تبلیغات
بــــــرگ مـــعــرفـــــت - ازدواج موقت
 
بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر

در دفاع از ازدواج موقت

پرسش: 

چه توجیه روانشناسی و اجتماعی جهت امر صیغه كردن زنان توسط مردان وجود دارد؟

دانشجوی گرامی، در رابطه با سوالی که مطرح کرده‌اید توجهتان را به مطلب زیر که حاوی پاسخ اجمالی و تفصیلی در مورد علت تجویز ازدواج موقت است جلب می‌کنیم:
جواب اجمالی:
احکام الهی و از جمله ازدواج موقت بر اساس مصالح و مفاسد افراد جامعه است و این مصالح در طول تاریخ برای همه انسان ها لحاظ گردیده است. ازدواج موقت نیز مانند بسیاری از احکام دیگر دارای قوانین و شرایط ویژه خود است که برای مصلحت واقعی همه افراد جامعه وضع شده است.البته در هر قانون خوبی امکان تخطی و سوء استفاده وجود دارد که ربطی به مقتضای آن قانون ندارد. همانگونه که در هر قراردادی مانند بیع ، اجاره، مضاربه، و ... احتمال سوء استفاده و کلاهبرداری وجود دارد در ازدواج اعم از موقت و دایم نیز این احتمال وجود دارد که بسیاری از ان ها قابل پیشگیری است. در ادامه به مصلحت های موجود در ازدواج موقت به عنوان حکمی الهی و ثابت که اتفاقا ضرورت آن در عصر کنونی پررنگ تر است اشاره می کنیم.
جواب تفصیلی:
یکی از اصول مسلم اسلام مبارزه با هواپرستی و شهوت رانی است . قران کریم هواپرستی را در ردیف بت پرستی قرارداده است . در اسلام آدم «ذواق» یعنی کسی که هدفش این است که زنان گوناگون را مورد کامجویی قرار دهد ملعون و مبغوض خداوند معرفی شده است .[1] از نظر اسلام تمام غرایز باید در حد اقتضا و احتیاج طبیعت اشباع گردد. اما اسلام اجازه نمی دهد که انسان آتش غرایز را دامن بزند و آنها را به شکل یک عطش پایان ناپذیر روحی درآورد . از این رو اگر چیزی رنگ شهوت پرستی بگیرد کافی است که بدانیم مطابق منظور اسلام نیست.
جای تردید نیست که هدف مقنن ازدواج موقت این نبوده است که وسیله عیاشی و شهوت رانی برای برخی انسان های شهوت پرست ایجاد کند بلکه هدف او دارای مصلحت ها زیادی بوده است که منظور نظر اصلی قانون گذار است . همان طور که هدف خداوند متعال از آیه «كُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ[2]؛ از روزی های پاکیزه بخورید» آن نیست که انسان ها به شکم پرستی و عیاشی بپردازند بلکه هدف الهی جواز استفاده از منافع خوراکی ها بوده است هرچند در این میان عده ای شکم پرستی کرده و راه افراط برمی گزینند. لذا امکان سوء استفاده برخی از انسان ها دلیل ناعادلانه بودن و یا مفسده داشتن یک قانون نیست.
با ذکر این مقدمه به جاست به مصلحت های ازدواج موقت اشاره ای اجمالی نماییم و برای مطالعه بیشتر شما را به کتاب های مفصل تر مانند حقوق زن در اسلام ؛ آیت الله مطهری و دنیای زن ؛ سید محمد حسین فضل الله ارجاع می دهیم.
ازدواج موقت در اسلام:
بـررسـی و مـطالعه ای دقیق در اطراف مسائل حقوقی اسلام , این حقیقت را روشن می سازد ,كه قوانین اسلام بر پایه نیازمندیهای انسان در تمام شوون مختلف زندگی , وضع شده است و تناسب مستقیم با احتیاجات بشر دارد . احـكـام درخشان اسلام در عین اصالت و درستی , جوابگوی خواسته های طبیعی و فطری بشردر ادوار زندگی است . یكی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان , غریزه جنسی است . این غریزه به منظور تولید مثل و تكثیر نسل افراد در انسان آفریده شده است . تـشـریـع قانون ازدواج در اسلام به منظور هدایت این غریزه اصیل در مجرای صحیح وارضای آن بطور شایسته است . امـا چـون ازدواج دائم در عـیـن حال كه در جلوگیری ازآلودگیها و نگهداری عفت انسان نقش مؤثری به عهده دارد , در تمام شرایط نمی تواند پاسخگوی تمایلات جنسی همه انسان ها باشد، از ایـن رو در اسلام قانون ازدواج موقت تشریع شده است تا با استفاده از آن به خواسته های جنسی همه زنان و مردان در تمام شرایط پاسخ مثبت داده شود .
علی علیه السلام فرمود: اگر عمر , ازدواج موقت را نهی نكرده بود , جز انسان های بدبخت كسی به زنا دست نمی زد.
ازدواج موقت در حقوق اسلام:
ازدواج موقت و دائم در بیشتر احكام با هم یكسانند و در قسمتی اختلاف دارند . آنـچـه در مرحله اول , این دو را از یكدیگر ممتاز می سازد یكی این است كه درازدواج موقت زن و مـرد تـصـمیم می گیرند به طور موقت با هم ازدواج كنند و پس ازپایان مدت اگر مایل باشند با قرارداد ثانوی طبق شرایطی كه در كتابهای فقهی ذكرشده است پیمان ازدواج را تمدید می كنند . دیـگـر آنكه ازدواج موقت از لحاظ شرایط , آزادی بیشتری دربردارد از جمله مخارج زن بر مرد در ایـن ازدواج لازم نیست مگر در ضمن عقد با یكدیگر قرارداد كنند و نیززن و مرد بدون قرارداد در متن عقد , از یكدیگر ارث نمی برند.فرزندی كه در این ازدواج بوجود می آید با فرزند ازدواج دائم یكسان است وهیچ گونه تفاوتی با هم ندارند در سایر آثار حقوقی این دو نوع ازدواج نیز یكسان می باشند مثلا در هر دو , مهر وجود دارد و نیز در هر دو ازدواج انسان نمی تواندبا مادر و دخـتـر همسر خویش ازدواج كند و آنها با او محرمند و همانطور كه درازدواج دائم زن باید پس از طلاق عده نگهدارد در این ازدواج نیز پس از پایان مدت باید عده نگهدارد با این تفاوت كه عده زن دائم سـه نـوبـت عـادت ماهانه یا سه ماه ( در پاره ای از موارد ) می باشد و عده زن غیر دائم دو نوبت یا چهل و پنج روزاست.
فلسفه ازدواج موقت:
ازدواج دائم نمی تواند بـه تـنـهائی پاسخگوی تمایلات جنسی انسان باشد زیرا در زندگی ضرورتهایی برای بیشتر مردان پـیـش مـی آیـد كه معمولا برای مدتی امكان بهره برداری جنسی از همسر خویش از آنان سلب می گردد بدون تردید , در این مدت غریزه جنسی , آنان را در بحران شدیدی قرار می دهد كه اگر از راه مشروع به آن پاسخ مثبت ندهند ممكن است آلودگیهایی پیش آید . موضوع دیگری كه جدا باید مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد مساله جوانانی است كه به سن بلوغ می رسند . ایـنـان بـا رسـیدن به این سن , در آستانه بیدار شدن غریزه جنسی گام می گذارند و معمولا هم نمی توانند به زودی ازدواج كنند . در این سالهاست كه جوانان به راههای حرام می افتند.
برتراند راسل می نویسد در دنیای امروز ضرورتها و مشكلات اجتماعی و اقتصادی بر خلاف تدبیر و مـیـل مـا ازدواج جوانان را به تأخیر افكنده است زیرا در صد یا دویست سال پیش مثلا یك دانشجو تـحـصـیلات خود را هیجده و بیست سالگی خاتمه می داد و در آغاز فشار غریزه یااوائل بلوغ برای ازدواج آمـاده بـود و بـسـیار اندك بودند كسانیكه تا سی و یا چهل سالگی برای رشته های علمی و تخصصی , زحمت می كشیدند . امـا در عـصر حاضر دانشجویان تازه بعد از بیست سالگی وارد رشته های تخصصی علمی و صنعتی مـی شوند و پس از فراغت از تحصیل مدتی نیز در جستجوی وسیله تامین معاش برمی آیند معمولا پس از سی و پنج سالگی قادر به ازدواج و تاسیس خانواده خواهندبود . پس جوانان امروز مدتی طولانی را در فاصله میان بلوغ و ازدواج كه بخشی بسیار حساس و دوران نمو جنسی و طغیان غریزه و صعوبت مقاومت در برابر هوی و هوس و ظواهر فریبنده زندگی است , می گذارنند . مـا نباید این بخش حساس را از حساب عمر و یا نظام اجتماع بشری ساقط كنیم و اگرما بخواهیم حـسـابـی بـرای این بخش طولانی و حساس عمر باز نكنیم و فكری در این باره ننماییم نتیجه آن شـیـوع فساد و بی اعتنایی نسبت به بهداشت , نسل , اخلاق , درمیان مردان و زنان اجتماع خواهد بود . پس چـه باید كرد؟
برتراند راسل دربرابر این سؤال می گوید: راه صحیح برای حل این مشكل ایـن اسـت كه قوانین مدنی برای این بخش حساس از عمر یكنوع ازدواج موقتی را برای دختران و پسران روا دارند كه موجب تحمیل بار مشكلات زندگی عائلی و ازدواج دائم نباشد و در عین حال ایشان را از مفاسد مختلف و اعمال نامشروع و تحمل رنج روحی بار گناه و تخلف از اصول و قوانین و نـیـز از امـراض گـونـاگون محفوظ دارد این نوع ازدواج در اصطلاح راسل ازدواج بدون فرزند نـامـیـده مـی شـود آیـا در ایـن شـرایـط كـه استفاده از ازدواج دائم امكان پذیر نیست با طغیان غریزه جنسی چه باید كرد ؟ آیا در این زمینه ها باید ریاضت كشید و رهبانیت اختیار كرد؟ و آیا همه جـوانان حاضرند تحمل كنند و عفت و پاكی خویش را حفظ كنند ؟ یا بایدفكر دیگری كرد ؟در این جـا دو راه پیش روی ماست. یـكی اینكه جوانان را بخود واگذاریم تا پسران ودختران با هم روابط نـامـشروع برقرار سازند و آن همه مفاسد و عواقب وخیم رانادیده بگیریم آیا این راه , راه صحیحی است ؟ آیا این دختران و پسران پس از این همه روابط نامشروع در دوران ازدواج دائم خویش , دیگر مـرد زنـدگـی و زن خانواده خواهند بود ؟راه دیگر اینكه ازدواج موقت را برای آنان تجویز كنیم تا بدین وسیله به غریزه جنسی خود پاسخ مشروع بدهند و بتوانند خویش را حفظ كنند . بی شك راه صحیح همین راه دوم است چرا كه در غیر این صورت جوانان راهی برای ارضای شهوت خود ندارند ودست به هرگونه بی عفتی و گناه خواهند زد بهترین شاهد ما آمار فساد و بی عفتی است كه در جرائد و مجلات به چشم می خورد: یكی از مجله های آمریكا به نام ویسپرد می نویسد: شـمـاره اطفال غیر قانونی به ده میلیون می رسد و در فرانسه از هر صد كودك هفت نفر آنها غیر مشروع می باشد. بـسـیـار تـأسـف انـگیز است كه عده ای در پندار خویش از همین راهها مشكلات جوانان رادر بحران های مذكور حل كرده و ارزشهای اخلاقی آنان را به كلی از نظر دورمی دارند . ایـنـان تـجـویز می كنند كه جوانان در گناه و بی عفتیها فرو روند اما اجازه نمی دهند كه از قانون عـالـی ازدواج مـوقـت اسـتـفاده كنند به یقین قضاوتهای بیجاو ایرادهایی هم كه كرده اند از آنجا سـرچـشـمه می گیرد كه این مسأله مهم (ازدواج موقت) را از دیدگاه مذهب مطالعه ننموده و آن چنانكه باید و شاید از نظر حقوق واجتماعی آن را ارزیابی نكرده اند . لذا بجاست که اهم ادله موافقین ازدواج موقت را یاد آور شویم.
ادله‏ ی موافقین ازدواج موقت
1) عده‏ای از موافقین معتقدند كه در اجتماعی كه دسترسی به ازدواج دائم روز به روز مشكل‏تر می‏شود، ازدواج موقت راهكار مناسبی است تا افراد بتوانند در كنار یكدیگر به آرامش برسند و بدین ترتیب متعه مانع رواج فساد و فحشاء می‏شود.
2. اگر این نوع ازدواج در غیاب نكاح دائم تجویز نشود افراد برای ارضاء روحی و جنسی خویش به روابط آزاد و نامشروع روی می‏ آورند و بدیهی است كه این روابط آزاد از هیچ انضباط و نظم و تعهدی نمی‏تواند برخوردار باشد. در حالی كه نكاح منقطع برای طرفین تعهد و مسؤولیت ایجاد می‏كند. بفرض زن از زوج می‏تواند طلب نفقه كند یا این كه مشخص كند اگر فرزندی حاصل شد، تكلیف او چگونه باشد. كه هر یك از این مسؤولیت‏ها می‏تواند ضمانت قانونی داشته باشد.
اما در مقابل تصور كنید اگر این ضوابط موجود نباشد، فرزندی كه حاصل می‏شود تكلیف‏اش چیست؟ در اینجا مرد می‏تواند این فرزند را به مرد دیگری نسبت دهد و از پذیرفتن مسؤولیت او شانه خالی كند. به همین جهت است كه در كشورهای پیشرفته‏ی دنیا كانونهائی وجود دارد تا چنین فرزندانی را سرپرستی كند. آیا این وضع را می‏پسندید؟
3. كسانی كه نمی‏توانند بار مسؤولیت پیمان دائم را بر دوش بكشند، عقد منقطع بهترین راه برای ارضاء جنسی آن‏ها است .
4. دختر و پسری كه می‏خواهند با یكدیگر ازدواج نمایند، لازم است كه هر چه بیشتر و بهتر با خصوصیات یكدیگر آشنا شوند در همین راستا نكاح منقطع می‏تواند یك دوره‏ی آزمایشی برای ازدواج دائم باشد كه افراد سنتی و مذهبی خیلی خوب از این نهاد می‏توانند استفاده كنند. این نوع ازدواج موقت در بین مسیحیان آمریكا نیز مورد توجه قرار گرفته است.سید رضی شیرازی، بن بستهای اجتماعی، صفحه‏ 15)
ادله ی مخالفین
عده‏ ای این نوع ازدواج را راهی برای سوء استفاده دانسته‏اند. این عده همیشه پیرمرد پول داری را تصور می‏كنند كه برای خوش‏گذرانی، دختری را صیغه می‏ كند و بعد از ارضای شهواتش، او را رها می‏ سازد، یا مرد زن‏داری كه بی‏ اعتنا به خانواده ‏اش هر روز به دنبال یك زیبارویی است كه بتواند او را اسیر كند و كام گیرد و...!!
در جواب این عده همین بس كه همة آزادی‏های قانونی و تأسیس‏ های حقوقی، می‏ توانند مورد سوء استفاده قرار گیرند برای مثال حق رانندگی ـ كه یك حق مشروع و پسندیده‏ای است ـ از سوی عده‏ای به بدترین نحو مورد استفاده قرار می‏گیرد و حتی منجر به وارد آمدن خسارت جانی و مالی می‏شود. پس بدین ترتیب باید گفت: حق رانندگی امری مذموم و پلید است!؟ در حالی كه چنین نیست. پس اگر عده‏ای از این نهاد حقوقی به جهت سوء استفاده بهره‏برداری كنند این امر خدشه‏ای به اصل آن وارد نمی‏كند؛ بلكه ایراد به خود این افراد یا گریزگاه‏های قانونی و... وارد است.
بنابراین نكاح موقّت از نیازهای ضروری جامعه اسلامی است؛ ولی اگر این كار، بدون اتخاذ تدابیر و قانونمندی‏های لازم صورت پذیرد، بی‏شك عوارض نامطلوب بهداشتی و روحی برای جامعه در بر خواهد داشت. مسلماً ازدواج موقّت از نظر هزینه و نیازهای دیگر، همانند ازدواج دائم نیست و طبیعتاً برای اكثر جوانان قابل دسترسی خواهد بود؛ ولی متأسفانه در حال حاضر چنین زمینه‏هایی وجود ندارد. ازسوی دیگر اگر به غرایز طبیعی انسان، به صورت صحیحی پاسخ گفته نشود، برای اشباع آنها متوجه راه‏های انحرافی خواهد شد؛ زیرا این حقیقت قابل انكار نیست كه غرایز طبیعی را نمی‏توان از بین برد و فرضا هم بتوانیم از بین ببریم، چنین اقدامی عاقلانه نیست و به نوعی، مبارزه با قانون آفرینش است. بنابراین راه صحیح آن است كه آنها را از طریق معقولی اشباع نموده و از آنها در مسیر سازندگی بهره‏برداری كنیم. اكنون این پرسش پیش می‏آید كه در بسیاری از شرایط و محیط‏ها، افرادی قادر به ازدواج دائم نیستند، یا افراد متأهل در مسافرت‏های طولانی و یا مأموریت‏ها با مشكل عدم ارضای غریزه جنسی روبه رو می‏شوند. این موضوع به خصوص در عصر حاضر به شكل حادتری رخ نموده است؛ چرا كه سن ازدوج، بر اثر طولانی شدن دوره تحصیل و مسائل پیچیده اجتماعی، بالا رفته و كمتر جوانی می‏تواند در سن پایین ـ یعنی در داغ‏ترین دوران غریزه جنسی ـ اقدام به ازدواج كند. با این وضع، چه باید كرد؟ آیا باید مردم را به سركوب كردن این غریزه (همانند رهبان‏ها و راهبه‏ها) تشویق كرد؟ یا اینكه آنان را در برابر بی‏بند و باری جنسی، آزاد گذاشت و شاهد صحنه‏های زننده بود؟ و یا آنكه راه سومی را در پیش بگیریم كه نه مشكلات ازدواج دائم را به بار آورَد و نه آن بی‏بند و باری جنسی را؟ «ازدواج دائم» نه در گذشته و نه در امروز، به تنهایی جواب‏گوی نیازمندی‏های جنسی همه طبقات مردم نبوده و نیست. ما بر سر دو راهی قرار داریم: یا باید «فحشا» را مجاز بدانیم و یا طرح ازدواج موقت را بپذیریم. معلوم نیست آنها كه هم با ازدواج موقت مخالفند و هم با فحشا، چه جوابی برای این سؤال دارند؟ طرح ازدواج موقّت، نه شرایط سنگین ازدواج دائم را دارد ـ كه با عدم تمكن مالی یا اشتغالات تحصیلی و مانند آن نسازد ـ و نه زیان‏های فجایع جنسی و فحشا را در بر دارد.

ناصر مكارم شیرازی، تفسیر نمونه‏(تهران، دار الكتب الاسلامیه، 1374، ج 3، ص 341)
مجتبی حیدری


[1] . َکافی .ج6.ص 55 : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُبْغِضُ أَوْ یَلْعَنُ كُلَّ ذَوَّاقٍ مِنَ الرِّجَالِ وَ كُلَّ ذَوَّاقَةٍ مِنَ النِّسَاء
[2] . بقره :57

·






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی