تبلیغات
بــــــرگ مـــعــرفـــــت
 
بــــــرگ مـــعــرفـــــت
برگ درختان سبز در نظر هوشیار --- هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
درباره وبلاگ


خدایا مرا این عزّت بس است كه بنده تو باشم،
و برایم این افتخار كافى است كه تو پروردگار من باشى،
تو آنچنانى‏ كه من دوست دارم،
مرا هم, چنان كن كه خود دوست دارى.

مدیر وبلاگ : علیرضا سرداری
مطالب اخیر

ابان از سلیم نقل مى كند كه گفت: از سلمان فارسى شنیدم كه مى گفت: 
على علیه السّلام بابى است كه خداوند آن را باز كرده است. هر كس داخل آن شود مؤمن، و هر كس از آن خارج شود كافر است 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
بسم الله الرحمن الرحیم 

ابان از سلیم نقل مى كند كه گفت: از على بن ابى طالب علیه السّلام شنیدم كه قبل از واقعه صفین مى فرمود: 

بخدا قسم ما را همراه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مى دیدى كه پدران و پسران و دائى‌ها «۱» و عموها و فامیلهاى خود را مى كشتیم، و این مطلب ایمان و تسلیم و جدیت ما را در اطاعت خدا و قدرت بیشتر براى مبارزه با همتاهاى خود افزون مى كرد. 
مردى از ما و مردى از دشمنمان مانند دو فحل (نر) با یك دیگر در مى آویختند و هر یك در فكر رهائى خود بود و اینكه كدام به رفیقش كاسه مرگ را بچشاند. گاهى از طرف دشمن به نفع ما مى شد و گاهى از طرف ما به نفع دشمن مى گشت. 
وقتى خداوند ما را صادق و صابر دید آیه قرآن در ذكر خیر ما و رضایت از ما فرستاد و پیروزى را بر ما نازل كرد. 

من نمى گویم: 


نوع مطلب : داستان خلافت ابلیس، 
برچسب ها : اوصاف عمر، شجاعت عمر در جنگ، صفات عمر، ترسو بودن عمر، نفاق عمر، نظرحضرت علی درباره عمر، توصیف شجاعت های عمر،
لینک های مرتبط :
بسم الله الرحمن الرحیم
بدانید كه ایمان بر چهار پایه بنا شده است: یقین و صبر و عدل و جهاد
یقین 
یقین بر چهار شعبه است: شوق و ترس و زهد و انتظار «۳». 
هر كس مشتاق بهشت باشد شهوات را از یاد مى برد، و هر كس از آتش بترسد از محرّمات پرهیز مى كند، و هر كس نسبت به دنیا زهد و بى اعتنایى كند مصیبتها بر او آسان مى شود «۴»، و هر كس به انتظار مرگ باشد در خیرات مى شتابد. 
صبر 
صبر بر چهار شعبه است:


نوع مطلب : روایات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
بسم الله الرحمن الرحیم 
داستانی بسیار جالب و تکان دهنده از توطئه اصحاب پیامبر صلی الله علیه و اله و سلّم
 و چگونگی گمراه شدن اصحاب
ابان از سلیم نقل مى كند كه گفت: در بیمارى ابو ذر- كه در زمان حكومت عمر مبتلا شده بود- نزد او حاضر بودم. عمر بعنوان عیادت نزد او آمد، در حالى كه امیر المؤمنین علیه السّلام و سلمان و مقداد هم نزد او بودند و ابو ذر به آن حضرت وصیّت كرده و نوشته بود و شاهد گرفته بود. 
وقتى عمر بیرون رفت مردى از فامیل ابو ذر- كه از پسر عموهاى او، از طایفه بنى غفار بود- گفت: چه مانعى داشت به امیر المؤمنین عمر وصیت مى كردى؟! ابو ذر گفت: 


نوع مطلب : قرآن، پاسخ به شبهات، داستان خلافت ابلیس، 
برچسب ها : اصحاب شوری، بیعت اصحاب با ابوبکر، گمراه شدن اصحاب پیامبر، پیمان برعلیه علی، اعتراض ابوبکر و عمر به پیامبر ص، امیرالمومنین واقعی، ماجرای خلافت،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسم اللَّه الرحمن الرحیم

سپس حضرت رو به عده اى از اهل بیت و شیعیانش كرد و فرمود:
 بخدا قسم، از حاكمان قبل از من كارهاى بزرگى سرزده كه در آنها عمدا با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مخالفت كرده اند.
 اگر مردم را بر ترك آنها و برگرداندن آنها از موقعیت كنونى به صورتى كه در زمان پیامبر صلى اللَّه علیه و آله اجرا مى شد وادار كنم لشكر من از اطرافم پراكنده مى شوند، بطورى كه در لشكرگاهم جز خود و عدّه كمى از شیعیانم كه فضیلت و امامت مرا از روى كتاب خدا و سنّت  پیامبرش- نه از راه دیگرى- معتقدند كسى باقى نمى ماند!!
 نمونه هایى از بدعتهاى ابو بكر و عمر و عثمان   



نوع مطلب : پاسخ به شبهات، داستان خلافت ابلیس، 
برچسب ها : بدعت، بدعت خلفا، اختلاف امیرالمومنین با خلفا، سخنان امیرالمومنین درباره خلفا، کارهای خلفا، تغییرات خلفا در دین، وضو زمان پیامبر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 23 مرداد 1393

 ابو عبدالرحمان به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: به درستیکه گاهی محزون و ناراحت و گاهی مسرور می شوم و دلیلی از مال و اهل و اولادم نمی بینم. امام (علیه السلام) فرمودند: با هر کسی فرشته ای و شیطانی هست. خوشحالی بی دلیل، به خاطر نزدیک شدن فرشته ی الهی به او؛ و غم، به دلیل نزدیکی شیطان به اوست. این است که خدا فرموده است: «الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشاء و الله یعدکم مغفره منه و فضلا» (4)شیطان به شما وعده ی فقر می دهد. در حدیثی ‌آمده است که شیطان به گوش دل انسانی که می خواهد انفاق کند، می گوید: «لا تنفقوا فانکم تفتقرون» یعنی انفاق نکنید، زیرا مبتلا به فقر می شوید.(5)


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393
ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻢ ﻛﺠﺎ ﺑﻮﺩﻡ ﻛﺠﺎ ﻫﺴﺘﻢ // ﺍﮔﺮ ﻋﺎﻗﻞ ﺍﮔﺮ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺴﺘﻢ//
 ﺑﺮﺍﻧﻴﺪﻡ ﺑﺨﻮﺍﻧﻴﺪﻡ ﺑﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﻭ ﮔﻮﻳﻢ //ﻛﻪ ﺍﺯ ﺟﻮﻱ ﺷﻤﺎ ﺳﻴﺮﺍﺏ ﻭ ﺍﺯ ﺟﺎﻡ ﺷﻤﺎ ﻣﺴﺘﻢ //
ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺑﺎﻛﻲ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺯ ﺁﺗﺶ ﺩﻭﺯﺥ// ﭼﻪ ﻏﻢ ﮔﺮ ﺑﺎﺭ ﻣﻦ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﺍﮔﺮ ﺧﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩ ﺩﺳﺘﻢ //
ﺗﻮﻟﺎﻱ ﺷﻤﺎ ﻧﻮﺭ ﻭﻟﺎﻳﺖ ﺩﺍﺩ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﻢ//  ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺍﺭﻡ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﺯﻝ ﺟﺴﺘﻢ //
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﻱ ﻋﻄﺮ ﮔﻞ ﻧﺮﻭﻳﺪ ﺍﺯ ﻧﻔﺴﻬﺎﻳﻢ //ﻛﻪ ﺧﺎﺭﻱ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺩﺭ ﮔﻠﺒﻦ ﻣﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﺭﺳﺘﻢ//
ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺠﻴﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﺑﺎﺯ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻢ //ﺍﻟﺎ ﺁﻝ ﭘﻴﻤﺒﺮ ﻣﻦ ﺳﮓ ﻛﻮﻱ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻢ//
ﻧﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻏﺪﻳﺮ ﺧﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺩﺍﻣﻦ ﺣﻴﺪﺭ// ﻛﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺜﺖ ﺑﺮ ﻋﻠﻲ ﻭ ﺁﻝ ﭘﻴﻮﺳﺘﻢ //
ﻋﺠﺐ ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺧﺮﺩﺳﺎﻟﻲ ﻳﺎ ﻋﻠﻲ ﮔﻔﺘﻢ //ﻛﻪ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺧﻠﻘﺖ ﺧﻮﺩ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﻏﻴﺮ ﺷﻤﺎ ﺷﺴﺘﻢ//
 ﻋﻄﺎ ﺩﻳﺪﻡ ﺧﻄﺎ ﻛﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺭ ﺭﻭ ﻧﮕﺮﺩﺍﻧﺪﻡ// ﻧﻤﻚ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﻧﻤﻜﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﻜﺴﺘﻢ ﻋﻬﺪ ﻧﺸﻜﺴﺘﻢ 
حاج غلامرضا سازگار


نوع مطلب : کشکول، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 160 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی