تبلیغات
بــــــرگ مـــعــرفـــــت
 
بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر


مَّآ أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ مَآ أَصَابَكَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَ أَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَ كَفَى بِاللَّهِ شَهِیداً        


 نساء «79»

(اى انسان!) آنچه از نیكى به تو رسد از خداست و آنچه از بدى به تو برسد از نفس توست. و (اى پیامبر) ما تو را به رسالت براى مردم فرستادیم و گواهى خدا در این‏باره كافى است.
چگونه است كه آنچه از نیكى به انسان رسد از خداست و آنچه از بدى برسد از خود انسان است؟

پاسخ: به تعبیر یكى از علما، زمین كه به دور خورشید مى‏گردد، همواره قسمتى كه رو به خورشید است، روشن است و طرف دیگر كه تاریك است، چون پشت به خورشید كرده، وگرنه خورشید، همواره نور مى‏دهد. بنابراین مى‏توان به زمین
گفت:
اى زمین هر كجاى تو روشن است از خورشید است و هر كجاى تو تاریك است از خودت مى‏باشد. در این آیه نیز به انسان خطاب شده كه هر نیكى به تو رسد از خداست و هر بدى به تو رسد از خودت است.

تمثیلات تفسیر نور   
 



نوع مطلب : قرآن، 
برچسب ها : نفس، حسنه، سیئه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
بسم الله الرحمن الرحیم
 امام صادق (ع) فرمود: در این میان كه خلیل الرحمن در كوه بیت المقدس دنبال چرا گاهى براى گوسفندان خود بود آوازى شنید و ناگاه مردى را دید بطول دوازده وجب كه ایستاده نماز میخواند باو گفت اى بنده خدا براى كه نماز میخوانى ؟ گفت براى خداى آسمان ، ابراهیم گفت از قوم تو دیگرى مانده ؟ گفت نه ، گفت از كجا غذا میخورى ؟ گفت در تابستان میوه این درخت مى چینم و در زمستان میخورم ، گفت منزلت كجا است بكوهى اشاره كرد، ابراهیم گفت مرا با خودت میبرى تا امشب را با تو بگذرانم گفت جلو من آبى است كه نمیشود در آن فروشد، گفت خودت چه میكنى ؟ گفت من روى آن راه میروم ، فرمود مرا با خود ببر شاید خدا آنچه را بتو روزى كرده بمن روزى كند. گوید عابد دستش را گرفت و باهم رفتند تا ب آبى رسیدند و بر آن راه رفت ، ابراهیم با او رفت تا بمنزل رسیدند ابراهیم باو گفت: كدام روزها بزرگتر است ؟ عابد گفت روز جزا كه مردم از هم بازخواست كنند فرمود مى آئى دست برداریم بدرگاه خدا دعا كنیم كه ما را از شر آن روز آسوده دارد،
 گفت:
مرا به دعا دعوت چه كنى؟ بخدا من سى سال است بدرگاه خدا دعائى كنم و اجابت نشده ،
گفت: بتو آگاهى بدهم كه چرا دعایت حبس شده ؟
 گفت چرا؟،
فرمود: براستى خدا چون بنده اى را دوست دارد دعایش را نگهدارد تا با او راز گوید و از او خواهش كند و از او بجوید و چون بنده اى را دشمن دارد زود دعایش را مستجاب كند یا به دلش نومیدى نهد
 سپس به او گفت چه دعائى میكردى ؟ گفت گله گوسفندى بمن گذشت و پسرى با آن بود و گیسوانى داشت گفتم اى پسر این گوسفندها از كیست ؟ گفت از ابراهیم خلیل الرحمن ، گفتم خدایا اگر در زمین خلیلى دارى او را بمن بنما، ابراهیم فرمود خدا دعایت را مستجاب كرد من ابراهیم خلیل الرحمن هستم و همدیگر را در آغوش ‍ كشیدند و چون خدا محمد را مبعوث كرد مصافحه مقرر شد.
امالی شیخ صدوق


نوع مطلب : داستان، روایات، 
برچسب ها : دعا، چرا دعای من اجابت نمی شود، استجابت دعا، داستان جالب،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
محمد بن مسلم گوید شنیدم كه امام باقر علیه السلام مى‏فرمود: هر كه دیندارى خداى عزوجل كند به وسیله عبادتى كه خود را در آن بزحمت افكند ولى امام و پیشوائى كه خدا معین كرده نداشته باشد، زحمتش ناپذیرفته و خود او گمراه و سرگردانست و خدا اعمال او را مبغوض و دشمن دارد، حكایت او حكایت گوسفندى است كه از چوپان و گله خود گم شده و تمام روز سرگردان میرود و برمیگردد، چون شب فرا رسد گله‏اى باشبان بچشمش آید، بسوى آن گراید و به آن فریفته شود و شب را در خوابگاه آن گله بسر برد، چون چوپان گله را حركت دهد، گوسفند گمشده گله و چوپان را ناشناس بیند، باز متحیر و سرگردان در جستجوى شبان و گله خود باشد كه گوسفندانى را با چوپانش به بیند، بسوى آن رود و به آن فریفته گردد، شبان او را صدا زند كه بیا و بچوپان و گله خود پیوند كه تو سر گردانى و از چوپان و گله خود گمگشته‏اى، پس ترسان و سرگردان و گمراه حركت كند و چوپانیكه او را بچراگاه رهبرى كند و یا بجایش برگرداند نباشد، در همین میان گرگ گمشدن او را غنیمت شمارد و او را بخورد، بخدا اى محمد كسى كه از این امت باشد و امامى هویدا و عادل از طرف خداى عزوجل نداشته باشد چنین است، گم گشته و گمراهست و اگر با این حال بمیرد با كفر و نفاق مرده است، بدان اى محمد كه پیشوایان جورو پیروان ایشان از دین خدا بر كنارند، خود گمراهند و مردم را گمراه كنند، اعمالى را كه انجام میدهند چون خاكسترى است كه تند بادى در روز طولانى به آن تازد، از كردارشان چیزى دست گیرشان نشود. اینست گمراهى دور. (آرى بخدا سوگند هر كه از تحت سرپرستى شما فرار كند گرفتار دین سازان و مذهب تراشان دغل و مخبط مى‏شود پدر و مادرم بفداى شما -).

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 16 بهمن 1391
امام صادق علیه السلام مى‏فرمود: ابن كوا نزد امیرالمؤمنین آمد و گفت: اى امیر مؤمنان (آیه 46 سوره 7) (((بر اعراف مردانى باشند كه همه كس را از رخسارشان شناسند))) یعنى چه؟ فرمود: مائیم بر اعراف كه یاران خود را برخسارشان میشناسیم و مائیم اعراف كه خداى عزوجل جز از طریق معرفت ما شناخته نشود و مائیم اعراف كه خدا ما را در روز قیامت بر روى صراط معرفت قرار دهد، پس داخل بهشت نشود مگر كسى كه ما او را شناسیم و او ما را شناسد و بدوزخ نرود جز آنكه ما او را ناشناس دانیم و او ما را، خداى تبارك و تعالى اگر میخواست خودش را بیواسطه به بندگانش مى‏شناسانید ولى ما را درو جاده و راه و طریق معرفت خود قرار داد، كسانى كه از ولایت مارو گردانیده و دیگران را بر ما ترجیح دهند از صراط مستقیم منحرفند (در قیامت از صراط بسر در آیند) برابر نیست كسانیكه مردم به آنها پناه گیرند (كه ما اهل بیت پیغمبر باشیم) با كسانى كه خود محتاج پناهندگى بدیگران باشند (كه پیشوایان عامه باشند) زیرا آن مردم (پیروان پیشوایان عامه) بسوى چشمه‏هاى آب تیره اندك كه از چشمه‏اى بچشمه دیگر ریزد رفتند و كسانیكه سوى ما آمدند بسوى چشمه‏هاى صافى آمدند كه آبش بامر پروردگار جاریست و تمام شدن و خشك شدن ندارد.

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
بسم الله الرحمن الرحیم

عـَلِیُّ بـْنُ إِبـْرَاهـِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی زِیَادٍ النَّهْدِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا یَنْبَغِى لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یَجْلِسَ مَجْلِساً یُعْصَى اللَّهُ فِیهِ وَ لَا یَقْدِرُ عَلَى تَغْیِیرِهِ
 اصول كافى جلد 4 صفحه :82

 حـضـرت صـادق عـلیه السلام فرمود:
براى مؤ من سزاوار نیست در مجلسى بنشیند كه در آن مرتکب معصیت و نافرمانی خداوند می شوند در حالی که آن مؤ من قدرت تغییر در آن مجلس را نداشته باشد.


نوع مطلب : روایات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
بسم الله الرحمن الرحیم

  عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ علیه السلام  قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و اله ‍ خَمْسٌ إِنْ أَدْرَكْتُمُوهُنَّ فَتَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنْهُنَّ لَمْ تَظْهَرِ الْفَاحِشَةُ فِى قَوْمٍ قَطُّ حَتَّى یُعْلِنُوهَا إِلَّا ظـَهَرَ فِیهِمُ الطَّاعُونُ وَ الْأَوْجَاعُ الَّتِى لَمْ تَكُنْ فِى أَسْلَافِهِمُ الَّذِینَ مَضَوْا وَ لَمْ یَنْقُصُوا الْمـِكـْیـَالَ وَ الْمـِیـزَانَ إِلَّا أُخـِذُوا بـِالسِّنِینَ وَ شِدَّةِ الْمَئُونَةِ وَ جَوْرِ السُّلْطَانِ وَ لَمْ یَمْنَعُوا الزَّكَاةَ إِلَّا مُنِعُوا الْقَطْرَ مِنَ السَّمَاءِ وَ لَوْ لَا الْبَهَائِمُ لَمْ یُمْطَرُوا وَ لَمْ یَنْقُضُوا عَهْدَ اللَّهِ وَ عَهْدَ رَسُولِهِ إِلَّا سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ عَدُوَّهُمْ وَ أَخَذُوا بَعْضَ مَا فِى أَیْدِیهِمْ وَ لَمْ یَحْكُمُوا بِغَیْرِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا جَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَأْسَهُمْ بَیْنَهُمْ
اصول كافى جلد 4 صفحه :81
 ترجمه : حـضـرت بـاقـر عـلیـه السـلام فـرمود: رسولخدا (صلی الله علیه و اله ) فرموده : پنج چیز است كه اگر بـا آنها برخورد كردید از آنها بخدا پناه برید: هرگز در مردمى زنا پیدا نشود كه آن را آشـكـارا كـنـنـد جـز ایـنـكه در ایشان طاعون و دردهائیكه در گذشتگان آنها سابقه نداشته پـدیـدار گـردد، و از پـیـمـانـه و تـرازو كـم نـگذارند جز اینكه بقحطى و سختى مخارج زنـدگـى و سـتـم سـلطـان گرفتار شوند، و از دادن زكوة منع نكنند جز اینكه آمدن باران آسـمـان بر آنها ممنوع گردد و اگر بخاطر چهار پایان نبود هیچ باران بر آنها نبارد، و پـیـمـان خـدا و رسـولش را نـشـكـنـند جز اینكه خداوند دشمنانشان را بر ایشان چیره كند و بـرخـى امـوالشـان را بـگـیـرد، و بـغـیـر آنـچـه خـداى عزوجل نازل كرده حكم نكنند جز اینكه خداوند كشمكش و ستیزه میان آنها قرار دهد.


نوع مطلب : روایات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

آیا مشكلات جنبه مثبت نیز دارد؟

پاسخ: مشكلات آثار و بركات فراوانى دارد، از جمله:

1. انسان را به یاد ضعف خود مى‏اندازد و غرورش شكسته ومتواضع مى‏شود. «اذا مسّه الشرّ جزوعاً»

2. ارتباط انسان با خداوند زیباتر مى‏شود. «اذا ركبوا فى الفلك دَعوا اللّه مخلصین»

3. به فكر چاره مى‏افتد و استعداد و ابتكارش شكوفا مى‏شود.

4. انسان را به یاد كسانى مى‏اندازد كه دائماً در حوادث تلخ زندگى مى‏كنند.

5. انسان با صبر و شكیبایى بر آنها، به مقام برتر و بالاتر مى‏رسد.

6. عواطف مردم تحریك شده، احساس همدردى كرده و وسیله‏ى پیوندهاى عاطفى و اجتماعى محكم مى‏شود.

7. با امداد و همدردى و كمك رسانى، مردم به پاداش‏هاى الهى مى‏رسند.

8. انسان قوى و خودساخته مى‏شود.

                                                 پرسش و پاسخهاى قرآنى(ج‏1)، ص: 52 ( قرائتی )



نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 160 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی