ساخته و گفتیم ، منظور از نعیم تمامى نعمت‏هایى است كه خداى تعالى به بشر انعام فرموده ، بدان جهت كه نعمت است ، ( و ولایت اهل بیت از ارزنده‏ترین مصادیق آن است بلكه با راهنمایى امامان
ترجمة المیزان ج : 20 ص : 606
است كه استعمال نعمت شكر مى‏شود نه كفران ) .
توضیح اینكه نعمت‏هایى كه خداى تعالى به آدمى ارزانى داشته اگر انسان مورد بازخواست از آنها قرار مى‏گیرد ، از این جهت نیست كه نعمت‏ها مثلا گوشت بوده یا نان یا خرما و یا آب خنك ، و یا مثلا چشم یا گوش و یا دست و پا بوده ، بلكه از این جهت از آنها پرسش مى‏شود كه خداى تعالى آنها را آفریده تا نعمت بشر باشند ، و آنها را در طریق كمال بشر و رسیدنش به قرب عبودى واسطه و وسیله كرده ، كه بیانش به طور اشاره گذشت ، و بشر را دعوت كرده كه آن نعمت‏ها را به عنوان شكر مصرف كند ، و طورى استعمال كند كه آن استعمال شكر شمرده شود نه كفران پس آنچه از آن بازخواست مى‏شویم نعمت است بدان جهت كه نعمت است ، نه بدان جهت كه خوردنى یا پوشیدنى و یا اعضاى ذى قیمت بدنى است ، و معلوم است كه خود آدمى نمى‏تواند تشخیص دهد كه داده‏هاى خداى تعالى را چگونه استعمال كند تا نعمت شود ، و یا به عبارت دیگر شكر باشد نه كفران ، تنها راهنما در این باب دین خداست كه رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) آن را آورده ، و امامانى از اهل بیت خود را براى بیان آن دین نصب فرموده .
پس برگشت سؤال از نعیم ، سؤال از عمل به دین است ، در هر حركت و سكون .
و نیز این معنا معلوم است كه سؤال از نعیم كه گفتیم سؤال از دین است سؤال از رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) و امامان بعد از آن جناب است كه خدا اطاعتشان را واجب و پیرویشان را در سلوك الى الله فریضه كرده ، و طریق سلوك الى الله است ، همان استعمال نعمت است به آن نحوى كه رسول و امامان دستور داده‏اند .
روایت ابى خالد كه در آن حضرت ابو جعفر (علیه‏السلام) فرمود : تنها از آن دین حقى كه شما بر آنید بازخواست مى‏كند به همین معنا اشاره مى‏كند كه منظور از سؤال از نعیم ، سؤال از دین است .
و دو روایت جمیل و ابى حمزه كه نقل كردیم ، و در هر دو امام صادق (علیه‏السلام) فرمود : این امت بازخواست مى‏شود از نعمت رسول الله ، و سپس از نعمت ائمه اهل‏بیتش به این معنا اشاره دارند كه منظور از نعیم ، رسول و امامان اهل بیت او است .
و در بعضى از روایات آمده كه نعیمى كه بشر از آن بازخواست مى‏شود رسول الله (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) است كه خدا او را بر همه اهل عالم انعام كرد تا از گرداب ضلالت نجاتشان دهد .
و در بعضى دیگر آمده : ولایت ما اهل بیت است ، و برگشت همه به یك معنا است ، و ولایت اهل بیت عبارت است از واجب دانستن اطاعت و پیروى آنان ، در هر
ترجمة المیزان ج : 20 ص : 607
گفتار و كردارى كه در سلوك طریق عبودیت دارند .
و در مجمع البیان آمده كه بعضى گفته‏اند : منظور از نعیم صحت و فراغت است ، - نقل از عكرمه .
و مؤید آن روایتى است كه ابن عباس از رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) نقل كرده كه فرمود : دو نعمت است كه بسیارى از مردم در آن مغبونند ، یكى سلامتى و یكى فراغت .
و نیز در مجمع البیان است كه بعضى گفته‏اند : نعیم عبارت است از امنیت و صحت ، نقل از مجاهد و عبد الله بن مسعود .
و این معنا از امام ابو جعفر و ابى عبد الله (علیه‏السلام) نیز روایت شده .
مؤلف : و در بعضى از روایات دیگر از طرق اهل سنت آمده كه : نعیم عبارت است از خرما و آب خنك .
و در بعضى دیگر چیزهایى دیگر ذكر شده ، كه باید همه آنها حمل شود بر اینكه خواسته‏اند مثالى براى نعمت ذكر كرده باشند .
و در حدیث نبوى از طرق اهل سنت این معنا نیز آمده كه سه چیز است كه بنده خدا از آن بازخواست نمى‏شود : یكى خرقه‏اى كه عورت خود را با آن بپوشاند ، و یكى پاره‏نانى كه با آن سد رمق كند ، و سوم خانه‏اى كه از سرما و گرما حفظش نماید ... این حدیث هم باید حمل شود بر اینكه خداى تعالى در بازخواست از ضروریات زندگى سخت‏گیرى و مناقشه نمى‏كند ، و خدا داناتر است .


نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : نعمت ها، سوال از نعمت، شکر، شکرنعمت، استفاده از نعمت ها، باز خواست، نعیم، تکاثر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic