بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر
بسم الله الرحمن الرحیم 
داستانی بسیار جالب و تکان دهنده از توطئه اصحاب پیامبر صلی الله علیه و اله و سلّم
 و چگونگی گمراه شدن اصحاب
ابان از سلیم نقل مى كند كه گفت: در بیمارى ابو ذر- كه در زمان حكومت عمر مبتلا شده بود- نزد او حاضر بودم. عمر بعنوان عیادت نزد او آمد، در حالى كه امیر المؤمنین علیه السّلام و سلمان و مقداد هم نزد او بودند و ابو ذر به آن حضرت وصیّت كرده و نوشته بود و شاهد گرفته بود. 
وقتى عمر بیرون رفت مردى از فامیل ابو ذر- كه از پسر عموهاى او، از طایفه بنى غفار بود- گفت: چه مانعى داشت به امیر المؤمنین عمر وصیت مى كردى؟! ابو ذر گفت: 
من به امیر المؤمنین حقیقى وصیّت كرده ام. 
ابوذر در ادامه گفت:
پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به ما كه چهل نفر از عرب و چهل نفر از عجم بودیم دستور داد و ما بر على علیه السّلام بعنوان «امیر المؤمنین» سلام كردیم، و همین صاحب حكومت كه او را «امیر المؤمنین» نامیدى (یعنى عمر) در بین ما بود. 
هیچ یك از عرب و عجم در این باره اعتراضى به پیامبر صلى اللَّه علیه و آله نكرد مگر همین شخص و رفیق بى مقدارش كه او را جانشین پیامبر قرار داد.
 این دو گفتند: «آیا این حقّى از جانب خدا و رسولش است»؟ حضرت غضب كرد و فرمود: بخدا قسم آرى، حقى از جانب خدا و رسولش است. خداوند این دستور را به من داده و من به شما دستور دادم. 

سلیم مى گوید: عرض كردم: اى ابو الحسن، و تو اى سلمان و تو اى مقداد، آیا گفتار ابو ذر را تأیید مى كنید؟ 
گفتند: آرى، راست مى گوید. گفتم: چهار نفر عادل اند كه اگر فقط یكى از آنان برایم نقل مى كرد در صدق و راستى او شك نمى كردم، ولى چهار نفر شما در نفس من و براى بصیرتم محكم تر است. 

گفتم: اصلحك اللَّه، آیا نام هشتاد نفر از عرب و غیر عرب را ذكر مى كنید؟ 
سلمان نام یك یك آنها را ذكر كرد. 
امیر المؤمنین علیه السّلام و ابو ذر و مقداد گفتند: «سلمان راست مى گوید». 
رحمت خدا و مغفرتش بر او و بر آنان باد. 

از جمله كسانى كه سلمان نام برد:
 ابو بكر، عمر، ابو عبیده، معاذ، سالم، پنج نفر اصحاب شورى «۱»، عمار بن یاسر، سعد بن عبادة و بقیّه اصحاب عقبه «۲» و ابىّ بن كعب و ابو ذر و مقداد، و عده دیگرى كه اكثرشان و قسمت اعظمشان از اهل بدر بودند و اكثر آنها از انصار بودند. 
در میان ایشان ابو الهیثم بن تیّهان، خالد بن ولید، ابو ایّوب، اسید بن حضیر و بشیر بن سعید بودند. 

چگونه مردم به فتنه ابو بكر و عمر مبتلا شدند 

سلیم مى گوید: گمان مى كنم با همه این افراد ملاقات كردم و از فرد فرد آنان در تنهایى و خلوت در این مورد سؤال كردم. بعضى از آنان سكوت كردند و پاسخى ندادند و حقیقت را كتمان كردند.
 بعضى از آنان هم آن را نقل كردند و گفتند: فتنه اى به ما برخورد كه قلبها و گوشها و چشمهاى ما را گرفت! و آن هنگامى بود كه ابو بكر ادعا كرد از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شنیده است كه بعد از آن فرموده: «ما اهل بیتى هستیم كه خداوند ما را گرامى داشته و آخرت را براى ما بر دنیا ترجیح داده و خداوند نمى گذارد نبوت و خلافت براى ما اهل بیت جمع شود»! 
هنگامى كه على علیه السّلام را براى بیعت آورده بودند به این مطلب استدلال كرد و چهار نفر كه نزد ما از خوبان بودند و مورد تهمت نبودند او را تصدیق كرده و برایش شهادت دادند كه عبارت بودند از: ابو عبیدة، سالم، عمر، معاذ. و ما گمان كردیم آنان راست مى گویند. 
صحیفه ملعونه و معاهده در كعبه 
(سلیم مى گوید: افرادى كه با آنان ملاقات كردم همچنین گفتند: ) 
وقتى على علیه السّلام بیعت نمود به ما خبر داد كه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله چه مطالبى گفته و خبر داده است كه این پنج نفر در بین خود مكتوبى نوشته اند و در آن با یك دیگر عهد بسته اند و در كنار كعبه هم پیمان شده اند كه «اگر محمد از دنیا برود یا كشته شود بر علیه على قیام كنند و خلافت را از او سلب كنند». امیر المؤمنین علیه السّلام چهار نفر را كه سلمان و ابو ذر و مقداد و زبیر بودند شاهد گرفت، و آنان هم گواهى دادند، و این بعد از آن بود كه بیعت لعنت شده و گمراه كننده ابو بكر بر گردن ما قرار گرفته بود. و ما دانستیم كه على علیه السّلام از قول پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مطلب باطلى نقل نمى كند كه نیكان از اصحاب محمد صلى اللَّه علیه و آله به آن شهادت دهند. 

پشیمانى صحابه از كوتاهى در حق امیر المؤمنین علیه السّلام 

سلیم مى گوید: اكثر كسانى كه این سخن را گفتند، اضافه كردند كه: ما بعد از آن در مسأله خلافت فكر كردیم و سخن پیامبر صلى اللَّه علیه و آله را به یاد آوردیم كه در حضور ما فرمود: 
«خداوند چهار نفر از اصحابم را دوست دارد و مرا دستور به محبت آنان داده است و بهشت مشتاق ایشان است». پرسیدیم: یا رسول اللَّه، اینان كیانند؟ فرمود: «برادرم و وزیرم و وارثم و خلیفه‌ام در امّتم و صاحب اختیار هر مؤمنى بعد از من على بن ابى طالب است و سلمان فارسى و ابو ذر و مقداد بن اسود» «۳». 
بعد گفتند: ما از آنچه (در حق على علیه السّلام) مرتكب شده ایم و كارهایى كه انجام داده ایم به درگاه خداوند استغفار مى كنیم و توبه مى نماییم. 
______________________________ 
______________________________ 
(۱) اصحاب شورى بجز امیر المؤمنین علیه السّلام عبارتند از: عثمان، طلحه، زبیر، عبد الرحمن بن عوف، سعد بن ابى وقاص. 
(۲) در باره اصحاب عقبه به پاورقى ۱۰ از حدیث ۲۰ در ص ۳۹۵ همین كتاب مراجعه شود. 
(۳) «الف» خ ل: پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: «على از آنهاست» و سپس سكوت كرد و بعد فرمود: بدانید كه على از آنهاست و ابو ذر و سلمان و مقداد. 


أسرار آل محمد علیهم السلام / ترجمه كتاب سلیم، ص: ۳۹۲ 


نوع مطلب : قرآن، پاسخ به شبهات، داستان خلافت ابلیس، 
برچسب ها : اصحاب شوری، بیعت اصحاب با ابوبکر، گمراه شدن اصحاب پیامبر، پیمان برعلیه علی، اعتراض ابوبکر و عمر به پیامبر ص، امیرالمومنین واقعی، ماجرای خلافت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic