بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر

گفتار نهم: کارهای خارق العاده در تصوف

(به نظر شما کدام یک بیشتر بر حق اند؟!)

     

               صوفی                                                                             بودایی

یکی از راه­های جذب عوام توسط بسیاری از فرقه­ها و ادیان، انجام کارهای خارق العاده است که این مسائل در بین صوفی­ها رواج بسیاری دارد.

از همان قرون اوّلیه تصوف، این بحث رایج شد و به جای تلاش برای رسیدن به خداوند، شروع به داستان­سازی و کرامت­تراشی برای بزرگان صوفی نمودند...

از اوّلین نوشته­های تصوف تا به امروز، این مسائل به چشم می­خورد و می­بینیم که کتاب­هایی همچون: اللمع ابونصر، رساله قشیریه قشیری، احیاء العلوم غزالی و تا قرون بعد در اکثر آثار برجسته تصوف، این گونه مسائل طرح می­شود. منبع دائره المعارف این امور را شاید بتوان تذکره الاولیای عطار نامید.


حال در این باره دو سؤال قابل طرح می­باشد:


1. جدای از بسیاری از داستان­های کذب و خلاف عقل و شرع، آیا این کارها نشانه حقانیت یک شخص یا مذهب است؟


2. آیا اسلام این امور را جزء مسائل لازم مسلمانان معرفی نموده است؟


در جواب پرسش نخست باید عرض کنم که این کارها دلیل بر حقانیت انسان یا یک آیین نیست؛ چون این مسأله در همه ادیان و مذاهب وجود دارد.

اگر قرار بر حقانیت این گونه امور بود، مرتاض­های هندی باید از همه بر حق­تر بودند.

اما در پاسخ سؤال دوم، ابتدا لازم است که تعریف خارق عادت و اقسام آن مورد بررسی قرار گیرد.

تعریف خارق عادت

خارق عادت، کار یا چیزی است که خلاف سنت و نظم طبیعت صورت بگیرد و بر شش صورت است:


1. اگر از مؤمن سر بزند و با کمال عرفان مقرون نباشد، اصطلاحاً به آن معونت می­گویند، مانند این که فلان ذکر را گفته و ثمره­اش شنیدن فلان صدا و یا بروز اتفاقی خاص بوده است.


2. چنانچه از مؤمن سر بزند و با کمال عرفان مقرون باشد و با ادعای نبوت نیز همراه گردد، «معجزه» نام دارد که مخصوص پیامبران است و برخی اوقات به سرحدّ تحدی می­رسد.


3. اگر از غیر نبی صادر شود و با کمال عرفان هم مقرون باشد، «کرامت» می­گویند.


4. چنانچه از نبی صادر شود و قبل از نبوتش و بدون ادعای نبوت باشد «ارهاص»، یعنی آماده سازی گفته می­شود.


5. اگر از کافر صادر شود و موافق با ادعای او باشد، به آن «استدراج» می­گویند.


6. چنانچه از کافر صادر شود و موافق با ادعای او نباشد، «اهانت» نام دارد.1


نفس انسان قابلیت­های زیادی دارد وانسان می­تواند با کنترل آن در برخی امور و اشیا تصرف کند؛ اما چگونه نفس نفس را کنترل کنیم؟ این کار معمولاً به دو طریق انجام می­پذیرد: عبادت و ریاضت.


خلوص نیت در عبادات و ترک کارهای حرام، خیلی زود بصیرت انسان را روشن نموده و او می­تواند به برخی از امور خارق العاده دست بزند.


اما اقدام به ریاضت­های طولانی و خلاف شرع و دوری از اجتماع برای این امور، نه تنها مورد تأیید اسلام نیست؛ بلکه مذمت هم شده است.


البته راه­های اخبار از غیب و انجام کارهای خارق­العاده توسط صوفیان و یا مرتاضان، مختلف است:


1. سحر و جادوگری،


2. ریاضت­های طولانی و


3. ارتباط با اجنه از آن جمله­اند.


صوفیه برای بزرگان خود در این باره داستان­های عجیبی ساخته­اند؛ مثلاً عطار در تذکره الاولیاء می­گوید: روزی درویشی نزد بایزید آمد و از حیا مسأله­ای پرسید. بایزید جواب او را داد و درویش از خجالت آب شد. مریدی از در آمد و دید آب زردی بر روی زمین جمع شده است. گفت: ای شیخ! این چیست؟ گفت: یکی از در آمد، سؤالی کرد و من جواب دادم، طاقت نداشت وآب شد.2

وی همچنین درباره ابوبکر شبلی می­گوید: به اوّل که مجاهده در دست می­گرفت، سال­های دراز شب نمک در چشم کشیدی که خواب نشود و گویند هفت من نمک در چشم کرده بود.3

در هر حال، کرامت، نشانه حقانیت نیست، به ویژه خوردن سیخ وتیغ؛ چرا که بیشتر این گونه کارهای خارق العاده، با ریاضت­های حرام انجام می­پذیرد. ضمن این­که اگر کرامتی به شخصی عطا شد، نباید آن را بروز دهد؛ چنان که سیره عرفای حقیقی همین است.

استاد مسلم عرفان، آیت الله سید علی قاضی (ره) توصیه­هایی در این مورد دارند و می­فرمایند:

«شما نمی­خواهد چیزی از خودتان بروز دهید، بگذارید اگر دیگران شما را می­شناسند، از رفتار و اعمالتان بشناسند».

و یا در فرازی دیگر به شاگردش می­گوید که رعایت حلال و حرام، خود کرامت است؛ چنان که از آیت الله سید عبدالکریم کشمیری نقل شده:

«یک بار از مرحوم آقای قاضی درخواست کیمیا و راهنمایی رسیدن به آن را کردم. ایشان فرمودند: این ذکر را بسیار بگو که خود کیمیا است:

«اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک».

ایشان خطاب به سید هاشم حداد فرمود:

«سید هاشم! روزی شود که مردم بیایند عتبه درت را ببوسند؛ اما تو سرّ را فاش مکن!»
آقای سید حسن قاضی می­گوید:
«آقای حداد، نعل اسب و استر درست می­کرد.
یک شاگردی داشت که در آمدش را با او نصف می­کرد، یک روز وقتی می­خواست این نعل داغ شده را از آتش در بیاورد، انبر دستش نبود، دست برد و نعل را از آتش درآورد. این شاگرد، دیوانه و وحشت­زده شد و فرار کرد.
بعد از این که سید هاشم به نجف آمد. آقای قاضی خیلی به ایشان تندی کردند که چرا فلان کار را کردی! نباید می­کردی.
آقای قاضی می فرمودند:
«من در تمام مدت عمر یک بار، آن هم در حقیقت به واسطه محذور و حیا، سری را فاش کردم و تا به حال که ده­ها سال است، از آن می گذرد، گرفتار آنم!»

آیت الله شیخ عباس قوچانی هم یکی از شاگردان مبرز آقای قاضی است.

بعد از وفات مرحوم قاضی، شخصی به جلسات آقای قوچانی آمد و شیفته ایشان شد. او دارای علوم غریبه از قبیل: علم جفر، رمل و اسطرلاب بود. این شاگرد یک شب خدمت آقای قوچانی عرض کرد: من مدت­ها است دنبال کسی می­گردم که این علوم را به او واگذار کنم و الان شما را دیدم و می­خواهم این علوم را به شما بدهم. آقای قوچانی می­فرمایند:

«من هیچ کدام از این­ها را نمی­خواهم، هیچ کدام را نمی­خواهم. آن مرد خیلی جا می­خورد و گویی آب سردی روی سرش ریخته باشند که چه طور ممکن است این مسائل به این مهمی آن قدر برای ایشان بی ارزش باشد.4

به هر حال، اسلام برای این اعمال ارزشی قائل نشده و طبق برخی روایات این اعمال برای افراد کافر، ثمره مخالفت با هوای نفسشان در دنیا است ونهایت مزد و اجرشان به شمار می­رود.

در روایتی امام صادق علیه السلام در جواب مرتاضی که مسلمان شد، فرمودند: ارزش وثمره اسلام بیش از این است که این امور جزیی پاداش و جزای آن قرار بگیرد.

اسلام هیچ­گاه به انسان برای دستیابی به این امور توصیه ریاضت کشیدن نکرده است.

آری، کرامت واقعی گناه نکردن است و اگر کسی اعمالش را به درستی انجام دهد و نسبت به واجبات مقید باشد و محرمات را ترک کند، یقیناً خداوند درهایی از عالم معنا را برایش خواهد گشود.


1. کشاف اصطلاحات فنون، ج۱، ص ۴۴۶.

2 . تذکره الاولیاء، ج1،ص 113.

3. همان، ج2، ص 164.

4. ر.ک: پایگاه اینترنتی صالحین شیعه.



نوع مطلب : نقد و برسی تصوف، 
برچسب ها : کرامات، کرامت، خارقالعاده، صوفیه، درویش، دراویش، گناه، راه غیب گویی، غیب گویی، سحر، جادو، ریاضت، ارتباط با اجنه، استدراج، اهانت، ارهاص، معجزه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 13 بهمن 1391 01:03 ق.ظ
سلام خسته نباشین خلاصه میکنم خیلی حال کردم فقط میتونید بهم بگین از کجا اینگونه مستندات رو گیر بیارم.مخلص شما احسان
جمعه 13 بهمن 1391 12:58 ق.ظ
سلام عزیزان من علاقه زیادی به تماشای این گونه مستندات دارم تا بتوانم در این رابطه تحقیق کنم خواهشا اگه کسی میدونه من این مستند رو از کجاگیز بیارممن رو راهنمای کنه.کوچیک همه شما احسان خاوری
سه شنبه 17 مرداد 1391 07:07 ب.ظ
کاملا درست میفرمایید که کارهای خارق العاده دلیل حقانیت نیست . شق القمر و اژدها شدن عصا یا شفا دادن به بیماران و زنده کردن مردگان و بوی پیراهنی را از چند کیلومتر استشمام کردن و مالیدن آن به چشم و بینا شدن و غیره و....... اینها همه یک امر عادی است نه خارق العاده ... این از انبیا بود حال از اولیای خدا : خدمتکار امام صادق رضی الله عنه ازشون پرسید که امسال حج کی قابل قبول شد ؟ دو انگشت مبارک را ازهم باز کرد و بهش فرمود نگاه کن دید همه به شکل حیواناتی هستند که دارند دور خانه کعبه طواف میکنند و فقط امام و چند نفر معدودی به شکل انسان هستند . و غیرهم زیاد است . یا نخوندی یا از روی تعصب و با اندک علمی که داری مردم را به بیراهه میخواهی بکشی ! حافظ فرمود : فیض روح القدس ار باز مدد فرماید / دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد .... میشود کار خارق العاده کرد ولی باید نفسی پاک تر از آب باران داشت . و ان کارها هم برای شبهه زدایی از دل عده ای به دست پیامبران و اولیای خدا به اذن خدا انجام شده است . درست هست که در فرق و ادیان دیگر هم از بودا .... غیره گرفته بعضی کارهای غیر عادی را انجام میدهند . ولی اگر در مورد آنها اگر خبر داشته باشی و ادیان و مذاهبشان را مطالعه کرده باشی ، اصول فرقه ای انها را خواهی دانست که فقط مکتب خود ساختی است نه خدا شناختی ! خدا در قران میفرماید : حتی من به کفار هم قدرت میدهم تا به کارهایی که اصرار میورزند تا انجامشون دهند به بالاترین حدش برسند تا به حدی که خود را حق بدانند . و اینطور آنها را گمراه میکنم . ولی عرفا دنباله رو دستورات الهی و سنت نبوی صل الله علیه و اله وسلم هستند . حالا مدعی هم در میانشون زیاد بوده است ولی اونایی که حق بودند مورد پسند تمام ملل بودند و خدا هم گفته کسی که خلق از او راضی باشد من هم راضی خواهم شد . حالا چند نفر هم پیدا میشه که انتقاد کنند . قرار نیست که با یک انتقاد این هم تعریف را کنار گذاشت .
علیرضا سرداریبا سلام به منتقد گرامی
در مورد مطلب جناب عالی چند مورد قابل ذکر است
۱-اگر فرضا قبول کنیم ،کارهای انبیا یک امر عادی هستند با توجه به اینکه(مطابق تأیید شما) کارهای خارق العاده دلیل بر حقانیت نیستن، چگونه یک امر عادی میتواند دلیل بر حقانیت باشد؟!
۲-شما در ابتدا می فرمایید: اینها همه یک امر عادی است ولی در ادامه، آنها را خارق العاده معرفی کرده ،میفرمایید: میشود کار خارق العاده کرد ولی باید نفسی پاک تر از آب باران داشت
۳- بنا به گفته شما اگر برای انجام کار خارق العاده، به نفس پاک نیاز است، پس چگونه بودایی ها و کفار هم از این قبیل کارها -هر چند برای خود شناختی- انجام میدهند؟!!!
۴-فرمودید عرفا دنباله رو دستورات الهی وسنت نبوی هستند،
سؤال اینجاست: آیا خوردن تیغ، کوبیدن چاقو در سر، سوراخ کردن صورت، ریختن نمک در چشم،خوردن سنگ و .. از دستورات الهی است یا سنت نبوی؟!!!!!!!!!!!
۵- شما فرمودید: عرفایی که حق بودنند مورد پسند ملل بودند،
بنابر صحت گفته ی شما، از شما می پرسم : آیا عرفای تصوف مورد قبول مردم اند یا عالمانی چون: امام خمینی ره، آیت الله بهجت ، آیت الله قاضی طباطبایی و بسیاری دیگر از بزرگ مردانی که تصوف را حرام میدانستند؟!!!!!!!!!!!!!
۶- شما فرمودید: خدا هم گفته کسی که خلق از او راضی باشد من هم راضی خواهم شد،
روایاتی در مورد رضایت رسول الله صلی الله علیه و اله و حضرت فاطمه سلام الله علیها ،مبنی بر توقف رضایت خداوند بر رضایت آن بزرگواران هست
اما هرگز روایت ویا آیه ای مبنی بر اینکه رضایت خداوند مبتنی بر رضایت خلق باشد، ندیده ایم
اگر سراغ دارید، بفرمایید
۷- تصوف هم در میان اهل سنت در اقلیت است و هم در میان شیعیان
حال ما نمیدانیم این اکثریت (که مخالف تصوف اند)،چگونه در نظر شما تعداد کمی ،محسوب می شوند





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic