بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر
   
     


عصبانیت انسان مثل دیگی است كه انسان آن را باز گذاشته و سر می‌رود. این‌جا انسان باید یكی از سه‌كار را انجام دهد، یا باید آتش زیر دیگ را كم كند، یا محتوای دیگ را كم كند و یا از دیگ بزرگ‌تر استفاده كند.

شرح صدر پیدا كردن برای انسان مثل

دیگ عوض كردن است، رب اشرح لی صدری؛ همین است. اگر انسان خودپسندی، ضعف و عجز خود را ببیند، مثل این است كه آنش زیر دیگ را كم كند. این ذهنیت انسان است كه وجود اشیاء را بزرگ جلوه می‌دهد، نه بزرگ بودن اشیاء وجود ذهنی اشیاء انسان را تحریك می‌كند، نه وجود عینی آن‌ها. ما باید كاری كنیم كه این چیزهایی كه در ذهنمان بزرگ است، كوچك دیده شود، برای این كار باید آسمان را نگاه كرد، وقتی انسان وسعت آسمان را دید، زمین در نظرش كوچك می‌شود. وقتی انسان ببیند زمین با همه وسعتش در مقابل آسمان چیزی نیست، به ضعف خودش پی می‌برد.

تو پنداری كز این خشخاش چنگی            پس آن گه بر غرور خود بخندی

انسان وقتی فقط زمین را دید، قضایا در ذهنش بزرگ می‌شود، اگر انسان فقط این مسائل كوچك را ببیند ممكن است كارهای خطرناكی انجام دهد.

تو پنداری جهانی غیر از این نیست           زمین و آسمانی غیر از این نیست

چو آن كرمی كه در گندم نهان است                زمین و آسمان او همان است

شیطان وقتی بخواهد بر انسان مسلط شود، ابتدا او را به انسان‌های دیگر بدبین می‌كند، انسان به خوب‌ها بدبین و به بدها خوش‌بین می‌شود. محدوده نظر انسان كوچك می‌شود و تصمیم غلطی می‌گیرد.

هیچ كس غیر از انسان نمی‌تواند به او ضرر بزند. (البته باید توجه كرد كه)ظلم غیر از ضرر است. به امام حسین علیه‌السلام ظلم شد اما كسی نتوانست به ایشان ضرر بزند.

تعبیر اولئك هم الخاسرون در قرآن نیز نشان می‌دهد كه انسان خودش به خودش ضرر می‌زند. اگر انسان هدایت شود، شیطان هم برای او مضر نیست و چیزی در عالم نیست كه برای او نافع نباشد، حتی ابلیس.

چگونه ابلیس نافع است؟

شما اگر بخواهید ورزش كنید لوازم ورزشی گران‌قیمت خریده و تمرین می‌كنید، خداوند لوازم سلوك را رایگان در اختیارتان قرار داده ابلیس با شما می‌جنگد، شما هم با او بجنگید. مگر می‌شود خداوند شیطان را مسلّح كرده باشد، ولی به انسان ابزار مقابله با آن را نداده باشد. اگر چنین كاری كرده باشد انسان می‌تواند به خدا اشكال كند كه چرا چنین كرده است؟ چون چنین كاری تفاوت است در حالی كه خدا در قرآن می‌فرماید: ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت.

خداوند عقل را به انسان داده تا شیطان را زمین بزند.

و لقد أضلّ منكم جبلا كثیرا اقلم تكونوا تعقلون.

انسان نمی‌تواند شیطان را در عالم خارج از بین ببرد، چون وجودش برای خلق لازم است تا انسان آلودگی‌های درونی خود را ببیند و معالجه كند. شیطان در انسان فساد خلق نمی‌كند، بلكه فساد انسان را كشف می‌كند تا انسان درد خود را درمان كند.

این عالم برای همین است كه انسان دردهایش معلوم شود و آن را علاج كند. به همه انسان یك‌ اندازه فرصت می‌دهد برخی از این فرصت‌ها خوب استفاده می‌كنند و مثل میرزا جواد ملكی تبریزی می‌شوند.

علامه طباطبائی نقل می‌كند: سیوطی كه می‌خواندم درس را نمی‌فهمیدم، تا جایی كه استاد گفت: تو به درد طلبگی نمی‌خوری، نه خودت را معطل كن نه ما را! استاد كه این را گفت، من رفتم سر تپه‌ای عملی انجام دادم و استغاثه كردم و از آن موقع تا الآن هر مشكلی پیش بیاید، فكر می‌كنم و به نتیجه می‌رسم.

این شیطان درونی انسان است كه راه را به روی ابلیس باز می‌كند. به امیرالمؤمنین علیه‌السلام گفتند: تو چه كردی این‌گونه شدی؟ فرمود: كنت بوّا بالقلبی، دربان قلبم بودم.

مادیون معتقدند انسان مثل كسی است كه بر روی تخته‌ای نشسته و با حركت باد یا موج آب جابجا می‌شود. انبیاء و اولیاء این را قبول ندارند و می‌گویند انسان علاوه بر این‌ها بادبان دارد كه هرجا باد موافق مسیرش بود، آن را باز می‌كند. انسان دنیاطلب وقتی بادبان را باز می‌كند كه باد او را به سمت قدرت اجتماعی سوق دهد، كار به حلال و حرام ندارد. فقط می‌خواهد به قدرت برسد.  اما انسان مؤمن قدرت و دیگر جلوه‌های دنیا را ابزاری برای خدمت به خلق می‌داند.

سؤال: اسباب سعادت و گمراهی به یك اندازه در دسترس انسان است، پس چرا انسان بیشتر گمراهی را انتخاب می‌كند؟

جواب: تعداد مرض‌ها زیاد است، ولی سلامت یك‌نوع و سالبه كلیه مرض‌هاست. وقتی همه مرض‌ها نبود، سلامت است. لذا معیوب شدن راحت است.

انسان به اندازه‌ای كه بتواند با باد مقابله كند، وسایل دارد و به اندازه تمییز جهت عقربه مغناطیسی دارد. عقربه مغناطیسی انسان قلب اوست؛ همان‌طور كه عقربه مغناطیسی تار و به شمال یا جنوب نایستد، آرامش ندارد. قلب انسان هم تا به خدا نرسد، آرامش ندارد. انبیاء هم به انسان نقشه راه را نشان می‌دهند، اگر این‌طور نباشد، خوب‌ترین انسان‌ها هم خطا می‌كنند. حضرت موسی 70 نفر متقی از قوم خود را برای مشاهده تجلی خدا به كوه طور برد همه هلاك شدند چون از درون مشكل داشتند.

اگر هابیل بین این‌ها بود، زنده می‌ماند و چون خدا قربانیش را به خاطر تقوایش پذیرفت، موسی علیه‌السلام یكی مثل هابیل تربیت كند. انبیاء را وقتی امتحان می‌كنند، هرآنچه بلدند می‌خوانند، كم می‌آورند، اما وقتی از آن‌ها كار عملی می‌خواهند، ‌كم نمی‌آورند. انبیاء كم ندارند وقتی در مأموریت‌اند. اما اگر همه عالم از آن‌ها سؤال بپرسند، جواب می‌دهد. اما وقتی (خدا) می‌خواهد به آن‌ها بگوید این كار كار شما نیست، در مقابل خصر می‌دهد اما نمی‌تواند عمل كند. این غیر از دوره مأموریت است. حوسی من حیث انّه نبی، كم نمی‌آورد، ولی وقتی او را به عنوان عبد امتحان می‌كنند، ممكن است كم بیاورد. گفتیم نقشه راه را انبیاء می‌دهند، آن‌چه به عنوان وسایل به ما داده‌اند، همین است كه اختیار داری بادبان را هرجا خواستی باز كنی یا باز نكنی. اعضای بدن ما بادبان ماست.

انسان فاصله خود با جهنم یا بهشت را با پای خود انتخاب و طی می‌كند.

ما در كشف عیوب همدیگر كارشناس هستیم؛ اما تا به حال نشده كسی بیاید عیوب خود را افشا كند، در حالی كه قرآن می‌گوید: یا ایها الذین آمنوا كونوا قوامین بالقسط شهداء الله و لو علی انفسهم، شهادت علیه خود بین ما تبدیل به منكر شده است. اگر انسان لذت این را درك كند، می‌داند لذت آن از لذت افشای عیب دیگران بیشتر است. اگر اعتراف به اشتباه تبدیل به یك رویه شود.



نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها : عصبانیت، راه غلبه بر عصبانیت، کظم غیض، راه فرو بردن خشم، کنترل خشم، کنترل عصبانیت، اخلاق،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic