بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391


نكته‏ها :

1 - كبر و غرور ، سرچشمه گناهان بزرگ است .
خود برتربینى بلاى عظیمى است كه خمیر مایه بسیارى از معاصى محسوب مى‏شود ، غفلت از خدا ، كفران نعمتها ، غرق شدن در عیاشى و هوسبازى ، تحقیر دیگران ، و استهزاى مؤمنان ، همه از آثار شوم این صفت رذیله است ،

افراد كم ظرفیت همین كه به نوائى مى‏رسند ، چنان گرفتار كبر و غرور مى‏شوند كه مطلقا ارزشى براى دیگران قائل نیستند ، و همان سبب جدائى آنها از جامعه ، و جدائى جامعه از آنها مى‏شود .
در عالمى از پندار فرو مى‏روند ، خود را تافته‏اى جدا بافته مى‏پندارند و حتى از مقربان خدا مى‏شمارند ، و همین سبب مى‏شود كه عرض و آبرو و حتى جان دیگران در نظر آنها ، بى ارزش و بى مقدار باشد ، به همز و لمز مشغول مى‏شوند ، و با عیبجوئى و مذمت دیگران ، به گمان خود بر عظمت خویش مى‏افزایند ! جالب اینكه در بعضى از روایات اینگونه افراد به عقرب تشبیه شده‏اند ، كه كارشان نیش زدن است ، ( و اگر نیش عقرب نه از ره كین است ، نیش آنها از راه كینه‏توزیهاست ) .
در حدیثى آمده است كه پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) فرمود : من در شب معراج گروهى از دوزخیان را دیدم كه گوشت از پهلویشان جدا مى‏كردند و به آنها مى‏خوراندند ! ، از جبرئیل پرسیدم اینها كیانند ؟ ! گفت : هؤلاء الهمازون من امتك ، اللمازون ! : اینها عیبجویان و استهزاء كنندگان از امت تواند همانگونه كه در بالا اشاره كردیم ، بحث مشروحى در این زمینه ذیل آیات سوره حجرات داشته‏ایم .

2 - حرص بر جمع مال
در باره مال و ثروت ، نظرات متفاوتى در جهت افراط و تفریط وجود دارد ، بعضى چنان اهمیتى براى آن قائلند كه حلال تمام مشكلاتش مى‏دانند ، تا آنجا كه طرفداران این عقیده در اشعار خود داد سخن در این زمینه داده‏اند ، از جمله شاعر عرب : مى‏گوید : فصاحة سحبان و خط ابن مقلة و حكمة لقمان و زهد بن ادهم اذا اجتمعت فى المرء و المرء مفلس فلیس له قدر بمقدار درهم ! : فصاحت سحبان ( فصیح معروف عرب ) و خط ابن مقله ( خطاط معروف ) و حكمت لقمان و زهد ابراهیم بن ادهم اگر در انسانى جمع شود و مفلس و بى پول باشد قدر و مقامى حتى به مقدار یك درهم نخواهد داشت ! و لذا جاى تعجب نیست كه این گروه دائما به جمع اموال پردازند و آنى راحت ننشینند و هیچ قید و شرطى براى آن قائل نباشند و حلال و حرام در نظرشان یكسان باشد .
در نقطه مقابل این گروه جمعیتى هستند كه براى مال و ثروت ، كمترین ارزشى قائل نیستند ، فقر را مى‏ستایند و براى آن ارج قائلند ، حتى مال را مزاحم تقوى و قرب خدا مى‏دانند ! ولى در برابر این دو عقیده كه در طرف افراط و تفریط قرار دارد آنچه از قرآن مجید و روایات اسلامى استفاده مى‏شود ، این است كه مال خوب است اما به چند شرط : نخست اینكه : وسیله باشد و نه هدف .
دیگر اینكه انسان را اسیر خود نسازد ، بلكه انسان امیر بر آن باشد .
سوم اینكه از طرق مشروع به دست آید و در راه رضاى خدا مصرف گردد .
علاقه به چنین مالى نه تنها دنیاپرستى نیست بلكه دلیلى بر علاقه به آخرت است ، و لذا در حدیثى از امام صادق (علیه‏السلام) مى‏خوانیم : هنگامى كه حضرت ذهب و فضه ( طلا و نقره ) را لعن و نفرین فرمود : یكى از یاران تعجب كرد و در این سؤال نمود امام (علیه‏السلام) فرمود : لیس حیث تذهب الیه انما الذهب الذى ذهب بالدین و الفضة التى افاضت الكفر : منظور از ذهب چیزى است كه دین را از بین برد و منظور از فضه چیزى است كه سرچشمه كفر و بى ایمانى مى‏شود .

در حدیث دیگرى از امام امیر مؤمنان (علیه‏السلام) مى‏خوانیم : السكر اربع سكرات سكر الشراب ، و سكر المال ، و سكر النوم ، و سكر الملك : مستى چهار - گونه است ، مستى شراب ، مستى مال ، مستى خواب و مستى قدرت ! .
در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه‏السلام) آمده است كه مردى خدمتش آمد و عرض كرد پدر و مادرم به فدایت باد ، مرا موعظه‏اى كن ، فرمود : ان كان الحسنات حقا فالجمع لما ذا ؟ و ان كان الخلف من الله عز و جل حقا فالبخل لما ذا ؟ ! : اگر حسنات حق است و به آن ایمان داریم ، جمع مال براى چیست ؟ ( چرا در راه خدا انفاق نكنیم ) و اگر پاداش و جبران الهى حق است ، بخل براى چیست ؟ .
بسیارى هستند تا پایان عمر به جمع آورى مال مشغولند ، و سرانجام براى دیگران وامى‏گذارند ، حسابش را آنها باید بدهند و بهره‏اش نصیب دیگران است لذا در حدیثى مى‏خوانیم از امیر مؤمنان على (علیه‏السلام) سؤال كردند ، من اعظم الناس حسرة ؟ : چه كسى حسرتش از همه بیشتر است ؟ ! فرمود : من رأى ماله فى میزان غیره ، و ادخله الله به النار و ادخل وارثه به الجنة ! : كسى كه اموال خود را در ترازوى سنجش اعمال دیگران ببیند ، خداوند او را به خاطر اموالش وارد دوزخ كند ، و وارث او را به خاطر آن وارد بهشت سازد ! .
و در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه‏السلام) در تفسیر آیه كذلك یریهم الله اعمالهم حسرات علیهم : اینگونه خداوند اعمال آنها را مایه حسرتشان قرار مى‏دهد فرمود : هو الرجل یدع المال لا ینفقه فى طاعة الله بخلا ثم یموت فیدعه لمن یعمل به فى طاعة الله او فى معصیته : این در باره كسى است كه مالى را وامى‏گذارد و به خاطر بخل ، در راه طاعت الهى انفاق نمى‏كند ، سپس مى‏میرد و آن را براى كسى مى‏نهد كه در طاعت الهى یا در معصیتش مصرف مى‏كند .
سپس امام (علیه‏السلام) افزود اگر در طریق اطاعت خدا صرف كند آن را در میزان عمل دیگرى مى‏بیند و حسرت مى‏خورد ، چرا كه مال مال او بوده ، و اگر در معصیت الهى صرف كند سبب تقویت او شده تا گناه كند ( و باز عقوبت و حسرتش متوجه او است ) .
آرى موضعگیرى انسانها در برابر اموال مختلف است گاه از آن بت خطرناكى مى‏سازند و گاه وسیله سعادت بزرگى .
این سخن را با حدیث پر معنائى از ابن عباس پایان مى‏دهیم ، او مى‏گوید : ان اول درهم و دینار ضربا فى الارض نظر الیهما ابلیس فلما عاینهما اخذهما فوضعهما على عینیه ، ثم ضمهما الى صدره ، ثم صرخ صرخة ، ثم ضمهما الى صدره ، ثم قال : انتما قرة عینى ! و ثمرة فؤادى ما ابالى من بنى آدم اذا احبوكما ان لا یعبدوا وثنا ! حسبى من بنى آدم ان یحبوكما : هنگامى كه نخستین سكه درهم و دینار در جهان زده شد ابلیس نگاهى به آنها افكند وقتى آنها را تماشا كرد آن دو را گرفت و بر چشمانش گذاشت ، سپس برداشت و به سینه‏اش چسباند ! بعد فریاد عاشقانه‏اى كشید ! دگر بار به سینه‏اش چسباند ، سپس گفت : شما ( خطاب به درهم و دینار ) نور چشمان منید و میوه دل من ! اگر انسانها شما را دوست دارند براى من مهم نیست كه بت‏پرستى نكنند .
همین كه شما را دوست دارند براى من كافى است ( چرا كه شما برترین بت هستید ) .
خداوندا ! ما را از مستى مال و مقام و دنیا و شهوات حفظ كن .
پروردگارا ! ما را از سلطه شیطان و بندگى درهم و دینار رهائى بخش .
بارالها ! آتش دوزخ سخت شكننده است و رهائى از آن جز به لطف تو ممكن نیست ما را مشمول لطفت فرما .

تفسیر نمونه ج : 27 ص : 324



نوع مطلب : تفسیر قرآن کریم، 
برچسب ها : کبر، تکبر، متکبر، غرور، مغرور، خود خواه، خود برتر بین، خود برتربینى، سرچشمه گناهان، غفلت، کفر نعمت، عیاشی، خوشگذرانی، تحقیر، تمسخر، مسخره کردن، عیبجویی، عیبجویان، مسخره کنندگان، استهزاء، استهزاء کنندگان، حرص، مال اندوزی، مال، خوبی مال، بدی مال، آیا ثروت خوب است یا بد، ثروت، مستی، انواع مستی، بیشترین حسرت، بالا ترین حسرت، نور چشمان ابلیس،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات